گزارشها و روایتهای میدانی از افزایش کشت خشخاش در برخی استانهای کشور در سالهای اخیر حکایت دارد. این موضوع در کنار کاهش منابع درآمدی و فشارهای اقتصادی، بحثهایی درباره تغییر رویکرد در نحوه مواجهه با این محصول را مطرح کرده است.
برخی فعالان اجتماعی و سیاسی معتقدند جمهوری اسلامی در شرایط فشارهای اقتصادی، به سمت الگویی مشابه طالبان در حال حرکت است؛ الگویی که به گفته آنها، شامل حمایت از کشت خشخاش، حتی در شرایط غیرقانونی، با هدف درآمدزایی از این مسیر است. در مقابل، مقامات همچنان بر ممنوعیت کشت سنتی و اجرای طرحهای کنترلشده و صنعتی برای تامین مواد اولیه دارویی تاکید دارند.
روایتهای میدانی از کشت خشخاش در استانها
در روایتهای جمعآوریشده از مناطق مختلف کشور، کشاورزان و کارگران از تغییر الگوی کشت و گسترش فعالیتهای مرتبط با خشخاش در برخی استانها خبر دادهاند.
چند کارگرد در استان سمنان میگویند حدود یک سال است در زمینهایی مشغول به کار هستند که زیر کشت خشخاشاند. یکی از کارگران میگوید: «قبلا محل اقامت نداشتیم، اما الان به ما در یکی از روستاها سرپناه داده شده و فصلی کار میکنیم. حقوقمان هم در سه قسط واریز میشود. در این شرایط خودم را خوششانس میبینم.»
یک کشاورز که در قم مشغول به کار است، میگوید: «راستش اولش ترسیدم که نکند خطر داشته باشد، اما از طریق یک فرد معتمد گفتند خطری ندارد، فقط زمین را اجاره بده.»
او همچنین اشاره میکند به کارگران افغانستانی که در زمین او مشغول به کار بودند گفته شده بود که در صورت کار روی این زمینها، روند تمدید مدارک اقامتیشان سریعتر انجام میشود.
او همچنین گفت: «این کارگران ماهی ۱۵ تا ۱۷ میلیون حقوق میگیرند و خودم ماهی ۱۳ میلیون میتوانستم پرداخت کنم.»
یکی از کارگران افغانستانی که در زمینهای زیر کشت خشخال کار میکند، میگوید: «تمام ۱۶ سالی که ایران هستم، هر بار برای دریافت مدارک هزار بار آزار و تحقیر شدم. این بار اما خیلی فرق میکرد؛ مدارک را گرفتند، بردند و یک هفته بعد کارت من و زنم صادر شده بود.»
فردی که در استان خراسان رضوی زمین دارد و خشخاش کشت میکند، از وجود «یک حمایت نانوشته» برای کشت خشخاش میگوید و تاکید میکند در سه سال اخیر این کشتوکار رونق بیشتری گرفته است.»
کشاورز دیگری که در نواحی زاگرس کار میکند، از کشت خشخاش راضی به نظر میرسد. او میگوید: «من کشاورزم و سالهاست با بدبختی زندگی کردم. واقعیتش این است که کاشت خشخاش پردردسر نیست و با توجه به گرانی و تورم، تنها محصول کمهزینه و پرسود است.»
یک کارشناس کشاورزی که به شرط ناشناس ماندن صحبت کرد، تاکید میکند کشت خشخاش برخلاف بسیاری از محصولات دیگر لزوما سبب تخریب مستقیم خاک نمیشود، اما در صورت تداوم تککشتی، میتواند به کاهش حاصلخیزی و افت تنوع زیستی خاک بیانجامد.
گسترش جغرافیایی کشت
بر اساس روایتهای موجود، کشت خشخاش تنها به یک منطقه در ایران محدود نیست و از استانهای مختلف، از شمال، جنوب، شرق و غرب کشور، گزارشهایی از تغییر الگوی کشت منتشر شده است؛ بهطوری که در برخی مناطق، زمینهای محصولات سنتی جای خود را به خشخاش دادهاند.
افزایش کشت غیرقانونی خشخاش
محمد جمالیان، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، ۱۶ خرداد در گفتوگویی رادیویی تایید کرد که در برخی مناطق کشاورزان به جای کاشتن محصولات سنتی به سمت کشت خشخاش رفتهاند و کِشت غیرقانونی این گیاه در برخی استانها افزایش یافته است.
او در این گفتوگو هشدار داد که این روند ممکن است به افزایش مصرف مواد مخدر منجر شود و شدت وابستگی در مصرفکنندگان را افزایش دهد.
زنگ خطر برای جامعه
مجموع روایتهای میدانی، اظهارات یک نماینده مجلس و دیدگاههای فعالان اجتماعی و سیاسی، تصویری از تغییر تدریجی اما پرتنش در برخی مناطق کشاورزی کشور ارائه میدهد؛ تغییری که همزمان با فشارهای اقتصادی، کاهش صرفه کشتهای سنتی و افزایش گرایش به محصولات پرسودتر رخ داده است.
در این میان، اختلاف نگاهها درباره ماهیت این روند همچنان پررنگ است. گروهی از فعالان اجتماعی و سیاسی این روند را صرفا یک تغییر در الگوی کشت نمیدانند و معتقدند در بستر شرایط اقتصادی، میتواند به سمت الگویی حرکت کند که در آن کشت این محصول نه فقط یک فعالیت کشاورزی، بلکه بخشی از یک سازوکار درآمدی تلقی میشود؛ موضوعی که از نگاه آنان یک «زنگ خطر» به شمار میآید.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.