اورشلیم پست: چرا ترامپ در اوج ضعف جمهوری اسلامی به میز مذاکره بازگشت؟
همزمان با بازگشت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، به مسیر گفتوگو با جمهوری اسلامی، این پرسش مطرح است که چرا دولت آمریکا در مقطعی که تهران زیر فشار شدید داخلی، منطقهای و بینالمللی قرار دارد، بار دیگر دیپلماسی را جایگزین فشار حداکثری کرده است.
هرب کینون، تحلیلگر امور خاورمیانه اورشلیم پست، جمعه ۱۷ بهمن نوشت تصمیم ترامپ برای بازگشت به مذاکرات، ابهامها و تناقضهای جدی به همراه دارد.
او در ادامه به پیام شش سال پیش رییسجمهوری آمریکا در شبکه ایکس اشاره کرد: «ایرانیها هیچوقت در جنگ پیروز نشدهاند، اما هیچوقت هم مذاکرهای را نباختهاند.»
اورشلیم پست با اشاره به سرکوب خونین معترضان در ایران در ادامه این تحلیل پرسیده است اگر به گفته ترامپ، جمهوری اسلامی در مذاکره شکستناپذیر است، چرا واشینگتن بهجای ادامه فشار نظامی و سیاسی، دوباره به دیپلماسی بازگشته است؟
خیابان و میز مذاکره
بر اساس این گزارش، ترامپ در ماههای گذشته بارها رهبران جمهوری اسلامی را درباره کشتار معترضان تهدید کرد و حتی گفت «کمک در راه است».
این مواضع، بهویژه در داخل ایران، این تصور را ایجاد کرد که آمریکا ممکن است این بار فراتر از هشدارهای لفظی عمل کند. اما در عمل، پس از سرکوب اعتراضات، تمرکز آمریکا بهتدریج از خیابانهای ایران به میز مذاکره بازگشت.
به گفته کینون، این چرخش بیش از آن که نشانه تغییر نگاه به ماهیت جمهوری اسلامی باشد، بازتاب محدودیتهای راهبردی واشینگتن است: «دولت ترامپ نه برنامه روشنی برای سناریوی روز بعد از فروپاشی احتمالی حکومت ایران دارد و نه تمایلی به ورود به یک جنگ پرهزینه و غیرقابل کنترل در خاورمیانه.»
بر اساس این تحلیل، در چنین وضعیتی، «گزینه تغییر حکومت عملا کنار گذاشته شد و دیپلماسی، بهعنوان کمهزینهترین مسیر، دوباره در دستور کار قرار گرفت».
به نوشته اورشلیم پست، این دیپلماسی بار دیگر به پرونده هستهای تقلیل یافته است؛ موضوعی فنی و قابل مذاکره که تهران نیز تنها حاضر است درباره آن گفتوگو کند.
بازگشت تمرکز به سانتریفیوژها و غنیسازی، در حالی که سرکوب داخلی و مطالبه پاسخگویی عاملان آن از دستور کار خارج شده، این نگرانی را ایجاد کرده که جمهوری اسلامی از دل یکی از خونینترین بحرانهای داخلی خود، با نوعی بازسازی سیاسی و اقتصادی بیرون بیاید.
در نهایت، بازگشت ترامپ به میز مذاکره بیش از آن که نشانه قدرتنمایی باشد، قمار سیاسی پرخطری است؛ قماری که اگر به توافقی محدود و بدون توجه به رفتار داخلی و منطقهای تهران منجر شود، میتواند به تقویت حکومتی بینجامد که همچنان بحرانساز باقی مانده است.
از سوی دیگر، هاآرتص گزارش داد که تمرکز دولت ترامپ بر یک توافق محدود هستهای، نگرانی اسرائیل را افزایش داده و این بیم را ایجاد کرده که چنین توافقی به تثبیت حکومت ایران پس از سرکوب اعتراضات داخلی بینجامد، نه تغییر رفتار یا ساختار قدرت در تهران.
بر اساس این تحلیل، بحران میان ایران و آمریکا طی روزهای اخیر به سطحی از «لبه پرتگاه» رسیده است. جمهوری اسلامی ابتدا اعلام کرد دیدار نماینده ترامپ، استیو ویتکاف، با مقامهای ایرانی در عمان لغو شده، اما تنها ساعاتی بعد این تصمیم را پس گرفت.
هرچند مذاکرات همچنان در دستور کار قرار دارد، اما بهنوشته هاآرتص، احتمال دستیابی به توافقی جامع بسیار اندک است؛ چرا که اختلافات اساسی میان دو طرف پابرجاست و حکومت ایران تمایلی به عقبنشینی نشان نمیدهد.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.