روایت رسانههای جهان از ۳ روز نخست تشییع جنازه علی خامنهای؛ مجتبی کجاست؟
بررسی پوشش رسانههای جهان از سه روز نخست تشییع علی خامنهای نشان میدهد رسانههای غربی، اسرائیلی و بخشی از رسانههای خلیج فارس، غیبت مجتبی و شعارهای ضدآمریکایی را برجسته کردند؛ در مقابل، رسانههای همسو با روایت رسمی تهران بر جمعیت، هیاتهای خارجی و «محور مقاومت» تاکید داشتند.
مراسم ششروزه تشییع جنازه خامنهای از صبح جمعه ۱۲ تیر با حضور مقامهای جمهوری اسلامی، هیاتهای خارجی و نمایندگان گروههای متحد حکومت، در مصلای تهران آغاز شد. این مراسم در روزهای شنبه و یکشنبه، ۱۳ و ۱۴ تیر، به تشییع عمومی در همان مجموعه و خیابانهای اطراف آن تبدیل شد؛ جایی که تابوت علی خامنهای و دیگر اعضای کشتهشده خانوادهاش، تحت تدابیر شدید امنیتی به نمایش در آمد.
آغاز مراسم در سایه غیبت رهبران جهانی و حضور هیاتهایی از گروههای نیابتی مورد حمایت جمهوری اسلامی، همراه با غیبت مجتبی خامنهای در کل مراسم، بهویژه هنگام خواندن نخستین دور نماز میت بر پیکر پدرش، سبب شد این مراسم، فراتر از یک آیین سوگواری صرف در رسانههای کشورهای مختلف بازتاب یابد و تحلیل شود.
بخش قابل توجهی از رسانههای غربی، اسرائیلی و بخشی از رسانههای کشورهای خلیج فارس، این مراسم را از زاویه بحران جانشینی، تهدیدهای ضدآمریکایی و پیامدهای امنیتی آن بررسی کردند؛ در مقابل، رسانههای همسو با روایت رسمی تهران، بر حضور جمعیت، مشارکت هیاتهای خارجی و همراهی گروههای عضو «محور مقاومت» تمرکز کردند و مراسم را نمایش تداوم قدرت جمهوری اسلامی پس از جنگ دانستند.
پوشش رسانههای جریان اصلی غربی از مراسم یکدست نبود. نیویورکتایمز، واشینگتنپست، گاردین و اسکاینیوز، در کنار پرداختن به غیبت مجتبی خامنهای، تدابیر امنیتی و شعارهای ضدآمریکایی، بخشهایی از روایت رسمی جمهوری اسلامی را هم بازتاب دادند؛ از جمله حضور گسترده جمعیت، فضای سوگواری عمومی، خانوادههای قربانیان جنگ و تلاش حکومت برای نمایش انسجام پس از کشته شدن خامنهای.
تمرکز رسانههای جریان اصلی غربی: جمعیت پرشمار، جانشین غایب
در گزارشهای روزنامه نیویورکتایمز، بهویژه لایوبلاگ این رسانه از مراسم، حضور جمعیت، موکبها، سوگواری و بیتابی حاضران و تصاویر قربانیان حمله به مدرسه میناب با جزییات میدانی بازتاب یافت. این پوشش، در بخشهایی، به روایت رسمی جمهوری اسلامی از مراسم نزدیک میشد: مراسمی گسترده، عاطفی و آمیخته با خشم عمومی از حمله آمریکا و اسرائیل.
همزمان، این رسانه در گزارشهای خود به کنترل امنیتی، محدودیت دسترسی خبرنگاران، شکافهای اجتماعی پس از اعتراضات دیماه،و غیبت مجتبی خامنهای نیز اشاره کرد. در یکی از تحلیلهای نیویورکتایمز، غیبت مجتبی نه فقط یک ملاحظه امنیتی، بلکه نشانهای از ابهام در مرکز قدرت توصیف شد که پرسشهایی درباره نحوه اداره کشور پس از کشته شدن رهبر پیشین جمهوری اسلامی ایجاد کرده است.
همه پسران خامنهای در نماز میت بر جنازه او حضور داشتند، جز فرزندی که جانشینش شد
روزنامه واشینگتنپست نیز رویکردی مشابه داشت. این روزنامه ۱۳ تیر در گزارشی، حضور جمعیت پرشمار در مصلای تهران را آزمونی برای سنجش توان حکومت در بسیج اجتماعی و نمایش حمایت عمومی توصیف کرد و نوشت اندازه جمعیت میتواند بهعنوان شاخصی غیررسمی از میزان پشتیبانی از حکومت تفسیر شود. از سوی دیگر، واشینگتنپست تاکید کرد گزارشگرش در شرایط محدود و با همراهی راهنما و مترجم دولتی امکان تهیه گزارش از این مراسم داشته و گفتوگو با حاضران در مراسم، لزوما بازتابدهنده نگاه همه جامعه ایران نیست.
گزارش دیگر واشینگتنپست که عصر یکشنبه ۱۴ تیر منتشر شد، با تمرکز بر خانوادههای کودکان کشتهشده در مدرسه میناب، بیش از بحران جانشینی، از زاویه انسانی و ضدجنگ به مراسم نگاه کرد و بخشی از پیام مورد تاکید جمهوری اسلامی را بازتاب داد.
گاردین هم تصویر دوگانهای ارائه کرد. در یکی از گزارشهای این روزنامه از سومین روز مراسم، غیبت مجتبی و درخواستها برای مرگ ترامپ برجسته شد؛ اما در گزارش دیگری که ۱۳ تیر منتشر شد، گاردین از جمعیت گسترده، موکبهای عزاداری، پرچمهای حزبالله، شعارهای انتقام و تلاش حکومت برای انتقال پیام مقاومت سیاسی و مذهبی نوشت. اسکاینیوز هم در گزارشی تصویری و انسانی درباره حضور خانوادههای کودکان کشتهشده در میناب، تشییع خامنهای را به روایت قربانیان جنگ، هزینه انسانی آن و خشم عمومی علیه آمریکا و اسرائیل پیوند زد.
غیبت مجتبی و ابهام درباره تمرکز قدرت
در مقابلِ این پوششهای چندلایه، برخی رسانهها غیبت مجتبی خامنهای را به اصلیترین محور گزارشهای خود تبدیل کردند. آسوشیتدپرس، سیبیسی، گلفنیوز، جروزالمپست و شماری از رسانههای اسرائیلی، غیبت رهبر جدید جمهوری اسلامی را در مراسم پدرش، نشانهای از نگرانی امنیتی، آسیبپذیری سیاسی و ابهام در جانشینی دانستند.
آسوشیتدپرس ۱۴ تیر گزارش داد سه پسر دیگر خامنهای در کنار مقامهای ارشد جمهوری اسلامی دیده شدند، اما مجتبی در انظار عمومی ظاهر نشد؛ موضوعی که در کنار حضور مسعود پزشکیان، محمدباقر قالیباف و احمد وحیدی، از نظر این خبرگزاری نشانه اعتماد مقامها به تدابیر امنیتی در میانه مذاکرات با آمریکا بود.
جمعیت حاضر در مصلای تهران
سیبیسی کانادا نیز تیتر گزارش ۱۴ تیر خود را بر همین موضوع بنا کرد. این رسانه، افزون بر غیبت مجتبی، به گزارشهایی درباره آسیبدیدگی او در حمله نهم اسفند، تهدیدهای اسرائیل علیه او و نبود هرگونه تصویر یا صدای عمومی از رهبر جدید جمهوری اسلامی اشاره کرد.
جروزالمپست نیز با نگاهی امنیتیتر، مراسم را صحنهای برای ارزیابی آینده حکومت ایران و حرکت بعدی تهران دانست. این رسانه در گزارشی با عنوان «نمایش عزاداری تهران» که ۱۴ تیر منتشر شد، غیبت مجتبی خامنهای را در کنار حضور نمایندگان گروههای متحد جمهوری اسلامی قرار داد و آن را بخشی از تصویر کلیتری از سردرگمی و بیثباتی در ساختار قدرت ایران پس از کشته شدن خامنهای تفسیر کرد.
از شعارهای ضدآمریکایی تا تهدید ترامپ
شعارهای ضدآمریکایی و تهدید ترامپ به مرگ یکی از محورهای مهم در پوشش رسانهای این مراسم بود. خبرگزاری آسوشیتدپرس نوشت جمعیت حاضر در مراسم شعارهای «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» سر دادند و خواستار انتقام حمله نهم اسفند شدند. این خبرگزاری همچنین به درخواست برخی چهرههای تندرو برای کشتن ترامپ و تصاویر بنرهایی با چهره رییسجمهوری آمریکا اشاره کرد.
پارچهنوشتهای در دست جمعیت عزادار خامنهای که خواستار کشتن رییسجمهوری آمریکاست
سیبیسی جزییات بیشتری ارائه کرد و نوشت در محوطه مصلی، پوسترها و دیوارنوشتههایی خواستار کشتن ترامپ و بنیامین نتانیاهو بودند. سیبیسی همچنین سخنان محمد رسولی، مجری و مداح مراسم، را برجسته کرد که از ترامپ با عنوان «پَستترین مرد جهان» یاد کرد و پرسید چرا هنوز زنده است.
یورونیوز نیز همین بخش را در تیتر مطلب ۱۴ تیر خود برجسته کرد. فاکسنیوز هم مراسم برگزار شده در مصلای تهران را صحنه شعارهای «مرگ بر آمریکا» و ادبیات انتقام توصیف کرد و نوشت تهران، حتی در میانه وقفه موقت در جنگ، از زبان تهدید فاصله نگرفته است.
تفاوت لحن رسانهها در این بخش مهم بود: فاکسنیوز و جروزالمپست که آشکارا علیه تهران مینویسند، این شعارها را نشانه تداوم تهدید امنیتی جمهوری اسلامی دانستند؛ اما نیویورکتایمز، واشینگتنپست، گاردین و الجزیره، هرچند شعارها را گزارش کردند، آنها را در متن جنگ، کشته شدن غیرنظامیان، فضای سوگواری و خشم عمومی پس از حمله آمریکا و اسرائیل قرار دادند.
تاکید بر جمعیت، مقاومت و تداوم قدرت
در سوی دیگر، رسانههایی که با روایت رسمی تهران همسوتر بودند یا از زاویه نزدیکتری به گفتمان جمهوری اسلامی و محور مقاومت به مراسم نگاه کردند، کمتر بر غیبت مجتبی یا تهدید ترامپ تمرکز داشتند. در این گروه، حضور جمعیت، پیام وفاداری، همراهی هیاتهای خارجی و تداوم حمایت جمهوری اسلامی از متحدان منطقهای برجسته شد.
«پلستاین کرونیکل»، رسانهای حامی فلسطین، ضد اسرائیل و نزدیک به گفتمان محور مقاومت، مراسم را یکی از بزرگترین مراسم دولتی در تاریخ معاصر ایران توصیف کرد و دیدار عباس عراقچی با هیاتهای حماس و حزبالله در حاشیه مراسم را نشانهای از تداوم اولویتهای منطقهای جمهوری اسلامی دانست.
رسانه قطری الجزیره نیز در پوشش تصویری و خبری خود بر مقیاس جمعیت و فضای سوگواری تاکید کرد. این شبکه از حضور «میلیونها نفر» در نماز و مراسم تشییع سخن گفت و تصاویر هوایی از جمعیت را برجسته کرد. هرچند الجزیره شعارهای ضدآمریکایی و ضداسرائیلی را هم گزارش کرد، اما آنها را نه بهعنوان تهدیدی مستقل علیه آمریکا، بلکه بیشتر در چارچوب خشم عمومی از حمله آمریکا و اسرائیل توضیح داد.
جعبههای حاوی بقایای علی خامنهای، داماد، عروس و نوهاش که همراه با او کشته شدند
فرانس۲۴، رسانه عمومی فرانسه، حضور مقامهایی از حزبالله، حماس، حوثیها و جهاد اسلامی را برجسته کرد و مراسم را به شبکه متحدان منطقهای جمهوری اسلامی پیوند زد. این رسانه نوشت تهران این گروهها را بخشی از «محور مقاومت» میداند، اما همزمان یادآور شد برخی از آنها از سوی آمریکا و کشورهای غربی گروه تروریستی شناخته میشوند.
در لبنان، پوشش رسانهها بسته به نسبت آنها با حزبالله، گروه نیابتی تحت حمایت جمهوری اسلامی، متفاوت بود. «لِ اورینت تودی» مراسم را از زاویه سفر هواداران حزبالله به تهران و پیوند بخشی از جامعه شیعیان لبنان با جمهوری اسلامی روایت کرد. «نَهار نت» نیز بیشتر بر حضور هیاتهای حزبالله و حماس و دیدار آنها با مقامهای ایرانی تمرکز داشت. در مقابل، رسانههای نزدیکتر به حزبالله و محور مقاومت، مانند المنار و المیادین، تشییع خامنهای را در چارچوب وفاداری به «مقاومت» و تداوم حمایت تهران از فلسطین و لبنان بازتاب دادند.
در عراق که قرار است ۱۷ تیر میزبان تابوت حامل بقایای علی خامنهای باشد، پوشش رسانهها بیشتر حول مسیر آیینی و آمادگیهای اجرایی مراسم شکل گرفت. خبرگزاری رسمی عراق، مسیر تشییع در نجف و برنامه انتقال پیکر خامنهای به شهرهای مذهبی عراق را برجسته کرد. شفقنیوز نیز از زاویهای محلیتر، آمادگی نجف و کربلا، تدابیر امنیتی و خدماتی و پیشبینی حضور گسترده عزاداران را پی گرفت. روداو، روداو، رسانه مستقر در اربیل و نزدیک به حزب دموکرات کردستان عراق و جریان نچیروان بارزانی، در کنار اشاره به انتقال مراسم به نجف و کربلا، حضور مقامهای عراقی و اقلیم کردستان در مراسم تهران را گزارش کرد. در این چارچوب، تشییع خامنهای در رسانههای عراقی کمتر به بحران جانشینی در تهران گره خورد و بیشتر در پیوند با جغرافیای آیینی شیعه و روابط مذهبی و سیاسی ایران و عراق بازتاب یافت.
کشورهای منطقه: از تسلیت رسمی تا نگرانی بابت پیامدهای منطقهای
در پوشش رسانههای رسمی یا پرمخاطب کشورهای منطقه، برخی رسانهها مراسم را در چارچوب حضور هیاتها و پیامهای تسلیت رسمی روایت کردند، برخی با لحنی همدلانهتر به آن پرداختند و برخی دیگر بر ابعاد امنیتی و سیاسی مراسم تمرکز داشتند.
آنادولو، خبرگزاری دولتی ترکیه، در چندین گزارش از مراسم تشییع جنازه در تهران، بیشتر بر حضور هیاتهای خارجی، شرکت معاون رئیسجمهوری ترکیه و دیدارهای مقامهای ایرانی با هیاتهای خارجی تمرکز کرد. تیآرتی، دیگر رسانه پرمخاطب و دولتی این کشور، نیز در گزارشهایی درباره آغاز مراسم و برگزاری نماز بر پیکر خامنهای، مسیر چندروزه تشییع، حضور جمعیت و تدابیر امنیتی را برجسته کرد؛ هرچند به غیبت مجتبی خامنهای هم بهعنوان یکی از نشانههای قابل رصد در مراسم اشاره داشت.
خبرگزاری رسمی قطر مراسم را در چارچوب دیپلماتیک پوشش داد. در مقابل، الجزیره، با وجود وابستگی به قطر، پوششی پررنگتر و احساسیتر ارائه داد.
تایمز عمان، روزنامهای خصوصی اما محافظهکار و نزدیک به چارچوب رسمی مسقط، حضور هیات رسمی عمان را به دستور سلطان هیثم بن طارق برجسته کرد. این گزارش بیش از آنکه وارد بحث جانشینی یا پیامدهای امنیتی مراسم شود، بر سطح نمایندگی رسمی عمان و ادای احترام دیپلماتیک به رهبر پیشین جمهوری اسلامی تمرکز داشت.
اِیپیپی، خبرگزاری دولتی پاکستان، حضور شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، و عاصم منیر، فرمانده ارتش این کشور، در مراسم را بازتاب داد. این گزارش سپس در شماری از رسانههای پاکستانی و منطقهای بازنشر شد. این رسانه در شرح عکسهای خود از خامنهای با عنوان «شهید آیتالله سید علی خامنهای» یاد کرد. در این پوشش، تاکید اصلی بر همدلی رسمی اسلامآباد با تهران و جایگاه خامنهای در روابط ایران و پاکستان بود.
در سوی دیگر، بخشی از رسانههای اماراتی و سعودی مراسم را بیشتر از زاویه آینده قدرت و پیامدهای امنیتی دنبال کردند. رسانه انگلیسیزبان «گالفنیوز» مستقر در دبی، در گزارشی با عنوان «مجتبی کجاست؟» غیبت مجتبی خامنهای را محور گزارش قرار داد و آن را به پرسشهایی درباره وضعیت جسمی، امنیتی و سیاسی او پیوند زد. «دِ نشنال» دیگر رسانه اماراتی که به ساختار قدرت در امارت ابوظبی نزدیکتر است، در لایوبلاگ و گزارشهای خود، هم بر غیبت احتمالی مجتبی و ابهام درباره نقش او تاکید کرد و هم مراسم را در متن جنگ ایران و آمریکا، وقفه مذاکرات و مسیر انتقال پیکر به عراق و مشهد قرار داد.
در رسانههای سعودی، پوشش مراسم در چارچوب حساسیتهای سیاست خارجی ریاض نسبت به ایران و گروههای مورد حمایت جمهوری اسلامی شکل گرفت. «عربنیوز» از یک سو پیام تسلیت مقامهای سعودی و حضور معاون وزیر خارجه عربستان در مراسم را گزارش کرد؛ اما در گزارشی دیگر حضور حماس و حزبالله را در چارچوب شبکه متحدان منطقهای تهران برجسته کرد. «سعودی گازت» نیز مراسم را به وقفه در مذاکرات آمریکا و ایران و محاسبات ترامپ درباره ادامه گفتوگوها پیوند زد. در مجموع، پوشش رسانهای مراسم مصلای تهران در رسانههای عربستان سعودی لحن رسمی و محتاط این کشور در قبال تهران را حفظ کردند، اما همزمان نگرانی ریاض از نفوذ منطقهای جمهوری اسلامی، حزبالله، حماس و آینده مذاکرات تهران و واشینگتن را بازتاب دادند.
روایت چین و روسیه از ثبات پس از خامنهای
رسانههای چین و روسیه این مراسم را در چارچوب ثبات و تقابل با غرب روایت کردند. شینهوا، خبرگزاری رسمی دولت چین، چاینا دیلی، رسانه انگلیسیزبان دولتی این کشور، و گلوبال تایمز، از رسانههای متعلق به حزب کمونیست چین، گزارشهایی درباره حضور هیات چینی در مراسم تشییع جنازه خامنهای، پیامهای تسلیت، روابط دوجانبه و ضرورت حفظ ثبات ایران پس از کشته شدن خامنهای منتشر کردند.
در این روایتها، اشاره به مجتبی خامنهای نیز نه در قالب غیبت، پنهانکاری یا بحران جانشینی، بلکه در چارچوب تداوم رهبری و حفظ نظم سیاسی ایران مطرح شد. رسانههای چینی، در امتداد نگاه رسمی پکن به ایران بهعنوان شریک راهبردی در برابر فشارهای غرب، از پرداختن گسترده به سرکوب سیاسی، شکافهای اجتماعی یا ابهام در مرکز قدرت پرهیز کردند و بیشتر بر ثبات، تنشزدایی و استمرار روابط تهران و پکن متمرکز ماندند.
در روسیه نیز تاس، بهعنوان خبرگزاری دولتی روسیه، و رسانههای نزدیک به کرملین، مراسم را در چارچوب روابط راهبردی مسکو و تهران بازتاب دادند. تاس حضور دیمیتری مدودف در تهران و دیدار او با مقامهای جمهوری اسلامی را برجسته کرد و مراسم را فرصتی برای نمایش همبستگی سیاسی روسیه با جمهوری اسلامی نشان داد. در این روایت، برخلاف رسانههای منتقد غربی، غیبت مجتبی خامنهای یا شعارهای تهدیدآمیز علیه ترامپ محور اصلی نبود؛ بلکه جایگاه ایران در جبهه ضدغربی، مخالفت با سیاستهای آمریکا و اسرائیل، و تداوم همکاری تهران و مسکو برجسته شد.
بر اساس اطلاعات اختصاصی رسیده به ایراناینترنشنال، سپاه پاسداران نیروهای ویژهای را در امتداد سواحل خلیج فارس مستقر کرده تا شناورهای عبوری از مسیر جنوبی تنگه هرمز را پیشاپیش شناسایی کنند و عوامل سپاه همزمان میکوشند از طریق منابع عمانی به زمانبندی عبور کشتیها دست یابند.
بر اساس این اطلاعات، نیروهای ویژهای که سپاه در امتداد سواحل خلیج فارس مستقر کرده، به سامانههای گوناگون جمعآوری اطلاعات، شامل پستهای دیدهبانی زمینی، تجهیزات دریایی و سامانههای هوایی مجهزند و بهتازگی ماموریت یافتهاند هر شناوری را که قصد عبور از مسیر جنوبی تنگه هرمز دارد، از قبل شناسایی کرده و درباره آن هشدار دهند.
این اطلاعات محرمانه همچنین نشان میدهد عوامل سپاه بهشکل گسترده در حال جمعآوری اطلاعات از منابع و عوامل عمانی هستند تا از هماهنگیها و زمانبندی عبور کشتیها از مسیر جنوبی تنگه هرمز از پیش آگاه شوند و هشدارهای لازم را دریافت کنند.
سپاه اعلام کرده که تنها مسیرهای مجاز برای عبور و مرور از تنگه هرمز مسیرهایی هستند که جمهوریاسلامی اعلام کرده و به شناورهای بینالمللی هشدار داده که از کریدور جنوبی تنگه هرمز که از آبهای نزدیک سواحل عمان میگذرد و عمان و سازمان بینالمللی دریانوردی استفاده از ان را توصیه کردهاند، استفاده نکنند.
استقرار شبکه شناسایی و رصد سپاه و تلاش این نیرو برای دسترسی به اطلاعات عبور کشتیها از طریق منابع عمانی در حالی صورت میگیرد که واشینگتن و تهران پس از چند دور تبادل آتش، یکشنبه ۷ تیر بر سر آرامسازی یکهفتهای اوضاع در تنگه هرمز به توافقی موقت رسیدند و مذاکرات دو طرف در دوحه بر اساس طرح تازهای که عمان پیشنهاد کرده در جریان است.
اطلاعات تازه نشان میدهد جمهوری اسلامی همزمان با نشستن پشت میز مذاکره، در حال تقویت زنجیره شناسایی و هشدار درباره شناورهایی است که از مسیر مورد تایید تهران عبور نمیکنند؛ مسیری که در کانون اختلاف کنونی تهران و واشینگتن است.
الگوی حمله هفته گذشته سپاه به یک کشتی تجاری در مسیر جنوبی، با ماموریت تازه این نیروها همخوانی دارد.
نیروهای سپاه پنجشنبه ۴ تیر یک کشتی باری با پرچم سنگاپور را در تنگه هرمز و در نزدیکی سواحل عمان هدف قرار دادند؛ حملهای که به گفته سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا به پل فرماندهی کشتی آسیب زد اما تلفاتی نداشت و تنها چند ساعت پس از هشدار نیروی دریایی سپاه درباره استفاده از مسیرهای تاییدنشده رخ داد.
در ادامه، جنگندههای آمریکایی جمعه ۵ تیر انبارهای موشک و پهپاد و سایتهای راداری ساحلی ایران را هدف گرفتند و نیروی دریایی سپاه نیز با حمله به نقاط استقرار نیروهای آمریکایی در منطقه پاسخ داد و با استناد به بند ۵ تفاهمنامه اسلامآباد اعلام کرد ترتیبات کنترل عبور و مرور در تنگه هرمز با جمهوری اسلامی است.
بر اساس گزارشها، اکنون سه مسیر متفاوت برای عبور از تنگه هرمز شکل گرفته است: مسیر جنوبی از آبهای نزدیک عمان، مسیر میانی که پیش از جنگ استفاده میشد و مسیر شمالی تحت کنترل ایران. کشتیهایی که مسیرهای غیرایرانی را انتخاب کنند خطر هدف قرار گرفتن را میپذیرند و آنها که از مسیر ایرانی عبور کنند، نگران تحریمهای غربی در صورت فروپاشی توافقاند.
یک تحلیلگر شرکت اطلاعات کشتیرانی کپلر در گفتوگو با سیانان هشدار داده در صورت حلنشدن اختلافها تا اواسط اوت، استفاده از هر سه مسیر آشفتهتر و ناامنتر خواهد شد.
به دلیل وجود مینهای دریایی در گذرگاه سنتی تفکیک تردد که سازمان بینالمللی دریانوردی در سال ۱۹۶۸ تعیین کرده بود، مسیر میانی همچنان عملا بسته است، هرچند تهران بر اساس تفاهمنامه پایان جنگ متعهد شده است ظرف ۳۰ روز مینهای دریایی را پاکسازی کند.
عبور کشتیها اکنون از دو مسیر نزدیک سواحل عمان و نزدیک سواحل ایران انجام میشود و نیروی دریایی ایران نیز به شناورها هشدار داده که تنها از جنوب جزیره لارک عبور کنند.
جدال بر سر مدیریت تنگه؛ عمان در دو نقش
تلاش سپاه برای دسترسی به اطلاعات عبور کشتیها از طریق منابع عمانی از آن رو اهمیتی دوچندان دارد که مسقط همزمان هم دولت ساحلی مسیر جنوبی است و هم میانجی و طراح چارچوب مذاکرات جاری.
محمدباقر قالیباف، رییس هیات مذاکرهکننده جمهوری اسلامی، دوم تیر در عمان گفت مدیریت تنگه هرمز به وضعیت پیش از جنگ بازنخواهد گشت و تهران در گفتوگو با چین و مصر پیشنهاد دریافت «هزینه خدمات» از کشتیها را با الگوگیری از آبراه داردانل مطرح کرده است.
در مقابل، بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان، چهارم تیر در دیدار با مارکو روبیو تاکید کرد هرگونه سازوکار احتمالی مدیریت تنگه شامل دریافت عوارض نخواهد بود.
مقامهای جمهوریاسلامی میگویند ایران و عمان حاکمیت مشترکی بر تنگه دارند و پس از پایان مهلت ۶۰ روزه تفاهمنامه، مدیریت مشترک و اخذ عوارض را آغاز خواهند کرد؛ اما آمریکا تنگه هرمز را آبراهی بینالمللی میداند که هر سازوکار تازه در آن نیازمند تایید کشورهای حوزه خلیج فارس است.
کاظم غریبآبادی، معاون وزیر خارجه جمهوری اسلامی، نیز پیشتر گفته بود عبور ایمن کشتیها از تنگه هرمز بدون هماهنگی با ایران «قابل تضمین نیست» و در صورت انجامنشدن این هماهنگی، ممکن است مسیرهای تعیینشده تعلیق شوند.
با گذشت دو هفته از امضای تفاهمنامه ۱۴ بندی اسلامآباد که پایان جنگ در همه جبههها، بازگشایی تنگه هرمز و پایان محاصره دریایی آمریکا را مقرر کرده، تردد در تنگه همچنان کسری از حجم پیش از جنگ است.
شمار تردد شناورها در سوم تیر به حدود ۷۰ مورد رسید که بالاترین رقم از آغاز جنگ است؛ در حالی که پیش از جنگ روزانه بهطور متوسط حدود ۱۳۰ شناور از این مسیر عبور میکرد.
مدیرکل سازمان بینالمللی دریانوردی نیز اعلام کرده از آغاز بحران تنگه هرمز ۱۴ دریانورد کشته شدهاند و این سازمان پس از حمله به کشتی سنگاپوری، عملیات تخلیه حدود ۶۰۰ کشتی و ۱۱ هزار ملوان گرفتار در منطقه را موقتا به حالت تعلیق درآورد.
با این حال دادههای ردیابی نشان میدهد شناورها بهرغم هشدارهای تهران همچنان به مسیر جنوبی روی میآورند. مرکز مشترک اطلاعات دریایی، نهاد تحت نظارت نیروی دریایی آمریکا، نیز اعلام کرده مسیر نزدیک سواحل عمان در حال گسترش است تا امکان تردد دوطرفه فراهم شود.
در چنین شرایطی، استقرار نیروهای ویژه سپاه برای شناسایی پیشاپیش شناورهای مسیر جنوبی و تلاش این نیرو برای دسترسی به اطلاعات عبور کشتیها از طریق منابع عمانی، نشان میدهد تهران خود را برای اعمال کنترل بر همان کریدوری آماده میکند که واشینگتن و مسقط در حال گسترش آن هستند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.