دهها پیام رسیده به ایراناینترنشنال از افزایش هزینههای دارو و درمان و در مقابل، کاهش پوشش بیمهای خبر میدهند. بحران بیمه در ایران بسیاری از بیماران را ناچار کرده است روند درمان خود را متوقف یا از مراجعه به پزشک و انجام آزمایشهای ضروری، صرفنظر کنند.
بسیاری از شهروندان با وجود پرداخت حق بیمه، همچنان ناچارند بخش عمده هزینههای درمانشان را شخصا پرداخت کنند. برخی نیز میگویند بیمهها از پوشش هزینههای درمانی، دارو، آزمایشها و خدمات تخصصی، ناتوان شدهاند.
بیمه دیگر پشتوانه درمان نیست
یکی از شهروندان در پیامی نوشت دارو کم و بهشدت گران شده است: «بیمه هم تقریبا دیگر کارآمد نیست، چرا که هیچ یک از هزینههای ویزیت، درمان و آزمایشات را پوشش نمیدهد.»
به گفته او، هزینه نسخه ماهانه ۲۰۰ هزار تومانیاش به یک میلیون و ۳۵۰ هزار تومان افزایش پیدا کرده است.
مخاطب دیگری از شیراز در پیامی برای ایراناینترنشنال نوشت: «هر ماه نزدیک به چند میلیون تومان هزینه بیمه تکمیلی میکنیم، هر دفعه هم که برای درمان به بیمارستانها یا کلینیکها مراجعه میکنیم، میشنویم که بیمه البرز دانشگاه شیراز به علت بدهی بیمهگر قطع است.»
ایراناینترنشنال پیشتر نیز در گزارشهایی به کاهش تعهدات بیمهای اشاره کرده بود.
برای نمونه، پدر یک کودک مبتلا به بیماری خاص گفته بود با وجود داشتن بیمه درمانی، پوشش هزینههای کاردرمانی فرزندش کاهش یافته و در حالی که پیشتر هفتهای چهار جلسه کاردرمانی دریافت میکرد، اکنون بیمه تنها هزینه دو جلسه در ماه را تقبل میکند.
حسینعلی شهریاری، رییس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی نیز چهارم خرداد اعلام کرده بود سهم پرداخت از جیب مردم در حوزه سلامت به ۵۵ تا ۷۰ درصد رسیده است.
او همچنین افزایش سهم پرداخت از جیب مردم را نشانه ناتوانی بیمهها در پوشش هزینههای درمانی دانست.
بیماران خاص و هزینههای سنگین با وجود بیمه
بخشی از پیامهای رسیده نیز به مشکلات بیماران خاص و چالشهایشان با سیستم بیمه درمانی اختصاص دارد.
یکی از شهروندان با اشاره به اینکه فرزندش مبتلا به بیماری خاص است و دیگر توان خرید داروهایش را ندارد، نوشت: «دارویی که با بیمه دو میلیون تومان خریداری میکردم، الان با وجود بیمه درمانی، ۳۰ میلیون تومان است.»
مخاطب دیگری که سابقه تومور مغزی، تشنج و شیمیدرمانی دارد، از هزینههای سرسامآور درمان خود با وجود داشتن بیمه خبر داد.
او نوشت: «داروهای همیشگیام با بیمه سه میلیون و ۹۰۰ هزار تومان، ویزیت دکتر ۵۰۰ هزار تومان و دو مرحله امآرآی، با بیمه هفت میلیون و ۵۰۰ هزار تومان شد.»
این بیمار در خصوص هزینه داروهایش عنوان کرد سه قلم دارو (دیکلوفناک، ناپروکسن و پنتاپراوزل) را بیمه تقبل نکرده که در مجموع ۳۰۰ هزار تومان شده است.
او همچنین نوشت برای یک کنترل سالانه، با وجود داشتن بیمه، ۱۲ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان از جیب خود پرداخت کرده است.
مخاطب دیگری نیز نوشت: «بیمه تامین اجتماعی حقوق بازنشستگان را افزایش نداده است. پدرم با ۷۰ سال سن، ماهانه هشت میلیون و ۵۰۰ هزار تومان حقوق میگیرد و ناچار شده است برای امرارمعاش، شبها نگهبان باشد و روزها راننده تاکسی.»
وقتی بیماران از درمان صرفنظر میکنند
در کنار کاهش پوشش بیمهای، بسیاری از شهروندان میگویند افزایش هزینهها، آنها را ناچار کرده است از ادامه روند درمان یا انجام خدمات پزشکی ضروری صرفنظر کنند.
برای نمونه یکی از مخاطبان از توقف روند درمانیاش بهدلیل افزایش هزینه فیزیوتراپی خبر داد.
روایتهای مشابهی نیز از شهروندانی رسیده است که پس از جراحی یا ابتلا به بیماریهای مختلف، دیگر توان پرداخت هزینههای درمان را ندارند.
دختری ۱۶ ساله که به تازگی تحت عمل جراحی زانو قرار گرفته، گفت: «یک جلسه فیزیوتراپی ۴۵۰ هزار تومان و یک ساعت آبدرمانی ۵۰۰ هزار تومان هزینه دارد که او توان مالی پرداخت آن را ندارد.»
او در ادامه نوشت: «ما دیگر زندگی نمیکنیم، بلکه فقط زندهایم.»
شهروند دیگری که از بیماری فیبروم رنج میبرد، نوشت: «بهخاطر همین بیماری سه هفته است خونریزی شدید دارم، طوری که از هوش میروم، اما هزینههای درمان، سونوگرافی و آزمایش به حدی بالاست که توان درمان ندارم.»
فیبروم رحمی یکی از شایعترین تومورهای خوشخیم در زنان است که میتواند منجر به خونریزیهای شدید و طولانیمدت، کمخونی و بروز مشکلات جسمی دیگر شود.
در همین حال، مردی ۵۱ ساله در پیامی به ایراناینترنشنال نوشت ویزیت پزشک ارتوپد یک میلیون تومان و هر عکس چهار میلیون، هزینه داشت.
او گفت با وجود اینکه از درد دست و پاهایش رنج میبرد، اما بهدلیل بیپولی، قید درمان را زده است.
بیماری مبتلا به دیابت نیز در پیامی برای ایراناینترنشنال نوشت تنها ۱۲ میلیون تومان در ماه حقوق میگیرد که کفاف داروهایش را نمیدهد و اکنون نگران تشدید بیماریاش است.
یک درمانگر زخم هم با اشاره به افزایش هزینه مواد مصرفی و پانسمانهای تخصصی، گفت: «بیماران چون توان پرداخت هزینهها را ندارند، ترجیح میدهند از شدت عفونت به قطع عضو برسند.»
این روایتها در حالی مطرح میشوند که بنا بر گزارشهای پیشین رسیده به ایراناینترنشنال، قیمت برخی اقلام دارویی و بهداشتی طی ماههای گذشته تا ۳۸۰ درصد افزایش یافته است.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.