• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

چند دهه در سایه ترومای جمعی: از فجایع گذشته تا سرکوب اعتراضات و تداوم ترومای مزمن

صبا آلاله
صبا آلاله

روان‌تحلیل‌گر اجتماعی

۱۷ بهمن ۱۴۰۴، ۲۰:۳۲ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۲:۴۹ (‎+۰ گرینویچ)
تصویری از سرکوب اعتراضات ۱۴۰۱
تصویری از سرکوب اعتراضات ۱۴۰۱

جوامع، همچون افراد، حافظه دارند؛ حافظه‌ای که تنها از رویدادهای رسمی و ثبت‌شده شکل نگرفته، بلکه از تجربه‌های زیسته، احساسات سرکوب‌شده، سوگ‌های ناتمام و ترس‌های ماندگار نیز ساخته می‌شود.

در برخی جوامع، این حافظه جمعی نه بر پایه ثبات و بازسازی، بلکه بر بستر بحران‌های پی‌درپی شکل گرفته است. در چنین شرایطی، مفهوم ترومای جمعی (زخم روانی جمعی)، به یکی از کلیدواژه‌های مهم برای فهم وضعیت روانی و اجتماعی جامعه بدل می‌شود.

ترومای جمعی صرفا واکنش احساسی یک گروه به یک رویداد تلخ نیست؛ بلکه تجربه‌ای مشترک از تهدید، فقدان، بی‌ثباتی و ناامنی است که در سطح فرهنگی، اجتماعی و بین‌نسلی رسوب می‌کند و به بخشی از ساختار روانی جامعه تبدیل می‌شود.

در تاریخ جهان، نمونه‌های متعددی از تروماهای جمعی دیده شده است که اثرات عمیقی بر روان و هویت جوامع برجای گذاشته‌اند.

هولوکاست، نه‌تنها یک فاجعه تاریخی، بلکه زخمی عمیق در حافظه جمعی بود که دهه‌ها در هویت فرهنگی و سیاسی یهودیان بازتاب یافت.

حملات ۱۱ سپتامبر، احساس ناامنی و تهدید را در جامعه‌ای که خود را دور از خشونت مستقیم می‌دید، فعال کرد و ساختارهای امنیتی و روانی آن را دگرگون ساخت.

نسل‌کشی رواندا، فجایع طبیعی گسترده مانند سونامی‌ها و زلزله‌های ویرانگر و نمونه‌های مشابه در دیگر جوامع نیز هرکدام به‌نوعی ترومای جمعی ایجاد کردند و نشان می‌دهند که این تجربه‌ها محدود به یک کشور یا جامعه خاص نیستند.

با این حال، در بسیاری از این موارد، جامعه یا ساختارهای رسمی تلاش کردند با ابزارهایی چون سوگواری عمومی، روایت‌سازی، بازسازی اجتماعی و حمایت‌های روانی، این زخم‌ها را به‌تدریج پردازش و مهار کنند.

اما جامعه ما الگویی متفاوت دارد؛ ترومای جمعی به شکل زنجیره‌ای از بحران‌ها و ضربه‌های پی‌درپی شکل گرفته است و هیچ‌گاه فرصت پردازش و ترمیم پیدا نمی‌کند، بلکه به‌صورت مزمن و انباشته در لایه‌های مختلف جامعه باقی می‌ماند.

100%

بررسی این تاریخچه نشان می‌دهد که مجموعه‌ای از رویدادهای آسیب‌زا، هرکدام به‌تنهایی ظرفیت ایجاد ضربه روانی جمعی را داشته‌اند: انقلاب و خشونت‌های پس از آن، جنگ طولانی ایران و عراق، سوگ‌ها و ویرانی‌های گسترده، اعدام‌ها و سرکوب‌های سیاسی، اعتراض‌های خونین و فجایع اجتماعی، و بحران‌های اقتصادی که به‌طور مداوم احساس ناامنی و بی‌ثباتی را بازتولید کرده‌اند.

این رویدادها نه‌تنها در زمان وقوع، زخم‌های عمیقی بر روان جمعی ایجاد کردند، بلکه به‌دلیل فقدان سوگواری جمعی، روایت رسمی قابل‌اعتماد و فرآیندهای ترمیم اجتماعی، به‌صورت لایه‌هایی انباشته در حافظه جامعه باقی مانده‌اند.

از این منظر، ترومای جمعی در جامعه ما با توجه به نوع، شدت، تداوم و شیوه مواجهه با آن، نه تنها اهمیت ویژه‌ای دارد، بلکه تجربه‌ای زنده و فعال در اکنون است. جامعه‌ای که با ترومای انباشته، مزمن و فعال روبه‌روست، زیستن در آن به تجربه‌ای ناامن و غیرقابل پیش‌بینی بدل می‌شود. ترومای جمعی نه تنها در لحظه بحران، بلکه در روابط روزمره، الگوهای رفتاری، بی‌اعتمادی‌ها، خشم‌های پنهان و اضطراب‌های مزمن حضور دارد و همچنان بازتولید می‌شود.

این نوشته تلاشی است برای فهم چنین وضعیتی، با تمرکز بر لایه‌ها، الگوها و سازوکارهای ترومای جمعی در بستر اجتماعی.

زخم روانی و ترومای جمعی: لایه‌ها و پیچیدگی‌ها

ترومای جمعی تجربه‌ای است که در آن یک رویداد یا مجموعه‌ای از رویدادهای تهدیدآمیز، نه‌فقط بر یک فرد، بلکه بر کل جامعه اثر می‌گذارد و احساس امنیت، پیوستگی و اعتماد را مختل می‌کند.

این ضربه روانی به تجربه‌ای مشترک بدل می‌شود که در حافظه جمعی، روایت‌های فرهنگی، روابط اجتماعی و ساختارهای تاریخی رسوب می‌کند و بخشی از واقعیت روانی جامعه را شکل می‌دهد.

ترومای جمعی معمولا در پی جنگ‌ها، انقلاب‌ها، سرکوب‌های سیاسی، فجایع انسانی یا طبیعی و بحران‌های اقتصادی شکل می‌گیرد. آنچه آن را از یک بحران معمولی متمایز می‌کند، گستره تأثیر و ناتوانی جامعه در پردازش، سوگواری و بازسازی پس از آن است.

آسیب از سطح فردی فراتر می‌رود و به بخشی از ساختار روانی و فرهنگی جامعه تبدیل می‌شود؛ بافت اجتماعی و روابط انسانی نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرند و نشانه‌های آن در گفتار، رفتار اجتماعی و تصمیم‌گیری‌های جمعی قابل مشاهده است.

ترومای جمعی چندلایه و پیچیده است. ترومای مزمن زمانی شکل می‌گیرد که خشونت، فقدان یا تهدید مداوم باشد؛ در این حالت، سیستم عصبی فردی و جمعی در حالت هشدار مستمر تثبیت شده و پیامدهایی مانند اضطراب طولانی‌مدت، بی‌اعتمادی و فرسودگی روانی ایجاد می‌کند.

ترومای انباشته زمانی رخ می‌دهد که زخم‌های گذشته پردازش نشده باقی مانده و با هر رویداد تازه دوباره فعال شوند.

نمونه‌ای از این وضعیت، زنجیره فجایع پلاسکو، متروپل، پرواز ۷۵۲، اعتراضات آبان ۹۸، بحران کرونا و جنبش‌ها و اعتراضات اخیر است که هر یک یادآور آسیب‌های پیشین نیز هستند.ترومای فعال وضعیتی است که در آن زخم‌های گذشته و فاجعه فعلی همزمان شعله‌ور می‌شوند؛ گذشته، حال و آینده درهم می‌آمیزند.

100%

کشتار دسته‌جمعی و سرکوب اخیر اعتراضات نمونه‌ای بارز از این وضعیت است که جامعه را در چرخه‌ای فعال از اضطراب، خشم، کرختی و شوک گرفتار می‌کند.

وقتی این لایه‌ها کنار هم قرار می‌گیرند، روشن می‌شود که ترومای جمعی در جامعه ما یک وضعیت روانی–اجتماعی پایدار است. جامعه‌ای که با زنجیره‌ای از تروماهای مزمن، انباشته و فعال مواجه است و فرصت سوگواری و بازسازی ندارد، تجربه‌ای مداوم از ناامنی و بی‌ثباتی دارد.

شناخت ترومای جمعی در چنین بستری نیازمند درک الگوهای عمیقی است که در طول زمان شکل گرفته و در بافت روانی و اجتماعی جامعه رسوب کرده‌اند.

نقش ساختار قدرت و مواجهه با فجایع

ترومای جمعی حاصل رابطه‌ای است که جامعه با ساختار سیاسی، قدرت، امنیت و عدالت تجربه می‌کند.

هر جامعه‌ای در طول زمان، از خلال رویدادهای تلخ و بحران‌های اجتماعی، نوعی حافظه جمعی روانی می‌سازد؛ حافظه‌ای که از سوگ‌های ناتمام، بی‌عدالتی‌ها و احساس ناامنی شکل گرفته است. این حافظه جمعی تعیین می‌کند که جامعه در برابر بحران‌های بعدی چگونه واکنش نشان دهد.

در بسیاری از جوامع، حتی ناکارآمدی یا سوءمدیریت می‌تواند زخم‌های روانی عمیقی بر جای بگذارد؛ اما وقتی حکومت‌ها مستبد و خودکامه باشند، این روند به شکل خطرناک‌تر و پایدارتر ادامه می‌یابد. در چنین جوامعی، حکومت نه‌تنها از وقوع فجایع جلوگیری نمی‌کند، بلکه خود به منبع خشونت و تولیدکننده ترومای جمعی تبدیل می‌شود.

اگر بخشی از جامعه به ناکارآمدی یا نابسامانی اعتراض کند، به‌جای پاسخگویی و همدلی، با سرکوب، تحریف روایت‌ها و برچسب‌زنی مواجه می‌شود.

معترضان به‌جای آنکه به‌عنوان شهروند دیده شوند، اغلب با برچسب‌هایی چون تروریست یا اغتشاشگر معرفی می‌شوند تا امکان همدلی و حمایت جمعی از بین برود. به این ترتیب، رابطه میان جامعه و حکومت از اعتماد، به ترس و بی‌اعتمادی بدل می‌شود.

مساله تنها خود فاجعه نیست؛ نحوه مواجهه ساختار قدرت با آن نیز بخشی از چرخه تولید تروماست. بازداشت‌ها، فشارهای روانی، اعترافات اجباری و روایت‌های تحریف‌شده، نه‌تنها حقیقت را پنهان می‌کنند، بلکه نوعی خشونت نمادین علیه کل جامعه محسوب می‌شوند.

نهادی که باید ضامن امنیت و عدالت باشد، در چنین شرایطی خود به عامل تهدید و سرکوب تبدیل می‌شود؛ تجربه‌ای که می‌توان آن را گویی به مثابه خیانت ساختاری دید.

در نتیجه، ترومای جمعی تنها به خود واقعه محدود نمی‌شود. انکار، توجیه، برچسب‌زنی و سرکوب صدای معترضان، آن را تداوم می‌بخشند و جامعه را در چرخه‌ای از اضطراب، خشم و کرختی روانی نگه می‌دارند.

تفاوت اساسی این وضعیت با بسیاری از نمونه‌های جهانی در عامل خشونت است؛ در کشورهای دیگر، هرچند فجایع رخ می‌دهند، حکومت معمولا عامل اصلی خشونت نیست و امکان سوگواری، روایت و بازسازی اجتماعی وجود دارد.

اما وقتی خود حکومت به منبع خشونت و دشمن مردم تبدیل شود، ماهیت ترومای جمعی نیز تغییر می‌کند. در چنین شرایطی، جامعه نه امکان سوگواری دارد، نه روایت و نه فرصت بازسازی. خشم، اضطراب و بی‌اعتمادی در حافظه روانی جمعی انباشته می‌شوند و به تجربه‌ای مزمن، عمیق و انتقال‌پذیر میان نسل‌ها بدل می‌گردند.

سوگواری، روایت و رابطه: زنجیره‌ای برای بازسازی روان جمعی

وقتی ساختار قدرت خود عامل تولید و بازتولید ترومای جمعی می‌شود، جامعه ناگزیر است برای حفظ تعادل روانی به روابط انسانی و مکانیزم‌های درونی تکیه کند.

در چنین شرایطی، حضور در کنار یکدیگر، شنیده‌شدن و تجربه مشترک اندوه، مهم‌ترین ابزار تنظیم روان جمعی است. وقتی سوگواری رسمی یا حمایت نهادی وجود ندارد، همین پیوندهای انسانی و عاطفی می‌توانند از انجماد روانی و بی‌حسی جلوگیری کنند.

یک واقعیت مهم این است: پس از تجربه ترومای جمعی،«ما دیگر آدم سابق نیستیم»،چیزی که احتمالاً همه لمس کرده‌ایم. این تغییر طبیعی و اجتناب‌ناپذیر است و نشانه شکست نیست؛ بلکه بازتاب تجربه‌ای ناگوار و بسیار سنگین و تغییرات عمیق روانی، احساسی و رفتاری ماست.

هر خشونت گسترده یا فقدان پیچیده، روان فردی و جمعی را دگرگون می‌کند و بازگشت به وضعیت پیشین ممکن نیست.

100%

این تغییر، واقعیتی است که افراد جامعه باید با آن مواجه شوند، در مواجهه با ترومای جمعی، جامعه باید به زنجیره‌ای طبیعی و به‌هم‌پیوسته تکیه کند، سوگواری، روایتگری و پیوند رابطه این سه حلقه کارکردی حمایتی و ترمیمی دارند و به جامعه امکان می‌دهند تجربه فقدان و خشونت را به شکلی قابل‌تحمل‌تر پردازش کند.

سوگ جمعی نخستین حلقه است. افراد نیاز دارند تجربه فقدان‌های گسترده را در کنار دیگران بیان کنند. مراسم جمعی، یادبودهای غیررسمی و تجمع‌های سوگوارانه، رنج را معتبر می‌سازند و جامعه را از انزوا و بی‌حسی دور می‌کنند. در دل همین فضاها، شکل‌های نوظهور و ابداعی سوگواری پدیدار می‌شوند؛ سوگواری‌هایی خارج از چارچوب رسمی که بر تجربه بدنی و حسی تکیه دارند. صدا، موسیقی، سکوت و رقص به ابزارهایی برای بیان رنج و بازسازی حافظه جمعی بدل می‌شوند و پیوند عاطفی جامعه را تقویت می‌کنند.

روایتگری حلقه دوم است. روایت، چه در قالب گفتار، نوشتار، موسیقی یا هنر، حافظه مشترک را ثبت کرده و تجربه فردی را به سطح اجتماعی می‌رساند. این فرایند گذشته و حال را به هم پیوند می‌دهد، امکان پردازش سوگ را فراهم می‌کند و مانع فراموشی یا تحریف تجربه‌ها می‌شود. هر روایت علاوه بر انتقال رنج، به جامعه کمک می‌کند معنا بسازد و از انباشت ترومای مزمن جلوگیری کند.

رابطه و پیوند سومین حلقه این زنجیره است و حاصل سوگواری و روایتگری است. رابطه به معنای حضور در کنار دیگری و فعال کردن حمایت متقابل است. این زنجیره می‌تواند به تنظیم‌کننده روان جامعه تبدیل شود؛ شنیده‌شدن، دیده‌شدن و مشارکت در سوگواری و روایتگری تجربه روانی را تثبیت کرده و مانع فروپاشی هیجانی و کرختی اجتماعی می‌شود.

پیوند میان سوگ، روایت و رابطه بستر اصلی تاب‌آوری جمعی را شکل می‌دهد و به جامعه کمک می‌کند حتی در دل ترومای مزمن، همدلی و پیوندهای اجتماعی خود را حفظ کند و مسیر مبارزه و بازسازی روانی–اجتماعی را ادامه دهد.

Banner

پربازدیدترین‌ها

لیست ممنوعه کریستیانو؛ ۱۰ چهره‌ای که در مراسم عروسی رونالدو و جورجینا جایی ندارند
۱

لیست ممنوعه کریستیانو؛ ۱۰ چهره‌ای که در مراسم عروسی رونالدو و جورجینا جایی ندارند

۲

روایت فداکاری‌های محمد صلاح؛ از سفرهای ۹ ساعته تا خوابیدن زیر آسمان قاهره

۳

حمیدرضا رجب‌زاده، مداح حکومتی، پس از ربایش به قتل رسید

۴

آمریکا صرافی‌های ارز دیجیتال مرتبط با شبکه قمار جمهوری اسلامی را تحریم کرد

۵
تحلیل

نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند

انتخاب سردبیر

  • سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس: حذف ارز دارو می‌تواند ۱۴۰۶ را به «سال کشتار بیماران» تبدیل کند

    سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس: حذف ارز دارو می‌تواند ۱۴۰۶ را به «سال کشتار بیماران» تبدیل کند

  • تهران با طولانی کردن جنگ در پی ضربه زدن به ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای است
    تحلیل

    تهران با طولانی کردن جنگ در پی ضربه زدن به ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای است

  • نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند
    تحلیل

    نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند

  • رییس‌جمهور تشریفات؛ پزشکیان در حاشیه روزهای جنگ
    تحلیل

    رییس‌جمهور تشریفات؛ پزشکیان در حاشیه روزهای جنگ

  • هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد
    تحلیل

    هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد