واشینگتنپست: اسرائیل لیستی برای حذف ۱۰۰ دستاندرکار برنامه اتمی ایران تهیه کرده بود
گزارشی که به صورت مشترک از سوی روزنامه واشینگتنپست و «فرانتلاین پیبیاس» درباره عملیات اسرائیل برای هدف قرار دادن دستاندرکاران برنامه هستهای جمهوری اسلامی (نارنیا) و جنگ ۱۲ روزه منتشر شده، نشان میدهد فهرست اهداف اولیه این عملیات شامل ۱۰۰ نفر بود که سپس کاهش یافت.
بر اساس این گزارش که چهارشنبه ۲۶ آذر منتشر شد، در جریان عملیات نارنیا، سرویس اطلاعاتی موساد از یک «سلاح ویژه» برای اجرای حملات دقیق در داخل ایران استفاده کرده است.
بر اساس این گزارش، موساد در عملیات نارنیا بیش از ۱۰۰ عامل ایرانی را به کار گرفت و برخی از آنها به یک سلاح سهجزئی محرمانه مجهز شدند که برای حمله به اهداف مشخص نظامی طراحی شده بود.
بهنوشته واشینگتن پست، این سلاح ویژه یکی از عناصر کلیدی راهبرد حمله چندلایه اسرائیل به برنامه هستهای و توان نظامی جمهوری اسلامی بوده و به عوامل اجازه میداد پیش از ورود جنگندههای نیروی هوایی اسرائیل به حریم هوایی ایران، عملیات زمینی دقیقی را اجرا کنند.
طبق این گزارش، مقامهای جمهوری اسلامی موفق شدند بخشی از لانچرهای این سلاح را کشف کنند، اما موشکها و بخش سوم آن هرگز پیدا نشد.
شبکه ۱۲ اسرائیل ۳۰ خرداد اعلام کرد همه دستاندرکاران برنامه هستهای تهران در حالی که در رختخواب و در خانههایشان خواب بودند، هدف قرار گرفتند.
به گفته این شبکه مقامات اسرائیلی تصمیم گرفته بودند این ترورها به صورت همزمان انجام شود تا امکان هشدار دادن به هدفها وجود نداشته باشد.
یک مقام ارشد امنیتی اسرائیل که در برنامهریزی عملیات نقش داشته به واشینگتنپست گفت این اقدام از نظر عملیاتی «بیسابقه» بوده و عوامل شرکتکننده تنها از ماموریت محدود خود اطلاع داشتند و از ابعاد کامل حمله اسرائیل آگاه نبودند.
والاستریت ژورنال نیز ۹ تیر در این باره نوشت: «حملات بهطور همزمان صورت گرفت تا مانع مخفی شدن اهداف شود.»
عملیات نارنیا
اسرائیل در بامداد ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ و همزمان با شروع حملات گسترده به زیرساختهای نظامی و هستهای ایران، عملیات هدفمند ترور دستاندرکاران برنامه هستهای را آغاز کرد.
هدف این عملیات، به گفته مقامهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل، «از بین بردن هسته فکری» برنامه هستهای ایران بوده است.
طبق این گزارش، در نخستین ساعات حمله، محمدمهدی تهرانچی، فیزیکدان نظری و متخصص مواد منفجره که تحت تحریم آمریکا قرار داشت، در آپارتمان خود در تهران کشته شد.
فریدون عباسی، رییس پیشین سازمان انرژی اتمی ایران و از دیگر چهرههای تحریمشده، نیز دو ساعت بعد در حملهای دیگر جان باخت.
اسرائیل اعلام کرده است که در مجموع ۱۱ نفر از دستاندرکاران برنامه هستهای ایران در روز ۲۳ خرداد و روزهای پس از آن ترور شدند.
واشینگتنپست و فرانتلاین نوشتهاند این عملیات بر پایه سالها جاسوسی، جمعآوری اطلاعات و تهیه پروندههای دقیق از محل زندگی، رفتوآمد و فعالیتهای حدود ۱۰۰ دانشمند هستهای ایران طراحی شد.
تلفات حمله
بر اساس یافتههای این تحقیق و بررسیهای مشترک با گروه تحقیقاتی بلینگکت، در دستکم پنج حملهای که دستاندرکاران برنامه هستهای هدف قرار گرفتند، ۷۱ غیرنظامی نیز کشته شدند.
در یکی از این حملات در مجتمع موسوم به «مجتمع اساتید» در شمال تهران، ۱۰ غیرنظامی از جمله یک نوزاد دوماهه جان باختند.
در حملهای دیگر، پسر ۱۷ ساله محمدرضا صدیقی صابر، از دستاندرکاران برنامه هستهای ایران جان باخت و خود او چند روز بعد در استان گیلان کشته شد.
یک مقام ارشد اطلاعات نظامی اسرائیل به واشینگتنپست گفت: «یکی از ملاحظات اصلی در برنامهریزی عملیات نارنیا، به حداقل رساندن تلفات غیرنظامی بود.»
در مقابل، مقامهای جمهوری اسلامی اعلام کردهاند حملات اسرائیل بیش از هزار کشته برجای گذاشته که صدها نفر از آنها غیرنظامی بودهاند.
برنامه هستهای ایران
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، چهارشنبه با تایید از بین رفتن بسیاری از تجهیزات هستهای جمهوری اسلامی در حمله آمریکا و اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه گفت: «برنامه هستهای ایران از بین نرفته است.»
او افزود: «آمریکا در حمله به تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی موفق بوده است.»
بر اساس گزارش واشینگتنپست و فرانتلاین، حملات اسرائیل و آمریکا، از جمله بمباران مراکز نطنز و فردو و ترور فرماندهان نظامی، برنامه هستهای ایران را «سالها عقب انداخته» اما به گفته رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، «بهطور کامل نابود نشده است».
گروسی گفته است تهران همچنان ذخایری از اورانیوم با غنای ۶۰ درصد در اختیار دارد و ارزیابی دقیق خسارتها بدون دسترسی بازرسان ممکن نیست.
در همین حال، مقامهای ایرانی تاکید کردهاند دانش فنی هستهای با ترور دستاندرکاران این برنامه از بین نمیرود.
امیر تهرانچی، برادر محمدمهدی تهرانچی، به فرانتلاین گفت: «با کشتن این استادان، ممکن است خودشان نباشند، اما دانش آنها از کشور ما از بین نمیرود.»
این در حالی است که مقامات اطلاعاتی اسرائیل معتقدند ترور این دستاندرکاران برنامه هستهای ایران، مهمترین بخش عملیات نارنیا بوده، چرا که فرماندهان نظامی با تجهیزات نظامی قابل جایگزینی هستند، اما دانشی که در اختیار این افراد قرار داشت، به آسانی قابل بازیابی نیست.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.