به نوشته ساوث چاینا مورنینگ پست، اعتراضهای سراسری در ایران که علیه گرانی و سقوط ارزش ریال آغاز شد، برای نخستین بار از زمان انقلاب سال ۱۳۵۷، طیفی کمسابقه از جامعه را کنار هم قرار داده و حکومت را به آستانه فروپاشی برده است.
با توجه به فراخوانهای شاهزاده رضا پهلوی، انتظارات برای تغییر در رأس و اساس جمهوری اسلامی در حال افزایش است.
وبسایت ساوث چاینا مورنینگ پست (South China Morning Post) نوشت اعتراضهای سراسری علیه جهش هزینههای زندگی، برای نخستین بار از زمان انقلاب ۵۷، طیفی کمسابقه از جامعه را کنار هم قرار داده است: از بازاریان نزدیک به حکومت و تنگدستان محافظهکار روستایی تا طبقه متوسط شهری و جهانوطنی.
اعتراضات سراسری و انقلاب ملی که بهدنبال سقوط شدید ارزش ریال در پی جنگ ۱۲ روزه جمهوری اسلامی با اسرائیل و ایالات متحده در خرداد ماه شعلهور شد، به کانونی برای ابراز خشم عمومی نسبت به فساد، سوءمدیریت اقتصادی و شکستهای سیاست خارجی حکومت ایران تحت رهبری علی خامنهای ۸۶ ساله تبدیل شده است.
به گفته تحلیلگران، این اعتراضها با احساس عمیق بیعدالتی اجتماعی پیش میرود؛ احساسی ناشی از شکاف فزاینده میان ایرانیان عادی که برای بقا دستوپنجه نرم میکنند و امتیازات ویژه برای نخبگان حاکم.
همزمان، والاستریت ژورنال در سرمقالهای گزارش داد فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برای تجمع سراسری، به یکی از گستردهترین موجهای اعتراض در سالهای اخیر انجامید و شهرهای بزرگ ایران، از جمله تهران و مشهد، شاهد حضور پرشمار معترضان در خیابانها بود.
در سرمقاله شنبه ۲۰ دیماه این روزنامه آمده است شاهزاده رضا پهلوی با فراخوان از تبعید، ریسک بزرگی را پذیرفت؛ چرا که اگر استقبال گستردهای صورت نمیگرفت، اعتبار سیاسی او زیر سؤال میرفت.
اما به نوشته والاستریت ژورنال، «مردم ایران به این فراخوان پاسخ دادند» و موج اعتراضها شتاب گرفت.
فرزان ثابت، پژوهشگر ارشد مرکز حکمرانی جهانی مستقر در ژنو، پیش از این هشدار داده بود که «شرایط امروز ایران حاد است».
او در یادداشتی در شبکههای اجتماعی، یک روز پس از آغاز اعتراضها، نوشت: «رویدادهای قابل پیشبینی میتوانند شرایط را برای مداخله خارجی، اقدام نظامی، شکاف و ریزش در میان نخبگان و تشدید اعتراضها فراهم کنند.»
به باور او، چشمانداز تغییرات ساختاری اکنون «در بالاترین سطح خود از دهه نخست انقلاب و جنگ قرار دارد - و همچنان در حال افزایش است».
اسفندیار باتمانقلیچ، بنیانگذار بنیاد بورس و بازار مستقر در لندن، نیز استدلال کرده است که «پیشرفتهایی بهسوی نوعی تغییر سیاسی بنیادین در ایران در حال شکلگیری است».
سرکوب و تشدید بحران
انقلاب ملی ایرانیان در سال ۱۴۰۴، سومین موج بزرگ اعتراضهای ضدحکومتی از سال ۹۸ به شمار میرود. ناظران انتظار داشتهاند که مقامها بار دیگر به بازداشت و اعمال زور متوسل شوند؛ اقدامی که خامنهای و دیگر شخصیتهای حکومتی آن را پاسخی به «اغتشاشهای سازماندهیشده از سوی دشمن» توصیف کردهاند.
اما سرکوب خشونتبار از سوی سپاه پاسداران یا نیروهای بسیج میتواند خطر مداخله نظامی را بهدنبال داشته باشد. مداخلهای که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در صورت ریختهشدن خون غیرنظامیان، به آن تهدید کرده است.
ساوث چاینا مورنینگ پست نوشت در همین حال، دولت مسعود پزشکیان همچنان با دست بسته عمل میکند؛ هم بهدلیل بازگشت تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل و هم بهسبب کنترل فراگیر خامنهای بر تصمیمهای کلیدی سیاستگذاری.
در مواجهه با کسری بودجه فزاینده و افت قیمت نفت، لایحه بودجه دولت در پی اجرای اصلاحات ساختاری دیرهنگام بود؛ از جمله یکسانسازی نرخ رسمی ارزشگذاریشده ریال با نرخ بازار آزاد و حذف حدود ۱۰ میلیارد دلار یارانههای غیرشفاف به نفع واردکنندگان و تولیدکنندگان خاص.
یارانه نان نیز کاهش یافت و قیمت فرآوردههای نفتی وارداتی به نرخ بازار گره خورد. تلاشی برای تثبیت اقتصاد.
با این حال، این اقدامات عمدتا فشار مالی را به خانوارها منتقل کرده است.
اقتصاددانان انتظار دارند نرخ تورم بسیار فراتر از رقم رسمی ۵۲ درصدی اعلامشده در آذر ماه افزایش یابد. دولت تلاش کرده با پرداخت یارانه ماهانه همگانی هفت دلاری، بخشی از فشار را کاهش دهد. رقمی که تنها کسری از حداقل دستمزد ماهانه ۱۰۵ دلاری است.
باربارا اسلاوین، تحلیلگر باسابقه ایران در مرکز استیمسون مستقر در واشینگتن، گفته است تورم «تحملناپذیر» شده و افزوده است: «بالاخره باید جایی این وضعیت بشکند.»
شکاف در رأس قدرت و سناریوهای پیش رو
بیثباتی درونی در جمهوری اسلامی در حال افزایش است. مرگ ابراهیم رئیسی، رییسجمهوری پیشین و جانشین بالقوه خامنهای، در سانحه سقوط بالگرد، رقابتها در درون حکومت را تشدید کرده است: «خامنهای بهطور فزایندهای از سوی مدعیان جانشینی، از جمله حسن روحانی، رییسجمهوری پیشین اصلاحطلب، و محمود احمدینژاد، رییسجمهوری پوپولیست سابق، بهدلیل ناکامیهای متعدد حکومت، هدف انتقاد قرار گرفته است.»
منتقدان به بحران اقتصادی، سرکوب سیاسی و ناتوانی آشکار تهران در مقابله با حملات اسرائیل و آمریکا در جنگ ۱۲ روزه اشاره میکنند. درگیریای که فرماندهان ارشد نظامی را از میان برد و برنامه غنیسازی هستهای را عملا از کار انداخت.
برخی تحلیلگران معتقدند فشار همزمان خیابان و نخبگان، حکومت را به نقطهای شکننده رسانده است.
دنیس سیترینوویچ، رییس پیشین بخش پژوهش ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل، در یادداشتی در شبکههای اجتماعی نوشت: «هرچه این وضعیت طولانیتر و حادتر شود، احتمال تغییرات دراماتیک درون حکومت بیشتر خواهد شد.»
علی الفونه، از تحلیلگران مسائل ایران، نیز درباره وضعیت موجود به «مدل ونزوئلا» اشاره کرد: تغییر رهبری بدون فروپاشی کلی نظام.
به گفته او، چنین وضعیتی ممکن است زمانی رخ دهد که رهبری جمعی ایران - شامل سران قوه مجریه، قضاییه، مقننه و نیروهای امنیتی - «تصمیم بگیرد خامنهای را قربانی کنند و با ایالات متحده به توافق برسد».
سیترینوویچ معتقد است سپاه پاسداران «بیشتر تمایل دارد» ریاستجمهوری غیرنظامی را در چارچوب رهبری جمعی حفظ کند تا این که مستقیما قدرت را در دست بگیرد؛ مسیری که میتواند به کاهش تحریمها، بازگشت سرمایهگذاری غرب، تثبیت اقتصادی و در نهایت بقای نظام منجر شود.
با این حال، اسلاوین معتقد است ایران به گذار دموکراتیک از طریق همهپرسی قانون اساسی و پایان حکومت اسلامگرایان نیاز دارد.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.