اقتصاد بحرانیتر از بحرانی است: بازار خوابیده، اینترنت قطع است و کارگران بیکار
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد قطع اینترنت، تعطیلی کارخانهها و کسب و کارهای خرد و تعدیل نیرو در بخشهای مختلف طی سه ماه اخیر، فشار معیشتی بر خانوادهها را به شکل چشمگیری افزایش داده است.
افزایش بیکاری، تعطیلی یا نیمهتعطیل شدن شرکتها و رکود گسترده در بازار، از مهمترین پیامدهایی است که شهروندان از شهرهای مختلف ایران در هفتههای اخیر گزارش دادهاند.
برخی شهروندان از بلاتکلیفی شرکتها و توقف فعالیت بسیاری از بخشها خبر میدهند.
یکی از مخاطبان گفت: «شرکتها دچار تردید شدهاند و نمیدانند چه کار کنند. با پایان جنگ، منتظریم با موجی از تعدیل نیرو مواجه شویم که رکود زیادی ایجاد خواهد کرد. خیلی از شرکتها در حالت نیمهتعطیل به سر میبرند؛ مثلا فقط بخش حسابداری فعال است و بخشهای آیتی و فروش بهدلیل قطع اینترنت عملا کاری ندارند.»
کارگران و اقشار کمدرآمد زیر فشار معیشتی
در کنار این شرایط، بسیاری از کارگران و اقشار کمدرآمد از نبود درآمد و ناتوانی در تامین هزینههای اولیه زندگی میگویند.
یک کارگر در پیامی نوشت: «بیشتر از دو ماه است که بیکارم. درآمدی ندارم و هر چه داشتم فروختم تا اجاره خانه بدهم و نان بخرم که بچهام از گرسنگی نمیرد.»
همزمان، گزارشهای متعددی از تعطیلی کارخانهها پس از تعطیلات نوروزی منتشر شده است.
یکی از شهروندان گفت: «بعد از تعطیلات عید نوروز، اکثر کارخانهها هنوز باز نکردهاند و بیکاری بیداد میکند. مردم منبع درآمدی برای تامین مایحتاج اولیه ندارند.»
شهروند دیگری نیز با اشاره به رکود گسترده گفت: «خسته شدهایم، تمام کار و کاسبیها با قطع اینترنت خوابیده است.»
برخی پیامها به وضعیت اقشار آسیبپذیرتر اشاره دارد.
یک مخاطب با اشاره به شرایط بیخانمانها نوشت: «بیچاره کارتنخوابها و بیخانمانها؛ شاید در این ایام خیلیها جانشان را از دست داده باشند بدون اینکه حتی ما خبردار شده باشیم.»
پیامدهای قطع اینترنت
قطع اینترنت، بهویژه برای مشاغل آنلاین، خسارتهای مالی قابلتوجهی ایجاد کرده است.
یکی از شهروندان گفت: «کار من فروش اینترنتی است و از دیماه تقریبا بیکارم.»
شهروند دیگری تاکید کرد: «یک ماه است اینترنت معمولی قطع شده و تا حالا ۱۰ میلیون تومان برای فیلترشکن هزینه کردهام و سه ماه است بیکارم.»
شهروندی از تهران، تاکید کرد پیامدهای اقتصادی جنگ و قطع اینترنت، زندگی بسیاری از مردم را مختل کرده و آنها را به مرز ورشکستگی کشانده است.
برخی مخاطبان نیز از تلاش برای ادامه فعالیت اقتصادی با وجود محدودیتها خبر دادند.
یکی از این مخاطبان نوشت: «بعد از ۳۵ روز با هزینه یک میلیون تومان توانستم به اینترنت وصل شوم، اما همچنان کارم عملا متوقف است.»
علاوه بر پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال، مطالب منتشر شده در رسانههای اجتماعی نیز حاکی از وضعیت بحرانی اقتصاد است.
یک کاربر در ایکس نوشت: «من کاملا ورشکسته شدم. توانایی پرداخت اقساط باقیمانده را ندارم و مجبورم وسایل کارم را برای عبور از این مرحله بفروشم.درآمدم از یوتیوب، اینستاگرام و کیک به صفر رسیده و حتی امکان فروش مرچ هم ندارم. فقط به این دلیل که یکی از ابتداییترین حقوق بشر، یعنی اینترنت، از من گرفته شده.»
کاربری دیگر در پاسخ به او نوشت: «من موتورم را برای فروش گذاشتم، از حقوق مادرم خوردم و ضایعات باغم را فروختم.»
گزارشها از تعدیل نیرو
با هدف قرار گرفتن صنایع نفت، گاز و پتروشیمی در برخی نقاط کشور در جریان جنگ ۴۰ روزه، صدها کارگر بیکار شدهاند و چشماندازی نیز برای بازگشت به کارشان وجود ندارد.
شماری از شهروندان در پیامهایی به ایراناینترنشنال، نیز از حذف مشاغل آنلاین و تعدیل نیرو در صنایع مختلف خبر دادهاند.
یک شهروند نوشت: «خیلی وقت است من و بسیاری دیگر که شغل آنلاین داشتیم دیگر درآمدی نداریم. خواهرم در کارخانهای زیرمجموعه ایرانخودرو کار میکرد که او را هم تعدیل کردند. گرانی بیداد میکند و بسیاری از اقلام ضروری را نمیتوانیم بخریم.»
در بخش ارتباطات و خدمات اینترنت نیز گزارشهایی از تعدیل نیرو و پرداختنشدن حقوق منتشر شده است.
گروهی از کارکنان شرکتهای ارائهدهنده خدمات اینترنت (ISP) در تهران به ایراناینترنشنال گفتند از اسفند ۱۴۰۴ تاکنون با تعدیل نیرو و عدم پرداخت کامل حقوق و عیدی مواجه بودهاند و برای تسویهحساب بدون دریافت مطالبات تحت فشار قرار گرفتهاند.
یکی از کارکنان این حوزه نوشت: «در اسفند ما را تعدیل کردند و هنوز حقوقی دریافت نکردهایم. عیدی را هم بهصورت نصف پرداخت کردند و حالا میخواهند بدون پرداخت حقوحقوق کامل، تسویهحساب کنیم. با حقوق ماهانه ۱۴ میلیون تومان روی دکلهای مخابراتی کار میکردیم و همان را هم نمیدهند.»
گزارشها نشان میدهد تعدیل نیرو به بخشهای دیگری مانند صنعت هوانوردی نیز رسیده است.
یکی از کارکنان ایرلاینها گفت: «به ما که کارمند ایرلاین هستیم نه حقوق دادهاند و نه عیدی، و حالا هم در حال تعدیل نیرو هستند.»
شهروند دیگری نیز گفت نزدیک به ۴۰ روز است بیکار مانده و بدون دریافت حقوق، زیر فشار شدید معیشتی و روحی زندگی میکند.
در شهرهای دیگر نیز شرایط مشابهی گزارش شده است.
یک مخاطب از رشت گفت: «حال بیشتر مردم خوب نیست. بازار کاملا خوابیده و زندگی هر روز سختتر میشود.»
برخی نیز از افزایش شدید قیمت کالاها خبر دادند؛ از جمله شهروندی که گفت قیمت یک پاکت سیگار که قبلا ۶۰ هزار تومان بود، حالا به ۱۲۰ تا ۱۵۰ هزار تومان رسیده و این فقط یک نمونه از گرانیهاست.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.