گلفنیوز: حمله به کشتیهای تجاری ممکن است بزرگترین خطای راهبردی جمهوری اسلامی باشد
گلفنیوز در یادداشتی تحلیلی نوشت حمله جمهوری اسلامی به کشتیهای تجاری در جریان آتشبس ۶۰ روزه، ممکن است مهمترین اهرم راهبردی تهران در تنگه هرمز را تضعیف کرده و به جای تقویت موقعیت مذاکرهای، فشارهای نظامی و دیپلماتیک علیه ایران را افزایش داده باشد.
به نوشته نشریه اماراتی گلفنیوز، جمهوری اسلامی با هدف قرار دادن سه نفتکش غیرنظامی در حالی که آزادی کشتیرانی طبق آتشبس ۶۰ روزه تضمین شده بود، از خطی عبور کرده که میتواند بزرگترین اشتباه راهبردی تهران در سالهای اخیر باشد.
این یادداشت میگوید این حملات به ازسرگیری حملات نظامی آمریکا علیه اهداف و زیرساختهای نظامی ایران، اعمال تحریمهای تازه و تشدید تلاشهای بینالمللی برای تضمین آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز منجر شده است.
به نوشته گلفنیوز، تنگه هرمز طی دهههای گذشته مهمترین ابزار ژئوپولیتیکی جمهوری اسلامی بوده است. تهران همواره این پیام را منتقل کرده که اگر نتواند نفت خود را صادر کند، دیگران نیز نباید چنین امکانی داشته باشند. به اعتقاد نویسنده، همین تهدید در بسیاری از مواقع برای ایجاد تلاطم در بازارهای جهانی انرژی کافی بوده است.
در این یادداشت تاکید شده است که مهمترین دارایی راهبردی جمهوری اسلامی نه موشکها و نه حتی برنامه هستهای آن، بلکه «ابهام» بوده است؛ یعنی این تصور که [حکومت] ایران هر زمان بخواهد میتواند یکی از مهمترین گذرگاههای انتقال انرژی جهان را مختل کند، بیآنکه الزاماً این تهدید را عملی کند.
گلفنیوز مینویسد همین ابهام باعث شده بود تنگه هرمز به «سلاح طلایی» [حکومت] ایران تبدیل شود، زیرا صرف احتمال اختلال در عبور نفتکشها، هزینههای اقتصادی قابل توجهی به اقتصاد جهانی تحمیل میکرد.
اما به باور نویسنده، حمله مستقیم به کشتیهای تجاری، بهویژه در دوره آتشبس، این اهرم را به یک نقطهضعف تبدیل کرده است. چنین اقدامی به آمریکا و متحدانش توجیه سیاسی و حقوقی لازم را برای اقدام نظامی و جلب حمایت گستردهتر بینالمللی داده است.
این یادداشت در ادامه این پرسش را مطرح میکند که آیا تهران با این حملات مرتکب یک خطای راهبردی مرگبار شده است یا خیر. به نوشته گلفنیوز، ممکن است مقامهای جمهوری اسلامی تصور کرده باشند که با افزایش هزینههای اقتصادی جنگ و نشان دادن آمادگی برای حمله به کشتیرانی تجاری، واشینگتن را وادار خواهند کرد از موضعی ضعیفتر به مذاکرات بازگردد.
نویسنده در این زمینه به ارزیابی «موسسه مطالعه جنگ» (ISW) اشاره میکند که بر اساس آن، تهران اختلال در کشتیرانی تنگه هرمز را یکی از مهمترین ابزارهای چانهزنی پس از جنگ و عاملی برای بازدارندگی در برابر حملات بیشتر آمریکا و اسرائیل میداند.
با این حال، گلفنیوز معتقد است نتیجه حملات اخیر کاملا معکوس بوده است. این حملات نه تنها به امتیازگیری تهران منجر نشده، بلکه حملات نظامی آمریکا را از سر گرفته، استدلال برای گسترش عملیات دریایی با هدف حفاظت از کشتیرانی تجاری را تقویت کرده و کشورهای عرب خلیج فارس و متحدان غربی را به کاهش وابستگی به آبراههای تحت نفوذ [حکومت] ایران ترغیب کرده است.
این یادداشت همچنین میگوید پس از حملات، شرکتهای بیمه حق بیمه جنگ را افزایش دادهاند، تردد کشتیها از تنگه هرمز بهشدت کاهش یافته و بسیاری از شرکتهای کشتیرانی سفرهای خود را به تعویق انداخته یا مسیرهای جایگزین را انتخاب کردهاند.
گلفنیوز با استناد به تحلیلهای «موسسه واشنگتن» مینویسد قدرت واقعی جمهوری اسلامی در بستن فیزیکی تنگه هرمز نیست، بلکه در حفظ فضای دائمی نااطمینانی درباره امنیت این آبراه است. از دید این موسسه، زمانی که کشتیهای تجاری مستقیما هدف حمله قرار میگیرند، این ابهام راهبردی از میان میرود و [حکومت] ایران از یک بازیگر منطقهای دارای اهرم فشار به تهدیدی علیه منافع مشترک جهانی تبدیل میشود.
به نوشته گلفنیوز، چنین وضعیتی به آمریکا و شرکایش امکان میدهد اقدامات هماهنگ نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک علیه جمهوری اسلامی را با سهولت بیشتری توجیه کنند.
با این حال، نویسنده به دیدگاه متفاوت «موسسه بینالمللی مطالعات راهبردی» (IISS) نیز اشاره میکند. این موسسه معتقد است حتی حملات پراکنده با موشک، پهپاد، مین یا قایقهای تندرو نیز میتواند فضای نااطمینانی را حفظ کند، زیرا صنعت کشتیرانی نسبت به ریسک بسیار حساس است و از این رو تهران همچنان بخشی از اهرم فشار خود را حفظ کرده است.
گلفنیوز در ادامه این پرسش را مطرح میکند که آیا حملات اخیر قدرت چانهزنی جمهوری اسلامی را افزایش داده یا صرفا روند تضعیف این اهرم را سرعت بخشیده است. نویسنده میگوید آنچه تاکنون مشاهده شده، افزایش همگرایی منتقدان تهران و کاهش اعتماد کشورهایی است که به صادرات بدون وقفه انرژی از خلیج فارس وابستهاند.
این یادداشت در عین حال تاکید میکند که نباید تصور کرد جمهوری اسلامی در آستانه فروپاشی قرار گرفته است. به نوشته گلفنیوز، حکومت ایران همچنان از توان موشکی قابل توجه و شبکهای از نیروهای نیابتی در منطقه برخوردار است و پیشبینیهای گذشته درباره سقوط نظام نیز تاکنون محقق نشدهاند.
در بخش دیگری از این یادداشت آمده است که گزارشها درباره کشته شدن علی خامنهای در نخستین روز جنگ، نظام سیاسی ایران را وارد مرحلهای از گذار کرده است. نویسنده میافزاید اگرچه بر اساس قانون اساسی، رهبر عالیترین مقام کشور است، اما در شرایط کنونی سپاه پاسداران نقش پررنگتری در تصمیمگیریهای نظامی و امنیتی یافته و نحوه تقسیم واقعی قدرت در ساختار حاکمیت همچنان روشن نیست.
گلفنیوز در پایان نتیجه میگیرد که تجربه تاریخی نشان میدهد اهرمهای ژئوپولیتیکی زمانی بیشترین ارزش را دارند که در حد یک تهدید معتبر باقی بمانند، نه اینکه به اقدام عملی تبدیل شوند. به نوشته این روزنامه، جمهوری اسلامی با حمله به کشتیهای تجاری در دوران آتشبس، ممکن است مهمترین برگ برنده خود را به توجیهی برای افزایش فشارهای نظامی و دیپلماتیک علیه خود تبدیل کرده باشد؛ موضوعی که میتواند نشان دهد کنترل تنگه هرمز دیگر بهتنهایی همان مزیت راهبردی گذشته را برای تهران ایجاد نمیکند.
آمریکا این هفته دامنه حملات خود به ایران را بهطور چشمگیری افزایش داده و همزمان با فروپاشی عملی آتشبس میان دو کشور، نگرانیها درباره بازگشت به یک جنگ تمامعیار بار دیگر افزایش یافته است؛ جنگی که به نوشته نیویورکتایمز میتواند بازار جهانی انرژی را بیش از پیش بیثبات کند.
نیویورکتایمز در گزارشی نوشت مقامهای نظامی آمریکا اعلام کردهاند که نیروهای این کشور در حملات روزهای سهشنبه و چهارشنبه حدود ۱۷۰ هدف را در ایران هدف قرار دادهاند؛ رقمی که ۱۵ برابر بیشتر از دور قبلی حملات در اواخر ژوئن است.
به نوشته این روزنامه، فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) اعلام کرده است اهداف این حملات شامل سامانههای پدافند هوایی، انبارهای پهپاد و موشک و زیرساختهای لجستیکی در امتداد سواحل ایران بوده است. مقامهای آمریکایی هدف از این عملیات را کاهش توان جمهوری اسلامی برای تهدید کشتیرانی در تنگه هرمز عنوان کردهاند.
دور جدید حملات آمریکا زمانی آغاز شد که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در ابتدای هفته به چندین کشتی تجاری که از مسیر جنوبی تنگه هرمز در حرکت بودند حمله کردند. جمهوری اسلامی تاکید دارد که تردد کشتیها در تنگه هرمز تنها از مسیری باید انجام شود که سپاه تعیین کرده و همه کشتیها باید مجوز عبور دریافت کنند. موضوعی که آمریکا و دیگر کشورهای منطقه حاضر به پذیرش آن نیستند.
وزارت بهداشت ایران نیز اعلام کرده است حملات آمریکا طی دو روز گذشته دستکم ۱۴ کشته و ۷۸ زخمی در پنج استان بر جای گذاشته است.
به گزارش نیویورکتایمز، جمهوری اسلامی در پاسخ، پایگاههای نظامی آمریکا در قطر، بحرین و کویت را هدف حملات موشکی و پهپادی قرار داده است. اردن نیز اعلام کرده بخشی از حملات حکومت ایران را رهگیری کرده است.
این روزنامه مینویسد تداوم حملات متقابل منطقه را وارد چرخهای از جنگهای پراکنده کرده و احتمال بازگشت به جنگ گستردهای را افزایش داده است که از اواخر فوریه [اوایل اسفند] با حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد.
نیویورکتایمز همچنین به اظهارات ئسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، اشاره کرده که گفته است ارتش این کشور برای ازسرگیری عملیات نظامی علیه ایران در صورت لزوم آماده است و میتواند بار دیگر برای به دست آوردن برتری هوایی، حملات خود را آغاز کند.
این گزارش یادآوری میکند که تنها یک روز پس از آنکه دونالد ترامپ اعلام کرد آتشبسی که سه هفته پیش با [حکومت] ایران امضا کرده بود «به پایان رسیده است»، مقامهای جمهوری اسلامی تهدید کردند دامنه حملات خود را به دیگر پایگاههای آمریکا در منطقه گسترش خواهند داد.
به نوشته نیویورکتایمز، حملات روز چهارشنبه [۱۷ تیر] آمریکا نقاط مختلف ایران را هدف قرار داد. تصاویر و ویدئوهای بررسیشده توسط این روزنامه نشان میدهد برج کنترل دریایی بندر چابهار بهشدت آسیب دیده است. در ایرانشهر نیز ساختمانهای فرودگاه هدف حمله قرار گرفته و در بوشهر، یک اسکله و محدوده پیرامونی نیروگاه هستهای آسیب دیده است.
این روزنامه همچنین با استناد به ویدئوهای راستیآزماییشده گزارش داد در نزدیکی شهر آققلا در شمالشرق ایران، پل راهآهن آقتکهخان هدف حمله قرار گرفته است. این پل در مسیر راهآهن تهران-ترکمنستان قرار دارد و بیش از ۷۰۰ مایل [برابر با ۱۱۲۶٫۵۴ کیلومتر] با تنگه هرمز فاصله دارد.
نیویورکتایمز به نقل از خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، نوشت پس از آنکه آمریکا در ماه آوریل [فروردین] محاصره دریایی کشتیهای ورودی و خروجی بنادر ایران را آغاز کرد، حجم تردد ریلی چین در این مسیر سه برابر شده است.
به گزارش این روزنامه، حملات [حکومت] ایران در این هفته کشورهای خلیج فارس میزبان نیروهای آمریکایی را هدف قرار داد. کویت اعلام کرد سه موشک بالستیک، یک موشک کروز و ۱۰ پهپاد را رهگیری کرده و سقوط بقایای آنها یک نفر را زخمی کرده است. بحرین نیز از رهگیری و انهدام چند موشک و پهپاد خبر داد.
جمهوری اسلامی همچنین اعلام کرد قطر را نیز هدف حمله قرار داده است. هرچند مقامهای قطری وقوع این حملات را تایید نکردند، اما هشدار امنیتی عمومی صادر کردند. قطر از میانجیهای اصلی مذاکرات میان تهران و واشینگتن به شمار میرود.
نیویورکتایمز مینویسد تشدید درگیریها باعث افزایش بهای نفت شده است. نفت برنت روز پنجشنبه [۱۸ تیر] حدود ۷۶ دلار در هر بشکه معامله شد؛ رقمی پایینتر از اوج ۱۱۸ دلاری در جریان جنگ، اما همچنان بالاتر از قیمت پیش از آغاز درگیریها.
به نوشته این روزنامه، همزمان تلاشهای دیپلماتیک نیز ادامه دارد. نخستوزیر قطر با وزیران خارجه عربستان سعودی، عمان، امارات متحده عربی و ترکیه گفتوگو کرده و همچنین در تماس با وزیر خارجه جمهوری اسلامی، حملات جمهوری اسلامی ایران به کشتیها در تنگه هرمز را محکوم کرده است. در همین حال، رییس امارات متحده عربی نیز در سفری کمسابقه به کویت با امیر این کشور درباره تقویت همکاریهای دوجانبه و تحولات منطقه رایزنی کرده است.
سیانان به نقل از دو منبع آگاه گزارش داد اسرائیل این هفته اطلاعاتی را در اختیار آمریکا قرار داده که نشان میدهد جمهوری اسلامی بهتازگی طرح مشخصی برای ترور دونالد ترامپ تهیه کرده است؛ گزارشی که همزمان با تشدید تنشها میان تهران و واشینگتن منتشر شده است.
به گزارش سیانان، یکی از منابع آگاه گفته است هشدار اسرائیل در هفته جاری به مقامهای آمریکایی منتقل شده است. منبع دیگری نیز گفته نهادهای اطلاعاتی آمریکا در هفتههای اخیر بهطور مداوم اطلاعاتی درباره احتمال تلاش برای ترور ترامپ دریافت کرده بودند، اما اطلاعات ارائهشده از سوی اسرائیل جدید بوده و به یک طرح مشخص مربوط میشده است.
سیانان نوشت جزئیات این طرح هنوز روشن نیست و همچنین مشخص نشده که آیا دستگاههای اطلاعاتی آمریکا نیز بهطور مستقل این طرح را شناسایی کرده بودند یا تنها از طریق هشدار اسرائیل از آن مطلع شدهاند.
کاخ سفید در پاسخ به درخواست این شبکه برای اظهار نظر درباره این گزارش، که نخستین بار روزنامه والاستریت ژورنال منتشر کرده بود، به اظهارات اخیر دونالد ترامپ اشاره کرد.
ترامپ روز چهارشنبه ۱۷ تیر به خبرنگاران گفت: «آنها میخواهند رهبر آمریکا، یعنی من، را از میان بردارند. من در همه فهرستهای آنها هستم. امروز صبح دیدم که در تکتک فهرستهایشان قرار دارم. تا اینجا کمی خوششانس بودهام، اما شاید این خوششانسی خیلی دوام نیاورد. اینها آدمهای شرور و بیماری هستند و باید این سرطان را ریشهکن کنیم. سرطان را باید از همان ابتدا از بدن خارج کرد.»
سیانان همچنین گزارش داد تنشها میان آمریکا و جمهوری اسلامی در روزهای اخیر، همزمان با فروپاشی آتشبس ۶۰ روزه، افزایش یافته و دو طرف تهدیدها و حملات متقابلی را علیه یکدیگر انجام دادهاند. با این حال، به گفته یک مقام آمریکایی، تلاشهای دیپلماتیک همچنان پشت پرده ادامه دارد.
به گفته چند مقام آمریکایی، برای انجام حملات احتمالی در شامگاه پنجشنبه آمادهسازیهایی انجام شده بود، اما مقامهای آمریکایی در نهایت ترجیح دادند فعلاً به جای اقدام نظامی، مسیر دیپلماسی را دنبال کنند.
سیانان نوشت پیش از آن، در ناو هواپیمابر «یواساس آبراهام لینکلن»، خدمه جنگندهها را به تسلیحات مجهز کردند و خلبانان نیز تمرینهای لازم را برای اجرای احتمالی حملات انجام دادند. دن کیلر، فرمانده این ناو، به هزاران خدمه حاضر گفت که شرایط در حال بحرانیتر شدن است.
این شبکه افزود همزمان با این آمادهباش، جنگندههای آمریکایی همچنان ماموریتهای معمول دفاعی خود را ادامه دادند و پروازهای عملیاتی در طول روز و شب برقرار بود.
در دیماه ۱۴۰۴، همزمان با سرکوب خونین معترضان، قطع اینترنت و استقرار نیروهای امنیتی در بیمارستانها، نبردی دیگر نیز آغاز شد؛ نبردی بر سر روایت قربانیان و اینکه کدام مرگها در حافظه رسانههای جهان ثبت میشوند و کدامیک در سکوت فراموش میشوند.
دیماه ۱۴۰۴؛ خیابانها و کوچههای ایران صحنه سرکوبی شد که هنوز ابعاد کامل آن روشن نیست. اینترنت در بسیاری از نقاط کشور قطع یا مختل شد، آنتندهی موبایلها محدود بود، بیمارستانها زیر نظر نیروهای امنیتی قرار گرفتند و خانوادهها برای یافتن پیکر عزیزانشان با دیوار سکوت و تهدید روبهرو شدند.
مساله تنها ابعاد سرکوب نبود؛ پرسشی همپای آنچه رخ داده مطرح میشد: کدام بخش از حقیقت اجازه روایت شدن پیدا میکند؟ چه کسانی کشته شدند، چه کسانی شلیک کردند، و کدام عدد میتواند از سد سانسور، ملاحظات سیاسی و احتیاط رسانههای جهانی عبور کند و به خبر بینالمللی تبدیل شود؟
جمهوری اسلامی، مطابق الگوی شناختهشده و تکراریاش در بحرانهای مشابه، ابتدا کوشید با عددهای محدود و روایتهای پراکنده، ابعاد کشتار را کوچک نشان دهد. در مقابل، نهادهای حقوق بشری، رسانههای مستقل، با احتیاط و بر پایه شواهد، آمارهایی متفاوت منتشر کردند.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال، بر اساس اطلاعات محرمانه رسیده از داخل ایران، اعلام کرد دستکم ۳۶،۵۰۰ نفر در جریان سرکوب اعتراضات، در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی کشته شدهاند.
همزمان، هرانا، وبسایت وابسته به سازمان حقوق بشری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در گزارش «زمستان سرخ» درباره ۵۰ روز نخست اعتراضات، از حداقل موارد قابل راستیآزمایی سخن گفت: ۶،۴۸۸ جانباخته. همان گزارش تاکید کرد که ۱۱،۷۴۴ پرونده دیگر همچنان در دست بررسی است. این فاصله میان موارد تاییدشده و پروندههای در حال بررسی، نشان میدهد آمار نهایی قربانیان هنوز میتواند بسیار فراتر از اعداد منتشرشده باشد.
سازمان دیدهبان حقوق بشر نیز از شواهد فزاینده درباره کشتارهای سراسری سخن گفت. عفو بینالملل، در ۶ ماهگی اعتراضات دی، هشدار داد که نبود عدالت بینالمللی برای کشتار هزاران معترض و رهگذر، خطر وقوع جنایتهای بیشتر از سوی جمهوری اسلامی را افزایش میدهد.
اما در میان این آمارها، روایت دیگری هم از واشینگتن رسید؛ از زبان دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا. ترامپ در اسفند ۱۴۰۴، از کشتهشدن ۳۲،۰۰۰ نفر در سرکوب اعتراضات ایران سخن گفت. در فروردین ۱۴۰۵، این عدد را ۴۵٬۰۰۰ نفر اعلام کرد. سپس در ۱۷ تیر گفت جمهوری اسلامی تاکنون ۵۴،۰۰۰ معترض را کشته است.
اهمیت این اظهارات فقط در بزرگی عددها نبود. گوینده این ارقام، رییسجمهوری ایالات متحده بود؛ مقامی که به گزارشهای اطلاعاتی، ارزیابیهای امنیتی و دادههای محرمانه نهادهای امنیتی آمریکا دسترسی دارد. با این حال، واکنش رسانههای غربی به این سخنان، سکوت یا عبور سریع بود؛ نه راستیآزمایی جدی، نه مقایسه نظاممند با گزارشهای حقوق بشری، و نه پیگیری روشن درباره مبنای این اعداد.
این سکوت، خود به بخشی از ماجرا تبدیل شد. پرسش اینجاست: چرا آمار اعلامشده از سوی رییسجمهوری آمریکا درباره کشتهشدگان ایرانی، حتی برای رد، بررسی یا راستیآزمایی دقیق، وارد دستور کار جدی آژانسهای خبری و رسانههای بزرگ نشد؟ چرا عددی که درباره مرگ هزاران انسان در یک سرکوب حکومتی مطرح شده، در بسیاری از اتاقهای خبر جهان بایکوت شد؟
چند ماه بعد، همان رسانهها در برابر عددی دیگر واکنشی سریع نشان دادند: ادعای حضور ۹ میلیون نفر در مراسم تشییع علی خامنهای. عددی که از دستگاه پروپاگاندای جمهوری اسلامی بیرون آمد و در بخشی از پوششهای خارجی، بیآنکه امکان راستیآزمایی مستقل آن روشن باشد، به زبان خبر راه یافت.
این مقایسه، برای بسیاری از کاربران ایرانی شبکههای اجتماعی پرسشی ساده اما بنیادین ساخت: اگر عدد مربوط به یک تشییع حکومتی دیکتاتور تهران ارزش پوشش خبری دارد، چرا عددهای مربوط به کشتهشدن دهها هزار ایرانی به دستور همان شخص، ارزش پیگیری چند برابر نداشته باشد؟
سانسور همیشه با حذف کامل آغاز نمیشود. گاهی با جابهجا کردن اولویتها شروع میشود؛ با برجسته کردن عددهای مطلوب دستگاه کشتار و پایین آوردن صدای قربانیان. برخی خبرها رسما از گردونه اخبار حذف نمیشوند، فقط آنقدر در صف انتظار راستیآزمایی، تردید و ملاحظات سیاسی نگه داشته میشوند که از چرخه خبر بیرون بمانند.
پرونده جنایات هولناک دیماه ۱۴۰۴ تازه گشوده شده و هنوز نام بسیاری از کشتهشدگان منتشر نشده، هنوز خانوادههای زیادی در جستوجوی حقیقتاند و هنوز نحوه جان باختن بسیاری از جاویدنامان مشخص نیست. اما آنچه از همین حالا روشن است گشوده شدن پرونده ای دیگر در کنار پرونده جنایت جمهوری اسلامی است: آزمون اعتبار رسانههایی که خود را راوی حقیقت میدانند.
شش ماه پس از وقایع هجده و نوزده دی ۱۴۰۴، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: کدام مرگها خبر میشوند، و کدام مرگها برای ورود به تیتر خبرگزاریهای بزرگ جهان، باید دوباره ثابت کنند که واقعا رخ دادهاند؟
حملات متقابل آمریکا و جمهوری اسلامی برای سومین روز ادامه یافت و با کشیده شدن درگیریها به خلیج فارس، نگرانیها درباره فروپاشی آتشبس افزایش یافت. همزمان، کشورهای منطقه خواستار ازسرگیری مذاکرات و بازگشت تهران و واشینگتن به مسیر دیپلماسی شدند.
نیروهای مسلح جمهوری اسلامی پنجشنبه ۱۸ تیر از حمله به اهداف نظامی آمریکا در کویت، قطر، بحرین و اردن خبر دادند؛ حملاتی که دامنه درگیری را بیش از پیش به کشورهای حاشیه خلیج فارس کشاند.
این حملات در پی موج تازه حملات آمریکا در شامگاه چهارشنبه به اهداف نظامی در جنوب و شرق ایران انجام شد.
همزمان، هفتمین روز مراسم تشییع جنازه علی خامنهای در مشهد ادامه یافت و جنازه دیکتاتور کشتهشده ایران برای دفن به حرم امام هشتم شیعیان منتقل شد.
سپاه پاسداران اعلام کرد حملات آمریکا و مداخله این کشور در هدایت تردد کشتیها در تنگه هرمز، روند بازگشایی تدریجی این آبراه را مختل کرده است و هشدار داد هرگونه مداخله بیشتر آمریکا با «پاسخی کوبنده» روبهرو خواهد شد.
به گفته سپاه، تردد کشتیها در دو هفته گذشته به حدود ۵۰ درصد سطح پیش از جنگ رسیده و تنها شناورهایی که از مسیرهای تعیینشده از سوی تهران عبور کنند، اجازه تردد خواهند داشت.
حملات متقابل و پیامدهای آن
ارتش آمریکا اعلام کرد حملات اخیر با هدف باز نگه داشتن تنگه هرمز انجام شده و در واکنش به حمله به سه نفتکش صورت گرفته است.
این حملات ساعاتی پس از آن انجام شد که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، گفت آتشبس موقت با جمهوری اسلامی را پایانیافته میداند.
خبرگزاری رویترز گزارش داد جمهوری اسلامی مسئولیت حمله به نفتکشها را بر عهده نگرفته، اما تحلیلگران معتقدند تهران از چنین اقداماتی برای افزایش اهرم فشار در مذاکرات استفاده میکند.
رسانههای حکومتی در ایران به نقل از مقامهای جمهوری اسلامی گزارش دادند حملات آمریکا در ۱۷ و ۱۸ تیر، ۱۴ کشته و ۷۸ زخمی در پنج استان بر جا گذاشته است.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، از آسیب دیدن یک پل راهآهن مورد استفاده در تجارت با روسیه و چین خبر داد.
خبرگزاری مهر، وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی، از وقوع چند انفجار در بوشهر و بندرعباس خبر داد. مقامهای محلی اعلام کردند یکی از پرتابههای آمریکا به محدوده پیرامونی نیروگاه هستهای بوشهر اصابت کرده است؛ نیروگاهی که پیش از آتشبس نیز چند بار هدف حمله قرار گرفته بود.
بهای نفت که در پی نگرانی از اختلال در کشتیرانی و عرضه جهانی افزایش یافته بود، پس از ارزیابی سرمایهگذاران درباره احتمال موقتی بودن درگیریها کاهش یافت.
حملات منطقهای و واکنشها
ارتش جمهوری اسلامی اعلام کرد در پاسخ به حملات اخیر آمریکا، سامانه پاتریوت در کویت، آنتن ماهوارهای یک مرکز هشدار اولیه در قطر و مخازن سوخت ارتش آمریکا در بحرین را با «حجم انبوه» پهپادهای انهدامی هدف قرار داده است.
کویت اعلام کرد نیروهای مسلح این کشور یک موشک کروز، سه موشک بالستیک و ۱۰ پهپاد را در حریم هوایی خود رهگیری کردهاند و بر اثر اصابت ترکش، یک نفر زخمی شده است.
آژیر هشدار در اردن نیز پس از شناسایی موشکهای شلیکشده از ایران به صدا درآمد و مقامهای این کشور از رهگیری هشت موشک بدون ثبت خسارت یا تلفات خبر دادند.
سپاه پاسداران بعدتر اعلام کرد پایگاه نظامی ازرق و یک مرکز فرماندهی آمریکا در منطقه را هدف حملات موشکی قرار داده است.
قطر حمله به کشتیهای تجاری را محکوم کرد و همزمان خواستار بازگشت طرفها به دیپلماسی شد. وزیران خارجه ترکیه و عمان نیز در تماسهای جداگانه با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، بر ضرورت جلوگیری از تشدید تنشها تاکید کردند.
عراقچی پنجشنبه در گفتوگوی تلفنی با عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، حملات اخیر آمریکا را «نقض تفاهم اسلامآباد برای پایان جنگ» خواند و گفت هرگونه ماجراجویی ارتش آمریکا با پاسخ قاطع نیروهای مسلح جمهوری اسلامی روبهرو خواهد شد.
محمدباقر قالیباف، رییس مجلس، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت آمریکا باید بداند «زورگویی و بدعهدی» بیهزینه نخواهد بود و افزود: «بزنید، میخورید.»
او تاکید کرد تنگه هرمز تنها با ترتیبات جمهوری اسلامی باز میشود، نه «با تهدیدات آمریکایی».
مواضع واشینگتن و تلآویو
فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) نیز اعلام کرد نیروهای این کشور در حملات شامگاه چهارشنبه حدود ۹۰ هدف نظامی جمهوری اسلامی، از جمله سامانههای پدافند هوایی، تجهیزات پایش ساحلی و انبارهای موشک و پهپاد را هدف قرار دادهاند.
سنتکام افزود حملات شامگاه چهارشنبه در ادامه عملیات شب پیش انجام شد که در آن حدود ۸۰ هدف نظامی، از جمله بیش از ۶۰ قایق تندرو سپاه پاسداران، هدف قرار گرفته بودند.
به گفته این فرماندهی، این عملیات در واکنش به حمله حکومت ایران به سه کشتی تجاری در تنگه هرمز انجام شده است.
ترامپ بامداد پنجشنبه با بازنشر پستی در شبکه اجتماعی تروثسوشال که تصویری از یک آتشسوزی را نشان میدهد که بالای آن اسم چابهار آورده شده، نوشت: «این حملات در تلافی بمباران کشتیها از سوی ایران در روز گذشته انجام شد. اگر دوباره تکرار شود، اوضاع بسیار بدتر خواهد شد.»
با این حال، او گفت انتظار ندارد درگیریهای اخیر به جنگی تمامعیار با جمهوری اسلامی منجر شود و در پاسخ به پرسشی درباره تفاهمنامه با تهران افزود: «به نظر من، این تفاهمنامه تمام شده است.»
یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل نیز گفت در حمله آغازین جنگ، علی خامنهای کشته و مجتبی خامنهای «بهشدت مجروح» شده است. او افزود ارتش اسرائیل برای ازسرگیری عملیات در ایران و حملهای مستقل، در صورت لزوم، آماده است.
مجموع این مواضع نشان میدهد آتشبس سههفتهای، هم در میدان و هم در سطح سیاسی، با شکنندهترین وضعیت خود روبهرو شده است.
مای ساتو، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، با ابراز نگرانی از ازسرگیری درگیریهای نظامی تهران و واشینگتن، گفت مردم ایران بار دیگر میان حملات خارجی و سرکوب جمهوری اسلامی گرفتار شدهاند.
ساتو پنجشنبه ۱۸ تیر در شبکه اجتماعی ایکس نوشت ازسرگیری درگیریهای نظامی میان تهران و واشینگتن در این هفته و تشدید تنشها در سراسر منطقه عمیقا نگرانکننده است و حملات آمریکا به ایران از منظر حقوق بینالملل «غیرقانونی» است.
به گفته او، انجام این حملات پس از امضای تفاهمنامه جمهوری اسلامی و آمریکا، این تحولات را نگرانکنندهتر کرده و نشان میدهد توافقها کنار گذاشته شدهاند و زور جای دیپلماسی را گرفته است؛ موضوعی که به گفته او بنیان صلح پایدار، یعنی احترام به توافقها و حقوق بینالملل را تضعیف میکند.
ساتو یادآوری کرد ۲۹ خرداد همراه با شماری از کارشناسان سازمان ملل با احتیاط از تفاهمنامه میان آمریکا و جمهوری اسلامی استقبال کرده بود، اما همزمان هشدار داده بود که جایگاه مردم ایران در این توافق بسیار کمرنگ است.
این بیانیه به امضای ۱۴ گزارشگر ویژه، کارشناس مستقل و سازوکار حقوق بشری سازمان ملل، از جمله ساتو، رسیده بود.
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل با اشاره به گزارشهایی درباره آسیب دیدن زیرساختهای غیرنظامی نوشت در حملات اخیر، چندین بندر در جنوب ایران هدف قرار گرفته، برق بخشهایی از چابهار قطع شده، پرتابههایی در نزدیکی نیروگاه هستهای بوشهر فرود آمده و خطوط راهآهن، از جمله پل راهآهن آقتکهخان، آسیب دیدهاند.
او همچنین به آمار وزارت بهداشت جمهوری اسلامی اشاره کرد که از کشته شدن ۱۴ نفر در دو شب گذشته خبر داده است.
ساتو نوشت در این لحظات، فکرش با مردم ایران است؛ مردمی که به گفته او بار دیگر خود را میان حملات تازه آمریکا و سرکوب داخلی جمهوری اسلامی گرفتار میبینند.
او افزود از زمان آغاز جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حملات خارجی هزاران کشته و میلیونها آواره بر جای گذاشته و مقامهای جمهوری اسلامی نیز با تشدید سرکوب مخالفان، به اعدام شهروندان در ایران ادامه دادهاند.
بهگفته او، مردم ایران سالهاست با ناامنی و مشکلات اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند و دور تازه حملات تنها بر رنج آنان میافزاید.
ساتو ۱۰ تیر نیز در مصاحبهای با «جنیوا سولوشنز» گفته بود در جنگ اخیر هزاران غیرنظامی در ایران کشته و میلیونها نفر آواره شدند و مقامهای جمهوری اسلامی نیز پیش از جنگ، در جریان آن و پس از آتشبس، سرکوب مخالفان را ادامه دادهاند.
او تاکید کرده بود: «در تفاهم کنونی آمریکا با جمهوری اسلامی، مردم ایران تقریبا هیچ جایگاهی ندارند. این تفاهمنامه در خدمت منافع ژئوپلیتیک است، اما مردم ایران را نادیده میگیرد.»
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در پایان از همه طرفها خواست تنشها را کاهش دهند، به میز مذاکره بازگردند و مردم ایران را در کانون توجه قرار دهند.
او تاکید کرد حفاظت از جان غیرنظامیان و زیرساختهای غیرنظامی باید فورا در اولویت قرار گیرد و همه طرفها باید برای جلوگیری از تشدید بیشتر تنشها تلاش کنند.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از داخل ایران نیز حاکی از نگرانی شماری از شهروندان از تشدید تنشها، محدودیتهای اینترنتی، فشارهای داخلی و بیاعتمادی به روایت رسمی جمهوری اسلامی است.