• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

نسلی که پیش از «بالغ شدن» معترض شد؛ نوجوانان ایران در میانه ترس، خشم و بی‌آیندگی

نعیمه دوستدار
نعیمه دوستدار

روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر اجتماعی

۲ اسفند ۱۴۰۴، ۱۳:۳۳ (‎+۰ گرینویچ)

نوجوانان در ایران در وضعیتی «طبیعی» به معترض تبدیل نشده‌اند. آن‌ها محصول یک انباشت بحران‌اند که هم‌زمان خانه، مدرسه و خیابان را درگیر کرده است.

نوجوان امروز ایران در فضایی بزرگ می‌شود که خبر بازداشت هم‌سن‌وسال‌هایش، نیمکت‌های خالی کلاس‌ها و نام دوستان کشته‌شده، با برنامه درسی روزانه‌اش درهم‌تنیده است.

صبح، زیر نگاه دوربین و مامور و پوسترهای رسمی وارد مدرسه‌ای می‌شود که دیگر پناهگاهی امن نیست، «حیاط خلوت نهادهای امنیتی» شده و هر جمله و نگاهش می‌تواند صورت‌جلسه شود.

عصر، در گوشی‌اش ویدیوهای اعتراض و سرکوب را بالا و پایین می‌کند و می‌بیند کسانی که تا دیروز کنار او در حیاط مدرسه می‌خندیدند، حالا در گزارش‌های حقوق بشری به‌عنوان «معترض کشته‌شده» یا «بازداشتی در خطر اعدام» نام برده می‌شوند.

در این میان، ترکیبی از خشم فروخورده و ترس دائمی، جای خیال‌پردازی‌های معمول نوجوانی را گرفته؛ آینده برایش نه یک افق روشن، که یک مه غلیظ و نامطمئن است و احساس «شنیده نشدن» در برابر قدرتی که فقط زبان تهدید بلد است، او را به این یقین تلخ رسانده که اگر خودش حرف نزند، هیچ‌کس از او دفاع نخواهد کرد.

از «نسل محافظت‌شده» تا «نسل معترض»

در یک فضای امن سیاسی، کودکان و نوجوانان باید از تنش‌های سیاسی و خیابانی دور بمانند؛ بزرگسالان اعتراض می‌کنند و خردسالان در حاشیه می‌مانند.​

اما در ایران پس از ۱۴۰۱ و به‌ویژه در خیزش دی ۱۴۰۴، این معادله وارونه شده است: درصد چشمگیری از بازداشتی‌ها زیر ۲۰ سال‌اند و بخش قابل توجهی از کشته‌شدگان، دانش‌آموزند.

برآوردها از اعتراضات اخیر نشان می‌دهد حدود ۲۵ تا ۲۸ درصد بازداشت‌شدگان زیر ۲۰ سال بوده‌اند. یعنی بخش مهمی از «خط مقدم» را نوجوانان تشکیل داده‌اند.​

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان از شناسایی هویت بیش از ۲۰۰ دانش‌آموز و کودک کشته‌شده در جریان انقلاب ملی و خیزش ۱۴۰۴ خبر داده است. این عدد برای نسلی که هنوز روی نیمکت مدرسه است، به معنای مواجهه مستقیم با خشونت سیاسی است.

گزارش‌ها از مدارس و محلات نشان می‌دهند بعد از سرکوب خیابانی، اعتراض به داخل مدرسه منتقل شده: تحریم کلاس، غیبت هماهنگ، سرودهای اعتراضی و مقاومت در برابر برنامه‌های رسمی.

به این ترتیب، مدرسه که باید «حریم امن» باشد، خود به یکی از میدان‌های اصلی سیاست خیابانی تبدیل شده است.

چرا نوجوانان به معترض تبدیل می‌شوند؟

پاسخ کوتاه به پرسش بالا این است: وقتی سیاست به زندگی روزمره حمله می‌کند، نوجوان ماندن در «حاشیه سیاست» عملا ناممکن می‌شود.

برای درک این وضعیت، چند لایه اصلی را می‌شود تشخیص داد:

یکی بحران معیشت و آینده است. نوجوان امروز ایران با تورم، ناامنی شغلی و سقوط امید به آینده روبه‌روست. وقتی خانواده در فشار دائمی اقتصادی است، سیاست برای او یک مقوله انتزاعی نیست، بلکه مستقیما به سفره، دانشگاه و مهاجرت گره خورده است.

تجربه زیسته خشونت هم باعث گرایش نوجوانان به مشارکت سیاسی می‌شود. 

دیدن هم‌کلاسی و هم‌سن‌وسالی که در اعتراضات کشته یا ناپدید شده، شکلی از «سیاسی شدن اجباری» است.

پرونده «نیمکت‌های خالی» که به نام دانش‌آموزان کشته‌شده اشاره دارد، این تجربه را به یک تجربه تلخ در حافظه جمعی تبدیل کرده است.

حضور نوجوانان در ناآرامی‌ها، محصول گسست هویتی، فقدان رویای ملی و ضعف روایت‌سازی رسمی است؛ چون نظام آموزشی نتوانسته افق معناداری برای این نسل ترسیم کند.​

در جامعه‌ای مثل ایران، مرز خصوصی و عمومی نیز به هم می‌ریزد.

وقتی اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و ویدیوهای خشونت و اعتراض، مرز بین «جهان کودک» و «جهان بزرگسال» را از بین می‌برد، نوجوان نه تماشاگر، بلکه بازیگر بالقوه هر بحران سیاسی می‌شود.​​

نگاه به جنبش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ نشان می‌دهد که آن‌ها نیز از مدرسه به‌عنوان پایگاه اعتراض استفاده می‌کردند: تن ندادن به حجاب اجباری، پاره کردن تصاویر رهبران جمهوری اسلامی، سر دادن شعارها و هم‌خوانی سرودهای اعتراضی در کلاس و موارد دیگر.

این الگو در سال ۱۴۰۴ رادیکال‌تر شده و با هزینه‌های سنگین‌تری همراه شده است.

تناقض؛ ضرورت حفاظت در برابر حق مشارکت

بدیهی است که کودکان و نوجوانان باید از خشونت خیابانی و ریسک‌های امنیتی محافظت شوند. این یک اصل اخلاقی و تربیتی است، نه صرفا یک توصیه حقوقی. اما از سوی دیگر، وضعیت ایران به نقطه‌ای رسیده که خود «کوشش برای ساکت کردن نوجوانان» به عامل تشدید اعتراض تبدیل شده است.

با اینکه بسیاری از خانواده‌ها تلاش می‌کنند فرزندانشان را از خیابان دور نگه دارند اما مدرسه کانون اصلی اعتراض نوجوانان است.​

بخش مهمی از معترضان نوجوان در ۱۴۰۴، محصول تجربه پیشین خیزش ۱۴۰۱ هستند؛ نسلی که در کودکی یا اوایل نوجوانی خشونت و سرکوب را دیده و حالا در سن فعال‌تری، خود وارد میدان شده است.​​

هم‌زمان، بازداشت، تهدید و پرونده‌سازی علیه دانش‌آموزان نه فقط امنیت را تامین نکرده، بلکه حس بی‌عدالتی و بی‌اعتمادی به نهادهای رسمی را تعمیق می‌کند.

در چنین وضعیتی، «حفاظت از نوجوان» را نمی‌شود صرفا با «ساکت نگه داشتن او» عملی کرد چون سکوت اجباری، خود بخشی از خشونت ساختاری است که این نسل تجربه می‌کند.

آیا نوجوانان حق فعالیت سیاسی دارند؟

در سطح حقوقی، پاسخ روشن‌تر از سطح سیاست در ایران است. پیمان‌نامه حقوق کودک که ایران در سال ۱۳۷۲ به آن ملحق شده، برای کودکان (افراد زیر ۱۸ سال) حق ابراز عقیده، مشارکت و شنیده شدن در امور مربوط به خود قائل است.

ماده ۱۲ کنوانسیون حقوق کودک بر حق کودک بر «اظهار نظر آزادانه در همه امور مربوط به خودش» و الزام دولت‌ها به فراهم کردن امکان شنیده شدن تاکید می‌کند.​

ایران این کنوانسیون را پذیرفته؛ هرچند با شرط کلی «عدم مغایرت با موازین اسلامی و قوانین داخلی». با این حال، اصل حق مشارکت را به رسمیت شناخته است.

اگر سیاست را نه فقط «حضور در خیابان»، بلکه مشارکت در گفت‌وگو، نقد، اعتراض مدنی، تشکل‌یابی صنفی و حضور در فضای عمومی بدانیم، نوجوانان به‌صراحت حق دارند درباره وضع مدرسه، محله و کشورشان نظر بدهند؛ در اعتراض مدنی و مسالمت‌آمیز به شرایطی که به زندگی‌شان ضربه می‌زند نقش داشته باشند و در قالب‌های امن‌تر از طریق تشکل‌های صنفی، شوراهای دانش‌آموزی و فعالیت مدنی و رسانه‌ای، در فضای عمومی حضور پیدا کنند.​

مساله اصلی در ایران این است که ساختار سیاسی، حتی برای بزرگسالان هم فضای مشارکت امن فراهم نمی‌کند؛ بنابراین نوجوانی که می‌خواهد از این حقوق استفاده کند، تقریبا بلافاصله با سرکوب کیفری و امنیتی مواجه می‌شود.

وضع موجود؛ سیاسی شدن بدون نمایندگی

آنچه در ایران امروز دیده می‌شود، ترکیبی است از «سیاسی‌ شدن شدید» و «فقدان نمایندگی و کانال‌های رسمی».

نوجوانان به‌دلیل تجربه مستقیم بحران و خشونت، سیاسی شده‌اند و به‌خاطر نبود ساختارهای مشارکت مانند احزاب، رسانه‌های آزاد، تشکل‌های مستقل و ...، ناچارند از خیابان و مدرسه به‌عنوان تنها صحنه‌های قابل دسترس استفاده کنند.

آنان به این ترتیب، با پاسخ امنیتی یا به زندان و خشونت سپرده می‌شوند، یا به سکوت و انزوا رانده.

در چنین وضعی، پرسش این نیست که «آیا باید نوجوانان را از سیاست دور نگه داشت؟» بلکه این است که چگونه می‌توان هم حق مشارکت سیاسی و مدنی آن‌ها را به رسمیت شناخت، هم هزینه حضورشان در میدان‌های پرخطر را به حداقل رساند و هم جلوی نهاد مدرسه را گرفت تا به جای محیط سرکوب، به فضای تمرین گفت‌وگو، نقد و مشارکت تبدیل شود.

تا زمانی که ساختار سیاسی، سیاست را با امنیت مساوی بداند و برای عموم شهروندان کانال مشارکت امن باز نکند، جامعه ایران همچنان با نسلی روبه‌رو خواهد بود که «پیش از آن‌که شهروند بالغ شود، یک معترض صدمه‌دیده» است.

Banner

پربازدیدترین‌ها

لیست ممنوعه کریستیانو؛ ۱۰ چهره‌ای که در مراسم عروسی رونالدو و جورجینا جایی ندارند
۱

لیست ممنوعه کریستیانو؛ ۱۰ چهره‌ای که در مراسم عروسی رونالدو و جورجینا جایی ندارند

۲

روایت فداکاری‌های محمد صلاح؛ از سفرهای ۹ ساعته تا خوابیدن زیر آسمان قاهره

۳

حمیدرضا رجب‌زاده، مداح حکومتی، پس از ربایش به قتل رسید

۴

آمریکا صرافی‌های ارز دیجیتال مرتبط با شبکه قمار جمهوری اسلامی را تحریم کرد

۵
تحلیل

نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند

انتخاب سردبیر

  • سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس: حذف ارز دارو می‌تواند ۱۴۰۶ را به «سال کشتار بیماران» تبدیل کند

    سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس: حذف ارز دارو می‌تواند ۱۴۰۶ را به «سال کشتار بیماران» تبدیل کند

  • تهران با طولانی کردن جنگ در پی ضربه زدن به ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای است
    تحلیل

    تهران با طولانی کردن جنگ در پی ضربه زدن به ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای است

  • نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند
    تحلیل

    نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند

  • رییس‌جمهور تشریفات؛ پزشکیان در حاشیه روزهای جنگ
    تحلیل

    رییس‌جمهور تشریفات؛ پزشکیان در حاشیه روزهای جنگ

  • هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد
    تحلیل

    هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد

  • حداقل ۹ هزار تن از معترضان بازداشت‌شده در آستانه صدور حکم قرار دارند

    حداقل ۹ هزار تن از معترضان بازداشت‌شده در آستانه صدور حکم قرار دارند

  • دانش‌آموزان شماری از شهرهای ایران هم‌زمان با چهلم جاویدنامان، مدرسه را تعطیل کردند

    دانش‌آموزان شماری از شهرهای ایران هم‌زمان با چهلم جاویدنامان، مدرسه را تعطیل کردند

  • دانش‌آموزان به‌دلیل همراهی با چهلم جاویدنامان تهدید به اخراج شدند

    دانش‌آموزان به‌دلیل همراهی با چهلم جاویدنامان تهدید به اخراج شدند

  • دانش‌آموزان در همراهی با چهلم جاویدنامان انقلاب ملی، مراسم یادبود برگزار کردند

    دانش‌آموزان در همراهی با چهلم جاویدنامان انقلاب ملی، مراسم یادبود برگزار کردند

  • «کارش را تمام کردند»؛ روایت پدر از کشتن نوجوان معترض در بیمارستان

    «کارش را تمام کردند»؛ روایت پدر از کشتن نوجوان معترض در بیمارستان

  • بیش از ۶۰ فعال هنر کودکان: جمهوری اسلامی با کشتار نوجوانان، آینده جهان را تهدید می‌کند

    بیش از ۶۰ فعال هنر کودکان: جمهوری اسلامی با کشتار نوجوانان، آینده جهان را تهدید می‌کند

•
•
•

مطالب بیشتر

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.