ایسنا: حمله آمریکا به سه نقطه در آبادان در عصر دوشنبه، دو کشته و سه زخمی بر جای گذاشت


خبرگزاری ایسنا بعدازظهر دوشنبه ۲۲ تیر به نقل از ولیالله حیاتی، معاون امنیتی و انتظامی استانداری خوزستان، گزارش داد سه نقطه در شهرستان آبادان ساعت ۱۳:۴۵ هدف حمله آمریکا قرار گرفته است.
حیاتی گفت در این حمله دو نفر کشته و سه نفر زخمی شدهاند و گزارش تکمیلی پس از ارزیابیهای اولیه اعلام خواهد شد.






در هفته تامین اجتماعی، نگاهها به سازمانی معطوف شده که قرار بود نماد امنیت اجتماعی برای میلیونها کارگر، بازنشسته و خانوادههای آنها باشد. انتشار گزارش ایلنا درباره پروندههای فساد در این سازمان بار دیگر موضوع فساد سیستماتیک در جمهوری اسلامی را پیش روی افکار عمومی قرار داده است.
مجموع مبالغ اختلاس و تخلفات نقدی تومانی ذکرشده در گزارش فساد تامین اجتماعی، ۱۸ هزار و ۵۰۶ میلیارد و ۵۹۸ میلیون تومان است.
اگر خسارت حاصل از ارزانفروشی یک شرکت ۵۰ هزار میلیارد تومانی را نیز به آن اضافه کنیم، این رقم به بالای ۵۱ هزار و ۸۰۰ میلیارد تومان میرسد.
این بدون احتساب چهار میلیارد و دو میلیون یورو و ۵۹ میلیون دلار تخلفات ارزی این سازمان است.
این اعداد و ارقام چه میگویند؟
اول: اهمیت این پروندهها فقط در بزرگی اعداد نیست؛ بلکه در این واقعیت نهفته است که صاحبان اصلی منابع این سازمان نه دولت، بلکه میلیونها کارگر و کارفرمایی هستند که سالها حق بیمه پرداخت کردهاند تا در روز بیماری، بیکاری، از کار افتادگی یا بازنشستگی، از حداقلی از امنیت اقتصادی برخوردار باشند.
مساله هم یک مدیر یا یک دولت نیست؛ مرور پروندههای مختلف نشان میدهد فساد در تامین اجتماعی به یک مدیر، یک دولت یا یک دوره سیاسی محدود نبوده است.
از پروندههای مربوط به شرکتهای زیرمجموعه شستا تا پرداختهای خارج از ضابطه، قراردادهای بحثبرانگیز و تخلفات مالی، نام مدیران و دولتها تغییر کردهاند، اما اصل مساله بارها تکرار شده است.
همین تکرار شاید مهمترین پیام این پروندهها باشد. وقتی یک الگو در دورههای مختلف بازتولید میشود، دیگر نمیتوان آن را صرفا به عملکرد افراد نسبت داد.
این تداوم و تکرار، بیش از هر چیز از ضعف ساختارهای نظارتی، شفافیت ناکافی و نبود پاسخگویی موثر حکایت میکند.
دوم: در ذهن بسیاری، فساد با واژههایی مانند اختلاس یا رشوه گره خورده است؛ اما آنچه در پروندههای تامین اجتماعی دیده میشود شکل دیگری از فساد را نیز نشان میدهد: فساد در قالب امتیاز دادن، پاداشهای خارج از ضابطه، هدیه دادن، بذل و بخشش و تصمیمهایی که منابع عمومی را در اختیار گروهی محدود قرار میدهد.
شاید همین نوع فساد بیش از هر چیز افکار عمومی را خشمگین میکند.
اختلاس، دستکم در ظاهر، سرقت پنهانی از یک صندوق است، اما وقتی از منابعی که متعلق به میلیونها کارگر و بازنشسته است، برای اعطای هدیه، پاداش یا امتیاز به مدیران استفاده میشود، این احساس شکل میگیرد که صاحبان قدرت، از جیب دیگران به یکدیگر بذل و بخشش میکنند.
اینجا هم مساله فقط از دست رفتن پول نیست؛ مساله از بین رفتن این باور است که منابعی که مردم سالها برای آن زحمت کشیدهاند، قرار است روزی به خودشان بازگردد.
سوم: یکی از ویژگیهای مشترک بیشتر پروندههای مطرحشده این است که سالها پس از وقوع، از طریق تحقیق و تفحص، شکایت یا تغییر مدیریت، آشکار شدهاند.
این موضوع پرسشی اساسی را مطرح میکند: اگر نظارت موثر وجود داشت، آیا این حجم از تخلفات میتوانست تا این اندازه تکرار شود؟
شفافیت، پاسخگویی و نظارت مستقل، سه ستون اصلی حفاظت از صندوقهای عمومی در بسیاری از کشورها هستند.
هر جا یکی از این ستونها تضعیف شود، احتمال تکرار فساد افزایش مییابد؛ صرفنظر از اینکه چه دولتی بر سر کار باشد یا چه مدیری سازمان را اداره کند.
اینجا بحث تنها بر سر گذشته نیست و پرسش اصلی این است: آیا ساختاری که امکان تکرار چنین تخلفاتی را فراهم کرده، اصلاح شده یا ممکن است اصلاح شود؟
در صورت بقای جمهوری اسلامی، پاسخ این سوال قطعا منفی است.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از وضعیت وخیم بازداشتشدگان اعتراضهای دیماه در زندان تهران بزرگ است.
شاهدان عینی گفتند زندانیان به آب گرم، جای خواب کافی و دارو دسترسی ندارند و در معرض انواع بیماریها قرار گرفتهاند.
چند نفر از زندانیان امنیتی در بندهای یک، دو و چهار تیپ شش زندان تهران بزرگ، در گفتوگو با ایراناینترنشنال، وضعیت نگهداری معترضان دیماه در این زندان را شرح دادند.
ساس، کفخوابی و بیماری
بر اساس روایت معترضان بازداشتشده، تعداد زندانیان در ماههای اخیر دستکم دو برابر بیشتر از ظرفیت هر بند بوده است.
هر بند زندان تهران بزرگ ۱۵ اتاق ۱۵ تخته دارد و هر اتاق شامل پنج تخت سه طبقه است.
زندانیان معمولا یکی از تختها را تبدیل به آشپزخانه میکنند و خوراکی و نان را روی آن میچینند. بنابراین تنها ۱۴ تخت برای خواب باقی میماند: یعنی ۲۱۰ نفر به تخت دسترسی دارند اما مسئولان، در این فضا حدود ۵۰۰ نفر را میگنجانند.
در هر اتاق ۱۵ تخته، حداقل ۳۰ نفر حضور دارند و همین باعث شده نیمی از زندانیان «کفخواب» شوند و شبها در کریدورها بخوابند.
این شاهدان، وضعیت بهداشت و نظافت تهران بزرگ را «فاجعه» توصیف کردند: «فضایی پر از ساس، شپش، انواع حشرات، ویروس و میکروب ...»
یکی از شاهدان گفت: «ساس از سر و کول زندانیان بالا میرود و همه در معرض ابتلا به انواع بیماریها هستند .... به دلیل ازدحام زیاد، اگر یک نفر بیمار شود، بلافاصله تمام بند مریض میشوند. مثلا یک ویروس سرماخوردگی، همه را از پا میاندازد.»
از طرف دیگر، بهداری زندان بسیار ناکارآمد و دسترسی به دارو محدود است.
یکی از زندانیان سابق گفت: «خانوادهها به هزار بدبختی به بازداشتیها دارو میرساندند و همان هم عموما بین همه تقسیم میشود. چون بهداری عملا کاری انجام نمیدهد. فقط اگر کسی واقعا رو به مرگ باشد او را به بهداری منتقل میکنند.»
پیش از این هم شماری از زندانیان سابق، پس از آزادی از زندان تهران بزرگ درباره وضعیت ناگوار این زندان اطلاعرسانی کرده بودند.
در یک نمونه، رسول هویدا، پیراپزشک و از درویشان گنابادی که سال ۹۷ دوران محکومیتش را در این زندان میگذارند، درباره «تراکم جمعیت بسیار بالای زندان» در بندهای عمومی هشدار داده و گفته بود حتی بعضی از زندانیها مجبورند داخل راهروهای بند و ورودی سرویس بهداشتی بخوابند.
او همچنین به امکانات پزشکی و اقلام دارویی بسیار ناچیز، غیر استریل بودن بهداری و کمبود پزشک و کادر درمان اشاره کرده بود.
نبود آب آشامیدنی کافی
یکی از بحرانهای همیشگی زندان، نبود وسایل گرمایشی در زمستان و سرمایشی در تابستان است.
در کنار اینها، در زندان تهران بزرگ خبری از آب آشامیدنی پاکیزه نیست.
به گفته منابع ایراناینترنشنال، زندانیان آب را خودشان از فروشگاه زندان میخرند اما همین حالا و در میانه تابستان، گاهی فروشگاه آب معدنی نمیآورد و ممکن است تا سه روز آب تمیز برای آشامیدن به دست زندانیان نرسد.
بسیاری که تحمل چنین شرایطی را ندارند، مجبورند از آب خود زندان استفاده کنند که بیماریزاست.
گاهی از غذا خبری نیست
زندانیان در بندهای یک، دو و چهار تیپ شش تهران بزرگ، وضعیت غذای زندان را هم «فاجعه و فاقد کیفیت» توصیف کردند.
به گفته آنها همین غذا هم گاهی ارائه نمیشود؛ یعنی هر چند روز یکبار، یک یا حتی دو وعده، خبری از غذای زندان نیست.
شانزدهم تیر نیز زندانیان سیاسی بند شش این زندان از قطع آب، خاموش شدن کولرها و بسته شدن حمامها خبر داده و گفته بودند این اقدامات برای «اعمال فشار» بر آنان انجام شده است.
آنها تاکید کرده بودند ملاقاتهای روز سهشنبه نیز لغو و حق ملاقات از آنان گرفته شده است.
مشکل حمام و سرویسهای «غیر بهداشتی»
شماری از معترضان زندانی در زندان تهران بزرگ به ایراناینترنشنال گفتند اساسا در حمام، آب گرم و نظافت وجود ندارد و چه زمستان و چه تابستان، همیشه آب سرد است.
به گفته آنها، وقتی به مسئولان زندان یا تیپ اعتراض میشود، در پاسخ میگویند امکان تامین آب گرم ندارند و زندانیان باید با همین شرایط کنار بیایند.
از طرف دیگر، در بسیاری از روزهای هفته، چاه توالتها گرفته است.
یکی از شاهدان عینی گفت: «یکبار به مدت سه روز، توالتها قابل استفاده نبودند. کار به جایی رسید که زندانیان هنگام سرشماری اعتراض کردند. مسئولان زندان مجبور شدند کسی را بفرستند تا چاه دستشوییها را باز کند.»
به گفته او، در حمام و دستشویی، مواد شوینده به قدر کافی وجود ندارد، پتوها و فرشها و ظرفها همه کثیف هستند و برای همین، خیلیها دچار بیماری پوستی مسری «گال» میشوند.
هواخوری اجباری زیر آفتاب و دمای ۴۰ درجه
یکی دیگر از معترضان زندانی در زندان تهران بزرگ، به مشکل «هواخوری اجباری» اشاره کرد.
این زندان که در ۳۲ کیلومتری جنوب تهران، در بخش فشافویه شهرستان ری قرار دارد، در منطقهای بیابانی است و در تابستان به شدت گرم میشود.
مسئولان زندان در هوای بسیار گرم تابستان، زندانیان را مجبور میکنند هر روز دستکم دو ساعت در محوطهای آزاد و بدون سقف، زیر آفتاب بمانند.
به گفته این شاهد عینی، این وضعیت در زمستان هم برقرار است: «در سرما حتی اگر یخ میزدی هم اجازه نمیدادند به داخل بند برگردی.»
در چنین شرایطی و با وجود شمار بازداشتشدگان بیش از ظرفیت زندان، قوه قضاییه جمهوری اسلامی حاضر به پذیرش وثیقه برای آزادی موقت معترضان تا زمان برگزاری دادگاه نیست.
چالش «ارزیها» و «شعبهایها»
زندانیان زندان تهران بزرگ همواره از دسترسی به ابتداییترین حقوق خود محروم بودهاند، اما با افزایش شمار افراد محبوس در این زندان پس از انقلاب ملی ایرانیان، این بحران شدیدتر شده است.
تا پیش از نوروز، دو زندان تهران بزرگ و اوین بود که بازداشتیهای پایتخت را پذیرش میکرد.
شماری از معترضان که در بازداشتگاههای امنیتی نامشخص مانند یک-الف حضور داشتند هم بعد از مدتی به تهران بزرگ منتقل میشدند که ظرفیت بیشتری داشت.
در آن هفتهها، زندان اوین هم پر شده بود و بعضی از زندانیان آن به تهران بزرگ منتقل شدند.
همه این موارد باعث شد شمار زندانیان، بسیار بیشتر از فضای زندان شود و معترضان بازداشتی با وضعیتی به مراتب وخیمتر از حالت عادی مواجه شوند.
یکی از افرادی که دیماه بازداشت و به زندان تهران بزرگ منتقل شد، به ایراناینترنشنال گفت پیش از نوروز، سه بند یک، دو و چهار از تیپ شش این زندان را به «بچههای اعتراضی» اختصاص داده بودند.
به گفته او، کلیدواژه سیستم قضایی برای این معترضان «ارزی» بود.
مشخص نیست که چرا مقامها و دستاندرکاران قوه قضاییه جمهوری اسلامی، معترضان بازداشتشده دیماه را با این ادبیات خطاب میکنند.
در همان روزهای بازداشتهای گسترده دیماه، «ارزیها» در سه بندی اسکان یافتند که پیشتر متعلق به زندانیانی با جرایمی مانند «مصرف مواد مخدر» یا «سرقت» بود.
در زندان اوین، معمولا خود زندانیان سیاسی یا معترضان، مسئولیت اداره بند را بر عهده دارند.
با این حال در این سه بند تهران بزرگ، وکیل بند و انتظامات از معترضان بازداشتشده نیستند، بلکه افرادی با اتهامات سرقت و مواد مخدر، اداره بندها را بر عهده دارند. افرادی که در ادبیات زندان، آنها را «شعبهای» خطاب میکنند.
یکی از شاهدان عینی توضیح داد: «برخی از شعبهایها درکی از وضعیت اعتراضات دی نداشتند و حتی اگر در لفظ به معترضان میگفتند هوایتان را داریم، اما در عمل با معترضان بازداشتی رفتارهایی بد و توهینآمیز داشتند و با آنها درگیر میشدند. افسر نگهبان هم البته با آنها همراهی میکرد.»
به گفته او، «این دسته از شعبهایها، گاهی توطئه میچیدند تا یکی از بازداشتیها را بکشند».
به گفته این شاهد عینی، زندانیان غیرسیاسی در یک مورد، درگیری بزرگی راه انداختند و به دو نفر از معترضان چاقو زدند؛ بهطوری که دست یک نفر از آنها دچار جراحاتی جدی و شدید شد.
این شاهد عینی تاکید کرد بسیاری از بازداشتیها اغلب بسیار جوان و در سنین پایین هستند و مواجهه با چنین فضایی باعث شده در شرایط روحی بسیار بدی قرار بگیرند.
مقامهای آمریکایی اعلام کردند در مرگ ناگهانی لیندزی گراهام، سناتور جمهوریخواه و از متحدان نزدیک دونالد ترامپ، هیچ نشانهای از وقوع جرم یا دخالت عوامل خارجی مشاهده نشده است.
دو مقام فدرال، شامگاه یکشنبه ۲۱ تیر به شبکه فاکسنیوز گفتند هیچ مدرکی دال بر وقوع جرم در مرگ گراهام وجود ندارد و افبیآی نیز در چارچوب «روند معمول» رسیدگی به پرونده مرگ مقامهای ارشد سیاسی، در حال همکاری با پلیس است.
کاش پاتل، رییس افبیآی، پیشتر اعلام کرده بود این نهاد برای بررسی پرونده، «تمام منابع لازم» را در اختیار مقامهای محلی قرار داده است؛ اظهاراتی که به گمانهزنیهایی درباره علت مرگ این سناتور دامن زد.
روزنامه تلگراف نوشت در پروندههای مربوط به درگذشت مقامهای بلندپایه سیاسی، انجام تحقیقات اولیه بر عهده پلیس است و افبیآی نیز برای اطمینان از نبود هرگونه جرم فدرال، دخالت عوامل جنایی یا تهدیدهای امنیتی، امکانات خود را در اختیار مقامهای محلی قرار میدهد.
فاکسنیوز نیز گزارش داد مشارکت افبیآی بخشی از روند معمول در رسیدگی به چنین پروندههایی است.
دفتر گراهام بامداد یکشنبه ۲۱ تیر با انتشار بیانیهای اعلام کرد این سناتور ۷۱ ساله در پی یک «بیماری کوتاه و ناگهانی» جان خود را از دست داد.
بر اساس یافتههای اولیه دفتر پزشکی قانونی واشینگتن، گراهام بر اثر پارگی آئورت ناشی از تصلب شرایین (آترواسکلروز) درگذشت.
روزنامه نیویورکپست نوشت این عارضه که بیشتر مردان سالمند را درگیر میکند، بر اثر پارگی دیواره آئورت، اصلیترین سرخرگ بدن، رخ میدهد.
گراهام که از حامیان سیاستهای سختگیرانهتر آمریکا در قبال جمهوری اسلامی و روسیه به شمار میرفت، ۱۹ تیر از سفر به اوکراین بازگشته بود.
او در این سفر با ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، دیدار و از نسخه بازنگریشده طرح تحریمهای جدید علیه روسیه رونمایی کرد.
این طرح به دولت آمریکا اختیار میدهد کشورهایی را که خریدار نفت یا گاز روسیه هستند، تحریم یا بر آنها تعرفه اعمال کند.
گراهام در سالهای اخیر بارها پشتیبانی خود را از تغییر حکومت در ایران اعلام کرده بود.
او در جریان انقلاب ملی ایرانیان و پس از آن، بارها از خیزش مردم ایران علیه جمهوری اسلامی حمایت کرد.
گراهام همچنین در گردهمایی «روز جهانی اقدام» که ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی در مونیخ برگزار شد، حضور یافت.
گمانهزنیها درباره علت مرگ
با وجود اعلام یافتههای اولیه پزشکی قانونی، مرگ گراهام به گمانهزنیهایی در فضای مجازی دامن زد.
برخی حامیان و رسانههای وابسته به جمهوری اسلامی ضمن ابراز خوشحالی از مرگ او تلاش کردند درگذشت این سناتور را به «انتقام» از کشته شدن علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران و دیگر مقامهای ارشد حکومت نسبت دهند.
رسانه حکومتی رجانیوز در همین رابطه نوشت: «لیست انتقام از جنایتکاران با حذف سناتور ضدایرانی بهروز شد.»
این در حالی است که برخی چهرهها احتمال دخالت روسیه را مطرح کردند.
ویلیام براودر، سرمایهگذار بریتانیایی که سالها مورد غضب حکومت روسیه قرار داشته است، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، خواستار انجام فوری «همه آزمایشهای لازم» شد تا هرگونه دخالت عمدی در مرگ گراهام بررسی و رد شود.
او نوشت: «نمیخواهم نظریه توطئه مطرح کنم، اما لیندزی گراهام اصلیترین محرک طرح تحریمهای ویرانگر علیه روسیه بود و بهتازگی اعلام کرده بود رییسجمهور ترامپ نیز با این طرح موافقت کرده است.»
براودر افزود: «او بهتازگی از اوکراین بازگشته بود؛ جایی که فعالیت ماموران روسیه در آن بیسابقه نیست. روسها در استفاده از سمهایی که ظاهری شبیه حمله قلبی ایجاد میکنند، مهارت دارند.»
مگان موبز، دختر کیت کلاگ، فرستاده ویژه پیشین ترامپ در امور اوکراین، نیز گفت هرچند ممکن است مرگ گراهام کاملا طبیعی بوده باشد، اما «با توجه به شرایط کنونی ژئوپولیتیکی و دشمنانی که او با قاطعیت با آنها مقابله میکرد»، طرح پرسشهای بیشتر منطقی است.
ترامپ پیشتر در مصاحبه با شبکه انبیسی اعلام کرد پس از بازگشت گراهام از اوکراین با او صحبت کرده و این سناتور «هرچند کمی خسته به نظر میرسید، اما حالش عالی بود».
گراهام فعالیت خود را در کنگره آمریکا از سال ۱۹۹۴ بهعنوان نماینده حوزه سوم کارولینای جنوبی در مجلس نمایندگان آغاز کرد و در سال ۲۰۰۲ به سنا راه یافت.
او که به دنبال تمدید حضورش در سنا بود، برای پنجمین دوره ششساله نمایندگی، نامزد شده بود.
دادههای کشتیرانی نشان میدهد شمار کشتیهایی که یکشنبه از تنگه هرمز عبور کردند، به پایینترین سطح در چند هفته اخیر رسید. همزمان، ازسرگیری حملات میان آمریکا و جمهوری اسلامی و هدف قرار گرفتن کشتیها در خاورمیانه، نگرانیها را درباره ایمنی دریانوردی افزایش داده است.
خبرگزاری رویترز دوشنبه ۲۲ تیر گزارش داد بر اساس دادههای ردیابی کشتی شرکت کپلر، ۲۱ تیر تنها شش شناور از تنگه هرمز عبور کردند که کمترین میزان در پنج هفته گذشته بود.
در میان نفتکشهایی که از تنگه خارج شدند، نفتکش غولپیکر «هیومنیتی» قرار داشت که دو میلیون بشکه نفت ایران را حمل میکرد.
نفتکش دیگری به نام «کاپتان آندریاس» نیز با حدود ۵۰۰ هزار بشکه فرآورده نفتی کویت، از تنگه هرمز خارج شد.
بر اساس این دادهها، همچنین سه نفتکش خالی برای بارگیری نفت وارد خلیج فارس شدند. بیشتر نفتکشها هنگام عبور از تنگه هرمز، فرستندههای شناسایی خود را خاموش کردند.
در طول آخر هفته، هیچ نفتکش حامل گاز طبیعی مایع که ورود آن به تنگه هرمز در دادههای ردیابی کشتیها قابل مشاهده باشد، ثبت نشد.
طبق دادههای کپلر، یک نفتکش تحت کنترل شرکت ملی نفت ابوظبی بین ۱۹ تا ۲۱ تیر از تنگه هرمز خارج شد. این شناور به سوی بندر داهج در هند در حرکت است.
افزایش نگرانی از امنیت کشتیرانی
همزمان با آغاز دور تازه حملات آمریکا، مقامهای ایرانی از اصابت پرتابهها به نقاطی در استانهای هرمزگان، مرکزی، خوزستان و بوشهر خبر دادند.
فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، اعلام کرد نیروهای این کشور ۲۱ تیر موج دیگری از حملات علیه حکومت ایران را انجام دادند و با استفاده از مهمات هدایتشونده دقیق، دهها هدف را در چندین نقطه مورد اصابت قرار دادند.
سنتکام هدف این حملهها را کاهش توان جمهوری اسلامی برای حمله به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز اعلام کرد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۲۱ تیر در مصاحبه با برنامه «میت د پرس» شبکه انبیسی گفت تنگه هرمز به روی تردد کشتیهای تجاری باز است.
این اظهارات در حالی مطرح شد که آمریکا و جمهوری اسلامی همچنان به حملات متقابل ادامه میدهند؛ حملاتی که نگرانیها را درباره ایمنی دریانوردی در یکی از مهمترین مسیرهای انتقال نفت جهان افزایش داده است.
جمهوری اسلامی پیشتر اعلام کرد پس از آنکه یک شناور از مسیری تاییدنشده عبور کرد و هدف قرار گرفت، تنگه هرمز را بسته است.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ۲۲ تیر اعلام کرد نیروی دریایی این نهاد شب گذشته با از کار انداختن سامانههای دو کشتی، آنها را در تنگه هرمز متوقف کرده است.
سپاه پاسداران نام این دو کشتی را اعلام نکرد.
ساعتی پس از پایان موج تازه حملات آمریکا به اهداف نظامی جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران اعلام کرد در چند مرحله پایگاههای آمریکا در اردن، بحرین و کویت را با موشک و پهپاد هدف قرار داده است. همزمان سنتکام از تکمیل عملیات خود علیه دهها هدف نظامی در ایران خبر داد.
تقابل نظامی میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی بامداد دوشنبه وارد مرحله تازهای شد. ساعاتی پس از آنکه آمریکا موج جدیدی از حملات خود به مواضع نظامی ایران را آغاز و به پایان رساند، سپاه پاسداران از اجرای چند مرحله عملیات تلافیجویانه علیه پایگاههای نظامی آمریکا در اردن، بحرین و کویت خبر داد. مقامهای آمریکایی تاکنون این ادعاها را تایید یا رد نکردهاند.
فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد موج جدید حملات تهاجمی علیه اهداف نظامی در ایران به پایان رسیده و نیروهای آمریکایی «دهها هدف» را در نقاط مختلف با مهمات هدایتشونده دقیق هدف قرار دادهاند.
سنتکام اعلام کرد در این عملیات، برای نخستین بار بهطور همزمان از جنگندهها، شناورهای نیروی دریایی، پهپادهای هوایی و پهپادهای دریایی انتحاری استفاده شده است. به گفته این فرماندهی، سامانههای پدافند هوایی، رادارهای ساحلی، توانمندیهای موشکی و پهپادی و همچنین قایقهای تندرو جمهوری اسلامی از جمله اهداف این حملات بودهاند.
سنتکام هدف عملیات را کاهش توان جمهوری اسلامی برای ادامه حمله به کشتیهای تجاری در حال عبور از تنگه هرمز اعلام کرد و تاکید کرد: «تنگه هرمز یک کریدور حیاتی تجارت جهانی است و ایران آن را کنترل نمیکند.» این فرماندهی همچنین اعلام کرد نیروهای آمریکایی برای حفظ آزادی کشتیرانی و مقابله با «تهدید، آزار و ادعاهای خودسرانه ایران» در آمادگی کامل قرار دارند.
در مقابل، سپاه پاسداران اعلام کرد عملیات تلافیجویانه خود را در سه مرحله علیه اهداف آمریکایی در منطقه انجام داده است.
در نخستین اطلاعیه، روابط عمومی سپاه اعلام کرد حمله آمریکا به مواضع ساحلی جمهوری اسلامی پس از آن صورت گرفت که نیروی دریایی سپاه دو کشتی را به اتهام خاموش کردن سامانههای رهگیری و حرکت در «مسیر غیرقانونی» در تنگه هرمز متوقف کرده بود.
سپاه تاکید کرد در مرحله نخست پاسخ خود، «چندین زاغه بزرگ موشکی و مخازن سوخت» پایگاه هوایی شاهزاده حسن در اردن را با موشک و پهپاد هدف قرار داده و «نابود کرده است.»
در اطلاعیه دوم، سپاه اعلام کرد نیروهای هوافضای این نهاد، مراکز تعمیر و نگهداری بالگردها، آشیانه هواپیمای جنگ الکترونیک «پی-۸» و مرکز فرماندهی و کنترل پهپادی در پایگاه شیخ عیسی بحرین را هدف قرار داده و «منهدم کردهاند.»
در سومین اطلاعیه نیز سپاه مدعی شد مخازن سوخت و سامانه پدافند هوایی پاتریوت در پایگاه علی السالم کویت و همچنین یک سامانه راداری راهبردی «FPS» در پایگاه احمد الجابر کویت را «بهطور کامل منهدم کرده است.»
سپاه در پایان این بیانیه اعلام کرد: «تنگه هرمز سرزمین ماست» و اجازه نخواهد داد ارتش آمریکا «از آن سوی دنیا به دخالتهای غیرقانونی خود در آن ادامه دهد.»
دقایقی بعد، روابط عمومی ارتش جمهوری اسلامی نیز در اطلاعیهای اعلام کرد که ساعاتی قبل در واکنش به حملات آمریکا، به «محل استقرار نیروهای آمریکایی، سامانههای پدافندی و موشکی، جانپناه و سولههای پشتیبانی» ارتش ایالات متحده در کویت حمله کرده است.
تا زمان انتشار این گزارش، هیچیک از این ادعاها از سوی مقامهای آمریکایی تایید نشده بود.
همزمان با انتشار این بیانیهها، وزارت کشور بحرین اعلام کرد به دلیل «پیشبینی حملات خصمانه»، آژیر خطر در سراسر این کشور به صدا درآمده و از شهروندان و ساکنان خواست آرامش خود را حفظ کرده و به نزدیکترین مکان امن بروند.
پیش از آن، نورنیوز، رسانه نزدیک به شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، از آغاز «حملات گسترده موشکی و پهپادی» علیه پایگاهها و شناورهای آمریکا خبر داده بود.
به نوشته نورنیوز، این حملات از پایگاههای موشکی در غرب و مرکز ایران آغاز شده و اهدافی را که پس از جابهجایی نیروهای آمریکایی در ۴۸ ساعت گذشته شناسایی شده بودند، هدف قرار داده است.
صابریننیوز، رسانه نزدیک به سپاه، نیز گزارش داد چندین موشک بالستیک بهطور همزمان از نقاط مختلف ایران به سمت مواضع نظامی آمریکا در منطقه شلیک شده و دهها پهپاد انتحاری نیز به سوی این اهداف به پرواز درآمدهاند.
در داخل ایران نیز همزمان با ادامه حملات آمریکا، رسانههای حکومتی از وقوع انفجارهای تازه خبر دادند. کانال «اخبار سپاه پاسداران» از دو انفجار در بندرعباس خبر داد و خبرگزاری دولتی ایرنا نیز اعلام کرد صدای دستکم دو انفجار شدید در این شهر شنیده شده است.
این تحولات تنها چند ساعت پس از موج گسترده حملات آمریکا به اهداف نظامی جمهوری اسلامی رخ داد؛ حملاتی که بنا بر اعلام سنتکام، سامانههای پدافند هوایی، سایتهای موشکی و پهپادی، رادارهای ساحلی، شناورهای سپاه و دیگر زیرساختهای نظامی مرتبط با حملات به کشتیرانی در تنگه هرمز را هدف قرار داده بود.
مقامهای جمهوری اسلامی پیشتر نیز از حملات آمریکا به نقاطی در استانهای خوزستان، هرمزگان، بوشهر و مرکزی خبر داده بودند و سنتکام اعلام کرده بود هدف این عملیات، کاهش توان جمهوری اسلامی برای حمله به کشتیهای تجاری و تضمین آزادی ناوبری در تنگه هرمز است.
با ادامه حملات متقابل و طرح ادعاهای تازه از سوی دو طرف، تنش نظامی میان آمریکا و جمهوری اسلامی وارد مرحلهای شده که دامنه آن از خاک ایران فراتر رفته و پایگاههای نظامی آمریکا در چند کشور عربی حاشیه خلیج فارس را نیز دربر گرفته است.