این مقاله گزارشی است از حدود ۴ دهه جنگهای علی خامنهای با ایران و ایرانی. جنگهایی که اگرچه با انقلاب ۵۷ و آمدن روحالله خمینی آغاز شد، اما با رهبری خامنهای تبدیل به ساختار و شناسنامه جمهوری اسلامی شد و تا ویرانی ایران و زندگی ایرانیان ادامه یافت.
یکم. جمهوری اسلامی در کمتر از نیم قرن حکومت، حداقل ۱۵ جنگ را بر ایران تحمیل کرد. ۳ جنگ خارجی و ۱۲ جنگ داخلی. حالا دیگر مجموعهای از اسناد و شواهد در دسترس همگان است که نشان میدهند جمهوری اسلامی در افروختن آتش جنگ ۸ ساله ایران و عراق، نقش محوری و اساسی داشت. به اصطلاح حقوقی، اگر صدام حسین عامل «مباشر» جنگ بود، جمهوری اسلامی «معاون و شریک و سبب» جنگ علیه ایران بود.
چهار دهه بعد، همین اتفاق در جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه هم افتاد. نمیشود با تاسیس و تمویل و تجهیز ۹ گروه نیابتی (در لبنان، فلسطین، سوریه، یمن، عراق، افغانستان، پاکستان، بحرین و عربستان سعودی که دو تای آخر در مراحل شکلگیری، افشا شد و شکست خورد) منطقه و جهان را تهدید کرد و برای «محو یک کشور» نقشه کشید و توقع جنگ نداشت.
کشتار هزاران زندانی در تصفیه تابستان ۶۷، سرکوب و قتل معترضان در سالهای ۷۱، ۷۴، ۷۸، ۸۸، ۹۶، ۹۸، ۱۴۰۱، ۱۴۰۴، سرکوب خونین اقلیتها و اقوام، هزاران کشته پس از جلوگیری از ورود واکسن کرونا به کشور و رتبه نخست اعدام در جهان، عناوین جنگهای داخلی است. جنگهایی که فقط یک طرفش یعنی حکومت، مسلح و مسلط بود و طرف دیگرش، مردم ایران، قربانیان بیسلاح و بیپناه این جنگها بودند.
بر این ۱۵ جنگ مستقیم، میتوان از کشتارهای غیرمستقیم مثل سالانه دهها هزار قربانی آلودگی هوا، جادهها و سیاستهای منجر به فقر و فلاکت هم نوشت و آن را به پای مدیریت و ساختار حکومت گذاشت.
غیر از ۳ مورد، تمام این فهرستِ ۱۵ گانه، کارنامه جمهوری اسلامی در دوران رهبری علی خامنهای است که حتی با در نظر گرفتن آمارهای خود جمهوری اسلامی، حداقل ۲ میلیون کشته بر جای گذاشته است.
دوم: شاید در این مجال کوتاه، مروری بر گفتمان و رفتار خامنهای در جنگ با مردم، به فهم عمق فاجعه کمک کند.
۱- نهم و دهم خرداد ۱۳۷۱، در سومین سالگرد رهبری خامنهای، وقتی معترضان در مشهد (زادگاه او) به خیابان آمدند، او دستور سرکوب داد و در سخنرانی ۲۰ خرداد همان سال گفت: «باید با اینها برخورد کنند. مثل علف هرزه، باید اینها را بکَنند و درو کنند و دور بیندازند ....»
۲- خرداد ۱۳۸۸، وقتی معترضان به تقلب در انتخابات ۸۸ به خیابان آمدند، خامنهای در خطبه نماز جمعه ۲۹ خردادماه مجوز کشتار و شکنجه را صادر کرد و با اشاره به رهبران اعتراضات (میرحسین موسوی و مهدی کروبی)، گفت: «چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خونها و خشونتها و هرج و مرجها، آنهایند ....»
نتیجه این سخنان شد قتل دهها معترض (حداقل ۸۰ نفر) و شکنجه دهها تن در کهریزک که ۴ قتل زیر شکنجه در کهریزک را «نظام» رسما پذیرفت.
۳- در زمستان ۱۴۰۱، تنها از ۳ بیمارستان تهران، بیش از ۵۰۰ مورد شلیک به چشمها گزارش شد تا آنجا که ۱۱ بهمنماه، روزنامه همشهری چاپ تهران، به صراحت فرماندهی یگانهای ویژه فراجا را خطاب قرار داد و پرسید: «آیا واقعا این رفتار [شلیک به چشم و سر] از نیروهای یگان ویژه سر زده؟»
اما یک ماه پیش از عملیات شلیک به چشمها، خامنهای در پنجم آذر ۱۴۰۱، در دیدار با بسیجیان خطاب به آنها گفته بود: «شما از حرم دفاع کردید ... شما دلاوران رزمآور لبنان را هر جور توانستید کمک کردید، شما به فلسطینیها هم کمک کردید ... مقابله با اغتشاشگر هم یکی از مهمترین کارهای بسیج است. این اغتشاشگر سرانگشت همان کسانی است که در آن نقشه بزرگ شکست خوردند.»
۴- خامنهای چهاردهم خرداد ۱۴۰۲ در سالمرگ روحالله خمینی، برای نخستین بار از «هستههای مقاومت در سراسر کشور» حرف زد. تعبیری که پیش از این در ادبیات رسمی «نظام»، برای گروههای مسلح زیر نظر سپاه قدس در خارج از کشور به کار برده میشد.
او پس از توصیف ترکیب معترضان سال ۱۴۰۱ (جنبش زن، زندگی، آزادی) به «مغرض، غافل، احساساتی، کمعمق، اراذل و اوباش» گفت: «جوانهای متعهد در خیابانها ... بسیج دانشجویی، بسیج اقشار در داخل شهرهای کشور، مردم متعهد و متدین، وظایف خودشان را انجام دادند.»
و کمی بعد صریحتر توضیح داد: «ما امروز در سرتاسر کشور، هزاران هسته مقاومت در مساجد و در هیاتها داریم. از این هستههای مقاومت، جوانهایی برمیخیزند به عنوان مدافع حرم، به عنوان مدافع امنیت، به عنوان بسیجی دانشجو.»
اینجا دیگر اسلحه «هستههای مقاومت» داخل و خارج نمیشناخت. دستکم اگر قبلا به این صراحت اعلام نشده بود، حالا دیگر وجود یک «داعش خانگی» به رسمیت شناخته شده بود.
۵- خامنهای سرانجام در سخنرانی نوزدهم دیماه ۱۴۰۴، یعنی فردای آخرین کشتار عمرش، معترضان ۱۸ و ۱۹ دی را «یک مشت تخریبگر»، «اغتشاشگر» و «افراد مضر برای کشور» توصیف کرد که برای «خوشامد دل رییسجمهور آمریکا» دست به «تخریب ساختمانها و آتش زدن سطلهای زباله» زدهاند.
سوم: طی چهار دهه رهبری خامنهای، هر چه گذشت، جنگها فرسایشیتر، حکومتش بستهتر و ایرانیها از او دورتر شدند. برخی از همراهان سابق حکومت (مانند آیتالله منتظری و آیتالله طاهری اصفهانی) جمهوری اسلامی را نامشروع و غاصب (اشغالگر) خواندند. تصفیه در حکومت به جایی رسید که به تدریج حتی از شمار همراهانِ سیاستهای جنگطلبانه او کاسته شد.
او در ۱۹ دی ۱۴۰۱، غیرمستقیم به تنها ماندنش در جنگ با ایران و جهان اعتراف کرد و در دیدار با «روحانیان و مردم قم» گفت: «توابین (یعنی پشیمانانِ جا مانده از کربلا) دیر جنبیدند. شما که میخواستید خون خود را در راه امام حسین بدهید، چرا در اول محرم، دوم محرم نیامدید که اقلا یک کاری صورت بدهید؟ آنجا میایستید تماشا میکنید، امام حسین به شهادت میرسد ... آن وقت میآیید؟»
یک سال بعد، او بار دیگر در ۲۹ بهمن ۱۴۰۲ همین هشدار را تکرار کرد و گفت: « نگذاریم بگذرد ... مثل ماجرای توابین نشود. توابین به کربلا نیامدند، بعد قیام کردند ... اما تاثیری در تاریخ نگذاشتند، چون بهوقت قیام نکردند. آن وقتی که باید میآمدند، نیامدند.»
چهارم: جنگهای خامنهای با ایران و ایرانی تمامی نداشت. حتی وقتی کسانی گمان میکردند که پروندهای بسته شده و جمهوری اسلامی به این نتیجه رسیده که خامنهای دستکم در یکی از جنگهایش با مردم عقبنشینی کرده، ناگهان معلوم میشد قرار است از در دیگری وارد شود و دقیقا همان جنگ را ادامه دهد.
مثلا حدود ۶ ماه بعد از جنگ ۱۲ روزه، درست زمانی که تصور عمومی بر این بود که حجاب اجباری و جنگ با زنان فروکش کرده، در پنجم آذرماه ۱۴۰۴، رییس شورای اطلاعرسانی دولت مسعود پزشکیان، گزارش محرمانه وزارت اطلاعات در مورد وضعیت حجاب و دستور پنهانی علی خامنهای به دولت در این باره را تایید کرد.
بنا بر این گزارش، «لایحه حجاب ۱۱ ماده عملیاتی دارد و قرار است که رسما اعلام نکنند این قانون در حال اجراست، اما بند بند آن انجام شود؛ از جمله پیامک و محدودیت ارائه خدمات به مکشفهها».
در نمونهای دیگر، برخی مخالفان نامدار جمهوری اسلامی در داخل کشور میگفتند اگر شمار معترضان، میلیونی باشد، سراسری شود و فقط به پایتخت خلاصه نشود، خامنهای توان کشتار هزاران نفر را نخواهد داشت. ایدهای که با اعتراضات سراسری هجدهم و نوزدهم دیماه رنگ باخت و دیکتاتور نشان داد انگیزه بقا و ظرفیت کشتارش نامحدود است.
پنجم: در کمتر از ۳۷ سال رهبری علی خامنهای، مردم ایران در ۳۱ انتخابات (با وجود نظارت استصوابی) شرکت کردند و چند دولت و مجلس «اصلاحطلب» را به قدرت رساندند و دهها جنبش و اعتراض سراسری و محلی و صدها کمپین مسالمتآمیز را تجربه کردند و هر بار بیش از پیش کشته دادند و آسیب دیدند تا مطمئن شوند هیچ تلاشی برای اصلاح و تغییر جواب نمیدهد.
اکثریت جمعیت و جامعه ایرانی، دریافت آن «علفزار هرز» که خامنهای میگفت باید درو شود، نخست خود او و سپس نظام جمهوری اسلامی است.
مخالفت با جنگ، قابل جمع با دفاع از خامنهای و جمهوری اسلامی نیست. هر کس به پایان جنگها میاندیشد نخست باید تکلیفش را با خامنهای و کارنامهاش و سپس با جمهوری اسلامی و شناسنامهاش روشن کند.
نادیده گرفتن رهبر و حکومتی که هویت و ماهیتش با جنگطلبی آمیخته را نمیتوان پشت ادای مخالفت با جنگ پنهان کرد. جنگ بد است مگر برای پایان دادن به منشا و کانون جنگافروزی.
«با دوستان مروت، با دشمنان مدارا»، مگر با دشمنانِ مدارا!
بر اساس اطلاعات اختصاصی رسیده به ایراناینترنشنال، سپاه پاسداران نیروهای ویژهای را در امتداد سواحل خلیج فارس مستقر کرده تا شناورهای عبوری از مسیر جنوبی تنگه هرمز را پیشاپیش شناسایی کنند و عوامل سپاه همزمان میکوشند از طریق منابع عمانی به زمانبندی عبور کشتیها دست یابند.
بر اساس این اطلاعات، نیروهای ویژهای که سپاه در امتداد سواحل خلیج فارس مستقر کرده، به سامانههای گوناگون جمعآوری اطلاعات، شامل پستهای دیدهبانی زمینی، تجهیزات دریایی و سامانههای هوایی مجهزند و بهتازگی ماموریت یافتهاند هر شناوری را که قصد عبور از مسیر جنوبی تنگه هرمز دارد، از قبل شناسایی کرده و درباره آن هشدار دهند.
این اطلاعات محرمانه همچنین نشان میدهد عوامل سپاه بهشکل گسترده در حال جمعآوری اطلاعات از منابع و عوامل عمانی هستند تا از هماهنگیها و زمانبندی عبور کشتیها از مسیر جنوبی تنگه هرمز از پیش آگاه شوند و هشدارهای لازم را دریافت کنند.
سپاه اعلام کرده که تنها مسیرهای مجاز برای عبور و مرور از تنگه هرمز مسیرهایی هستند که جمهوریاسلامی اعلام کرده و به شناورهای بینالمللی هشدار داده که از کریدور جنوبی تنگه هرمز که از آبهای نزدیک سواحل عمان میگذرد و عمان و سازمان بینالمللی دریانوردی استفاده از ان را توصیه کردهاند، استفاده نکنند.
استقرار شبکه شناسایی و رصد سپاه و تلاش این نیرو برای دسترسی به اطلاعات عبور کشتیها از طریق منابع عمانی در حالی صورت میگیرد که واشینگتن و تهران پس از چند دور تبادل آتش، یکشنبه ۷ تیر بر سر آرامسازی یکهفتهای اوضاع در تنگه هرمز به توافقی موقت رسیدند و مذاکرات دو طرف در دوحه بر اساس طرح تازهای که عمان پیشنهاد کرده در جریان است.
اطلاعات تازه نشان میدهد جمهوری اسلامی همزمان با نشستن پشت میز مذاکره، در حال تقویت زنجیره شناسایی و هشدار درباره شناورهایی است که از مسیر مورد تایید تهران عبور نمیکنند؛ مسیری که در کانون اختلاف کنونی تهران و واشینگتن است.
الگوی حمله هفته گذشته سپاه به یک کشتی تجاری در مسیر جنوبی، با ماموریت تازه این نیروها همخوانی دارد.
نیروهای سپاه پنجشنبه ۴ تیر یک کشتی باری با پرچم سنگاپور را در تنگه هرمز و در نزدیکی سواحل عمان هدف قرار دادند؛ حملهای که به گفته سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا به پل فرماندهی کشتی آسیب زد اما تلفاتی نداشت و تنها چند ساعت پس از هشدار نیروی دریایی سپاه درباره استفاده از مسیرهای تاییدنشده رخ داد.
در ادامه، جنگندههای آمریکایی جمعه ۵ تیر انبارهای موشک و پهپاد و سایتهای راداری ساحلی ایران را هدف گرفتند و نیروی دریایی سپاه نیز با حمله به نقاط استقرار نیروهای آمریکایی در منطقه پاسخ داد و با استناد به بند ۵ تفاهمنامه اسلامآباد اعلام کرد ترتیبات کنترل عبور و مرور در تنگه هرمز با جمهوری اسلامی است.
بر اساس گزارشها، اکنون سه مسیر متفاوت برای عبور از تنگه هرمز شکل گرفته است: مسیر جنوبی از آبهای نزدیک عمان، مسیر میانی که پیش از جنگ استفاده میشد و مسیر شمالی تحت کنترل ایران. کشتیهایی که مسیرهای غیرایرانی را انتخاب کنند خطر هدف قرار گرفتن را میپذیرند و آنها که از مسیر ایرانی عبور کنند، نگران تحریمهای غربی در صورت فروپاشی توافقاند.
یک تحلیلگر شرکت اطلاعات کشتیرانی کپلر در گفتوگو با سیانان هشدار داده در صورت حلنشدن اختلافها تا اواسط اوت، استفاده از هر سه مسیر آشفتهتر و ناامنتر خواهد شد.
به دلیل وجود مینهای دریایی در گذرگاه سنتی تفکیک تردد که سازمان بینالمللی دریانوردی در سال ۱۹۶۸ تعیین کرده بود، مسیر میانی همچنان عملا بسته است، هرچند تهران بر اساس تفاهمنامه پایان جنگ متعهد شده است ظرف ۳۰ روز مینهای دریایی را پاکسازی کند.
عبور کشتیها اکنون از دو مسیر نزدیک سواحل عمان و نزدیک سواحل ایران انجام میشود و نیروی دریایی ایران نیز به شناورها هشدار داده که تنها از جنوب جزیره لارک عبور کنند.
جدال بر سر مدیریت تنگه؛ عمان در دو نقش
تلاش سپاه برای دسترسی به اطلاعات عبور کشتیها از طریق منابع عمانی از آن رو اهمیتی دوچندان دارد که مسقط همزمان هم دولت ساحلی مسیر جنوبی است و هم میانجی و طراح چارچوب مذاکرات جاری.
محمدباقر قالیباف، رییس هیات مذاکرهکننده جمهوری اسلامی، دوم تیر در عمان گفت مدیریت تنگه هرمز به وضعیت پیش از جنگ بازنخواهد گشت و تهران در گفتوگو با چین و مصر پیشنهاد دریافت «هزینه خدمات» از کشتیها را با الگوگیری از آبراه داردانل مطرح کرده است.
در مقابل، بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان، چهارم تیر در دیدار با مارکو روبیو تاکید کرد هرگونه سازوکار احتمالی مدیریت تنگه شامل دریافت عوارض نخواهد بود.
مقامهای جمهوریاسلامی میگویند ایران و عمان حاکمیت مشترکی بر تنگه دارند و پس از پایان مهلت ۶۰ روزه تفاهمنامه، مدیریت مشترک و اخذ عوارض را آغاز خواهند کرد؛ اما آمریکا تنگه هرمز را آبراهی بینالمللی میداند که هر سازوکار تازه در آن نیازمند تایید کشورهای حوزه خلیج فارس است.
کاظم غریبآبادی، معاون وزیر خارجه جمهوری اسلامی، نیز پیشتر گفته بود عبور ایمن کشتیها از تنگه هرمز بدون هماهنگی با ایران «قابل تضمین نیست» و در صورت انجامنشدن این هماهنگی، ممکن است مسیرهای تعیینشده تعلیق شوند.
با گذشت دو هفته از امضای تفاهمنامه ۱۴ بندی اسلامآباد که پایان جنگ در همه جبههها، بازگشایی تنگه هرمز و پایان محاصره دریایی آمریکا را مقرر کرده، تردد در تنگه همچنان کسری از حجم پیش از جنگ است.
شمار تردد شناورها در سوم تیر به حدود ۷۰ مورد رسید که بالاترین رقم از آغاز جنگ است؛ در حالی که پیش از جنگ روزانه بهطور متوسط حدود ۱۳۰ شناور از این مسیر عبور میکرد.
مدیرکل سازمان بینالمللی دریانوردی نیز اعلام کرده از آغاز بحران تنگه هرمز ۱۴ دریانورد کشته شدهاند و این سازمان پس از حمله به کشتی سنگاپوری، عملیات تخلیه حدود ۶۰۰ کشتی و ۱۱ هزار ملوان گرفتار در منطقه را موقتا به حالت تعلیق درآورد.
با این حال دادههای ردیابی نشان میدهد شناورها بهرغم هشدارهای تهران همچنان به مسیر جنوبی روی میآورند. مرکز مشترک اطلاعات دریایی، نهاد تحت نظارت نیروی دریایی آمریکا، نیز اعلام کرده مسیر نزدیک سواحل عمان در حال گسترش است تا امکان تردد دوطرفه فراهم شود.
در چنین شرایطی، استقرار نیروهای ویژه سپاه برای شناسایی پیشاپیش شناورهای مسیر جنوبی و تلاش این نیرو برای دسترسی به اطلاعات عبور کشتیها از طریق منابع عمانی، نشان میدهد تهران خود را برای اعمال کنترل بر همان کریدوری آماده میکند که واشینگتن و مسقط در حال گسترش آن هستند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.