• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

وقتی طبقه متوسط فرو می‌ریزد

منصوره حسینی یگانه
منصوره حسینی یگانه

ایران‌اینترنشنال

۱۲ خرداد ۱۴۰۵، ۱۰:۲۷ (‎+۱ گرینویچ)

در میان همه شاخص‌هایی که برای سنجش سلامت یک جامعه به کار می‌روند، شاید هیچ‌کدام به اندازه وضعیت طبقه متوسط، گویای حال و آینده یک کشور نباشد.

یک- اقتصاددانان ممکن است از نرخ رشد، تورم یا سرمایه‌گذاری سخن بگویند و سیاستمداران از امنیت و ثبات، اما جامعه‌شناسان سال‌هاست بر یک واقعیت تاکید می‌کنند: هیچ جامعه‌ای بدون یک طبقه متوسط قدرتمند، پایدار، توسعه‌یافته و امیدوار، نمی‌تواند مسیر رشد و ثبات را ادامه دهد.

طبقه متوسط صرفا گروهی از مردم با درآمد متوسط نیست. این طبقه حامل ارزش‌هایی چون آموزش، تخصص، مشارکت مدنی، امید به آینده، سرمایه‌گذاری در فرزندان و باور به امکان پیشرفت از طریق تلاش فردی است.

در واقع، طبقه متوسط همان نیرویی است که میان ثروت و فقر، میان دولت و جامعه و میان سنت و مدرنیته، تعادل ایجاد می‌کند.

دو- گزارش‌های منتشرشده در ماه‌های اخیر تصویری نگران‌کننده از وضعیت معیشتی خانوارهای ایرانی ارائه می‌کنند. آنچه زمانی نشانه فقر مطلق تلقی می‌شد، امروز به تجربه بخشی از طبقه متوسط تبدیل شده است.

بازگشت خریدهای نسیه، ثبت بدهی در دفترهای فروشگاه‌های محلی، حذف تدریجی میوه، گوشت و بسیاری از کالاهای مصرفی از سبد خانوار، افزایش چند‌شغله بودن و نگرانی دائمی از هزینه‌های مسکن، درمان و آموزش، دیگر فقط روایت طبقات کم‌درآمد نیست.

حقوق‌بگیرانی که روزگاری خود را متعلق به طبقه متوسط می‌دانستند، امروز از رساندن دخل به خرج در پایان ماه عاجز هستند.

تهران، شهری که برای دهه‌ها نماد شکل‌گیری طبقه متوسط ایران بود، امروز بیش از هر زمان دیگری این تغییر را به نمایش می‌گذارد.

افزایش سرسام‌آور اجاره‌بها، کاهش قدرت خرید، مهاجرت اجباری خانوارها به حاشیه شهر و حذف تدریجی بسیاری از الگوهای مصرفی، تصویری از جامعه‌ای را نشان می‌دهد که ستون میانی آن در حال فرسایش است.

سه- در همه کشورهای توسعه‌یافته، طبقه متوسط موتور اصلی توسعه اقتصادی و سیاسی محسوب می‌شود.

معلمان، پزشکان، مهندسان، روزنامه‌نگاران، استادان دانشگاه، کارمندان، صاحبان کسب‌وکارهای کوچک و متخصصان، بدنه اصلی این طبقه را تشکیل می‌دهند.

این گروه بیش از هر طبقه دیگری در آموزش سرمایه‌گذاری می‌کند، مالیات می‌پردازد، خواهان حاکمیت قانون است و برای آینده برنامه‌ریزی می‌کند. به همین دلیل بسیاری از نظریه‌پردازان علوم سیاسی معتقدند طبقه متوسط بزرگ‌ترین حامی اصلاحات تدریجی و ثبات اجتماعی است.

در جوامعی که طبقه متوسط نیرومند است، اختلافات معمولا از طریق گفت‌وگو، انتخابات، نهادهای مدنی و سازوکارهای قانونی مدیریت می‌شوند. اما هرگاه این طبقه ضعیف شود، جامعه به سمت دو قطبی شدن حرکت می‌کند: اقلیتی ثروتمند و اکثریتی که روزبه‌روز فقیرتر می‌شوند.

در چنین شرایطی، امید اجتماعی جای خود را به ناامیدی، مهاجرت، خشم و بی‌اعتمادی می‌دهد.

چهار- انقلاب ۱۳۵۷ صرفا حاصل نارضایتی طبقات محروم نبود. دانشجویان، معلمان، کارمندان، دانشگاهیان و متخصصان شهری، یعنی بخش مهمی از طبقه متوسط، نیز از بازیگران اصلی آن بودند. این طبقه که در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ با گسترش آموزش و شهرنشینی رشد کرده بود، خواهان نقش و مشارکت بیشتری در تعیین سرنوشت سیاسی و اجتماعی کشور بود.

پس از انقلاب و به‌ویژه در دهه‌های پس از جنگ، طبقه متوسط ایران از نظر جمعیتی و تحصیلی گسترش یافت، اما از دهه ۱۳۹۰ به بعد، تورم، کاهش ارزش پول ملی و رکود اقتصادی، بخش بزرگی از آن را تحت فشار قرار داد.

در نتیجه، طبقه‌ای که زمانی موتور اصلاحات و تغییرات تدریجی بود، به تدریج با ناامیدی اقتصادی و اجتماعی روبه‌رو شد. اگر مطالبات آن در اعتراضات ۱۳۷۸ و ۱۳۸۸ بیشتر بر اصلاحات متمرکز بود، در اعتراضات ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ نشانه‌های روشنی از افزایش تردید نسبت به کارآمدی ساختارهای موجود و طرح مطالبات بنیادی‌تر دیده شد.

پنج- نگاهی به اعتراضات چهار دهه گذشته ایران نشان می‌دهد جایگاه طبقه متوسط در این تحولات نقشی کلیدی داشته است.

تیر ۱۳۷۸، اعتراضات دانشجویی بیش از هر چیز بیانگر مطالبات سیاسی و مدنی طبقه متوسط شهری بود. این اعتراضات در دورانی رخ داد که طبقه متوسط هنوز از نظر اقتصادی دچار فروپاشی نشده بود اما خواهان مشارکت بیشتر در عرصه عمومی بود.

سال ۱۳۸۸، جنبش سبز به اوج حضور سیاسی طبقه متوسط تبدیل شد. میلیون‌ها نفر از دانشجویان، متخصصان، کارمندان و اقشار تحصیل‌کرده در این جنبش حضور داشتند. بسیاری از تحلیلگران، جنبش سبز را مهم‌ترین حرکت سیاسی طبقه متوسط ایران پس از انقلاب می‌دانند.

اما در سال‌های بعد، ماهیت اعتراضات تغییر کرد.

اعتراضات دی ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸ بیش از آن که حول مطالبات سیاسی شکل بگیرند، ریشه در بحران‌های اقتصادی و معیشتی داشتند. تورم، بیکاری، کاهش قدرت خرید و احساس سقوط اقتصادی، محور اصلی نارضایتی‌ها بود.

این تغییر نشان می‌داد طبقه متوسط ایران دیگر فقط نگران آزادی‌های مدنی نیست، بلکه نگران بقای اقتصادی خود نیز هست.

اعتراضات ۱۴۰۱ نیز در شرایطی رخ داد که بخش بزرگی از جامعه با ترکیبی از نارضایتی‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مواجه بود.

این وضعیت نشان داد فرسایش طبقه متوسط صرفا یک مساله اقتصادی نیست، بلکه می‌تواند به بحرانی چندوجهی تبدیل شود.

اعتراضات و نارضایتی‌های بروز یافته در سال ۱۴۰۴ نیز از این منظر قابل توجه‌ هستند که هنوز نمی‌توان با اطمینان درباره پایگاه طبقاتی‌شان قضاوت کرد.

بر‌خلاف برخی اعتراضات گذشته که حضور طبقات یا گروه‌های اجتماعی مشخص‌تری در آن‌ها برجسته بود، در مورد تحولات ۱۴۰۴ داده‌ها و پژوهش‌های کافی برای ارائه یک تصویر قطعی وجود ندارد. آنچه تاکنون مشاهده شده، بیشتر از مشارکت و همدلی لایه‌های مختلف جامعه حکایت دارد؛ از اقشار کم‌درآمد و حقوق‌بگیران گرفته تا بخش‌هایی از طبقه متوسط که در سال‌های اخیر با کاهش قدرت خرید، نااطمینانی اقتصادی و محدود شدن چشم‌انداز پیشرفت اجتماعی مواجه شده‌اند.

از این رو، شاید هنوز برای طبقه‌بندی دقیق این اعتراضات زود باشد و تنها بتوان گفت بازتابی از نارضایتی‌هایی هستند که مرزهای سنتی طبقات اجتماعی را درنوردیده‌اند.

شش- تاریخ معاصر نشان می‌دهد فرسایش طبقه متوسط اغلب مقدمه‌ای بر بی‌ثباتی‌های سیاسی و اجتماعی بوده است.

در تونس، اعتراضات سال ۲۰۱۰ تنها نتیجه فقر نبود. بیکاری گسترده فارغ‌التحصیلان و ناامیدی طبقه متوسط تحصیل‌کرده، نقش مهمی در شکل‌گیری خیزشی داشت که به سقوط حکومت زین‌العابدین بن‌علی انجامید.

در مصر نیز بخش مهمی از معترضان میدان التحریر در سال ۲۰۱۱ را جوانان تحصیل‌کرده و اعضای طبقه متوسط شهری تشکیل می‌دادند. نسلی که میان انتظارات خود و واقعیت‌های اقتصادی و سیاسی، شکاف عمیقی احساس می‌کرد.

آرژانتین در سال ۲۰۰۱ نمونه دیگری بود. بحران اقتصادی و سقوط ارزش پول ملی، میلیون‌ها نفر از طبقه متوسط را به زیر خط فقر کشاند و موجی از اعتراضات را رقم زد که به بی‌ثباتی سیاسی گسترده انجامید.

شاید هشدار‌دهنده‌ترین نمونه، ونزوئلا باشد که در چند دهه، از جامعه‌ای دارای یکی از بزرگ‌ترین طبقات متوسط آمریکای لاتین، به کشوری با تورم افسارگسیخته، مهاجرت میلیونی و فروپاشی گسترده قدرت خرید شهروندان تبدیل شد.

وجه مشترک همه این تجربه‌ها روشن است: هر‌گاه طبقه متوسط امید خود را به آینده از دست داده، بحران اقتصادی به سرعت به بحران اجتماعی و سیاسی تبدیل شده است.

هفت- مرور تجربه ایران، تونس، مصر، آرژانتین و ونزوئلا، یک پیام مشترک دارد: جوامع زمانی وارد دوره‌های پرتنش می‌شوند که طبقه متوسط دیگر نتواند نقش تاریخی خود را ایفا کند.

طبقه متوسط تنها یک طبقه اقتصادی نیست بلکه ذخیره امید اجتماعی، موتور اصلاحات و مهم‌ترین عامل ثبات سیاسی است.

این طبقه معمولا خواهان تغییرات تدریجی، اصلاحات ساختاری و بهبود شرایط از درون نظام‌های سیاسی است. به همین دلیل، تا زمانی که چشم‌اندازی برای بهبود وجود داشته باشد، نقش ضربه‌گیر بحران‌ها را ایفا می‌کند و از رادیکال شدن فضای سیاسی جلوگیری می‌کند.

اما هنگامی که این طبقه تحت فشارهای اقتصادی مداوم قرار بگیرد، قدرت خرید خود را از دست بدهد، امکان برنامه‌ریزی برای آینده را نداشته باشد و احساس کند مسیر پیشرفت فردی و اجتماعی مسدود شده است، به تدریج اعتماد خود را به سازوکارهای موجود از دست می‌دهد.

در چنین شرایطی، مطالبات نیز تغییر ماهیت پیدا می‌کنند.

اگر اعتراضات دانشجویی تیرماه ۱۳۷۸ بیش از هر چیز حول آزادی‌های مدنی و سیاسی شکل گرفته بود و جنبش سبز در سال ۱۳۸۸ بر مطالبه اصلاح روندهای سیاسی و انتخاباتی تمرکز داشت، اعتراضات دی‌ماه ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸ نشانه تغییر مهمی در جامعه ایران بودند.

در این دوره، مطالبات اقتصادی، نارضایتی از وضعیت معیشتی و احساس بی‌عدالتی اجتماعی به مرکز اعتراضات منتقل شد. برای نخستین بار پس از سال‌ها، شعارهای بخشی از معترضان از حوزه اصلاحات فراتر رفت و اصل ساختار حکمرانی را نیز هدف قرار داد.

این روند در اعتراضات سال ۱۴۰۱ ابعاد گسترده‌تری پیدا کرد. آنچه در گذشته عمدتا به عنوان مطالبه اصلاحات یا تغییر برخی سیاست‌ها مطرح می‌شد، در بخشی از جامعه جای خود را به پرسش‌های بنیادی‌تر درباره ساختار سیاسی، نحوه حکمرانی و آینده کشور داد.

به بیان دیگر، بخشی از جامعه که زمانی به اصلاحات تدریجی امیدوار بود، اکنون نسبت به امکان تحقق این اصلاحات تردیدهای جدی پیدا کرده است.

در بسیاری از کشورها، از تونس و مصر گرفته تا ونزوئلا و آرژانتین، فرسایش طبقه متوسط پیش از آن که یک بحران اقتصادی باشد، به بحران اعتماد تبدیل شد.

زمانی که شهروندان احساس کنند تلاش، تحصیل، تخصص و کار دیگر نمی‌تواند زندگی بهتری برایشان فراهم کند، سرمایه اجتماعی کاهش می‌یابد و فاصله میان جامعه و حاکمیت افزایش پیدا می‌کند.

امروز مساله طبقه متوسط در ایران دیگر صرفا موضوعی اقتصادی نیست و به آینده توسعه، ثبات اجتماعی، سرمایه اجتماعی و چشم‌انداز سیاسی کشور گره خورده است.

پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که آیا مردم می‌توانند رفاه گذشته خود را بازیابند، بلکه این است که آیا می‌توان اعتماد از دست‌رفته و امید به آینده را نیز احیا کرد؟

تجربه تاریخی نشان می‌دهد هرگاه طبقه متوسط ضعیف شده، جامعه وارد دوره‌ای از بی‌ثباتی، قطبی شدن و افزایش تنش‌های سیاسی شده است.

به همین دلیل، سرنوشت طبقه متوسط تنها سرنوشت یک قشر اجتماعی نیست، بلکه سرنوشت آینده یک کشور است.

Banner

پربازدیدترین‌ها

لیست ممنوعه کریستیانو؛ ۱۰ چهره‌ای که در مراسم عروسی رونالدو و جورجینا جایی ندارند
۱

لیست ممنوعه کریستیانو؛ ۱۰ چهره‌ای که در مراسم عروسی رونالدو و جورجینا جایی ندارند

۲

روایت فداکاری‌های محمد صلاح؛ از سفرهای ۹ ساعته تا خوابیدن زیر آسمان قاهره

۳

حمیدرضا رجب‌زاده، مداح حکومتی، پس از ربایش به قتل رسید

۴

آمریکا صرافی‌های ارز دیجیتال مرتبط با شبکه قمار جمهوری اسلامی را تحریم کرد

۵
تحلیل

نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند

انتخاب سردبیر

  • سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس: حذف ارز دارو می‌تواند ۱۴۰۶ را به «سال کشتار بیماران» تبدیل کند

    سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس: حذف ارز دارو می‌تواند ۱۴۰۶ را به «سال کشتار بیماران» تبدیل کند

  • تهران با طولانی کردن جنگ در پی ضربه زدن به ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای است
    تحلیل

    تهران با طولانی کردن جنگ در پی ضربه زدن به ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای است

  • نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند
    تحلیل

    نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند

  • رییس‌جمهور تشریفات؛ پزشکیان در حاشیه روزهای جنگ
    تحلیل

    رییس‌جمهور تشریفات؛ پزشکیان در حاشیه روزهای جنگ

  • هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد
    تحلیل

    هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد

  • روزنامه شرق: جوانان ایرانی طبقه متوسط به‌دلیل دغدغه‌های اقتصادی دچار اضطراب مزمن هستند

    روزنامه شرق: جوانان ایرانی طبقه متوسط به‌دلیل دغدغه‌های اقتصادی دچار اضطراب مزمن هستند

  • هشدار کارشناسان درباره کاهش مصرف لبنیات و خطر گسترش سوءتغذیه و پوکی استخوان در ایران

    هشدار کارشناسان درباره کاهش مصرف لبنیات و خطر گسترش سوءتغذیه و پوکی استخوان در ایران

  • رییس انجمن دفاتر خدمات مسافرتی: گردشگری ایران به وضعیت «زیر صفر» رسیده است

    رییس انجمن دفاتر خدمات مسافرتی: گردشگری ایران به وضعیت «زیر صفر» رسیده است

  • وداع آخر زیر سایه تورم؛ هزینه خاکسپاری در تهران تا ۵۰ درصد افزایش یافت

    وداع آخر زیر سایه تورم؛ هزینه خاکسپاری در تهران تا ۵۰ درصد افزایش یافت

  • سه سال پس از مهسا؛ دانشگاه در حاشیه

    سه سال پس از مهسا؛ دانشگاه در حاشیه

  • اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴؛ از خیزش سراسری تا سرکوب چندلایه

    اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴؛ از خیزش سراسری تا سرکوب چندلایه

  • یارانه یک خانواده‌ ۳ نفره، هم‌قیمت ۵ کیلو روغن است

    یارانه یک خانواده‌ ۳ نفره، هم‌قیمت ۵ کیلو روغن است

•
•
•

مطالب بیشتر

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.