تشدید سرکوب داخلی و تهدید منطقهای؛ چرا انفعال در برابر جمهوری اسلامی پرهزینه است؟
فرزین ندیمی، پژوهشگر ارشد امور دفاعی و امنیتی در موسسه واشینگتن و پاتریک کلاوسون، مشاور پژوهشی این اندیشکده، در مطلبی هشدار دادند انفعال در برابر جمهوری اسلامی، حکومت ایران را به سمت سرکوب خونینتر و منطقه را به سوی ناامنی بیشتر سوق میدهد.
در این مطلب که در وبسایت موسسه واشینگتن منتشر شده، آمده است اقدام فوری میتواند بهترین فرصت را برای توقف جنایات جمهوری اسلامی و تسهیل روند گذار مسالمتآمیز در ایران فراهم آورد: «در مقابل، تعلل تنها باعث میشود مرحله بعدی بحران برای ایرانیان خشونتبارتر و برای منطقه پرخطرتر باشد.»
به باور ندیمی و کلاوسون، ایران در آستانه لحظهای سرنوشتساز قرار دارد؛ مرحلهای که در آن ناکارآمدیهای انباشته اقتصادی و سیاسی، فساد مزمن و امنیت داخلی آسیبپذیر با ناآرامی مستمر اجتماعی و مطالبه گسترده برای تغییرات بنیادین، تلاقی پیدا کردهاند.
این همزمانی از یک بحران ساختاری حکایت دارد که محدودیتهای بهکارگیری سرکوب بهعنوان راهبرد حکمرانی را آشکار میسازد.
جمهوری اسلامی اکنون با دامنهای محدود از گزینهها روبهروست که همگی هزینهبر هستند و هیچکدام چشمانداز روشنی برای بازگرداندن ثبات پایدار ارائه نمیدهند.
برای ایالات متحده، پرسش اصلی دیگر درباره ناپایداری ایران نیست؛ بلکه این است که آیا دولت دونالد ترامپ در زمان مناسب وارد عمل میشود تا این بیثباتی را از مسیر کشتار جمعی خارج کند و به سمت یک گذار سیاسی مسالمتآمیز و منطبق با منافع آمریکا، امنیت منطقه و کرامت انسانی سوق دهد؟
واشینگتن هم انگیزههای راهبردی لازم را دارد و هم ظرفیتها و ابزارهای عملیاتی برای اقدام فوری، بهویژه در حوزه بازدارندگی و فشار نظامی، دسترسی اطلاعاتی و تعامل مشروط.
انقلاب ملی ایرانیان، فراتر از مطالبات اقتصادی
ندیمی و کلاوسون نوشتند سقوط ارزش پول را میتوان جرقه آغاز اعتراضات اخیر دانست. ایرانیان در طول یک سال گذشته با معضلات گوناگونی از جمله بحرانهای آب، برق و گاز روبهرو بودهاند و همین امر باعث شده خشم عمومی حتی در صورت مهار موج کنونی، به احتمال زیاد در قالب اعتراضهای مقطعی دوباره سر برآورد.
اگرچه تحریمهای بینالمللی و تقابل با آمریکا و اسرائیل در طول سالها به اشکال مختلف جمهوری اسلامی را تضعیف کردهاند، اما افزایش فشار خارجی در سال گذشته علت مستقیم مشکلات داخلی یا اعتراضات اخیر نبوده است.
به عبارت دیگر، تا زمانی که فضای اقتصادی تحت سلطه حکومت در ایران عمیقا آلوده به فساد است و شهروندان خارجی همچنان با خطر بازداشتهای خودسرانه روبهرو هستند، اقداماتی نظیر لغو تحریمها نمیتواند سرمایهگذاران خارجی را به تامین منابع مالی لازم برای اصلاح بخشهای برق، آب و گاز ترغیب کند.
موج کنونی اعتراضها بر کنار زدن کل نظام حاکم متمرکز است، نه بر مطالبات جزییتری مانند اصلاح نرخ ارز. رژیمی که قادر به تامین آب، برق، هوای پاک، سوخت یا دستمزدهای قابل اتکا نیست، نمیتواند بهطور باورپذیر مدعی کارآمدی باشد، چه رسد به مشروعیت.
شدت سرکوب، نشانه ضعف و آسیبپذیری حکومت
به گفته ندیمی و کلاوسون، با فروپاشی معیشت، سرکوب به تنها ابزار موثر باقیمانده برای حکومت تبدیل میشود.
با این حال، رهبران جمهوری اسلامی اکنون با واقعیتی روبهرو هستند که سالها تلاش داشتند آن را به تعویق بیندازند: سرکوب دیگر توان بازگرداندن ثبات را ندارد. این بحران حتی در صورت مهار اعتراضهای کنونی نیز ادامه خواهد داشت.
شدت سرکوب خود میتواند نشانهای از آسیبپذیری حکومت باشد. در مقطعی، اعتراضات چنان به آستانه در هم شکستن نظام نزدیک شده بودند که حکومت احساس کرد ناچار است به تاکتیکهای کشتار جمعی و قطع کامل اینترنت متوسل شود.
نظامهای اقتدارگرا در مسیر تاریخی خود به لحظاتی میرسند که خشونت دیگر ابزار کارآمد کنترل نیست و خود به عاملی برای تسریع زوال تبدیل میشود.
بر اساس شواهد، ایران به چنین نقطهای نزدیک میشود. میزان اتکای حکومت به خاموشیهای گسترده، بازداشتهای جمعی و استفاده از نیروی مرگبار علیه معترضان بیسلاح، بیانگر قدرت یا اعتماد به نفس نیست، بلکه از نگرانی عمیق راهبردی جمهوری اسلامی حکایت دارد.
توانمندیهای نظامی «خارجی» حکومت ایران، مانند موشکها، پهپادها و نیروهای نیابتی، نمیتوانند این آسیبپذیری داخلی را جبران کنند.
این ابزارها به هر میزان در بازدارندگی در برابر بازیگرانی مانند آمریکا و اسرائیل کارکرد داشته باشند، قادر نیستند مشروعیت داخلی را بازسازی کنند یا فروپاشی اقتصادی را معکوس سازند.
آمریکا باید چه رویکردی در قبال حکومت ایران در پیش گیرد؟
برای ایالات متحده، ادامه انفعال در برابر جمهوری اسلامی با هزینههای فزایندهای همراه خواهد بود. حکومتی که از نظر اقتصادی در حال فروپاشی و از نظر اخلاقی بیاعتبار است، اگر بقای خود را بر کشتار شهروندانش بنا کند، احتمالا در عرصه بینالمللی خصمانهتر و رادیکالتر عمل خواهد کرد.
در مقابل، ارسال پیامهای زودهنگام، معنادار و حسابشده از سوی ایالات متحده یا انجام اقدامات سنجیده دیگر میتواند رفتار حکومت را مهار کند، دامنه خشونت و سرکوب را کاهش دهد و جامعه ایران را در تعیین آینده سیاسی خود توانمند سازد.
این مجموعه اقدامات بهعنوان گزینههایی پیشنهاد میشوند که ایالات متحده میتواند در قبال ایران در نظر بگیرد.
نخست، تمرکز بر مختل کردن شبکه سرکوب داخلی رژیم و بازگرداندن دسترسی آزاد و بدون محدودیت اینترنت برای شهروندان ایران بهعنوان یک اولویت انسانی، میتواند توان حکومت را در کنترل و سرکوب جامعه کاهش دهد.
در گام دوم، ایجاد یک تهدید هوایی بازدارنده و معتبر، همراه با آمادهسازی گزینههای اضطراری برای جلوگیری از تداوم یا تشدید خشونتهای گسترده، در کنار تقویت سریع حضور هوایی، پدافندی و تهاجمی ایالات متحده و متحدانش در منطقه، میتواند نقشی مهم در بازدارندگی ایفا کند.
در نهایت، هرگونه تعامل دیپلماتیک واشینگتن با تهران باید به توقف قابل راستیآزمایی خشونت سازمانیافته و سرکوب معترضان گره بخورد و همزمان، اقدامات سختگیرانهتری علیه نهادها و بازیگرانی که نفت ایران را خریداری میکنند یا با این کشور مبادلات اقتصادی دارند، اعمال شود.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.