• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

پخش اعترافات اجباری کودکان از صداوسیما و روایت امنیتی با نادیده‌انگاری سهم حکومت در سرکوب

رضا اکوانیان
رضا اکوانیان

ایران‌اینترنشنال

۶ اسفند ۱۴۰۴، ۲۱:۱۵ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۸:۰۳ (‎+۰ گرینویچ)

صداوسیما اعترافاتی اجباری از هشت نوجوان معترض بازداشت‌شده را روی آنتن برد؛ گفت‌وگویی که با مقصر جلوه دادن خانواده و مدرسه به‌عنوان عامل حضور این افراد در اعتراضات، سهم حکومت در سرکوب خونین و مخالفت گسترده با جمهوری اسلامی را نادیده گرفت.

پخش این برنامه از شبکه سه که در آن نوجوانان بازداشت‌شده در کانون اصلاح و تربیت مقابل دوربین نشان داده می‌شوند، موجی از نگرانی درباره استفاده دوباره حکومت از اعترافات اجباری علیه کودکان ایجاد کرده است.

در این برنامه، اطلاعاتی مانند جزئیات زندگی، وضعیت خانوادگی و محل سکونت نوجوانان مطرح می‌شود؛ موضوعی که می‌تواند به شناسایی آن‌ها منجر شود و خطر پیامدهای اجتماعی و حتی قضایی در آینده را افزایش دهد.

این گفت‌وگو با موسیقی و لحن همدلانه آغاز می‌شود و مجری که خود را «هادی زینلی» معرفی می‌کند، می‌گوید به عنوان «معلم» برای گفت‌وگو به کانون اصلاح و تربیت آمده، نه جایی که «تروریست‌های حرفه‌ای» نگهداری می‌شوند.

با این حال، مسیر طرح سوال‌ها بیش از یک گفت‌وگوی آموزشی، به بازسازی پرونده، تثبیت روایت امنیتی و بازجویی از کودکان شباهت دارد.

مجرم‌انگاری کودکان

مجری از همان ابتدا نوجوانان را «مرتکب اشتباه» معرفی می‌کند و از «جرم» و «پیامدهای واقعی» سخن می‌گوید و تاکید می‌کند قرار نیست «جرم و اتفاق‌های بد» کوچک شمرده شود.

او سپس پرسش محوری‌اش را این‌گونه طرح می‌کند که «قبل از این اشتباه و جرم، چه چیزهایی بوده که دیده نشده و چه چیزی باعث شد این بچه‌ها در دام آدم‌های خودفروخته بیفتند؟»

چنین ادبیاتی، بدون اشاره به حق اعتراض، زمینه‌های نارضایتی عمومی و این واقعیت که بخش بزرگی از جامعه ایران، حکومت را نمی‌خواهد، مسیر را از همان ابتدا به سمت جرم‌انگاری پیشاپیش بازداشت‌شدگان می‌برد و نقش ساختار قدرت را از کانون روایت دور می‌کند.

پس از این مقدمه، برنامه وارد معرفی فردی نوجوانان می‌شود؛ معرفی‌هایی که در آن ترک تحصیل، کودک‌ کار بودن، فقر اقتصادی، جدایی والدین، زندگی با پدربزرگ و مادربزرگ، بی‌شناسنامه بودن، زندانی بودن پدر و روایت‌های بسیار حساس از وضعیت سلامت روان، بستری در مراکز روان‌پزشکی و اقدام به خودکشی مطرح می‌شود.

یکی از نوجوانان درباره بستری شدن در بیمارستان روان‌پزشکی امین‌آباد و «شش بار خودکشی ناموفق» و فضای پرتنش خانه صحبت می‌کند و نوجوان دیگری از مصرف مخفیانه داروهای روان‌گردان، افسردگی و مراجعه به تراپیست و کمپ ترک اعتیاد می‌گوید.

طرح این موارد در وضعیت بازداشت و مقابل دوربین رسانه حکومتی، حریم خصوصی کودکان را نقض می‌کند و می‌تواند آسیب‌های اجتماعی ماندگار ایجاد کند؛ به‌ویژه وقتی چهره آن‌ها به‌طور کامل پنهان نشده است.

در همین بخش، برنامه به جای آنکه به مسئولیت حکومت در حمایت از کودکان، تامین آموزش، پیشگیری از ترک تحصیل و حمایت اجتماعی از کودکان در معرض آسیب بپردازد، این روایت‌ها را به ابزاری برای مقصر جلوه دادن خانواده و محیط آموزشی تبدیل می‌کند.

مجری در جایی صراحتا می‌گوید می‌خواهد نشان دهد «پدر و مادرها چه بلایی سر شخصیت و عزت نفس بچه‌ها می‌آورند» و در ادامه، با طرح نمونه‌هایی از برچسب‌زنی و آسیب‌های خانوادگی، عملا مسیر را به سمت سرزنش خانواده پیش می‌برد.

هم‌زمان، اظهاراتی نیز مطرح می‌شود که به‌طور غیرمستقیم جایگاه مدرسه و معلمان را زیر سوال می‌برد؛ در حالی که در روایت برنامه، نقش حکومت در سرکوب خشونت‌بار معترضان، قتل صدها کودک و نوجوان معترض، بازداشت‌های خشن و فضای امنیتی و نارضایتی عمومی جایی ندارد.

این در حالی است که معلمان در سال‌های اخیر بارها در کنار دانش‌آموزان و مردم ایستاده‌اند و تلاش برای تخریب آنان، بخشی از همان انتقال تقصیر از حکومت به جامعه تلقی می‌شود.

از روایت زندگی شخصی تا اعتراف جلوی دوربین

پس از چیدن این بستر احساسی و خانوادگی، برنامه وارد مرحله‌ای می‌شود که عملا بازسازی رفتارهای منتسب به اعتراضات خیابانی است.

نوجوانان جلوی دوربین از حضور در تجمعات، شعار سردادن، سنگ‌پرانی، آتش زدن سطل زباله و کندن تابلوهای خیابان‌ها سخن می‌گویند.

طرح این اعترافات در تلویزیون، پیش از هر رسیدگی قضایی مستقل و بی‌طرفانه، اصل برائت را مخدوش می‌کند و می‌تواند مستقیما علیه خود این کودکان در روند قضایی استفاده شود.

در یکی از روایت‌ها، نوجوانی با جزئیات از ارتباط تلگرامی با فردی ناشناس، دریافت ویدیو درباره ماده منفجره دست‌سازی که آن را «سه‌راهی» معرفی می‌کند، دریافت پیام برای رفتن به مکانی مشخص در تهرانپارس برای برداشتن «محموله» و دستگیری هنگام انتقال آن به محل تجمعات در دی‌ماه سخن می‌گوید.

پرسش‌های مجری در این بخش، به جای گفت‌وگوی آزاد، شکل هدایت‌گر و شبیه بازجویی پیدا می‌کند؛ از جمله وقتی می‌پرسد آیا او «آن آدم را اصلا ندیده بود» یا وقتی بحث «تحت نظارت بودن محموله» را پیش می‌کشد.

چنین چینشی، به‌ویژه درباره کودکان بازداشتی، نگرانی‌ها درباره اعتراف اجباری و پرونده‌سازی سنگین علیه آن‌ها را تقویت می‌کند.

یکی از نوجوانان نیز در میانه روایت‌ها به‌صراحت درباره تبعات برچسب‌زنی می‌گوید که در ۱۷ سالگی بد است «سابقه‌دار» و «تروریست شناخته» شود.

مجری در واکنش می‌کوشد معنای «تروریست» را به «کسانی که از جاهایی پول گرفته‌اند» محدود کند، اما همین گفت‌وگو نشان می‌دهد برنامه چگونه واژگان امنیتی را وارد زندگی نوجوانان می‌کند و چه‌طور پخش عمومی آن‌ها می‌تواند آسیب اجتماعی و قضایی بلندمدت ایجاد کند.

پند، خطابه و پاک‌کردن صورت‌مساله اعتراض

در بخش‌های پایانی، برنامه از روایت اعتراض به توصیه‌های فردی مانند «قانون ۱۰ ثانیه» تغییر مسیر می‌دهد و اعتراض اجتماعی به مساله‌ای فردی تقلیل داده می‌شود.

در ادامه نیز وقتی یکی از نوجوانان درباره حضور خود در اعتراضات می‌گوید «این کار را به‌خاطر اقتصاد کردیم»، مجری می‌گوید «الان اینجوری می‌گویی، شعاری‌اش می‌کنی»؛ عبارتی که نشان می‌دهد حتی بیان انگیزه‌های اجتماعی و اقتصادی هم در روایت برنامه تحمل نمی‌شود و باید به چارچوب مطلوب مجری بازگردد.

در پایان برنامه، بخش‌هایی از سخنان نوجوانان درباره «آینده»، «موفق شدن»، «خدمت به کشور» و حتی آمادگی برای «جنگ با آمریکا» مطرح می‌شود و مجری نیز با خطابه‌ای سیاسی تاکید می‌کند «دشمن اصلی ناامیدی است» و آن را «از آمریکا خطرناک‌تر» توصیف می‌کند.

این جمع‌بندی، چارچوب سیاسی برنامه را کامل می‌کند؛ روایتی که اعتراض و نارضایتی عمومی را نه نتیجه سیاست‌ها غلط جمهوری اسلامی و سرکوب حکومتی، بلکه حاصل ناامیدی و خطای فردی معرفی می‌کند.

برنامه نیز با قطعاتی درباره «وطن» به پایان می‌رسد؛ پایانی که بیشتر به بسته‌بندی تبلیغاتی یک روایت امنیتی شباهت دارد تا گفت‌وگویی حمایتی با کودکان بازداشتی.

پخش این برنامه چند روز پس از آن انجام شد که پیمان جبلی، رییس صداوسیمای جمهوری اسلامی، از پخش اعترافات «بازداشتی‌های کم‌سن‌وسال» خبر داد و تاکید کرد که رسانه «اعتراف نمی‌گیرد» و آنچه پخش می‌کند خروجی نهادهای قضایی و امنیتی است.

اخذ این اعترافات اگرچه در بازداشتگاه انجام شده، اما پخش آن از رسانه حکومتی بخشی از چرخه فشار و پرونده‌سازی است و به اعترافات اجباری رسمیت می‌دهد؛ رویه‌ای که در موارد متعدد مبنای صدور کیفرخواست و احکام سنگین قرار گرفته و از سوی نهادهای حقوق بشری نقض آشکار دادرسی عادلانه خوانده شده است.

سازمان عفو بین‌الملل پیش‌تر از خطر اعدام دست‌کم ۳۰ نفر، از جمله چند کودک، در پی اعتراضات سراسری اخیر خبر داد و یونیسف نیز خواستار پایان بازداشت کودکان و دسترسی مستقل برای بررسی وضعیت آنان شده است.

همچنین انجمن نویسندگان کودک و نوجوان، همراه با شماری از انجمن‌ها و نهادهای مدنی، با انتشار بیانیه‌ای بازداشت کودکان، پرونده‌سازی قضایی، اخذ و پخش اعترافات اجباری و هرگونه برخورد امنیتی با کودکان و دانش‌آموزان را مغایر تعهدات بین‌المللی در قبال حقوق کودک دانستند و آن را محکوم کردند.

پخش این برنامه از صداوسیما ادامه روندی است که در آن بازداشت‌شدگان، پیش از رسیدگی مستقل قضایی، در معرض قضاوت عمومی قرار می‌گیرند؛ روندی که وقتی پای کودکان در میان است، پیامدهای آن می‌تواند جبران‌ناپذیر باشد.

Banner

پربازدیدترین‌ها

لیست ممنوعه کریستیانو؛ ۱۰ چهره‌ای که در مراسم عروسی رونالدو و جورجینا جایی ندارند
۱

لیست ممنوعه کریستیانو؛ ۱۰ چهره‌ای که در مراسم عروسی رونالدو و جورجینا جایی ندارند

۲

یکی از بستگان خامنه‌ای آشکارا در پی جذب نیرو برای گذر از جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی است

۳

روایت فداکاری‌های محمد صلاح؛ از سفرهای ۹ ساعته تا خوابیدن زیر آسمان قاهره

۴

شاهزاده رضا پهلوی: حقوق ایران در دریای کاسپین قابل معامله نیست

۵
تحلیل

نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند

انتخاب سردبیر

  • سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس: حذف ارز دارو می‌تواند ۱۴۰۶ را به «سال کشتار بیماران» تبدیل کند

    سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس: حذف ارز دارو می‌تواند ۱۴۰۶ را به «سال کشتار بیماران» تبدیل کند

  • تهران با طولانی کردن جنگ در پی ضربه زدن به ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای است
    تحلیل

    تهران با طولانی کردن جنگ در پی ضربه زدن به ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای است

  • نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند
    تحلیل

    نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند

  • رییس‌جمهور تشریفات؛ پزشکیان در حاشیه روزهای جنگ
    تحلیل

    رییس‌جمهور تشریفات؛ پزشکیان در حاشیه روزهای جنگ

  • هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد
    تحلیل

    هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد

  • سرکوب کودکان و نوجوانان در اعتراضات و نگرانی از آینده دانش‌آموزان بازداشت‌شده

    سرکوب کودکان و نوجوانان در اعتراضات و نگرانی از آینده دانش‌آموزان بازداشت‌شده

  • افزایش نگرانی‌ها درباره بازداشت‌شدگان در پی پخش اعترافات اجباری و تاکید بر محاکمه سریع

    افزایش نگرانی‌ها درباره بازداشت‌شدگان در پی پخش اعترافات اجباری و تاکید بر محاکمه سریع

  • وضعیت نگران‌کننده کودکان بازداشتی؛ بی‌خبری خانواده‌ها و روایت‌هایی از شکنجه

    وضعیت نگران‌کننده کودکان بازداشتی؛ بی‌خبری خانواده‌ها و روایت‌هایی از شکنجه

•
•
•

مطالب بیشتر

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.