پالایشگاههای «مستقل» چینی چگونه به بقای اقتصادی جمهوری اسلامی کمک میکنند؟
سیانان گزارش داد یک شبکه پنهان نفتی در چین سالهاست میلیاردها دلار به اقتصاد ایران تزریق کرده و اکنون نیز همزمان با تشدید فشارهای آمریکا، به بقای مالی جمهوری اسلامی کمک میکند.
در استان شاندونگ چین و مناطق پیرامونی آن، بنادر، خطوط انتقال و پالایشگاههای موسوم به «تیپات» نقش کلیدی در این چرخه ایفا میکنند.
این پالایشگاههای کوچک و مستقل که با مجوز دولت چین فعالیت دارند، بهصورت غیرعلنی نفت خام تحریمشده ایران را به فرآوردههایی مانند بنزین، گازوئیل و محصولات پتروشیمی تبدیل میکنند تا نیاز دومین اقتصاد بزرگ جهان تامین شود.
سیانان با اشاره به سفر قریبالوقوع دونالد ترامپ به چین نوشت همزمان با تشدید تنشها بر سر تجارت نفت ایران، پکن در موقعیتی پیچیده قرار گرفته است؛ از یک سو به دنبال برقراری رابطهای باثبات با واشینگتن است و از سوی دیگر، همکاریهای اقتصادی و دیپلماتیک نزدیک خود با تهران را ادامه میدهد.
در آستانه این سفر، وزارت خزانهداری آمریکا ۱۲ فرد و نهاد را به اتهام نقشآفرینی در تسهیل فروش و انتقال نفت ایران به چین تحریم کرد.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، بهتازگی چین را متهم کرده است که با خرید انرژی از ایران، به تامین مالی «شبکههای تروریستی» جمهوری اسلامی کمک میکند.
۲۱ اردیبهشت، روزنامه فایننشالتایمز گزارش داد ترامپ در سفر به پکن خواستار کاهش حمایت چین از حکومت ایران خواهد شد.
تشدید فشارهای آمریکا بر شرکتهای چینی
ایالات متحده حدود یک سال پیش، شرکت «هِبِی شینهای» چین را به خرید محمولههای نفتی مرتبط با نیروهای مسلح جمهوری اسلامی متهم کرد. واشینگتن همچنین اعلام کرد این شرکت صدها میلیون دلار نفت خام را از طریق نفتکشهای موسوم به «ناوگان سایه» وارد کرده است.
«هِبِی شینهای» اکنون به فهرست رو به گسترش تحریمهای آمریکا علیه شرکتهای فعال در تجارت نفت ایران اضافه شده است.
از سال گذشته تاکنون، چهار پالایشگاه دیگر در چین نیز در فهرست تحریمهای واشینگتن قرار گرفتهاند؛ تاسیساتی که اغلب در یک منطقه ساحلی و قطب مهم انرژی چین، در فاصلهای نزدیک به یکدیگر قرار دارند.
صنعت پالایش نفت در استان شاندونگ که دههها پیش با تکیه بر میدانهای نفتی شِنگلی در دلتای رود زرد شکل گرفت، اکنون به واردات گسترده نفت خام وابسته شده و حدود ۲۰ درصد از نفت مصرفی چین را فرآوری میکند.
به گفته تحلیلگران، بخش قابلتوجهی از نفت خام وارداتی این صنعت را محمولههای تحت تحریم تشکیل میدهد.
اریکا داونز، پژوهشگر ارشد مرکز سیاست جهانی انرژی در دانشگاه کلمبیا، گفت: «اینها پالایشگاههای کوچکی هستند که با حاشیه سود اندک فعالیت میکنند. تخفیفهایی که طی سالهای گذشته برای خرید نفت خام ونزوئلا، روسیه و ایران دریافت کردهاند، به بقای آنها کمک کرده است.»
با این حال، تحریمهای آمریکا تنها به شرکتهای کوچک چینی محدود نمیشوند. واشینگتن پیشتر شرکت پتروشیمی «هنگلی» را تحریم کرد، پالایشگاهی بسیار بزرگتر در شهر بندری دالیان. این اقدام نشان میدهد ایالات متحده آماده است بازیگران بزرگتر این صنعت را نیز هدف قرار دهد.
چین در آمار رسمی گمرکی خود واردات نفت خام ایران را ثبت نمیکند و منشا این محمولهها نیز در مسیر تجارت پنهان میشود.
با این حال، پکن تحریمهای آمریکا را به رسمیت نمیشناسد و به شرکتهای داخلی دستور داده است از تبعیت از تحریمهای واشینگتن علیه پالایشگاهها خودداری کنند.
نقش پالایشگاههای تیپات در تامین انرژی چین
سیانان در ادامه نوشت ساختار صنعت نفت چین به شرکتهای مستقل و پالایشگاههای موسوم به «تیپات» اجازه میدهد ریسک خرید نفت تحریمی را بپذیرند و با وجود تحریمهای آمریکا، به فعالیتهای عمدتا داخلی خود ادامه دهند.
این در حالی است که به گفته داونز، شرکتهای بزرگ دولتی انرژی چین بهدلیل پیوند گسترده با نظام مالی بینالمللی، عموما از تحریمها تبعیت میکنند.
با تداوم بحران جهانی نفت ناشی از جنگ ایران، نقش پالایشگاههای مستقل چین در تامین امنیت انرژی این کشور پررنگتر شده است. این روند در شرایطی شدت گرفته که آمریکا با اعمال محاصره دریایی، در تلاش است از خروج نفتکشهای حامل نفت ایران جلوگیری کند.
نفت ایران که بخش عمده آن در پالایشگاههای مستقل چین فرآوری میشود، پیش از آغاز جنگ اخیر، حدود ۱۳ درصد از واردات دریایی نفت چین را تشکیل میداد.
به گفته مویو شو، تحلیلگر ارشد بازار نفت خام در موسسه کپلر، ارزش این واردات در سال گذشته میلادی احتمالا به حدود ۳۲.۵ میلیارد دلار رسید که پس از کسر هزینهها، حدود دوسوم آن نصیب جمهوری اسلامی شد.
اما ماه گذشته و در پی اختلال در صادرات نفت در تنگه هرمز، سهم نفت ایران در واردات دریایی چین به ۱۸ درصد افزایش یافت.
شو افزود: «از نگاه پکن، حفظ جریان باثبات سوخت و تضمین امنیت انرژی اولویت اصلی است. به همین دلیل، دولت چین توجه ویژهای به پالایشگاههای تیپات دارد، چون میداند این پالایشگاهها همچنان قادر به تامین خوراک نفتی خود هستند.»
بر اساس دادههای شرکت تحلیلی ورتکسا، چهار بندر واقع در سواحل دریای زرد در استان شاندونگ چین، به همراه بندر دالیان، طی ماههای مارس و آوریل (نیمه اسفند تا نیمه اردیبهشت) بهطور میانگین روزانه بیش از ۱.۵ میلیون بشکه نفت ایران دریافت کردهاند.
تحلیلگران معتقدند اگرچه پس از اعمال محاصره دریایی آمریکا، واردات نفت ایران اندکی کاهش یافته، اما این موضوع بیشتر ناشی از افزایش قیمتهاست تا کمبود عرضه.
به گفته آنها، دهها میلیون بشکه نفت ایران در شناورهایی که در شرق تنگه هرمز مستقر هستند، بهصورت ذخیره شناور نگهداری میشود.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.