• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

«نسل»‌کشی و قتل‌عام امید؛ چهره واقعی آمار کشته‌شدگان انقلاب ملی ایرانیان

لنا لباف

روزنامه‌نگار

۲۱ بهمن ۱۴۰۴، ۱۲:۴۸ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۵:۴۹ (‎+۰ گرینویچ)

دی‌ماه ۱۴۰۴ که خیابان‌های ایران صحنه‌ اعتراضات گسترده شد، هنوز هیچ‌کس نمی‌دانست ابعاد خشونتی که در حال وقوع است تا کجا پیش خواهد رفت.

چند هفته بعد، با کنار هم قرار گرفتن اسناد، روایت‌ها و داده‌های میدانی، تصویری شکل گرفت که فراتر از برآوردهای اولیه بود: بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب انقلاب ملی ایرانیان کشته شده‌اند. عددی که فقط حجم خشونت را نشان نمی‌دهد، بلکه روایتی اساسی درباره‌ ماهیت آن مطرح می‌کند.

آنچه آمار ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر کشته‌شده را به مساله‌ای فراتر از یک عدد شوک‌آور تبدیل می‌کند، سهم بالای افراد زیر ۳۰ سال در میان قربانیان است. الگویی که از یک بحران نسلی خبر می‌دهد.

این تمرکز سنی، نشانه‌ای معنادار از حذف نظام‌مند یک «نسل» است.

در اغلب جوامع، این گروه سنی معمولا نسلی‌ست که تازه وارد بازار کار می‌شود، آینده‌ اقتصادی و اجتماعی‌اش را می‌سازد و هنوز در مرحله‌ «امید» قرار دارد. اما وقتی خشونتی مرگبار بر این سن متمرکز می‌شود، با بحرانی مواجهیم که دقیقا در نقطه‌ اتصال جوانی و آینده رخ داده است.

کارل مانهایم، فیلسوف و جامعه‌شناس، در نظریه‌ «نسل‌ها» تاکید می‌کند که نسل‌ها زمانی به کنش جمعی رادیکال می‌رسند که تجربه‌ تاریخی مشترکی از انسداد و بی‌افقی داشته باشند.

در بهار عربی، جنبش‌های دانشجویی آمریکای لاتین یا اعتراضات ۲۰۱۹ شیلی و هنگ‌کنگ، اگرچه جوانان در خط مقدم بودند، اما الگوی کشتار گسترده‌ یک نسل در آنها کمتر دیده می‌شد. اما وقتی اکثریت قربانیان یک اعتراض از یک نسل خاص می‌آیند، آنچه دیده می‌شود نه صرفا سرکوب یک حرکت سیاسی، بلکه کشتار آن تجربه‌ نسلی است.

از منظر روان‌شناسی اجتماعی نیز این الگو معنا‌دار است. پژوهش‌هایی درباره‌ «نسل بدون آینده» نشان می‌دهد جوانانی که افق روشنی برای بهبود زندگی خود نمی‌بینند، خطر را نه به‌عنوان استثنا، بلکه به‌عنوان بخشی از زندگی روزمره تجربه می‌کنند.

در چنین وضعیتی، مرگ دیگر صرفا یک تهدید بازدارنده نیست، امکانی است که در کنار بیکاری، فقر و بی‌ثباتی سیاسی زیست می‌شود. در نتیجه، با تصویری فشرده از جامعه‌ای روبه‌رو هستیم که جوانانش نه در حاشیه، بلکه در مرکز بحران ایستاده‌اند.

زندگی در انتظار آینده‌ای که نمی‌آید

برای نسل زیر ۳۰ سال، بحران فقط به معنای دشواری اقتصادی یا نارضایتی سیاسی نیست. بحران، شکل زندگی روزمره است. بیکاری گسترده، اشتغال بی‌ثبات، تحصیل بی‌ثمر و ناتوانی در برنامه‌ریزی برای ابتدایی‌ترین مؤلفه‌های زندگی - از مسکن تا تشکیل خانواده - باعث شده آینده نه به‌عنوان افق، بلکه به‌عنوان مفهومی معلق تجربه شود.

برای بسیاری از جوانان ایرانی، زندگی در حالت تعلیق به وضعیت عادی بدل شده است.

جامعه‌شناسان این وضعیت را نوعی «انسداد ساختاری» می‌دانند؛ وضعیتی که در آن مسیرهای معمول تحرک اجتماعی بسته می‌شود و فرد، فارغ از تلاش شخصی، امکان خروج از وضعیت موجود را از دست می‌دهد.

در چنین شرایطی، نابرابری صرفا اقتصادی نیست، بلکه نسلی است: شکافی میان انتظارات مشروع یک نسل و امکانات واقعی جامعه.

تجربه‌ این انسداد، آن‌گونه که نظریه‌های نسل و کنش جمعی توضیح می‌دهند، زمینه‌ساز رادیکال شدن رفتار اجتماعی می‌شود؛ نه از سر هیجان، بلکه به‌دلیل فقدان گزینه‌های بدیل.

پژوهش‌ها نشان می‌دهند زیست طولانی‌مدت در بی‌ثباتی، آستانه‌ تحمل ریسک را تغییر می‌دهد و ترس را از کارکرد بازدارنده‌اش تهی می‌کند.

برای نسلی که افق روشنی پیش روی خود نمی‌بیند، خطر بخشی از تجربه‌ روزمره است.

در چنین زمینه‌ای، اعتراض حتی با آگاهی از هزینه‌های سنگین آن، نه کنشی غیر‌عقلانی، بلکه واکنشی قابل فهم به زندگی‌ای است که آینده‌اش پیشاپیش لغو شده است.

ترومای به ارث رسیده؛ والدینی که خود قربانیان این سیستم‌اند

نسل معترض امروز در خلأ شکل نگرفته است. بسیاری از جوانانی که به خیابان آمدند، در کنار والدینی بزرگ شده‌اند که خود تجربه‌ سرکوب، خشونت سیاسی، سوگ حل‌نشده و زیست طولانی‌مدت در اضطراب را از سر گذرانده‌اند.

والدینی که اعتراض، بازداشت، حذف شغلی یا مهاجرت اجباری را تجربه کرده‌اند، ناخواسته این بار روانی را به فضای خانه منتقل کرده‌اند؛ فضایی که در آن ترس، سکوت و احتیاط به بخشی از زیست روزمره بدل شده است.

پژوهش‌های روان‌شناسی درباره‌ انتقال بین ‌نسلی تروما نشان می‌دهد آسیب‌های حل‌نشده‌ یک نسل می‌تواند به شکل حساسیت شدید به بی‌عدالتی، در نسل بعدی بروز کند.

در چنین خانواده‌هایی، کودکان نه‌تنها شاهد رنج والدین خود بوده‌اند، بلکه خود نیز محدودیت‌ها و خودسانسوری دائمی را تجربه کرده‌اند.

وقتی نهادهای رسمی، کارکرد حمایتی خود را از دست می‌دهند، جوانان با این واقعیت روبه‌رو می‌شوند که امنیت نه قابل واگذاری است و نه تضمین‌شده.

نسلی که تروما را به ارث برده، این‌بار تصمیم گرفته آن را به سکوت نسپارد.

معترضی که با حافظه‌ای پر از زخم به خیابان آمد

آنچه در انقلاب ملی ایرانیان رخ داد را نمی‌توان صرفا واکنش خشونت‌بار یک حکومت به یک موج اعتراضی دانست.

الگوی سنی قربانیان، گستره‌ جغرافیایی سرکوب و تداوم بازداشت‌های پس از پایان اعتراضات نشان می‌دهد که هدف خشونت، نه فقط مهار یک اعتراض مقطعی، بلکه اعمال فشار بر یک نسل مشخص بوده است. نسلی که از نظر جمعیتی و اجتماعی، حامل بیشترین ظرفیت تغییر تلقی می‌شود.

در این چارچوب، خیابان تنها صحنه‌ خشونت نیست. مدرسه، دانشگاه، محل کار و خانه نیز به فضاهای بالقوه‌ سرکوب بدل شده‌اند.

موج بازداشت‌ها، احضارها، فشار بر خانواده‌ها و ناپدیدشدن‌های ناگهانی جوانان نشان می‌دهد که منطق امنیتی از کنترل کنش جمعی عبور کرده و به مدیریت پیش‌دستانه‌ یک نسل رسیده است. الگویی که در ادبیات حقوق بشری و جامعه‌شناسی سیاسی به‌عنوان «سرکوب نسلی» شناخته می‌شود.

در نهایت، آنچه امروز به‌عنوان سرکوب اعتراضات توصیف می‌شود، احتمالا در حافظه‌ جمعی جامعه به‌شکل دیگری ثبت خواهد شد: خشونت عریان علیه نسلی که خواست زندگی قابل پیش‌بینی، واجد کرامت‌ و صاحب معنا داشته باشد. خشونتی که نه فقط بدن‌ها، بلکه امکان آینده را هدف گرفت.

Banner

پربازدیدترین‌ها

لیست ممنوعه کریستیانو؛ ۱۰ چهره‌ای که در مراسم عروسی رونالدو و جورجینا جایی ندارند
۱

لیست ممنوعه کریستیانو؛ ۱۰ چهره‌ای که در مراسم عروسی رونالدو و جورجینا جایی ندارند

۲

روایت فداکاری‌های محمد صلاح؛ از سفرهای ۹ ساعته تا خوابیدن زیر آسمان قاهره

۳

حمیدرضا رجب‌زاده، مداح حکومتی، پس از ربایش به قتل رسید

۴

آمریکا صرافی‌های ارز دیجیتال مرتبط با شبکه قمار جمهوری اسلامی را تحریم کرد

۵
تحلیل

نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند

انتخاب سردبیر

  • سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس: حذف ارز دارو می‌تواند ۱۴۰۶ را به «سال کشتار بیماران» تبدیل کند

    سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس: حذف ارز دارو می‌تواند ۱۴۰۶ را به «سال کشتار بیماران» تبدیل کند

  • تهران با طولانی کردن جنگ در پی ضربه زدن به ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای است
    تحلیل

    تهران با طولانی کردن جنگ در پی ضربه زدن به ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای است

  • نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند
    تحلیل

    نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند

  • رییس‌جمهور تشریفات؛ پزشکیان در حاشیه روزهای جنگ
    تحلیل

    رییس‌جمهور تشریفات؛ پزشکیان در حاشیه روزهای جنگ

  • هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد
    تحلیل

    هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد

  • تهدید خانواده بازداشت‌شدگان اعتراضات برای شرکت اجباری در راهپیمایی ۲۲ بهمن

    تهدید خانواده بازداشت‌شدگان اعتراضات برای شرکت اجباری در راهپیمایی ۲۲ بهمن

  • ۳۶ هزار و ۵۰۰ کشته، یعنی چه؟

    ۳۶ هزار و ۵۰۰ کشته، یعنی چه؟

  • چند دهه در سایه ترومای جمعی: از فجایع گذشته تا سرکوب اعتراضات و تداوم ترومای مزمن

    چند دهه در سایه ترومای جمعی: از فجایع گذشته تا سرکوب اعتراضات و تداوم ترومای مزمن

  • مسلط به زبان مرگ؛ تهران، سال ۶۷ را در ابعادی گسترده تکرار می‌کند

    مسلط به زبان مرگ؛ تهران، سال ۶۷ را در ابعادی گسترده تکرار می‌کند

  • پیامد بی‌ثباتی، سرکوب و اضطراب؛ حضور دانش‌آموزان در مدارس کاهش یافته است

    پیامد بی‌ثباتی، سرکوب و اضطراب؛ حضور دانش‌آموزان در مدارس کاهش یافته است

•
•
•

مطالب بیشتر

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.