ادامه حمایت تشکلها و فعالان صنفی از اعتراضات: روزهای آخر جمهوری اسلامی فرا رسیده است
عکس، آرشیوی است
در ششمین روز از اعتراضات سراسری در ایران علیه جمهوری اسلامی، شمار دیگری از تشکلها و فعالان صنفی معلمان و کارگران از این اعتراضات حمایت کردند. یک تشکل صنفی معلمان در استان مازندران گفته که روزهای آخر جمهوری اسلامی فرا رسیده است.
کانون صنفی فرهنگیان استان مازندران جمعه ۱۲ دی در بیانیهای با اشاره به اینکه مشکلات و دغدغههای فعلی باعث شده است تا مردم «جانشان را در دستشان میگیرند و جلو گلوله سینه سپر میکنند» نوشت: «وقتی نان در دست دیگری باشد و تو شکمت گرسنه باشد، هیچ چیز جلودار تو نیست. تو میروی تا حق خود را بگیری و آنکه حق تو را نمیدهد، حتما با مشت آهنین روبرو خواهد شد.»
این تشکل معلمان خطاب به حکومت نوشت: «هر چقدر هم که بکُشید و سرکوب کنید و به بهانه های مختلف کشور را تعطیل کنید، سرنوشت نکبتبارتان را خواهید دید.»
این تشکل افزود: «وقتی به خودتان اجازه میدهید که زندگی دیگران را بدست بگیرید و آنها را وادار به روایت قصه مسخره خودتان بکنید، با یک قیام سراسری مواجه میشوید.»
در این بیانیه با اعلام اینکه «روزهای آخر» جمهوری اسلامی فرا رسیده، آمده است: «دیگر نه صحبتی از تعارف مانده است و نه صحبتی از بخشش و فراموشی.»
کانون صنفی فرهنگیان استان مازندران اعلام کرد که «سرکوب مردم را در خیابانها» محکوم میکند و تاکید کرد: «تنها راه حقطلبی، صف آرایی در خیابانهاست. هر چقدر هم که بگیرید و ببندید و بکُشید، این مردم جان به لب رسیده عقب نشینی نخواهند کرد.»
در روزهای گذشته هم شماری از تشکلهای صنفی معلمان از اعتراضات سراسری حمایت کردهآند که از آن جمله می توان به انجمن صنفی معلمان فارس،کانون فرهنگیان اسلامشهر و انجمن صنفی معلمان نورآباد ممسنی اشاره کرد.
اسکندر لطفی: حضور معلمان سازمانیافتهتر، علنیتر و رادیکالتر خواهد شد
اسکندر لطفی، سخنگوی پیشین شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران، در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت: «تشکلهای صنفی معلمان، بهواسطه مواجهه روزمره با بیش از دو میلیون معلم شاغل و بازنشسته و در پیوند مستقیم با زندگی و سرنوشت میلیونها دانشآموز، هرگز نمیتوانند و نباید به مطالبههای صرفا معیشتی تقلیل داده شوند.»
او با اشاره به این نکته که معلم در متن جامعه ایستاده است، گفت معلم در دل فقر، تبعیض، سرکوب و بیعدالتی نفس میکشد و با رنج انباشته شهروندان زیست میکند. از همین رو، طرح دغدغههای عمومی جامعه نه انحراف از مأموریت صنفی، که ادامه طبیعی و اجتنابناپذیر آن است.
لطفی تاکید کرد که تشکلهای معلمان، همسو با آحاد جامعه، «زبان مطالبات سرکوبشده شهروندان هستند و عملا در کنار و همراه کف جامعه صفآرایی کردهاند.»
او افزود: «در خیزش ژینا، معلمان تنها تشکل علنی و سازمانیافتهای بودند که نه فقط به صدور بیانیههای حمایتی بسنده نکردند، بلکه خود به فراخواندهندگان مشارکت در اعتراضات بدل شدند.»
او اضافه کرد: «آنان با شکستن مرزهای تنگ صنفی، در همبستگی عملی با دیگر اقشار جامعه، حضوری فعال، پرهزینه و شجاعانه در میدان اعتراض داشتند و نشان دادند که تشکل صنفی میتواند به نیروی اجتماعی بدل شود.»
به گفته لطفی، «در اعتراضات کنونی نیز تشکلهای صنفی معلمان بیتردید در کنار مردم رنجدیده خواهند ایستاد و بیانیههای صادرشده از سوی تشکلهایی چون مازندران، اسلامشهر و ممسنی نه پایان راه، بلکه پیشدرآمدی روشن بر حضور سازمانیافتهتر، علنیتر و رادیکالتر معلمان در میدان کنش اجتماعی است.»
[@portabletext/react] Unknown block type "facebook", specify a component for it in the `components.types` prop
او گفت: «جامعه معلمی، بهواسطه موقعیت طبقاتی خود بهعنوان مزدبگیران و بهدلیل تجربه مستقیم سرکوب، تهدید، زندان و حذف، طعم تلخ استبداد و دیکتاتوری را با گوشت و پوست چشیده است» و افزود: «از همین رو، ایستادن در برابر هر شکل از استبداد نه یک انتخاب سیاسی، بلکه ضرورتی تاریخی و اخلاقی برای آنان است.»
لطفی اشاره کرد: «معلمان، آگاه از جایگاه و نقش اجتماعی خود، بهطور عمومی در برابر قدرت سرکوب صف میکشند؛ چرا که میدانند آموزش در سایه آزادی معنا مییابد و کرامت انسانی با استبداد جمع نمیشود»
اسماعیل عبدی: معلمان خود را جدا از اعتراضات مردمی نمیدانند
اسماعیل عبدی، فعال صنفی معلمان، هم در گفتوگو با ایراناینترنشنال با اشاره به حمایت معلمان از اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ گفت اعتراضات سراسری کنونی «بازتاب همان بحرانی است که سالهاست بهطور مستقیم و فرساینده زندگی و جایگاه شغلی آنان را تخریب کرده و اکنون از مرز یک مطالبه صرفاً صنفی عبور کرده و به بحران عمومی جامعه بدل شده است.»
او افزود: «معلمان، مانند کارگران، پرستاران و بازاریان، زیر فشار تورم، سقوط قدرت خرید و تبعیض ساختاری در نظام دستمزدها قرار دارند و شکاف عمیق میان دریافتی آنان و دیگر بخشهای دولتی، بیپاسخ ماندن مطالباتی چون اجرای واقعی آموزش رایگان و برابر و باکیفیت برای دانش آموزان، اجرای رتبهبندی، امنیت شغلی و تامین حداقل معیشت و بیمه، و مجبور شدن به کارهای دوم و سوم برای تامین مایحتاج آنان را به این جمعبندی رسانده است که ریشه مشکلات، فردی یا مقطعی نیست بلکه در سیاستگذاریهای کلان و ساختار ناعادلانه اقتصادی نهفته است.»
عبدی اضافه کرد: «تجربه بیش از دو دهه اعتراض بینتیجه، ناامیدی فزاینده، مهاجرت یا ترک حرفه، گسترش شغل دوم و سوم و تهدید مستقیم کیفیت آموزش و آینده دانشآموزان، باعث شده است که معلمان خود را جدا از اعتراضات مردمی ندانند و با درک همسرنوشتی با سایر اقشار فرودست و طبقه متوسط در حال فروپاشی، حمایت از اعتراضات سراسری را نه فقط دفاع از معیشت، بلکه دفاع از کرامت انسانی، حق زندگی شرافتمندانه و آینده آموزش عمومی کشور تلقی کنند.»
تشکل کارگری: تغییرات بنیادین، با قدرت میلیونی و متحد کارگران و مردم آزادیخواه ایران ممکن است
اتحادیه آزاد کارگران ایران در کانال تلگرامی خود نوشت: «یگانه راه تغییرات بنیادین در کشور و فراهم کردن بستر برپایی ایرانی نوین، دموکراتیک، آزاد، مرفه و پیشرفته، فقط با قدرت میلیونی و متحد ما کارگران و مردم آزادیخواه ایران ممکن و میسر است.»
این تشکل کارگری خواستار «اعتصابات و اعتراضات میلیونی و سراسری» در ایران شد.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه نیز ضمن حمایت از «اعتراضات بهحق مردم ستمدیده»، تاکید کرد که «مردم محروم کاملا محق هستند علیه سیاستهای سرکوبگرانه حاکمیت، حمله همهجانبه دولت به معیشت عمومی، فساد ساختاری و شکافهای عمیق طبقاتی به خیابانها بیایند، با گرانی و تورم افسارگسیخته مقابله کنند و اعتراض خود را به کلیت نظام و مناسبات سرمایهداری حاکم، با حفظ استقلال از تمامی جریانهای انحصارطلب، تمامیتخواه و ضدکارگر اعلام کنند.»
این تشکل کارگری، «چاره کارگران و زحمتکشان» را «وحدت و تشکیلات» دانست.
رضا شهابی: ما فرودستان و کارگران نه تنها خواهان نان بلکه خواهان کرامت، آزادی، عدالت و آیندهای انسانی هستیم
رضا شهابی، کارگر اخراجی و عضو سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «ما فرودستان و کارگران نه تنها خواهان نان بلکه خواهان کرامت، آزادی، عدالت و آیندهای انسانی هستیم.»
او ضمن تاکید بر «نقش تاریخی و تعیینکننده» جنبش مستقل کارگری افزود این نقش «نه با اجازه قدرتهای تمامیتخواه و سرمایهداران سودجو، بلكه با اتکا به آگاهی سازمانیافتگی و همبستگی کارگران و خانوادههای کارگری ایفا شده و خواهد شد.»
شهابی که در سالیان گذشته بارها بازداشت و شکنجه شده و در دادگاههای انقلاب اسلامی به زندان محکوم شده است، اضافه کرد: «جمهوری اسلامی سالیان متمادی با سرکوب مستمر تلاش کرده است مانع ایجاد و گسترش تشکلهای مستقل کارگری در کشور شود زیرا به خوبی آگاه است که جنبش مستقل کارگری نه تابع منافع سرمایهداران و حکام است و نه حاضر می شود در منطق سودپرستی و استثمار ادغام شود.»
او خواستار آن شد که جنبش و فعالان کارگری «با صدایی بلند اعلام کنند ما در کنار مردم محروم و ستم دیده ایستادهایم.»
شهابی نوشت: «برای تحقق عدالت اقتصادی و اجتماعی و برای رهبری و مشارکت حداکثری کارگران و زحمتکشان از هیچ تلاشی فروگذار نخواهیم کرد.»
محمد حبیبی: زیستن در حقیقت تنها راهی است که به آزادی ختم میشود
محمد حبیبی، فعال صنفی معلمان در ایران، با حمایت از اعتراضات سراسری در ایران نوشت: «استبداد تنها زمانی دوام میآورد که ما بپذیریم در دایره دروغ زندگی کنیم. تمام ابهت ظاهری سیستمهای پسا توتالیتر، نه بر پایه قدرت واقعی، بلکه بر پایه ترس و سکوت ما بنا شده است. اما لحظهای که یک شهروند تصمیم میگیرد دیگر نقش خود را در نمایشِ دروغ بازی نکند، لحظهای که یک معلم، یک کارگر یا یک دانشآموز بر حقانیت خود پافشاری میکند، تمام محاسبات ماشین سرکوب به هم میریزد.»
او افزود: «آن معترضی که شجاعانه سینه سپر میکند در مقابل گلوله، آن شجاع زنی که فریاد میزند بکشید ما را که دیگر خستهایم، آن جوانی که مینشیند و با سری پایین، نیروی سرکوب را به چالش میکشد؛ همه زیستن در دایره حقیقت در مقابل استبداد را فریاد میزنند.»
حبیبی نوشت: «ما با همبستگیِ خود، با اصرار بر حقیقت و با پاسداشت کرامت انسانی، نه تنها استبداد را رسوا میکنیم، بلکه بذرهای آیندهای آزاد را همین امروز میکاریم. راه دشوار است، اما زیستن در حقیقت تنها راهی است که به آزادی ختم میشود.»
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.