• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
اختصاصی

روایت یک سرکوب‌گر: گوشواره‌های دختربچه را کندند و پیکرش را در کامیون بستنی میهن انداختند

شاهد علوی
شاهد علوی

ایران‌اینترنشنال

۲۹ بهمن ۱۴۰۴، ۰۸:۳۰ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۲۰:۴۵ (‎+۱ گرینویچ)
یادبود محل جان‌باختن جوان معترض در مرودشت
یادبود محل جان‌باختن جوان معترض در مرودشت

یکی از نیروهای سرکوب فعال در جنایات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، جزییات هولناکی از کشتار در تهران افشا می‌کند. از توزیع سلاح بین اراذل در اطلاعات سپاه پاسداران تا شلیک تیر خلاص به زخمی‌ها، استفاده از کامیون‌های یخچال‌دار شرکت میهن برای حمل پیکرها و کندن گوشواره و گردنبند دختربچه‌ جان‌باخته.

کاظم (نام مستعار)، ۴۰ ساله و ساکن تهران که شغل آزاد دارد، یکی از کسانی است که در دو شب پنج‌شنبه ۱۸ و جمعه ۱۹ دی‌ماه به عنوان بخشی از ماشين سرکوب در خیابان‌های تهران حضور داشته است.

او که به‌دلیل وابستگی‌های خانودگی پیش از این با برخی نهادهای حکومتی در ارتباط بوده، می‌گوید در جریان یک اتفاق و به خاطر آن‌چه یک اشتباه بد می‌خواند، مدتی نسبتا طولانی در بازداشت اطلاعات سپاه پاسداران بوده و با قول همکاری آزاد شده است.

کاظم با ذکر تجربه دو شب خونین دی‌ماه در تهران به عنوان «تجربه‌ای هولناک»، با تاکید بر این‌که دستش به خون کسی آغشته نیست، می‌گوید به‌دلیل همان تعهدی که برای آزادی خود داده و این‌که از او نقطه ضعف دارند، تحت فشار و تهدید جانی، ناچار است هر زمان سازمان اطلاعات سپاه اراده کند، با آن‌ها همکاری کند.

آن‌چه این عضو دستگاه سرکوب روایت می‌کند، جزییاتی از شیوه تجهیز سرکوب‌گران و عملکرد آنان در تهران ارائه می‌دهد که رسانه‌ها و نهادهای حقوق بشری در هفته‌های اخیر کلیاتی از آن را گزارش کرده‌اند.

100%
دختر معترض در بندرعباس - ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴

آمادگی کشتار؛ توزیع سلاح و مجوز آدمکشی

کاظم می‌گوید عصر چهارشنبه ۱۷ دی‌ماه، زمانی که از سر کار به خانه‌اش برمی‌گشته، تماسی از رابط امنیتی دریافت می‌کند تا صبح پنج‌شنبه ساعت ۱۰ به پادگان ولی‌عصر سپاه پاسداران مراجعه کند.

او می‌گوید رابط امنیتی درباره این‌که دلیل این احضار چیست چیزی به او نگفته است: «من البته حدس زدم به فراخوان پهلوی برای ۱۸ و ۱۹ دی ماه ارتباط داشته باشد.»

مجموعه معاونت اطلاعات سپاه تهران بزرگ در این پادگان و ساختمان‌های اقماری اطراف آن مستقر است و اعزام نیروهای امنیتی و لباس‌شخصی به شهر تهران از این نقطه مدیریت و هماهنگ می‌شود.

به گفته کاظم، صبح پنج‌شنبه شمار زیادی از افراد آن‌جا بوده‌اند که او چند نفر از آن‌ها را پیش‌تر نیز در مناسبت‌های مشابه دیده بوده:‌ «غیر از چند نفر آشنا، دو تیپ آدم آن‌جا دیده می‌شد. شماری با ظاهر کارمندی و کاسب؛ احتمالا مثل من دستشان زیر ساطور این‌ها بود و شماری هم تیپ اراذل و اوباش بودند و همین‌ها خیلی هم وحشیانه رفتار می‌کردند.»

کاظم می‌گوید آن‌ها را که ۵۰ یا ۶۰ نفری می‌شدند به یک سالن بردند و یک مسئول اطلاعاتی درباره «احتمال آشوب در دو شب پیش‌ رو» توضیحاتی داده و تاکید کرده که آن‌ها در کنار سایر نیروهای عمل‌کننده «به کنترل اغتشاشات» کمک می‌کنند.

به گفته او، پس از آن با توجه به این‌که شماری از افراد سابقه قبلی استفاده از سلاح نداشته‌اند، آموزش کوتاه استفاده از اسلحه به آن‌ها داده‌اند و بین افراد بر حسب تجربه استفاده از سلاح، مجوزهایی از قبل آماده شده برای تحویل گرفتن و استفاده از کلاشنیکف و کلت کمری و گلوله، توزیع شده است.

کاظم می‌گوید مجوزی که به او داده شد، یک حکم ماموریت موقت بود که سربرگ «سپاه محمد رسول‌الله» را داشت و جانشین معاونت عملیات سپاه تهران بزرگ در قرارگاه «امام علی» آن را امضا کرده بود: «من یک سلاح از اسلحه‌خانه گرفتم و قرار شد ساعت پنج عصر به ناحیه مقاومت بسیج قدس در جنت‌آباد بروم تا آن‌جا مشغول شوم.»

بر اساس گزارش‌های رسانه‌ای و شواهد میدانی متعدد، علاوه بر نیروهای سپاهی، بسیجی و یگان ویژه، نیروهای لباس‌شخصی، نیروهای غیررسمی و اراذل و اوباش هم در سرکوب روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه حضور داشته‌اند.

سازمان دیده‌بان حقوق بشر هم پیش‌تر در گزارشی به نقل از شاهدان عینی خبر از شلیک بی‌محابای نیروهای لباس شخصی داده است.

کشتار در صادقیه؛ دو الگوی شکار انسان

به گفته این مامور غیررسمی سرکوب، در بسیج جنت‌آباد، نیروهای زیادی از بسیجی و لباس شخصی جمع می‌شوند: «تقسیم افراد چند ساعتی طول کشید و برای هر گروهی یک محدوده را مشخص ‌کردند، افراد دو به دو سوار موتورسیکلت شدند و شماری هم با تویوتای هایلوکس یا پژو عازم شدند. من هم با یکی دیگر سوار یک وسیله نقلیه شدیم و قبل از ساعت هشت در محدوده‌ای بودیم که برای ما تعیین شده بود.»

صادقیه، منطقه‌ای است که بر اساس گزارش‌های متعدد رسانه‌ها، ویدیوهای مردمی و منابع بیمارستانی که در یکی از گزارش‌های عفو بین‌الملل به آن استناد شده، از مهم‌ترین کانون‌های درگیری و کشتار در آن دو شب بود.

کاظم می‌گوید او شب پنج‌شنبه و جمعه شب، دو الگوی تازه از کشتار مردم را دیده که در اعتراضات پیشین که او حضور داشته، سابقه نداشته است.

دو الگویی که او از آن به عنوان «شکار لیدرها و کمین مرگ» نام می‌برد.

به گفته کاظم، شماری از «ماموران زبده» اطلاعات سپاه در میان جمعیت معترض نفوذ کرده و ظاهرا با آن‌ها همراهی می‌کردند اما وظیفه اصلی آنان شناسایی لیدرها یا کسانی بوده که پیشگام بودند و اکثرا ظاهری «ورزیده و ورزشکاری» داشتند: «آن‌ها پس از شناسایی هدف، در یک موقعیت مناسب از جمله در تاریکی خیابان‌هایی که چراغ‌های روشنایی‌شان قطع شده بود، از فاصله نزدیک این افراد را از پشت سر با کلت می‌زدند یا در تماس با تک‌تیراندازهای مستقر در پشت‌بام‌های اطراف، مشخصات ظاهری پوشش مثل رنگ و نوع لباس فرد را می‌دادند و آن‌ها فرد موردنظر را هدف می‌گرفتند.»

نام‌ها و تصاویر زیادی از ورزشکاران کشته شده در رشته‌های مختلف در سطوح محلی، استانی و ملی منتشر شده که این شهادت نشان می‌دهد در چارچوب یک سیاست کشتار، هدف قرار گرفته‌اند.

به گفته کاظم، دیگر الگوی کشتار در این دو شب خونین، راندن و هدایت جمعیت هراسان از صدای تیراندازی به کوچه‌های بن‌بست یا مکان‌هایی بوده که از قبل در کنترل نیروهای امنیتی بودند و منتظر شکار مردم: «این الگو به خصوص جمعه شب در منطقه‌ای از تهران که من بودم، بارها تکرار شد. هدف کشتن بیشترین تعداد بود. آن‌جا قرار نبود کسی بازداشت شود، خیلی‌ها در کمین‌گاه‌ها افتادند و کشته شدند.»

ویدیوهای متعدد رسیده به ایران‌اینترنشنال و گزارش‌های مستندی که در رسانه‌ها از جمله در ایران‌اینترنشنال و خبرگزاری رویترز منتشر شده‌اند یا عفو بین‌الملل راستی‌آزمایی کرده، استقرار تک‌تیراندازها روی پشت‌بام‌ها (از جمله یک کلانتری) و شلیک به سر و بالاتنه معترضان را تایید می‌کنند.

بر اساس شهادت یک شاهد عینی در گفت‌و‌گو با ایران‌اینترنشنال، صبح یک‌شنبه ۲۱ دی‌ماه، با وجود این‌که ماشین‌های آب‌پاش شهرداری، خون را از خیابان‌ها شسته بودند، اما هنوز رد خون در خیابان اشرفی اصفهانی در صادقیه بر خیابان و پیاده‌روها مانده بود:‌ «در بخشی از پیاده‌رو همین خیابان، رد خونی جای پاهای کسی دیده می‌شد که به نظر می‌‌رسید در حال گریختن بوده است.»

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، در جلسه‌ای اضطراری با حضور مقامات درمانی تهران که صبح ۱۹ دی‌ماه برگزار شد، یکی از مسئولان عالی‌رتبه درمانی اعلام کرد که تجمیع آمار مراکز درمانی تهران تا آن لحظه نشان داده است دست‌کم ۱۸۰۰ نفر در جریان سرکوب انقلاب ملی ایرانیان در شامگاه ۱۸ دی‌ماه کشته شده‌اند.

100%
تیراندازی ماموران سرکوب به مردم در گرگان - جمعه ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴

تیر خلاص و قصابی کودکان

روایت کاظم از صحنه‌های مواجهه با مجروحان، تصویری هولناک از شیوه قتل‌عام مردم به وسیله ماموران سرکوب به دست می‌دهد.

او روایت می‌کند که در یکی از خیابان‌های جنوب تهران، بالای سر معترضی رفته که مجروح شده و خون زیادی از او رفته بود: «التماس کرد که بچه کوچک دارم، نزن.»

کاظم می‌گوید به او گفته خودش را به مردن بزند تا به او تیر خلاص نزنند، اما دقایقی بعد شاهد بوده که: «یک موتورسیکلت کنار این مرد مجروح متوقف شد. مامور با پا لگدی به او زد و وقتی از زنده بودنش مطمئن شد، از فاصله نزدیک به سرش شلیک کرد.»

اما هولناک‌ترین بخش روایت این مامور سرکوب، مربوط به کودکان است.

کاظم می‌گوید با توجه به برآوردی که از تعداد کودکان کشته‌شده در دو شب سرکوب در صادقیه و منطقه‌ای در جنوب تهران دارد، تخمین می‌زند دست‌کم ۲۰۰ کودک در آن دو شب در تهران کشته شده‌اند.

او می‌گوید: «مثل اعتراضات ۱۴۰۱، این‌جا هم از کامیون‌های یخچال‌دار بستنی میهن استفاده شد. از آن‌ها برای تخلیه و جابه‌جایی اجساد معترضان استفاده می‌شد. من خودم به بار کردن پیکرها کمک کردم.»

اما مساله فقط کشتن مردم نبوده و ماموران کشتار، حق غنیمت گرفتن هم برای خود قائل بوده‌اند.

کاظم می‌گوید: «داشتیم در یکی از مناطق تهران کشته‌ها را در یک کامیون میهن بار می‌زدیم، دیدم بغل‌دستی من قبل از این‌که یک دختربچه کشته‌شده ۹ یا ۱۰ ساله را در کامیون بیندازد، گردن‌بند و گوشواره او را کند و در جیب گذاشت.»

سازمان حقوق بشر ایران هم در گزارشی که ۱۴ بهمن منتشر کرد، با استناد به یک شاهد عینی در استان لرستان تایید کرد ماموران امنیتی پیکر کشته‌شدگان را با کامیون‌های یخچال‌دار بستنی میهن به حیاط یکی از بیمارستان‌ها در این استان منتقل کردند.

ایران‌اینترنشنال با بستنی میهن تماس گرفت تا از آن‌ها درباره استفاده از کامیون‌های این شرکت برای جابه‌جایی پیکر جان‌باخته‌ها در اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه بپرسد و این‌که آن‌ها این خبر را تایید می کنند یا نه، اما تا زمان انتشار این گزارش، پاسخی از این شرکت دریافت نکرد.

فرانس ۲۴ و عفو بین‌الملل-دفتر سوئیس، در گزارش‌های خود استفاده از خودروهای حمل مواد غذایی و کانتینرها برای جابه‌جایی پیکر جان‌باخته‌ها را تایید کرده‌اند.

آتش‌زدن اموال عمومی و حضور نیروهای خارجی

این نیروی میدانی سرکوب تایید می‌کند تا جای که او شاهدش بوده، آتش زدن بانک‌ها و مساجد کار خود ماموران بوده است: «همه جا ابتدا تا جایی که می‌توانستند آن مکان را پیش از سوزاندنش تخلیه می‌کردند. یک مورد را شخصا شاهد بودم که پیش از آتش زدن مسجد تاکید شد وسایل ارزشمند مسجد از آن خارج شود.»

کاظم همچنین حضور نیروهای حشد الشعبی در شب هجدهم در صادقیه را تایید می‌کند: «اکثریت مطلق نیروهای عمل‌کننده، همین سپاهی‌ها، لباس‌شخصی‌ها، بسیجی‌ها و امنیتی‌ها بودند، اما من شب اول در صادقیه تعداد کمی نیروی حشد شعبی دیدم.»

او در ادامه می‌گوید در جاهایی که حضور داشته، نیروهای پلیس و حتی یگان ویژه در هر دو شب نقش کمتری در سرکوب و کشتار مردم داشتند: «به نظرم آن‌ها خیلی برای کشتار در این سطح آماده نبودند.»

در گزارش‌های رسانه‌ای حضور محدود نیروهای حشد شعبی در برخی مناطق کشور در جریان سرکوب تایید شده است.

بر اساس آن‌چه ویدیوهای رسیده از ایران هم نشان می‌دهند، تخریب اموال عمومی به‌دست نیروهای امنیتی انجام شده است. ویدیوهایی که شماری از رسانه‌ها از جمله لوموند، آن‌ها را راستی‌آزمایی کرده‌اند.

تجارت حکومت با پیکر جان‌باخته‌ها

کاظم که به گفته خودش تا ساعات اولیه بامداد شنبه ۲۰ دی‌ماه در منطقه‌ای در جنوب تهران در جریان سرکوب حضور داشته، دوباره تاکید می‌کند کسی را نکشته و فقط تیر هوایی شلیک کرده است.

او می‌گوید که پیش از ظهر شنبه، سلاحش را به پادگان ولی‌عصر پس داده است و پس از آن دیگر نیازی به کمکش نبوده است.

کاظم اما تایید می‌کند که طبق شنیده‌هایش از کسانی که با او در ارتباط هستند، میزان پولی که از خانواده جان‌باخته‌ها برای دریافت پیکر عزیزانشان طلب کرده‌اند، بر اساس «محل سکونت» و «میزان خسارات وارد شده در آن منطقه» محاسبه شده است: «از همه نتوانسته‌اند پول تیر بگیرند، اما از هر کسی گرفته‌اند بر این اساس بوده که آن منطقه‌ که فرد در آن‌جا کشته‌شده، چقدر خسارت دیده است.»

ایران‌اینترنشنال در گزارش‌های متعددی اخاذی مالی از خانواده‌ جان‌باخته‌ها برای تحویل پیکر عزیزان آن‌ها را مستندسازی کرده است.

روایت این مامور سرکوب، یکی دیگر از قطعات پازلی است که نشان می‌دهد سرکوب خونین اعتراضات در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، نه صرفا یک واکنش خیابانی امنیتی به اعتراضات، که یک عملیات نظامی طراحی‌شده برای کشتار گسترده مردم معترض بود.

Banner

پربازدیدترین‌ها

لیست ممنوعه کریستیانو؛ ۱۰ چهره‌ای که در مراسم عروسی رونالدو و جورجینا جایی ندارند
۱

لیست ممنوعه کریستیانو؛ ۱۰ چهره‌ای که در مراسم عروسی رونالدو و جورجینا جایی ندارند

۲

یکی از بستگان خامنه‌ای آشکارا در پی جذب نیرو برای گذر از جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی است

۳

روایت فداکاری‌های محمد صلاح؛ از سفرهای ۹ ساعته تا خوابیدن زیر آسمان قاهره

۴

شاهزاده رضا پهلوی: حقوق ایران در دریای کاسپین قابل معامله نیست

۵
تحلیل

نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند

انتخاب سردبیر

  • سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس: حذف ارز دارو می‌تواند ۱۴۰۶ را به «سال کشتار بیماران» تبدیل کند

    سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس: حذف ارز دارو می‌تواند ۱۴۰۶ را به «سال کشتار بیماران» تبدیل کند

  • تهران با طولانی کردن جنگ در پی ضربه زدن به ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای است
    تحلیل

    تهران با طولانی کردن جنگ در پی ضربه زدن به ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای است

  • نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند
    تحلیل

    نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند

  • رییس‌جمهور تشریفات؛ پزشکیان در حاشیه روزهای جنگ
    تحلیل

    رییس‌جمهور تشریفات؛ پزشکیان در حاشیه روزهای جنگ

  • هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد
    تحلیل

    هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد

  • مسئولیت جامعه جهانی در قبال کشتار سازمان‌یافته و جنایت علیه بشریت در انقلاب ملی ایرانیان

    مسئولیت جامعه جهانی در قبال کشتار سازمان‌یافته و جنایت علیه بشریت در انقلاب ملی ایرانیان

  • دست‌کم ۱۲ هزار جان‌باخته سرکوب اعتراضات در ایران؛ منطق تاریکی، مهندسی کشتار و ضرورت مداخله

    دست‌کم ۱۲ هزار جان‌باخته سرکوب اعتراضات در ایران؛ منطق تاریکی، مهندسی کشتار و ضرورت مداخله

  • گزارش یک قتل حکومتی؛ اعدام فراقضایی علی حیدری، معترض مجروح، در بازداشتگاه

    گزارش یک قتل حکومتی؛ اعدام فراقضایی علی حیدری، معترض مجروح، در بازداشتگاه

•
•
•

مطالب بیشتر

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.