واشینگتنپست: نتانیاهو و ترامپ در برنامهریزی حمله به ایران، کارزار فریب راه انداختند
روزنامه واشینگتنپست گزارش داد بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، چند ماه پیش از جنگ ۱۲ روزه و پس از نخستین دیدارشان، برنامهریزی برای حمله احتمالی به برنامه هستهای جمهوری اسلامی را آغاز کردند و همزمان یک کارزار فریب پیچیده را پیش بردند.
واشینگتنپست چهارشنبه ۲۶ آذر به نقل از یک منبع آگاه که نخواست نامش فاش شود، نوشت اواسط بهمن سال گذشته که نتانیاهو بهعنوان نخستین رهبر خارجی برای دیدار با ترامپ که به تازگی به ریاستجمهوری رسیده بود به کاخ سفید رفت، چهار سناریو از چگونگی پیشبرد حمله به ایران را ارائه کرد.
نخستوزیر اسرائیل ابتدا به ترامپ نشان داد که عملیات در صورت حمله یکجانبه اسرائیل چگونه خواهد بود.
گزینه دوم این بود که اسرائیل با حداقل حمایت آمریکا پیشگام شود.
گزینه سوم، همکاری کامل دو متحد و گزینه آخر این بود که آمریکا رهبری عملیات را بر عهده بگیرد.
پس از آن، ماهها برنامهریزی راهبردی پنهان و فشرده آغاز شد.
جزییاتی از عملیات فریب
به گفته دو فرد آگاه از موضوع، ترامپ میخواست به دیپلماسی هستهای با جمهوری اسلامی فرصت بدهد، اما همزمان تبادل اطلاعات و برنامهریزی عملیاتی با اسرائیل را ادامه داد.
یکی از این منابع گفت: «منطق این بود که اگر مذاکرات شکست بخورد، آماده اقدام باشیم.»
رهبران اسرائیل بر این باور بودند که دادن فرصت به دیپلماسی، در صورت تصمیم نهایی برای حمله به ایران، برای افکار عمومی جهانی اهمیت دارد.
با این حال، آنها نگران بودند که ترامپ، در اشتیاقش برای دستیابی به توافق، به یک توافق بد تن بدهد.
ترامپ اواخر فروردین به تهران ۶۰ روز مهلت داد تا با یک توافق هستهای موافقت کند. این ضربالاجل ۲۲ خرداد به پایان رسید.
او و نتانیاهو تلاش کردند طوری عمل کنند که جمهوری اسلامی برای آنچه در ادامه رخ خواهد داد، غافلگیر بماند.
ترامپ در پایان این مهلت، به خبرنگاران گفت حمله اسرائیل به ایران «کاملا ممکن است رخ دهد»، اما در عین حال ترجیح خود را مذاکره عنوان کرد.
مقامهای اسرائیلی همان زمان گزارش دادند ران درمر، مشاور ارشد نتانیاهو، و دیوید بارنیا، رییس موساد، بهزودی با استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا، دیدار خواهند کرد. همچنین قرار بود دور جدیدی از مذاکرات هستهای آمریکا و ایران ۲۵ خرداد برگزار شود.
اما اسرائیل تصمیم خود برای حمله را گرفته و آمریکا نیز بهخوبی از آن آگاه بود.
دیپلماسی برنامهریزیشده یک فریب بود و مقامهای هر دو کشور به گزارشهای رسانهای درباره شکاف میان آمریکا و اسرائیل دامن زدند.
واشینگتنپست به نقل از منبع خود نوشت: «تمام گزارشهایی که نوشته شد مبنی بر اینکه نتانیاهو با ویتکاف یا ترامپ همنظر نیست، درست نبود. اما اینکه چنین برداشتی شکل بگیرد خوب بود؛ چون کمک کرد برنامهریزی بدون جلب توجه زیاد ادامه پیدا کند.»
آخرین شانس آمریکا به تهران با آغاز جنگ
حتی پس از آغاز بمبارانها و عملیات ترور اسرائیل، دولت ترامپ آخرین تلاش دیپلماتیک را انجام داد و بهطور محرمانه پیشنهادی را برای حل بنبست برنامه هستهای جمهوری اسلامی ارسال کرد.
آنچه تهران نمیدانست این بود که این پیشنهاد، آخرین فرصت پیش از آن است که ترامپ با پیوستن قدرت نظامی آمریکا به اسرائیل موافقت کند.
شرایط این توافق، که به دست روزنامه واشینگتنپست رسیده و پیشتر گزارش نشده بود، بسیار سنگین بود: شامل پایان حمایت تهران از نیروهای نیابتی مانند حزبالله و حماس، و همچنین «جایگزینی» تاسیسات غنیسازی سوخت فردو و «هر تاسیسات فعال دیگری» با مراکزی که امکان غنیسازی در آنها وجود نداشته باشد.
در مقابل، آمریکا طبق این پیشنهاد که تاریخ آن ۲۵ خرداد است، «تمام تحریمهای اعمالشده علیه ایران» را لغو میکرد.
به گفته یک دیپلمات ارشد درگیر در این روند، اندکی پس از آنکه آمریکا از طریق دیپلماتهای قطری این پیشنهاد را به ایران منتقل کرد، تهران آن را رد کرد و ترامپ دستور حملات آمریکا را صادر کرد.
موساد بیش از ۱۰۰ عامل ایرانی را مسلح کرد
جنگندهها و پهپادهای اسرائیلی، بههمراه عوامل مستقر در داخل ایران، بیش از نیمی از پرتابگرهای موشکهای بالستیک جمهوری اسلامی را منهدم کردند و باقیمانده سامانههای پدافند هوایی آن را از کار انداختند.
در این حملات، راس فرماندهی ارتش و سپاه پاسداران هدف قرار گرفت. جنگندههای اسرائیلی همچنین نیروگاههای برق و سامانههای تهویهای را بمباران کردند که ایران برای راهاندازی سانتریفیوژهای تصفیه اورانیوم در نطنز و فردو به آنها نیاز داشت.
پس از آن، حملات گسترده بمبافکنهای پنهانکار بی-۲آمریکا و رگباری از موشکهای کروز تاماهاوک انجام شد.
واشینگتنپست به نقل از یک مقام ارشد امنیتی اسرائیل که مستقیما در برنامهریزی این عملیات نقش داشت، نوشت سرویس اطلاعاتی موساد در داخل ایران بیش از ۱۰۰ عامل ایرانی را به کار گرفت و برخی از آنها را به یک «سلاح ویژه» سهجزئی برای انجام حملات دقیق به داراییهای نظامی مجهز کرد.
این مقام ارشد امنیتی گفت مقامهای جمهوری اسلامی شماری از پرتابگرها را بازیابی کردند، اما نه موشکها را و نه جزء سومِ محرمانه را.
تیمهای عوامل ایرانی در اسرائیل و جاهای دیگر آموزش دیده بودند.
به این عوامل ماموریتهای مشخصی داده شده، اما گفته نشده بود که این اقدامات بخشی از حملهای گسترده به برنامه هستهای و موشکهای بالستیک جمهوری اسلامی است.
این مقام ارشد امنیتی گفت: «این عملیات در تاریخ بیسابقه است. ما داراییها و عوامل خودمان را بسیج کردیم تا پیش از آنکه نیروی هوایی [اسرائیل] وارد حریم هوایی ایران شود، به نزدیکی تهران بروند و عملیات زمینی را آغاز کنند.»
اسرائیل در مراحل اولیه حمله، ۱۱ دستاندرکار ارشد برنامه هستهای جمهوری اسلامی را در عملیاتی که آن را «نارنیا» نامید، هدف قرار داد.
بنا بر گزارش واشینگتنپست، اسرائیل برای این منظور، از میان فهرست اولیه ۱۰۰ نفره، حدود ۱۲ متخصص هستهای برجسته را انتخاب و هر یک از آنها، از جمله رفتوآمدها، محل سکونت و محل کارشان را بهدقت زیر نظر گرفت.
یک مقام ارشد اطلاعاتی اسرائیل گفت اسرائیل تلاش کرد تا حد امکان تلفات جانبی را کاهش دهد، هرچند در جریان این حملات چندین غیرنظامی نیز کشته شدند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.