برنامهریزی حکومتی برای تشییع دیرهنگام علی خامنهای با واکنشهایی از سوی شهروندان مواجه شده است. مخاطبان ایراناینترنشنال به غیبت مجتبی خامنهای در مراسم پدرش و همچنین پولپاشی حکومت برای شلوغ جلوه دادن مراسم خاکسپاری اشاره کردند.
مقامهای جمهوری اسلامی از برنامهریزی برای برگزاری مراسم تشییع و تدفین خامنهای، دیکتاتور کشته شده ایران، در روزهای ۱۳ تا ۱۸ تیر خبر دادهاند.
دومین رهبر جمهوری اسلامی صبح روز نهم اسفند و در نخستین ساعات آغاز جنگ با اسرائیل و آمریکا کشته شد.
شهروندان در چهار ماه اخیر، تاخیر در خاکسپاری او را دستمایه شوخی قرار داده و برای آن روزشماری میکردند.
برخی نیز به از بین رفتن کامل جسد او و اینکه «چیزی برای دفن باقی نمانده» اشاره کردند.
شهروندی در همین زمینه به ایراناینترنشنال گفت: «تشییع جنازه یک تابوت خالی، نشانه وحشت تفالههای باقیمانده رژیم غاصب اسلامی است. آنها میدانند که خودشان هم دیگر امنیت ندارند و فعلا با زور اسلحه و کشتار ملت ایران، چند صباحی بیشتر میمانند.»
مخاطبی دیگر از این مراسم با عنوان «سیرک تشییع برای جنازهای که وجود ندارد» یاد کرد و گفت حتی خبری از سومین رهبر جمهوری اسلامی نیست.
او با استناد به طنزهای تصویری که پس از اعلام رهبری مجتبی خامنهای در شبکههای اجتماعی منتشر شد، گفت «رهبر مقوایی» حتی قرار نیست در مراسم پدرش شرکت کند.
شماری دیگر هم اشاره کردند نه اثری از «بقایای خامنهای پدر» در کار است و نه خامنهای پسر.
سومین رهبر جمهوری اسلامی از زمان انتصاب به این سمت تاکنون با هوادارانش دیداری نداشته و پیامی به شکل تصویری یا صوتی منتشر نکرده است. آنچه تاکنون از او منتشر شده، منحصر به پیامهای مکتوب است.
در مورد بقایای علی خامنهای نیز ابهاماتی وجود دارد. منصور ارضی، مداح مورد علاقه خامنهای، پیشتر در یکی از تجمعهای شبانه حامیان حکومت، گفت: «بعدها گفته خواهد شد که از بدن رهبر ما چه باقی مانده است.»
شادترین حادثه قرن
شمار دیگری از پیامها، واکنش به اظهارات محمدرضا عارف، معاون مسعود پزشکیان، است که هفتم تیر در صحبتهایی، تشییع خامنهای را «مهمترین رویداد قرن بیستویکم» خواند.
مخاطبی این اظهارات را «چرندیات» دانست و گفت این خاکسپاری برای مردم خود ایران هم اهمیت چندانی ندارد، چه برسد به کشورهای دیگر.
شهروندی عارف را خطاب قرار داد و گفت مشخص است که خاکسپاری یکی از «بزرگترین دیکتاتورهای خونریز قرن» بعد از چهار ماه، آن هم با «نهایت خفت و خواری»، یکی از مهمترین و شادترین حوادث قرن ۲۱ محسوب میشود.
جنازه خامنهای قرار است ۱۳۲ روز پس از مرگش در شهر مشهد به خاک سپرده شود.
پیشتر کاربران شبکههای اجتماعی با استناد به فقه شیعه یادآوری کرده بودند که بر زمین ماندن جنازه، «دارای کراهت» است.
برخی دیگر نیز بارها و بارها تاکید کردند با این حجم از ظلم و قساوتی که خامنهای در سه دهه رهبری خود به خرج داد، حتی خاک هم او را نمیپذیرد.
شهروندی در پیامی به ایراناینترنشنال گفت بزرگترین رویداد قرن نه خاکسپاری خامنهای که کشتار بزرگ شبهای ۱۸ و ۱۹ دیماه بود که به دستور او اتفاق افتاد.
مخاطبی دیگر در پاسخ به عارف گفت: «نه عزیزم، این مرگ خامنهای بود که بزرگترین رویداد قرن شد.»
پولپاشی برای شلوغ جلوه دادن مراسم
بخشی از پیامها به تلاش حکومت برای «شلوغتر» کردن مراسم خاکسپاری خامنهای با اجبار یا تطمیع اشاره کردند.
برخی گفتند جمهوری اسلامی خودش هم میداند برای تشییع جنازه خامنهای در تهران تعداد کمی قرار است به شکل خودجوش حضور داشته باشند، برای همین میخواهد هرچه نیرو دارد را از همه شهرها جمع کند و در مدارس پایتخت اسکان دهد.
مدیر یک دبیرستان در تهران گفت از دو هفته پیش به آنها بخشنامهای درباره آمادگی اجباری برای پذیرایی از کسانی ابلاغ شده که از شهرها و کشورهای همسایه برای تشییع جنازه خامنهای به پایتخت میآیند.
او افزود: «این در صورتی است که مدرسه تحت مدیریت من کمبرخوردار است و هیچ امکاناتی، حتی فرش نمازخانه و کولر ندارد.»
بر اساس این پیامها و در یک نمونه، معاونت نیروی انسانی اپراتور همراه اول به کارکنان خود پیام داده که طی یک هفته برگزاری مراسم خامنهای تمامی درخواستهای «مرخصی و دورکاری» لغو شده و ۱۰۰ درصد کارکنان باید در محل کار خود حضور داشته باشند.
مخاطبی دیگر گفت بخشنامه حضور کارکنان شهرداری در تشییع خامنهای نشان میدهد حضور میلیونی که مقامهای حکومت ادعایش را میکنند، قرار است با اجبار کارمندانی رخ دهد که باید در خاکسپاری حاضر شوند.
شهروندی به شدت گرفتن «فعالیتهای التماسی-خواهشی» سپاهیها، بسیجیها و ارزشیها در گروههای مجازی برای شرکت در تشییع جنازه خامنهای اشاره کرد. این در حالی است که در سالهای گذشته شهروندان بارها با اشاره به تورم و فقر فزاینده مردم، به برگزاری جشنهای پرهزینه حکومت برای اعیاد مذهبی یا صرف مبالغ بالا برای سالگرد مرگ روحالله خمینی اعتراض کردند.
جمهوری اسلامی پس از تحمیل دو جنگ به ایران، در مدیریت بحران اقتصادی ناتوانتر از قبل شده و این شکافها در ماههای اخیر بیشتر شده است.
شهروندی ساکن تهران به ایراناینترنشنال گفت برای دفن خامنهای به اتوبوسهای سرویس کارمندان و پایانههای مسافربری گفتهاند برای انتقال مردم به روستاها بروند و آنها را بهصورت رایگان و با وعده غذا و امتیازات شورایی به روستا، به مراسم تشییع جنازه بکشانند.
او این رویکرد را «سناریوی تکراری برای شلوغ کردن تجمعات حکومتی» توصیف کرد.
شهروندی از کرج نیز گفت: «برای هماهنگی مهمترین اتفاق قرن، و تشییع رهبر بعد از سه فصل، همین بس که سرباز و کارمند و کارگر و دانشجو مجبور به شرکت در آن هستند.»
تبدیل فضای تشییع جنازه به فرصتی برای اعتراض
برخی شهروندان در پیامهایشان، این مراسم یک هفتهای را فرصتی برای اعتراض دیدهاند.
شهروندی در همین زمینه گفت در شبهای خاکسپاری، مردم میتوانند بدون هزینه سنگین، اقدام اعتراضی انجام دهند؛ مثلا از پشت پنجرههای خانهها با سوت و دست و جیغ، فریاد شادی از مرگ دیکتاتور سر دهند
دستهای از مخاطبان اما خواهان اقداماتی جدیتر شدند.
شهروندی گفت: «به نظر من بهترین فرصت برای فراخوان ملی و سرنگونی رژیم همین مراسم تدفین خامنهای است، چون حکومت بهخاطر کمبود طرفدار مجبور است همه حامیانش را یکجا جمع کند؛ مخصوصا در مشهد.»
در هفتههای اخیر صدها شهروند در پیامهایی به ایراناینترنشنال از انتظار برای «فراخوان نهایی» شاهزاده رضا پهلوی بهمنظور حضور در خیابان گفتند.
شاهزاده رضا پهلوی هشتم تیر فراخوانی برای ایرانیان خارج از کشور منتشر کرد.
دفتر رسانهای او در شبکه اجتماعی ایکس نوشت از چهار تا ۹ ژوییه (١٣ تا ١٨ تیر) و همزمان با «برنامههای تبلیغاتی و فریبکارانه رژیم برای دفن بقایای جنایتکار اعظم»، ایرانیان مهینپرست و آزادیخواه در قالب هفته جهانی اقدام برای آزادی ایران، به خیابانهای سراسر جهان میآیند.
شماری از شهروندان در واکنش به این فراخوان، از ایرانیان مهاجر خواستند در این تجمعهای اعتراضی حضوری پرشور داشته باشند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.