• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

آیا شواهدی از نسل‌کشی جمهوری اسلامی در ایران دیده می‌شود؟

بهنود نورپناه

روزنامه‌نگار

۶ اسفند ۱۴۰۴، ۱۶:۱۷ (‎+۰ گرینویچ)

کشته‌شدن ده‌ها هزار ایرانی طی دو شب، حاکی از ارتکاب جنایتی سنگین علیه بشریت است؛ سطحی از خشونت که برخی ناظران و تحلیل‌گران را به طرح این پرسش واداشته است که آیا می‌توان از عناصر نسل‌کشی در رفتار جمهوری اسلامی سخن گفت؟

حقوق‌دانان در به‌کارگیری این واژه احتیاط فراوان به خرج می‌دهند. علت این احتیاط، تعریف دقیق و محدود نسل‌کشی در حقوق بین‌الملل است؛ در این چارچوب نسل‌کشی به اعمالی اطلاق می‌شود که با قصد نابودی کلی یا جزئی یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی انجام می‌شود.

برخی حقوق‌دانان استدلال می‌کنند که معترضان این خیزش، در معنای کلاسیک حقوقی، لزوماً ذیل یکی از این گروه‌ها تعریف نمی‌شوند و به همین دلیل از اطلاق قطعی واژه «نسل‌کشی» به این جنایت فجیع خودداری می‌کنند

. با این حال، برای بسیاری از افرادی که جمهوری اسلامی را از بدو شکل‌گیری آن می‌شناسند یا بخش قابل‌توجهی از زیست خود را زیر سلطه این نظام گذرانده‌اند، مفهوم نسل‌کشی به شکلی دیگر و ملموس‌تر معنا می‌یابد.

یکی از جنبه‌های مهم، تلاش سیستماتیک جمهوری اسلامی برای تخریب و تغییر هویت ملی ایرانیان پس از انقلاب ۱۳۵۷ بوده است؛ فرآیندی که با اسلامیزه‌کردن جامعه پیش رفت. پرچم ملی تغییر یافت و نماد تاریخی و کهن هویت ایرانی حذف شد. عناصر ایران‌گرایانه در نظام آموزشی تضعیف یا حذف شدند؛ تاریخ پیشااسلامی به حاشیه رانده شد یا با برچسب «طاغوتی» تحقیر شد و آموزش زبان عربی و دروس دینی به‌صورت اجباری جایگزین آموزش هویت ملی و مدنی شد.

هم‌زمان، بازنویسی ایدئولوژیک تاریخ، تغییر نام خیابان‌ها و میادین، حذف نمادهای ملی از فضاهای عمومی و سرکوب گفتمان‌ها، هنرمندان و روشنفکرانی که بر هویت ملی یا سکولار تاکید داشتند، دنبال شد.
مجموعه این سیاست‌ها نوعی خفقان هویتی مبتنی بر اسلام سیاسی ایجاد کرد؛ به‌گونه‌ای که هویت ملی ایرانیان نه به‌عنوان واقعیت تاریخی مشروع، بلکه به‌مثابه امری مساله‌دار و تهدیدآمیز تلقی شد و در معرض تعرض، پاکسازی تدریجی و اشغال ایدئولوژیک قرار گرفت.

در اعتراضات ۱۴۰۴ ــ برخلاف بسیاری از اعتراضات پیشین ــ احیای ایران‌گرایی و هویت ملی به محور اصلی جنبش بدل شد. نام‌بردن از فرزند شاه فقید ایران (شاهزاده رضا پهلوی) و به اهتزاز درآمدن پرچم ملی شیر و خورشید به شاخصه‌های اصلی این خیزش فراگیر تبدیل شد.

هرچند فشارهای اقتصادی جرقه اولیه اعتراضات بود، اما معترضان صرفا به وضعیت معیشت، فساد، قوانین تبعیض‌آمیز مثل حجاب یا تقلب در انتخابات معترض نبودند بلکه خواسته‌ای فراتر و هویتی را دنبال می‌کردند: بازگشت به ملیت و عبور از هویت دینی جمهوری اسلامی.

جمهوری اسلامی نیز متقابلا معترضان را نه صرفا منتقدان سیاسی یا اقتصادی، بلکه حاملان هویتی متفاوت و متعارض با هویت رسمی و اسلام‌گرایانه شیعی خود تلقی کرد؛ هویتی که این رژیم طی پنج دهه کوشیده بود آن را تخریب یا دگرگون کند، اما با سیل گسترده مردمی مواجه شد که برای احیای آن به میدان آمده بودند. از همین رو، کشتار گسترده و بی‌سابقه‌ای رقم خورد که ماهیتی متفاوت از سرکوب‌های متعارف داشت.

نقش نیروهای نیابتی اسلام‌گرا و شبه‌نظامیان وابسته به جمهوری اسلامی نیز در سرکوب معترضان قابل‌توجه است. این نیروها از نظر ایدئولوژیک با حاکمیت همگرا بودند، اما هیچ پیوند ملی یا اجتماعی با جامعه معترض نداشتند و بر شکاف هویتی میان حکومت و مردم افزودند و نشان دادند که سرکوب، نه صرفاا اقدامی امنیتی، بلکه مواجهه‌ای خصمانه با یک گروه انسانی متمایز است.

قتل‌عام گسترده غیرنظامیانی که حامل هویتی ملی و متمایز از هویت رسمی حاکمان جمهوری اسلامی بودند ــ هویتی که این نظام طی دهه‌ها در پی تضعیف، تغییر و پاکسازی آن بوده است ــ می‌تواند واجد ویژگی‌هایی با ماهیت نسل‌کشانه تلقی شود؛ به‌ویژه اگر این خشونت در چارچوب تعریف حقوق بین‌الملل برای نابودی کلی یا جزئی یک گروه ملی، همراه با قصد خاص (dolus specialis) بررسی شود.

با این همه، اطلاق واژه نسل‌کشی در حقوق بین‌الملل مستلزم عبور از آستانه‌ای بسیار سخت‌گیرانه است. حتی در مواردی که خشونت گسترده و تلفات غیرنظامیان بالاست، بدون احراز قصد خاصِ نابودی کلی یا جزئی یک گروه انسانی، این عنوان به‌کار نمی‌رود.

رویه قضایی بین‌المللی نشان می‌دهد که تنها در موارد محدود، مانند پرونده سربرنیتسا، این آستانه احراز شده و در بسیاری از پرونده‌های دیگر ــ حتی زمانی که اتهام نسل‌کشی به‌طور رسمی مطرح شده ــ دادگاه‌ها از احراز آن خودداری کرده‌اند.

نمونه‌ای از این روند در پرونده اخیر اتهام نسل‌کشی علیه اسرائیل دیده می‌شود که با شکایت آفریقای جنوبی و حمایت شماری از سازمان‌های حقوق بشری و دانشگاهیان به دیوان بین‌المللی دادگستری (لاهه) ارجاع شد.

دیوان نه‌تنها ارتکاب نسل‌کشی را احراز نکرد، بلکه حتی دستور توقف جنگ در غزه را نیز صادر نکرد. هرچند دیوان خواستار تحقیقات بیشتر شد، اما دفاعیات اسرائیل ــ مبنی بر انجام عملیات در چارچوب حق دفاع مشروع طبق منشور سازمان ملل و با هدف نظامی (حماس به‌عنوان آغازگر حمله ۷ اکتبر) و نه با قصد نابودی یک گروه انسانی (فلسطینیان ساکن غزه) ــ تا زمان نگارش این مطلب مؤثر بوده است.

در مقابل، نمونه کلاسیک احراز نسل‌کشی در حقوق بین‌الملل، پرونده سربرنیتسا در ژوئیه ۱۹۹۵ است که در آن بیش از هشت هزار مرد و پسر مسلمان به‌طور سیستماتیک کشته شدند و دادگاه بین‌المللی وقوع نسل‌کشی را تایید کرد.

پیام اخوان ــ استاد حقوق بین‌الملل و قاضی پیشین دادگاه‌های لاهه که در رسیدگی به این پرونده نقش داشته است ــ کشتار معترضان در ایران را با آن فاجعه مقایسه می‌کند.

او تاکید می‌کند که در ایران، طی بازه‌ای کوتاه‌تر و بدون هیچ جنگی میان نیروهای نظامی، خشونت یک‌طرفه علیه غیرنظامیان به سطحی رسیده که از بسیاری از نمونه‌های کلاسیک نسل‌کشی فراتر می‌رود و از این منظر، آن را «هولوکاست ایران» می‌نامد؛ اصطلاحی که به مقیاس، سرعت و ماهیت نابودگر خشونتی دلالت دارد که علیه جامعه معترض ایرانی اعمال شده است.

با این همه، بسیار بعید است که در شرایط کنونی چنین حکمی درباره ایران و جمهوری اسلامی در مراجع قضایی بین‌المللی صادر شود.

هرچند مقایسه‌هایی که از سوی برخی حقوقدانان برجسته ــ از جمله پیام اخوان ــ با نمونه‌هایی چون سربرنیتسا و حتی هولوکاست مطرح شده، نشان‌دهنده ابعاد کم‌سابقه، سرعت و ماهیت نابودگر خشونت علیه معترضان ایرانی است، اما آستانه حقوقی اثبات «قصد نسل‌کشانه» همچنان بسیار بالاست.

قربانیان کشتار جمهوری اسلامی بر این باورند که دهه‌هاست با نوعی پاکسازی و سرکوب هویتی مواجه‌اند و می‌دانند که اعتراض به این روند می‌تواند با خشونتی پاسخ داده شود که هدف آن نابودی، مرعوب‌سازی و خاموش‌کردن یک گروه انسانی است؛ با این حال، در نظم فعلی حقوق بین‌الملل، تبدیل این تجربه زیسته و این شواهد به یک حکم رسمی نسل‌کشی، دست‌کم در مقطع کنونی، همچنان بسیار دشوار و نزدیک به ناممکن است.

Banner

پربازدیدترین‌ها

لیست ممنوعه کریستیانو؛ ۱۰ چهره‌ای که در مراسم عروسی رونالدو و جورجینا جایی ندارند
۱

لیست ممنوعه کریستیانو؛ ۱۰ چهره‌ای که در مراسم عروسی رونالدو و جورجینا جایی ندارند

۲

روایت فداکاری‌های محمد صلاح؛ از سفرهای ۹ ساعته تا خوابیدن زیر آسمان قاهره

۳

حمیدرضا رجب‌زاده، مداح حکومتی، پس از ربایش به قتل رسید

۴

آمریکا صرافی‌های ارز دیجیتال مرتبط با شبکه قمار جمهوری اسلامی را تحریم کرد

۵
تحلیل

نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند

انتخاب سردبیر

  • سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس: حذف ارز دارو می‌تواند ۱۴۰۶ را به «سال کشتار بیماران» تبدیل کند

    سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس: حذف ارز دارو می‌تواند ۱۴۰۶ را به «سال کشتار بیماران» تبدیل کند

  • تهران با طولانی کردن جنگ در پی ضربه زدن به ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای است
    تحلیل

    تهران با طولانی کردن جنگ در پی ضربه زدن به ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای است

  • نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند
    تحلیل

    نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند

  • رییس‌جمهور تشریفات؛ پزشکیان در حاشیه روزهای جنگ
    تحلیل

    رییس‌جمهور تشریفات؛ پزشکیان در حاشیه روزهای جنگ

  • هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد
    تحلیل

    هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد

  • جنایت و دروغ؛ عدد تکراری ۳۱۱۷ در آمار رسمی جمهوری اسلامی چه می‌گوید؟

    جنایت و دروغ؛ عدد تکراری ۳۱۱۷ در آمار رسمی جمهوری اسلامی چه می‌گوید؟

  • ایران‌اینترنشنال: دست‌کم ۳۶ هزار و ۵۰۰ ایرانی در بزرگ‌ترین قتل‌عام خیابانی تاریخ کشته شدند

    ایران‌اینترنشنال: دست‌کم ۳۶ هزار و ۵۰۰ ایرانی در بزرگ‌ترین قتل‌عام خیابانی تاریخ کشته شدند

  • درخواست ۶۰ حقوق‌دان از سازمان ملل برای فعال‌سازی مسئولیت جهانی در قبال جنایت در ایران

    درخواست ۶۰ حقوق‌دان از سازمان ملل برای فعال‌سازی مسئولیت جهانی در قبال جنایت در ایران

  • پارلمان اروپا: سرکوب معترضان در ایران می‌تواند مصداق «جنایت علیه بشریت» باشد

    پارلمان اروپا: سرکوب معترضان در ایران می‌تواند مصداق «جنایت علیه بشریت» باشد

•
•
•

مطالب بیشتر

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.