• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

تقابل یا عقب‌نشینی؛ راهبرد لبه پرتگاه تهران به لحظات نهایی رسیده است

فرزین ندیمی

تحلیلگر موسسه واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک

۷ اسفند ۱۴۰۴، ۱۰:۰۸ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۹:۵۲ (‎+۰ گرینویچ)

حاکمان جمهوری اسلامی پس از دهه‌ها تلاش برای گسترش ایدئولوژی در خارج از ایران و کنترل مبتنی بر اجبار در داخل، اکنون با انتخابی محدود میان دو مسیر پرخطر روبه‌رو هستند: واگذاری قدرت یا حرکت به سوی تقابلی عمیق‌تر.

۴۷ سال است جمهوری اسلامی، ایران را به ایدئولوژی‌ای گره زده که وعده کرامت و استقلال داده اما در عمل، انزوا، فرسایش اقتصادی و بحران‌های مکرر به همراه آورده است.

آنچه به عنوان پروژه‌ای انقلابی آغاز شد، به تدریج به نظامی تئوکراتیک منجمدشده بدل شد که با تقابل در خارج و سرکوب در داخل، خود را حفظ کرده اما امروز به نظر می‌رسد این چرخه بسته راهبردی، تحت فشار قرار گرفته است.

دی‌ماه ۱۴۰۴، نقطه‌ای بود که بسیاری از ناظران آن را لحظه گسست توصیف می‌کنند: نیروهای امنیتی در جریان سرکوب سراسری، هزاران نفر را کشتند، زخمی کردند یا بازداشت کردند. خشونتی که حتی جامعه‌ای عادت‌کرده به سرکوب دولتی را نیز شوکه کرد.

حکومت از یک آستانه سیاسی و اجتماعی عبور کرد و آشکارتر از همیشه بر اجبار برای حفظ کنترل تکیه زد.

به این ترتیب هرگونه مشروعیتی که رژیم ادعا می‌کرد، از میان رفت.

ایران اکنون با هم‌گرایی فشارها مواجه است: فرسودگی اقتصادی، نارضایتی گسترده عمومی، تداوم انزوای بین‌المللی و تهدید معتبر استفاده از زور از سوی ایالات متحده.

فرمول آشنای پیشین - تعلل و انحراف دیپلماتیک، تشدید تنش از طریق شرکای منطقه‌ای و گسترش توانمندی‌های نظامی - دیگر تضمینی برای ثبات نیست.

افراط ایدئولوژیک و هزینه‌های راهبردی

در مرکز این بحران، نوعی افراط ایدئولوژیک قرار دارد که هم از نظر مالی سنگین و هم از نظر راهبردی، زیان‌بار شده است.

ده‌ها میلیارد دلار - و اگر کل بار اقتصادی را در نظر بگیریم بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار - صرف غنی‌سازی اورانیوم شده تا آنچه مقام‌ها «گزینه هسته‌ای» می‌نامند حفظ شود.

این مسیر به جای تامین امنیت، دورهای پی‌درپی تحریم و انزوای فزاینده را به همراه آورده است.

میلیاردها دلار دیگر صرف زیرساخت‌های موشکی مستحکم و تاسیسات زیرزمینی شده است که برای نمایش بازدارندگی فراتر از مرزهای ایران طراحی شده‌اند.

حامیان این سامانه‌ها آن‌ها را دفاعی می‌دانند؛ منتقدان اما آن‌ها را ابزارهای اجبار می‌بینند که تقابل را تعمیق کرده، بی‌آنکه ثباتی پایدار ایجاد کنند.

همین منطق، شبکه شبه‌نظامیان همسو با تهران در سراسر خاورمیانه را شکل داد. این معماری نیابتی که برای گسترش نفوذ و محاصره رقبا ایجاد شد، قرار بود عمق راهبردی را با هزینه‌ای نسبتا پایین فراهم کند اما در عمل ایران را به تقابل‌های مکرر با ارتش‌هایی بسیار قدرتمندتر از خود کشاند و چرخه‌ای از تشدید تنش را تثبیت کرد.

در داخل کشور، سپاه پاسداران و بسیج همچنان ابزارهای اصلی کنترل دولت هستند و ماموریت محوری آن‌ها بیش از پیش به سرکوب ناآرامی‌های داخلی گره خورده است.

هر موج اعتراضی که با زور پاسخ داده می‌شود، شکاف میان دولت و جامعه را عمیق‌تر می‌کند.

تداوم اتکا به اجبار، خطر بی‌ثبات‌سازی جامعه ایران و کل منطقه را در پی دارد.

لحظه تصمیم؛ واقع‌گرایی یا فرسایش

در همین حال، ایالات متحده وارد مرحله‌ای شده که به نظر می‌رسد مبتنی بر فشار بازدارنده پایدار است.

هواپیماهای تهاجمی با پشتیبانی تانکرهای سوخت‌رسان هوایی، بمب‌افکن‌های راهبردی آماده اعزام به ماموریت‌های حمله، هواپیماهای اطلاعاتی، نظارتی و شناسایی، سامانه‌های چندلایه پدافند هوایی و موشکی، و حضور تقویت‌شده دریایی شامل دو ناو گروه هواپیمابر در نزدیکی آبراه‌های حیاتی، هم توانایی و هم عزم واشینگتن را نشان می‌دهد.

آمریکا اکنون ابزارهای معتبری در اختیار دارد تا پدافند هوایی، ساختارهای فرماندهی، نیروهای موشکی، دارایی‌های دریایی و صنایع نظامی و هسته‌ای جمهوری اسلامی را هدف قرار دهد؛ بی‌آنکه به جنگ‌های زمینی گسترده گذشته بازگردد.

پیام اما این نیست که جنگ اجتناب‌ناپذیر است، بلکه این است که راهبرد دیرینه بازی در لبه پرتگاه ممکن است به نهایت و انتهای خود رسیده باشد.

اکنون زمان تصمیم‌گیری تهران است. این الزاما به معنای تسلیم نیست، بلکه به معنای واقع‌گرایی راهبردی است.

سال ۱۳۶۷، پس از هشت سال جنگ ویرانگر با عراق، روح‌الله خمینی، بنیانگذار و نخستین رهبر جمهوری اسلامی، آتش‌بسی را پذیرفت که آن را «نوشیدن جام زهر» توصیف کرد.

این تصمیم برای بسیاری از نیروهای انقلابی تحقیرآمیز بود، اما از تخریب بیشتر جلوگیری و دولت را حفظ کرد.

ایران اکنون ممکن است با لحظه‌ای مشابه از تحول روبه‌رو باشد.

پذیرش عقب‌نشینی راهبردی لزوما به معنای فروپاشی دولت یا کنار گذاشتن دفاع ملی نیست، بلکه می‌تواند به معنای واگذاری قدرت از نهادهایی مانند سپاه پاسداران و بسیج باشد که در سرکوب داخلی و تداوم انزوا نقش داشته‌اند.

همچنین: توقف غنی‌سازی اورانیوم، قرار دادن برنامه‌های موشکی تحت محدودیت‌های قابل راستی‌آزمایی، قطع روابط با شبه‌نظامیان نیابتی به‌عنوان ابزار سیاست خارجی، و پایان دادن به ادبیات تهدیدآمیز نسبت به رقبای منطقه‌ای.

در مقابل، ایران می‌تواند آنچه بسیاری از شهروندانش سال‌ها خواستار آن بوده‌اند دنبال کند: احیای اقتصادی، رفع تحریم‌ها و عادی‌سازی روابط دیپلماتیک.

با این حال، پس از رویدادهای دی‌ماه ۱۴۰۴، این دستاوردها به‌تنهایی ممکن است انتظارات عمومی را برآورده نکند.

اکنون بخش رو به رشدی از جامعه ایران خواهان تغییرات بنیادین سیاسی و مسیری معتبر به سوی دموکراسی سکولار و انتخابات آزاد است.

گزینه جایگزین، فرسایش نظامی در کنار شکنندگی اقتصادی و ناآرامی داخلی است که زیرساخت‌ها بیش از پیش آسیب خواهند دید، انزوا عمیق‌تر خواهد شد و خشم عمومی افزایش خواهد یافت.

سرکوب ممکن است موقتا مخالفت‌ها را مهار کند، اما احتمالا بی‌ثباتی بلندمدت را تشدید خواهد کرد.

تاریخ با حاکمانی که سرسختی ایدئولوژیک را با قدرت اشتباه می‌گیرند، بی‌رحم است.

حاکمان ایران هنوز پنجره‌ای محدود در اختیار دارند تا منافع واقعی ملی را بر گسترش ایدئولوژی اولویت دهند.

قدرت پایدار نه فقط در سالن‌های سانتریفیوژ و تونل‌های موشکی، بلکه در مشروعیت، رفاه و انسجام اجتماعی ریشه دارد.

برای دهه‌ها، جمهوری اسلامی تقابل را نشانه قدرت و مقاومت را سرنوشت خود معرفی کرده است. اکنون سایه جنگ بر ایران سنگینی می‌کند. اینکه این نظام واگذاری مسالمت‌آمیز قدرت را انتخاب کند یا تشدیدی تازه با پیامدهای نامعلوم را، نه تنها آینده‌اش، بلکه مسیر کشور و ملتی را که اکنون بر آن حکومت می‌کند، تعیین خواهد کرد.

مسیر کم‌خطرتر برای ایران روشن به نظر می‌رسد: عقب‌نشینی از تقابل و سپردن انتخاب آینده به ایرانیان، حتی اگر به معنای پایان دوران حاکمان کنونی باشد.

Banner

پربازدیدترین‌ها

لیست ممنوعه کریستیانو؛ ۱۰ چهره‌ای که در مراسم عروسی رونالدو و جورجینا جایی ندارند
۱

لیست ممنوعه کریستیانو؛ ۱۰ چهره‌ای که در مراسم عروسی رونالدو و جورجینا جایی ندارند

۲

روایت فداکاری‌های محمد صلاح؛ از سفرهای ۹ ساعته تا خوابیدن زیر آسمان قاهره

۳

شاهزاده رضا پهلوی: حقوق ایران در دریای کاسپین قابل معامله نیست

۴
تحلیل

نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند

۵
تحلیل

عربده‌کشی‌های اقتصاد سیاسی؛ پشت حملات محمدباقر خرازی چه منافعی قرار دارد؟

انتخاب سردبیر

  • سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس: حذف ارز دارو می‌تواند ۱۴۰۶ را به «سال کشتار بیماران» تبدیل کند

    سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس: حذف ارز دارو می‌تواند ۱۴۰۶ را به «سال کشتار بیماران» تبدیل کند

  • تهران با طولانی کردن جنگ در پی ضربه زدن به ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای است
    تحلیل

    تهران با طولانی کردن جنگ در پی ضربه زدن به ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای است

  • نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند
    تحلیل

    نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند

  • رییس‌جمهور تشریفات؛ پزشکیان در حاشیه روزهای جنگ
    تحلیل

    رییس‌جمهور تشریفات؛ پزشکیان در حاشیه روزهای جنگ

  • هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد
    تحلیل

    هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد

  • آیا شواهدی از نسل‌کشی جمهوری اسلامی در ایران دیده می‌شود؟

    آیا شواهدی از نسل‌کشی جمهوری اسلامی در ایران دیده می‌شود؟

  • گروسی: بدون توافق، احتمال استفاده از زور علیه جمهوری اسلامی وجود دارد

    گروسی: بدون توافق، احتمال استفاده از زور علیه جمهوری اسلامی وجود دارد

  • ترامپ چگونه افکار عمومی آمریکا را برای اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی آماده می‌کند؟

    ترامپ چگونه افکار عمومی آمریکا را برای اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی آماده می‌کند؟

  •  گسترش هشدارهای سفر در خاورمیانه هم‌زمان با افزایش تنش میان آمریکا و جمهوری اسلامی

    گسترش هشدارهای سفر در خاورمیانه هم‌زمان با افزایش تنش میان آمریکا و جمهوری اسلامی

•
•
•

مطالب بیشتر

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.