انقلاب ملی ایرانیان که ۱۷ روز پیش آغاز شده، با سرکوب سازمانیافته و مرگبار جمهوری اسلامی مواجه شد. گزارش ایراناینترنشنال از کشتهشدن دستکم ۱۲ هزار نفر طی دو روز حکایت دارد و شبکه سیبیاس نوشته شمار جانباختگان ممکن است به ۲۰ هزار نفر برسد. جهان در برابر این جنایت چه خواهد کرد؟
تکرار فریاد آزادی
مردم ایران که دههها طعم سرکوب، کشتار، زندان و بیعدالتی را چشیدهاند، در این سالها و بهویژه در انقلاب ملی جاری، خواست خود را بیپرده فریاد زدهاند؛ خواستی برای پایان استبداد، پایان کشتار و برچیدهشدن ساختاری که زندگی مردم را قربانی بقای خود کرده است.
شعارهایی که از خیابانها برخاسته، از «مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر خامنهای» تا «مرگ بر اصل ولایت فقیه»، «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران»، «زن، زندگی، آزادی»، «مرگ بر این گرونی، میریم تا سرنگونی» و نیز شعارها در حمایت از «شاهزاده رضا پهلوی»، نه واکنشهای مقطعی، بلکه حاصل سالها مطالبه انباشته و تجربه زیسته مردمی است که بارها و بارها با گلوله پاسخ گرفتهاند.
امروز درخواست مردم ایران از جهان نیز روشن است: نه همدردی لفظی و نه ابراز نگرانیهای تکراری یا نمایشی، بلکه اقدام موثر برای توقف ماشین سرکوب، پاسخگو کردن آمران و عاملان جنایتها در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی و ایستادن صریح در کنار مردمی که هزینه آزادی را با جان خود پرداختهاند.
هشدار اعلامیه جهانی حقوق بشر؛ وقتی راهها بسته میشود
در مقدمه اعلامیه جهانی حقوق بشر هشدار روشنی آمده است: «حقوق بشر باید تحت حاکمیت قانون حمایت شود تا انسان بهعنوان آخرین چاره ناگزیر به طغیان بر ضد بیداد و ستم نشود.»
این گزاره نه دعوت به خشونت است و نه نسخهپیچی سیاسی؛ اخطاری است به حکومتهایی که با بستن مسیرهای اصلاح، دادخواهی و اعتراض مسالمتآمیز، جامعه را به نقطه انفجار میرسانند.
آنچه امروز در ایران جریان دارد، دقیقا مصداق همین هشدار است و حادثهای ناگهانی یا واکنشی مقطعی نیست.
جمهوری اسلامی از نخستین سالهای استقرار، سرکوب را به ابزار تثبیت قدرت بدل کرد؛ از اعدامهای سیاسی و کشتارهای دهه شصت تا قتلهای زنجیرهای و سرکوبهای خونین دهههای بعد.
این چرخه در اعتراضات سالهای ۱۳۸۸، ۱۳۹۶، ۱۳۹۷، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ بارها تکرار شد؛ موجهایی که با مطالبات اجتماعی آغاز شدند و با خشونت مرگبار پایان یافتند، بیآنکه تحقیق آزادانه و مستقلی انجام شود یا آمران و عاملان پاسخگو شوند.
مصونیت ساختاری، این پیام را به آمران و عاملان سرکوب و سران حاکمیت داد که تکرار خشونت کمهزینه است.
بازتولید همان منطق؛ کشتار سازمانیافته در ۱۴۰۴
اکنون در سال ۱۴۰۴ و با گذشت ۱۷ روز از آغاز انقلاب ملی ایرانیان، همان منطق خشونت و سرکوب به قیمت حفظ نظام سرکوبگر با شدتی کمسابقه بازتولید شده است.
شبکه سیبیاس با تایید گزارش ایراناینترنشنال نوشت در جریان سرکوب اعتراضات، دستکم ۱۲ هزار نفر کشته شدهاند و شمار جانباختگان ممکن است به ۲۰ هزار نفر برسد.
بهگزارش سیبیاس و بر اساس بیانیه شورای سردبیری ایراناینترنشنال، این کشتار عمدتا در دو شب ۱۸ و ۱۹ دی رخ داده، سازمانیافته بوده و قربانیان عمدتا به دست نیروهای سپاه پاسداران و بسیج کشته شدهاند.
بر پایه اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، این سرکوب با دستور شخص علی خامنهای و با اطلاع و تایید سران سه قوه و صدور دستور شلیک مستقیم از سوی شورای عالی امنیت ملی انجام شده است.
چرا این کشتار «جنایت علیه بشریت» است؟
حتی اگر پایینترین برآوردها مبنا قرار گیرد، با کشتاری در مقیاس هزاران نفر در بازهای بسیار کوتاه مواجهایم.
چنین الگویی از نظر شدت خشونت، گستره جغرافیایی و تمرکز زمانی در حقوق بینالملل میتواند ذیل «جنایت علیه بشریت» قرار گیرد: حملهای گسترده یا سیستماتیک علیه جمعیت غیرنظامی، با تصمیم و سازماندهی حکومتی.
گزارشها حاکی از استفاده از روشهای بسیار خشن و مرگبار علیه معترضان است؛ از جمله بهکارگیری سلاحهای نظامی، اسلحههای ساچمهای و تیراندازی از فاصله نزدیک.
این اقدامات نقض صریح حق حیات طبق حقوق بینالملل است و باید تاکید کرد که استفاده از نیروی مرگبار هرگز ابزار قانونی برای متفرقکردن معترضان یا سرکوب مخالفتها نیست.
حتی در شرایط ناآرامی، نیروهای امنیتی موظفاند همه روشهای غیرخشونتآمیز را در اولویت قرار دهند و هرگونه استفاده از زور باید کاملاً ضروری و متناسب باشد.
تمام اتهامات معتبر درباره قتلهای غیرقانونی و استفاده افراطی یا خودسرانه از زور، نیازمند تحقیقات فوری، مستقل و موثر است و عاملان و آمران باید پاسخگو شوند.
قطع اینترنت؛ پنهانسازی جنایت
انسداد و اختلال سراسری اینترنت صرفا اقدامی فنی یا سیاسی نیست؛ ابزاری برای تداوم سرکوب و پنهانسازی کشتار مردم است.
با محدودکردن امکان اطلاعرسانی و راستیآزمایی مستقل، این اقدام میکوشد ابعاد جنایت را از چشم جهان دور نگه دارد.
این سیاست، توان سازماندهی مسالمتآمیز را میگیرد، دسترسی به اطلاعات و خدمات اضطراری را مختل میکند، خانوادهها را از یافتن عزیزانشان بازمیدارد و مستندسازی مستقل نقضها را دشوار میسازد؛ همزمان آزادی بیان، دسترسی به اطلاعات و حق تجمع مسالمتآمیز را هدف قرار میدهد.
ماشین سرکوب و نقش نیروهای فرامرزی
جمهوری اسلامی بر شبکهای عظیم متشکل از صدها هزار نیروی نظامی و شبهنظامی متکی است.
حتی اگر در خوشبینانهترین حالت، بخشی از این بدنه دچار ریزش شده باشد، اکثریت ماشین سرکوب همچنان فعال است و علیه شهروندان به کار گرفته میشود.
در همین حال، گزارشهایی از نقش نیروهای خارجی وابسته به جمهوری اسلامی در سرکوب اعتراضات منتشر شده است؛ از جمله تایید نقش گروههای مسلح وابسته به حشد الشعبی از سوی یک مقام پیشین عراقی که این سرکوب را «جنایت علیه بشریت» توصیف کرد.
پیش از این اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال حکایت داشت که شبهنظامیان عراقی وابسته به حکومت ایران شروع به جذب نیرو برای کمک به نیروهای جمهوری اسلامی در سرکوب اعتراضات در ایران کردهاند.
تا ۱۷ دی، حدود ۸۰۰ نفر از شبهنظامیان شیعه عراقی به ایران اعزام شده بودند که تقریبا همه آنها از اعضای «کتائب حزبالله، حرکة النجباء، سیدالشهدا و بدر» بودند.
مواضع بینالمللی؛ از محکومیت تا نشانههای دیپلماتیک
در پی سرکوب مرگبار معترضان، کشورهای متعددی این کشتار را محکوم کرده و برخی دولتها سفیران جمهوری اسلامی را احضار کردهاند.
همزمان، هشدارهای رسمی سفر شدت گرفته و دولتهایی در اروپا و آمریکای شمالی با اشاره به وخامت امنیتی و افزایش خطر بازداشتهای خودسرانه، به شهروندان خود توصیه کردهاند ایران را ترک کنند.
در همین چارچوب، سفارت مجازی آمریکا در ایران نیز از شهروندان ایالات متحده خواست فورا ایران را ترک کنند و در صورت امن بودن شرایط، خروج زمینی از مسیر ترکیه یا ارمنستان را در نظر بگیرند.
گزارشهایی هم از کاهش سطح حضور دیپلماتیک و خروج کارکنان غیرضروری برخی نمایندگیها منتشر شده است.
در آمریکا، دونالد ترامپ بارها بر لزوم حمایت از معترضان ایرانی تأکید کرده و هشدار داده عاملان سرکوب بهای سنگینی خواهند پرداخت.
همزمان، منابع آگاه به سیبیاس از مطرح بودن طیفی از گزینهها برای واکنش به وضعیت ایران خبر دادهاند.
در کنار این فشارهای سیاسی، بیش از ۱۷۰ چهره هنری و فرهنگی نیز با انتشار بیانیهای خواستار حمایت عملی از مردم ایران شدهاند.
مسئولیت جهان؛ فراتر از «ابراز نگرانی»
اگر جامعه جهانی قرار است تماشاگر نماند، مجموعهای از اقدامات فوری و عملی پیشِروست؛ اقداماتی که هدف آنها توقف کشتار، حفاظت از جان غیرنظامیان و پایاندادن به مصونیت ساختاری آمران و عاملان سرکوب است:
وادار کردن جمهوری اسلامی به توقف فوری استفاده از نیروی مرگبار علیه معترضان و صدور دستورهای علنی و الزامآور برای رعایت کامل استانداردهای بینالمللی استفاده از زور.
حذف راس فرماندهی و ماشین سرکوب از جمله مسئولان عالیرتبه نظام، آمران و فرماندهان میدانی و از کار انداختن پایگاهها، شبکهها و تجهیزاتی که مستقیما برای کشتن و ارعاب شهروندان به کار گرفته میشوند؛ با هدف حفاظت از غیرنظامیان و پایاندادن به توان قتل، نه انتقام.
تضمین دسترسی امن و فوری معترضان مجروح به درمان و توقف هرگونه آزار، تهدید یا هدفگیری کادر پزشکی، امدادگران و مجروحان.
فراهمکردن اینترنت آزاد، پایدار و امن برای ایرانیان داخل کشور از هر مسیر ممکن، بهعنوان پیششرط شفافیت، کاهش خشونت، امکان سازماندهی مسالمتآمیز و مستندسازی مستقل نقضها.
انجام تحقیقات فوری، مستقل و موثر بینالمللی درباره همه اتهامات معتبر قتلهای غیرقانونی و استفاده افراطی یا خودسرانه از زور و حرکت عملی بهسوی پاسخگویی بینالمللی آمران و عاملان کشتار.
آنچه امروز در خیابانهای ایران شنیده میشود، دیگر مبهم نیست و بهروشنی در شعارها بازتاب یافته است: پایان فوری کشتار، مسئولیتپذیری آمران، و از کار افتادن کامل سازوکارهای سرکوب، حتی اگر به برچیدهشدن یا نابودی کامل آنها بینجامد.
این مطالبه، حاصل دههها تجربه سرکوب بیپاسخ و بیکیفرمانی است؛ خواستی برای حفاظت از جان انسانها و بازگشت قانون، نه چرخهای تازه از خشونت.
آنچه امروز در ایران جریان دارد، ادامه یک تاریخ خونین است؛ تاریخی که از دهه شصت تا امروز، هر بار با اعتراض مردم، به خشونت پاسخ داده است.
اگر گزارشها از کشتاری در مقیاس ۱۲ تا ۲۰ هزار نفر در دو روز و زخمی شدن دهها هزار تن دیگر حکایت دارد، جهان دیگر نمیتواند با واکنشهایی در حد «ابراز نگرانی»، «محکوم کردن» یا «شوکه شدن» کنار بکشد.
اینجا مساله جان انسانهاست و به اقدام موثر برای توقف کشتار و پاسخگویی آمران و عاملان آن نیاز دارد؛ وگرنه سکوت، راه را برای ادامه کشتار معترضان، اعدامهای بیشتر و شراکت در فاجعهای باز میکند که بهایش زندگیهاست.
در نهایت، آنچه در خیابانهای ایران جریان دارد، مطالبهای روشن برای آزادی و کرامت انسانی و پایان جمهوری اسلامی است.
مردم میگویند این نظام را نمیخواهند و برای این خواست خون دادهاند. مسئولیت جهان، نه تماشای این هزینه، بلکه اقدام موثر برای توقف کشتار و پایان دادن به مصونیت آمران و عاملان آن است.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.