مجله فارین اَفِرز نوشت هرچند اسرائیل و آمریکا در جنگ ایران به اهداف اولیه، از جمله سرنگونی حکومت، نرسیدند اما از منظری گستردهتر، درگیریهای منطقهای در سه سال گذشته، در نهایت موقعیت آمریکا و شرکایش را در خاورمیانه تقویت و ایران را بهمراتب ضعیفتر کرده است.
جِیمز جِفری، پژوهشگر ارشد «انستیتو واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک»، که در هفت دولت آمریکا بهعنوان دیپلمات خدمت کرده است، در مقالهای که پنجشنبه چهارم تیر در مجله فارین افرز منتشر شد، نوشت اگرچه جنگ اخیر بهطور بینقص اجرا نشد و آمریکا و اسرائیل نیز به همه اهداف اولیه خود، از جمله سرنگونی حکومت ایران و پایان دادن کامل به تهدید بالقوه هستهای تهران، دست نیافتند، اما ارزیابی گستردهتر از تحولات سه سال گذشته تصویر متفاوتی ارائه میدهد.
جفری در ابتدای این مقاله «منظری گستردهتر برای بررسی جنگ ایران» را شامل ارزیابی این جنگ در چارچوب درگیریهای منطقهای سه سال گذشته میداند؛ درگیریهایی که به گفته او با حمله حماس به اسرائیل در اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد، سپس به جنگ در غزه و لبنان، حملات حوثیها در دریای سرخ، تضعیف نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی، سقوط بشار اسد و رویارویی مستقیمتر ایران با آمریکا و اسرائیل گسترش یافت.
از نگاه او، در چنین چارچوبی، نتیجه نهایی جنگ ۴۰ روزه، نه پیروزی حکومت ایران، بلکه تقویت موقعیت واشینگتن و شرکایش در خاورمیانه و تضعیف قابل توجه جمهوری اسلامی است.
او استدلال میکند که شبکه نیروهای نیابتی تهران تا حد زیادی آسیب دیده، بشار اسد بهعنوان یکی از متحدان کلیدی تهران از قدرت کنار رفته، جمهوری اسلامی در جریان جنگ از سوی متحدان ظاهری خود در پکن و مسکو چندان حمایت نشده، و بخش مهمی از توان نظامی، دفاعی و هستهای آنها هدف ضربات سنگین قرار گرفته است.
جفری افزود تنها دستاورد مهم تهران در این مرحله، توانایی بستن تنگه هرمز و وارد کردن آسیب اقتصادی جهانی بود، اما این اقدام به خود حکومت نیز لطمه زد و با یافتن مسیرها و منابع جایگزین از سوی دیگر کشورها، اثر آن بهمرور کاهش خواهد یافت.
او همچنین نوشت یادداشت تفاهم برای پایان جنگ، با وجود ابهام در محدودیتهای هستهای، میتواند مسیر گفتوگوهای مستقیم واشینگتن و تهران را باز کند و به آمریکا امکان دهد با تکیه بر تحریمها و تهدید نظامی، برای محدود کردن بلندمدت غنیسازی، تهران را تحت فشار بگذارد.
تصویر بزرگتر
جفری در این مقاله بلند تاکید دارد که کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی را نباید جدا از بستر گستردهتر آن دید. به نوشته او، وزارت خارجه آمریکا نیز در توجیه حقوقی عملیات «خشم حماسی» آن را تازهترین مرحله از یک درگیری مسلحانه جاری با ایران توصیف کرده است.
از نگاه این محقق، اگر تحولاتی که با حملات هفتم اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل آغاز شد، بهعنوان بخشهایی از یک کارزار ممتد دیده شوند، دور تازه نبرد با ایران تقریبا اجتنابناپذیر بود. جفری نوشت پس از بمباران فردو و دیگر سایتهای هستهای در جنگ ۱۲ روزه، دولت ترامپ حملات بیشتر اسرائیل را متوقف کرد تا راه را برای توافقی جامع با تهران باز کند، اما مذاکرات بعدی به این جمعبندی رسید که ایران، با وجود برخی امتیازهای محدود، حاضر نیست از جاهطلبیهای هستهای و منطقهای خود عقبنشینی کند.
به نوشته جفری، اقدامات بعدی تهران، از جمله استقرار موشکهای بالستیک دوربرد و سرکوب خیزش سراسری، این برداشت را تقویت کرد که جمهوری اسلامی تغییری نکرده است. او استدلال میکند که مشکل حمله نهم اسفند زمانبندی آن نبود، بلکه تصور بیش از حد بلندپروازانه دولت ترامپ از امکان دستیابی به پیروزی کامل و آمادگی ناکافی در برابر واکنشهایی مانند بستن تنگه هرمز بود.
حرکت رو به جلو
جفری در بخش دیگری از این مقاله تحلیلی نوشت با وجود تردیدهای جدی درباره اهداف جنگ و میزان آمادگی آمریکا و اسرائیل، این دو از نهم اسفند به بعد خسارات قابل توجهی به ایران وارد کردهاند.
به نوشته او، شبکه نیروهای نیابتی تهران که طی سه سال گذشته تضعیف شده بود، در این مرحله عملا فروپاشید؛ بقایای حماس آتشبس غزه را حفظ کردند، شبهنظامیان عراقی و حوثیها برخلاف سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ عمدتا وارد دور تازه درگیری نشدند، و حزبالله که تنها نیروی نیابتی فعال در این مرحله بود، از اسرائیل شکست خورد. او همچنین اشاره کرد لبنان برای نخستین بار در بیش از چهار دهه وارد مذاکرات مستقیم با اسرائیل درباره خلع سلاح حزبالله شد.
جفری افزود جنگ بخش بزرگی از توان نظامی باقیمانده حکومت ایران، بهویژه شبکه پدافند هوایی آن را نابود کرد. آمریکا بیش از هزار و ۵۰۰ هدف پدافندی و هزار و ۲۵۰ مرکز نگهداری پهپاد و موشک بالستیک ایران را هدف قرار داد و بیشتر حملات متقابل موشکی و پهپادی تهران از سوی آمریکا، اسرائیل و شرکای عرب خلیج فارس رهگیری شد.
این دیپلمات پیشین، بستن تنگه هرمز را تنها موفقیت مهم جمهوری اسلامی در این مرحله دانست، اما نوشت اثر آن کمتر از بحران نفتی دهه ۱۹۷۰ بود و کشورها و شرکتها بهسرعت مسیرهای جایگزین یافتند. به باور او، افزایش تولید نفت آمریکا، استفاده عربستان از خط لوله جایگزین و تلاش امارات برای توسعه مسیرهای زمینی، باعث میشود توان جمهوری اسلامی برای استفاده از تنگه هرمز بهعنوان اهرم فشار، بهمرور کاهش یابد.
معامله واقعی
جفری در بخش پایانی این مقاله آزمون اصلی برای سنجش میزان آسیبدیدن جمهوری اسلامی از این کارزار را سرنوشت برنامه هستهای تهران خواند. به گفته او، یادداشت تفاهم، تهران را فقط به گفتوگو درباره برنامه هستهای متعهد میکند و جز رقیق کردن ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی، الزام مشخص دیگری بر آنها تحمیل نمیکند. او تاکید کرد آمریکا، برای مهار واقعی برنامه هستهای ایران، باید مطمئن شود این ذخایر از میان میروند و تهران در آینده نیز قادر به ادامه غنیسازی نخواهد بود.
او در پاسخ به منتقدانی که میگویند آمریکا امروز در موقعیتی بهتر از زمان برجام نیست، استدلال کرد توافق سال ۲۰۱۵ تنها بهطور موقت برنامه هستهای جمهوری اسلامی را محدود میکرد و در عوض تحریمها و ابزارهای فشار را کاهش میداد.
به نوشته جفری، محدودیتهای برجام اگر همچنان برقرار میماند، از همین سال بهتدریج برداشته میشد و ایران ظرف چند سال میتوانست با سرعت بیشتری به غنیسازی نامحدود نزدیک شود. از نگاه او، خروج ترامپ از برجام، بازگشت تحریمهای سنگین و تخریب بخش مهمی از زیرساخت هستهای ایران در جنگ ۱۲ روزه، اکنون اهرمهای بیشتری در اختیار واشینگتن قرار داده است.
نویسنده در بخش پایانی مقاله تاکید میکند جنگ ایران باعث اختلافهایی میان آمریکا و متحدانش، از جمله کشورهای خلیج فارس، شد. موضوع اصلی این اختلاف نیز استفاده آمریکا از پایگاههای نظامی در این کشورها، اسکورت کشتیهای حامل نفت در دوران بسته ماندن تنگه هرمز، حملات اسرائیل به لبنان، و دخیل نشدنشان در فرآیندهای مشورتی و تصمیمگیری بود. با این حال، نویسنده معتقد است این اختلافها به گسست جدی در ائتلاف میان آمریکا و متحدان منطقهای منجر نخواهد شد، زیرا اسرائیل، کشورهای خلیج فارس و اروپا همچنان برای مقابله با تهدیدهای باقیمانده از سوی تهران به واشینگتن نیاز دارند، هرچند آمریکا باید شیوه همکاری خود با شرکای منطقهای را اصلاح کند.
نتیجهگیری اصلی جفری این است که عملیات نظامی اخیر، با وجود نقصها، کمبود منابع و خوشبینی بیش از حد درباره امکان دستیابی به «پیروزی کامل»، شکست راهبردی آمریکا نبود. او نوشت آمریکا در سه سال گذشته به مجموعهای از دستاوردها رسیده که بخش زیادی از موفقیتهای منطقهای تهران در دو دهه گذشته را معکوس کرده است.
به باور او، اگر دولت آمریکا بتواند تنگه هرمز را باز نگه دارد و غنیسازی بلندمدت ایران را محدود کند، سیاست مهار جمهوری اسلامی، نه سرنگونی آن، یک پیروزی محسوب میشود. از نگاه جفری، وظیفه کنونی واشینگتن تلاش برای پیروزی نهایی و دستنیافتنی نیست، بلکه تثبیت دستاوردهای بهدستآمده و اطمینان از این است که ایران ضعیفتر از زمان آغاز درگیریها در سال ۲۰۲۳ باقی بماند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.