• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

خشونت افسارگسیخته جمهوری اسلامی، فروپاشی اخلاق و زخم‌هایی که می‌مانند

نعیمه دوستدار
نعیمه دوستدار

روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر اجتماعی

۲۴ دی ۱۴۰۴، ۱۳:۳۴ (‎+۰ گرینویچ)

در روزهایی که انقلاب ملی ایرانیان با خشونتی بی‌سابقه سرکوب می‌شود، تصاویری از کهریزک منتشر شده که نفس را بند می‌آورد: اجساد روی هم، خانواده‌های سرگردان در سوله‌ها و حیاط پزشکی قانونی و سکوتی که با قطع اینترنت بر این کشتار سایه انداخته است.

آنچه دیده می‌شود نه یک سرکوب، که نشانه‌ای از فروپاشی کامل مرزهای انسانی در مواجهه جمهوری اسلامی با شهروندانش است.

در برابر چنین تصاویری، یک پرسش قدیمی دوباره با شدتی تازه بازمی‌گردد: چرا بشر، با وجود قرن‌ها تجربه خونبار، باز هم از تکرار خشونت و جنایت جمعی بازنمی‌ایستد؟

یکی از پرسش‌های تکرارشونده در مواجهه با خشونت‌های گسترده این است: چگونه ممکن است بشری که آشویتس را دیده، جنگ‌های جهانی را تجربه کرده، نسل‌کشی رواندا و ویرانی سوریه را به چشم دیده، باز هم شاهد کشتار جمعی، سرکوب خونین و جنایت سیستماتیک باشد؟ چرا تاریخ، با تمام سرخی و هشدارهایش، مانع تکرار خود نمی‌شود؟

پاسخ ساده‌ای وجود ندارد، اما تجربه نشان می‌دهد مساله «ندانستن» یا «فراموشی» نیست. مساله، سازوکارهایی است که خشونت را ممکن، عادی و حتی ضروری جلوه می‌دهند. سازوکارهایی که نه از سمت مردم، بلکه از دل ساختارهای قدرت سرکوبگر بیرون می‌آیند.

خشونت چگونه عادی می‌شود؟

خشونت‌های بزرگ، ناگهانی آغاز نمی‌شوند. هیچ جامعه‌ای یک‌شبه به کشتار جمعی نمی‌رسد. مسیر، معمولا تدریجی است: با زبان تحقیر آغاز می‌شود، با برچسب‌زنی ادامه پیدا می‌کند و با «امنیتی‌سازی» اعتراض و نارضایتی به نقطه‌ای می‌رسد که جان انسان‌ها به مساله‌ای ثانویه تبدیل می‌شود.

در این روند، قدرت سیاسی تلاش می‌کند خشونت را نه به‌عنوان «جنایت»، بلکه به‌عنوان «وظیفه» معرفی کند: وظیفه حفظ نظم، دین، امنیت یا بقا به هر قیمتی.

در چنین چارچوبی، دیگر مساله مردم نیستند. مساله «دشمن» است. دشمنی که می‌تواند معترض، دانشجو، زن بی‌حجاب، کارگر یا حتی همسایه باشد.

توهم «این‌ بار فرق دارد»

یکی از خطاهای خطرناک جمعی در تاریخ این بوده است که هر نسل تصور کرده فجایع گذشته متعلق به «دیگران» بوده‌اند: دیگران بی‌اخلاق‌تر بودند، دیگران عقب‌مانده‌تر بودند، دیگران فریب‌خورده‌تر بودند.

اما تاریخ نشان داده که هیچ جامعه‌ای ذاتا مصون نیست.

آنچه فاجعه می‌آفریند، نه مردم عادی، بلکه ترکیب قدرت بی‌مهار، ایدئولوژی توجیه‌گر و دستگاه سرکوب سازمان‌یافته است.

مردمی که زیر فشار، تهدید و فقر قرار می‌گیرند، عامل خشونت نیستند بلکه اغلب قربانیان مستقیم یا غیرمستقیم آنند.

وقتی خشونت «برون‌سپاری» می‌شود

در نظام‌های سرکوبگر، دولت به‌تدریج تلاش می‌کند خشونت را از شکل رسمی خارج کند و به لایه‌های پایین‌تر منتقل کند:  نیروهای شبه‌نظامی، لباس‌شخصی‌ها، بسیج محلی، خبرچین‌ها. در این نقطه، مرز میان دولت و جامعه مخدوش می‌شود اما این به معنای مسئولیت برابر مردم نیست.

برعکس، این همان لحظه‌ای است که قدرت، جامعه را به گروگان می‌گیرد: افراد تحت فشار قرار می‌گیرند که یا همکاری کنند، یا حذف شوند. انتخاب‌ها واقعی نیستند؛ تحمیلی‌اند.

در چنین شرایطی، این دست قدرت است که خون‌آلود می‌شود، نه دست جامعه اما آن کس که انتخاب می‌کند به روی همشهری‌اش آتش بگشاید، باید در برابر عدالت پاسخگو باشد.

چرا همسایه به همسایه آسیب می‌زند؟

در بسیاری از خشونت‌های جمعی، از آلمان نازی تا رواندا و بوسنی، این پرسش تکرار شده: چگونه ممکن است انسان‌ها به روی همسایه و خویشاوند خود آتش بگشایند؟

پاسخ، ساده‌ نیست. این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که اخلاق فردی زیر فشار بقا خرد می‌شود، مسئولیت فردی در سیستم حل می‌شود، خشونت پاداش می‌گیرد و انسانیت هزینه‌بردار می‌شود.

در این وضعیت، بسیاری نه از سر شرارت، بلکه از سر ترس، اطاعت یا بی‌پناهی سکوت می‌کنند. عامل اصلی، همچنان سیستمی است که خشونت را تولید و توجیه می‌کند.

100%

جامعه‌ای که زخمی می‌شود، چه آینده‌ای دارد؟

خشونت گسترده، فقط بدن‌ها را نمی‌کشد بلکه روان جمعی را هم زخمی می‌کند. جامعه‌ای که شاهد کشتار، ناپدید شدن، شکنجه و بی‌عدالتی بوده، حتی پس از پایان سرکوب، «عادی» نمی‌شود.

تجربه جهانی نشان می‌دهد تروماهای جمعی اگر دیده نشوند، مستندسازی نشوند و به رسمیت شناخته نشوند، می‌توانند به خشم انباشته، افسردگی اجتماعی یا بازتولید خشونت در آینده منجر شوند.

تجربه‌های جهانی چه می‌گویند؟

کشورهایی که از خشونت‌های گسترده عبور کرده‌اند، مسیرهای متفاوتی داشته‌اند، اما یک وجه مشترک وجود دارد: هیچ‌کدام بدون مواجهه با حقیقت، به آینده سالم نرسیده‌اند.

آلمان پس از نازیسم، ناچار به پذیرش مسئولیت تاریخی شد. آفریقای جنوبی، با همه کاستی‌ها تلاش کرد حقیقت را به زبان بیاورد.

آرژانتین و شیلی، سال‌ها بعد مسیر دادخواهی را آغاز کردند.

این مسیرها کامل نبودند، اما نشان دادند که سکوت، هرگز درمان نیست.

مساله ایران: بعد از خشونت چه خواهد شد؟

ایران دیر یا زود با این پرسش روبه‌رو خواهد شد: با این همه خون، این زخم‌ها، این سکوت‌های تحمیلی، چه خواهیم کرد؟

پاسخ این پرسش، نه در انتقام کور است، نه در فراموشی. بلکه در تمایز روشن میان عاملان سرکوب و جامعه‌ای است که تحت سرکوب زیسته.

درس تاریخ این نیست که همه گناهکارند. درس تاریخ این است که قدرت بدون پاسخ‌گویی، همیشه فاجعه می‌آفریند.

اگر بشریت از گذشته درس نمی‌گیرد، به این دلیل نیست که نمی‌داند. به این دلیل است که یادگیری، هزینه دارد. هزینه‌ پذیرش مسئولیت، حقیقت و بازسازی اخلاق.

هیچ آینده‌ای بدون پرداخت این هزینه، ساخته نشده است.

Banner

پربازدیدترین‌ها

لیست ممنوعه کریستیانو؛ ۱۰ چهره‌ای که در مراسم عروسی رونالدو و جورجینا جایی ندارند
۱

لیست ممنوعه کریستیانو؛ ۱۰ چهره‌ای که در مراسم عروسی رونالدو و جورجینا جایی ندارند

۲

روایت فداکاری‌های محمد صلاح؛ از سفرهای ۹ ساعته تا خوابیدن زیر آسمان قاهره

۳

حمیدرضا رجب‌زاده، مداح حکومتی، پس از ربایش به قتل رسید

۴

آمریکا صرافی‌های ارز دیجیتال مرتبط با شبکه قمار جمهوری اسلامی را تحریم کرد

۵
تحلیل

نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند

انتخاب سردبیر

  • سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس: حذف ارز دارو می‌تواند ۱۴۰۶ را به «سال کشتار بیماران» تبدیل کند

    سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس: حذف ارز دارو می‌تواند ۱۴۰۶ را به «سال کشتار بیماران» تبدیل کند

  • تهران با طولانی کردن جنگ در پی ضربه زدن به ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای است
    تحلیل

    تهران با طولانی کردن جنگ در پی ضربه زدن به ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای است

  • نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند
    تحلیل

    نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند

  • رییس‌جمهور تشریفات؛ پزشکیان در حاشیه روزهای جنگ
    تحلیل

    رییس‌جمهور تشریفات؛ پزشکیان در حاشیه روزهای جنگ

  • هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد
    تحلیل

    هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد

  • بیانیه شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال: کشتار ۱۲ هزار ایرانی در سکوت دفن نخواهد شد

    بیانیه شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال: کشتار ۱۲ هزار ایرانی در سکوت دفن نخواهد شد

  • کرج پس از کشتار گسترده معترضان؛ به زخمی‌ها در بیمارستان تیر خلاص می‌زدند

    کرج پس از کشتار گسترده معترضان؛ به زخمی‌ها در بیمارستان تیر خلاص می‌زدند

  • جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان؛ فراخوان ارسال اسناد بزرگ‌ترین کشتار تاریخ معاصر ایران

    جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان؛ فراخوان ارسال اسناد بزرگ‌ترین کشتار تاریخ معاصر ایران

  • تایید حضور نیروهای خارجی در جریان سرکوب معترضان در ایران

    تایید حضور نیروهای خارجی در جریان سرکوب معترضان در ایران

  • رودخانه‌های خون؛ واقعیت هولناک کشتار معترضان در ایران

    رودخانه‌های خون؛ واقعیت هولناک کشتار معترضان در ایران

•
•
•

مطالب بیشتر

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.