آتلانتیک: کاخ سفید خواستار تهیه گزینههای حمله به ایران پیش از انتخابات میاندورهای شد
مجله آتلانتیک به نقل از دو مقام دولت آمریکا گزارش داد کاخ سفید از پنتاگون خواسته است گزینههایی برای حمله به اهدافی در ایران تهیه کند که پیش از انتخابات میاندورهای قابل اجرا باشند. به گفته منابع این رسانه، هنوز تصمیم نهایی درباره اجرای این حملات گرفته نشده است.
این مجله چهارشنبه ۱۵ مهر به نقل از مقامهای دولت آمریکا نوشت این برنامهریزی نشاندهنده تمایل شدید دونالد ترامپ به کاهش قیمت بنزین و نشان دادن پیشرفت در مناقشه با جمهوری اسلامی پیش از رایگیری است. انتخابات میاندورهای آمریکا ۱۲ آبان برگزار میشود.
یک مقام آمریکایی به آتلانتیک گفت فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، که هماهنگی عملیات جنگی را بر عهده دارد، این طرحها را تهیه میکند. دامنه حملات احتمالی، اهداف و تصمیم نهایی درباره اجرای آن همچنان محل بحث است.
یک فرد جمهوریخواه آگاه از رایزنیهای دولت آمریکا که به دلیل حساسیت موضوع نخواست نامش فاش شود، به این مجله گفت چنین اقدامی میتواند این تصویر را ایجاد کند که ترامپ به پیروزی رسیده و قیمت بنزین نیز در مسیر کاهش قرار خواهد گرفت.
با این حال، به نوشته آتلانتیک، حتی حامیان این طرحها اذعان دارند که حملات محدود، بهتنهایی، حکومت ایران را به پای میز مذاکره نمیکشاند، عبور امن از تنگه هرمز را برقرار نمیکند و قیمت بنزین را پیش از انتخابات پایین نمیآورد.
این رسانه نوشت موافقان حمله معتقدند اقدام نظامی تازه پس از ماهها آرامش شکننده میتواند فرصتی برای قدرتنمایی و اعلام نوعی پیروزی به ترامپ بدهد و موقعیت جمهوریخواهان را در آستانه انتخابات تقویت کند. عملیات محدود ممکن است پس از انتخابات با اقدام نظامی گستردهتری دنبال شود.
گزینههای حمله و اختلاف بر سر زمان اجرا
یک مقام کاخ سفید به آتلانتیک گفت ترامپ «همواره، همه گزینهها» را در اختیار دارد. او افزود: «کار به یکی از دو شکل پیش خواهد رفت؛ راه آسان یا راه سخت.» این مقام به پرسشهای مجله درباره زمان حملات احتمالی پاسخ نداد.
به گزارش آتلانتیک، پنتاگون در هفتههای اخیر گزینههایی برای ازسرگیری درگیریها پس از انتخابات به ترامپ ارائه کرده بود؛ از حملات کوچک تا عملیات بسیار گسترده، از جمله ضربات بیشتر به صنعت انرژی ایران. سنتکام اکنون گزینههای حمله پیش از انتخابات را نیز تدوین میکند.
این مجله نوشت ترامپ نشانههایی از تمایل خود به حمله دوباره به جمهوری اسلامی بروز داده است، اما مشاورانش معتقدند بهتر است این اقدام به پس از انتخابات موکول شود. استراتژیستهای جمهوریخواه نیز تاکید کردهاند که این حزب از بازگشت جنگ به صدر خبرها استقبال نمیکند، بهویژه اگر به کشته شدن شمار بیشتری از آمریکاییها منجر شود.
ترامپ پیشتر در مصاحبه با تایم که نهم مهر منتشر شد، احتمال ازسرگیری حملات هوایی پس از انتخابات میاندورهای را مطرح کرده بود. او ۳۱ شهریور نیز در مجمع عمومی سازمان ملل، جمهوری اسلامی را در صورت نرسیدن به توافق، به «نابودی سریع» تهدید کرد.
در همین حال، آسوشیتدپرس دهم مهر از اعزام حدود ۹ هزار نیروی نظامی آمریکا با مجموعهای از ناوهای جنگی به خاورمیانه خبر داد. به نقل از یک مقام آمریکایی، این جابهجایی ممکن است شمار ناوهای هواپیمابر آمریکا در منطقه را تا پایان اکتبر، اوایل آبان، به سه فروند برساند.
ارزیابی کاخ سفید از تهران و خطر تشدید بحران هرمز
دو مقام دولت آمریکا به آتلانتیک گفتند کاخ سفید معتقد است تهران از آغاز درگیریها تاکنون، هیچگاه به این اندازه ضعیف نبوده است. یک مشاور نزدیک ترامپ نیز گفت گاهی به نظر میرسد سپاه پاسداران زمام امور را در دست دارد و گاهی مقامهای سیاسی که تا حدی میانهروتر هستند.
به گفته مقامهای آمریکایی، تندروها در مجموع دست بالا را دارند و تمایل چندانی به توافق یا حتی نرمتر کردن مواضع خود نشان ندادهاند. با این حال، برخی از اطرافیان ترامپ معتقدند زمان وادار شدن این گروه به امتیاز دادن نزدیک است. مقامهای دولت در عین حال هشدار دادهاند که [حکومت] ایران ممکن است چند ماه دیگر نیز برای ورود به مذاکرات جدی صبر کند.
این رایزنیها در شرایطی ادامه دارد که رویترز ۱۵ مهر، به نقل از منابع امنیت دریایی، از ثبت بالاترین شمار هفتگی حملات به نفتکشها در هرمز از آغاز جنگ خبر داد. بر اساس دادههای سه منبع، از شش تا ۱۳ مهر دستکم ۱۲ حمله به کشتیهای حامل نفت و گاز در محدوده تنگه رخ داده است.
آتلانتیک نوشت هر شکلی از حملات تازه، حدود ۵۰ هزار نظامی آمریکایی مستقر در منطقه و متحدان آمریکا در خلیج فارس را در معرض اقدام تلافیجویانه جمهوری اسلامی قرار میدهد و ذخایر مهمات آمریکا را بیشتر کاهش میدهد. این مجله با استناد به دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا افزود قیمت نفت خام معمولا پس از ازسرگیری حملات آمریکا افزایش یافته است.
به ارزیابی آتلانتیک، حمله پیش از انتخابات ممکن است با هدف افزایش فشار بر تهران برای امتیاز دادن انجام شود، اما میتواند نتیجهای معکوس داشته باشد و درست هنگام رایگیری، جنگ و پیامدهای آن را به کانون توجه رایدهندگان بازگرداند.
دو منبع مطلع از انتقال پول به حزبالله به رویترز گفتند این گروه ۲۰۰ میلیون دلار از جمهوری اسلامی دریافت کرده است تا به لبنانیهایی که در جنگ با اسرائیل آواره شدهاند، کمک کند. این نخستین کمک قابلتوجه حزبالله به حامیانش است که بیشترین آسیب را در این جنگ دیدهاند.
خبرگزاری رویترز در گزارشی که چهارشنبه ۱۵ مهر منتشر شد، به نقل از این منابع نوشت حزبالله این پول را در ماه سپتامبر دریافت کرد، آن هم در شرایطی که آمریکا فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی را تشدید کرده و رساندن پول به این متحد لبنانی تهران دشوارتر شده است.
به گفته این دو منبع، واسطههایی که پول را منتقل کردند، به دلیل خطرهای همکاری با حزبالله، ۲۰ درصد کارمزد گرفتند. یکی از منابع گفت این میزان چهار برابر کارمزد معمول بود.
یکی از مقامهای حزبالله در پاسخ به پرسش رویترز گفت مبلغی تامین شده است و برنامه توزیع آن در روزهای آینده اعلام خواهد شد. او درباره منبع این پول توضیح بیشتری نداد.
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، نمایندگی دائم ایران در ژنو، وزارت خزانهداری آمریکا و دولت لبنان به درخواستهای رویترز برای اظهارنظر پاسخی فوری ندادند.
پس از آنکه حزبالله ۱۱ اسفند ۱۴۰۴ در حمایت از جمهوری اسلامی و برای به گفته این گروه «انتقام گرفتن از اسرائیل در ازای خون علی خامنهای» به جنگ منطقهای وارد شد، بمباران و تهاجم زمینی اسرائیل به جنوب لبنان صدها هزار نفر از حامیان شیعه این گروه را آواره کرد.
با این حال، آوارگان تاکنون یا کمک اندکی از حزبالله گرفتهاند یا هیچ کمکی دریافت نکردهاند.
حزبالله یکی از گروههای نیابتی جمهوری اسلامی است که سال ۱۹۸۲ بهدست سپاه پاسداران تاسیس شد. این گروه که از سوی آمریکا یک گروه تروریستی شناخته میشود، در دو جنگ با اسرائیل در دو سال گذشته ضربههای سنگینی خورده است.
کمک به ۵۰ هزار خانواده
منابع گفتند حزبالله قصد دارد از محل این پول، در مرحله نخست به هر خانواده سه هزار دلار پرداخت کند. خانوادههایی که روستاهایشان ویران شده یا به دلیل اشغال اسرائیل امکان دسترسی به آن را ندارند، در اولویت خواهند بود. به گفته یکی از منابع، شمار این خانوادهها حدود ۵۰ هزار است.
جمهوری اسلامی در سالهای گذشته با وجود تحریمهای فلجکننده جهانی، حمایت مالی از حزبالله را ادامه داده است. به گفته وزارت خزانهداری آمریکا، تهران در ۱۰ ماه نخست سال ۲۰۲۵ یک میلیارد دلار به این گروه منتقل کرد. چند روز پیش از این اظهار نظر، خزانهداری در اقدامی برای حمایت از خلع سلاح حزبالله، چند عضو فعال این گروه در حوزه مالی را تحریم کرد.
تهران هرگز تامین مالی حزبالله را بهطور رسمی نپذیرفته است.
رویترز پیشتر گزارش داده بود که پس از امضای یادداشت تفاهم تهران و واشینگتن در روزهای پایانی خرداد، جمهوری اسلامی به حزبالله وعده کمک مالی بیشتری داد. این توافق که به حکومت ایران اجازه میداد نفت خود را بفروشد، ۱۶ تیر در پی حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز از هم پاشید.
واشینگتن از آن زمان با تشدید تحریمها و اعمال محاصره دریایی برای جلوگیری از صادرات نفت ایران، فشار اقتصادی بر تهران را افزایش داده است.
نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، در یکی از سخنرانیهای اخیر خود گفت این گروه بهزودی با استفاده از «منابع موجود و کمکهای اهدایی» در طرحی برای اسکان هزاران آواره جنگ مشارکت خواهد کرد. او جزییات بیشتری ارائه نکرد.
توانایی حزبالله در تامین هزینه خدمات محلی و کمکرسانی پس از جنگ، در گذشته به حفظ حمایت بخشی از مردم از این گروه کمک کرده است. پس از جنگ سال ۲۰۰۶ با اسرائیل، حزبالله بلافاصله مبالغ هنگفتی به آسیبدیدگان پرداخت کرد و بهسرعت برای کمک به بازسازی حومه جنوبی بیروت که از پایگاههای اصلی این گروه به شمار میآید، دست به کار شد.
به گزارش رویترز پس از جنگ اخیر، نشانه چندانی از بازسازی دیده نمیشود. طبق برآوردها مجموع هزینههای بازسازی خسارتهای جنگ در دو سال گذشته در بیروت ممکن است از ۲۷ میلیارد دلار فراتر برود.
جنگی پرهزینه
این دو منبع درباره چگونگی انتقال پول به لبنان جزییاتی ارائه نکردند.
یکی از منابع گفت انتقال پول از طریق شرکتهای مالی که پیشتر چنین مبالغی را جابهجا میکردند، برای حزبالله روزبهروز دشوارتر شده است. به گفته این منبع، دیگر نمیتوان از شرکتهای مستقر در عراق و دبی برای این کار استفاده کرد و چنین شرکتهایی اکنون در ترکیه نیز تحت فشارند.
این منبع افزود مخالفان حزبالله معتقدند پول در شرایط کنونی برای این گروه حکم «اکسیژن» را دارد. او گفت با وجود دشواریهای تامین منابع مالی، حزبالله پرداخت حقوق نیروهای خود و خانوادههای کشتهشدگان در نبرد را متوقف نکرده است.
جنگ در لبنان هزینه سنگینی بر جامعه شیعه این کشور، که پایگاه حمایتی حزبالله است، تحمیل کرده است. به گزارش رویترز، اسرائیل در بخش گستردهای از مناطق جنوبی لبنان که به تصرف خود درآورده، روستاها را با خاک یکسان کرده است. اسرائیل میگوید هدفش حفاظت از شمال این کشور در برابر حملات حزبالله است.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، از پاسخ به اینکه واشینگتن غنیسازی اورانیوم در ایران را در سطحی بالاتر از صفر میپذیرد یا نه، خودداری کرد. پیشتر جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، کاهش «معنادار» ظرفیت غنیسازی ایران را شرط پایان جنگ دانسته بود.
روبیو چهارشنبه ۱۵ مهر در گفتوگو با شبکه سیبیاس نیوز گفت: «وارد جزئیات اینکه چه چیزی قابلقبول خواهد بود یا نخواهد بود، نمیشوم.» او در عین حال تاکید کرد که [حکومت] ایران «هرگز سلاح هستهای نخواهد داشت».
این اظهارات در حالی مطرح میشود که تاسیسات اصلی غنیسازی ایران در حملات آمریکا و اسرائیل از کار افتادهاند، اما میزان ذخایر باقیمانده اورانیوم و توان تهران برای ازسرگیری غنیسازی روشن نیست.
به گزارش رویترز، ونس دوشنبه ۱۳ مهر در مصاحبه با این خبرگزاری گفته بود [حکومت] ایران برای برآورده کردن خواستههای واشینگتن و پایان دادن به جنگ هفتماهه میان دو کشور، باید ظرفیت غنیسازی خود را بهطور «معناداری» کاهش دهد. دولت دونالد ترامپ در مذاکراتی که بهکندی پیش میرود، تلاش کرده است حکومت ایران را به برچیدن برنامه هستهای خود وادار کند.
ونس با اشاره به ذخایر اورانیوم با غنای ۶۰ درصد [حکومت] ایران گفت چنین سطحی از غنیسازی برای تولید انرژی ضروری نیست. او افزود: «فکر میکنم اگر میخواهند تعهد خود را به نساختن سلاح هستهای نشان دهند، باید اقدامی معنادار درباره ظرفیت غنیسازیشان انجام دهند. تاکنون تعهدی بلندمدت برای انجام این کار ندیدهایم.»
جمهوری اسلامی همواره تاکید کرده است که خواهان سلاح هستهای نیست و برای ساخت آن تلاش نمیکند. آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز اعلام کرده بود که هیچ نشانه معتبری از وجود یک برنامه هماهنگ برای ساخت سلاح هستهای در ایران در اختیار ندارد؛ با این حال، سطح غنیسازی و حجم اورانیوم تولیدشده در این کشور را مایه نگرانی جدی دانسته بود.
اسرائیل خرداد سال گذشته حملات هوایی به تاسیسات هستهای ایران را آغاز کرد و آمریکا نیز اندکی بعد به آن پیوست. در جریان این کارزار ۱۲روزه، سه تاسیسات غنیسازی که در آن زمان فعالیتشان در ایران شناختهشده بود، تخریب شدند یا بهشدت آسیب دیدند. آمریکا و اسرائیل در توجیه حملات خود میگفتند حکومت ایران بیش از حد به توانایی تولید سلاح هستهای نزدیک شده است.
بر اساس ارزیابی آژانس، تاسیسات غنیسازی روی زمین در مجموعه هستهای نطنز تخریب شده است. دو تاسیسات زیرزمینی در نطنز و فردو نیز دستکم آسیب شدیدی دیدهاند و ارزیابی غالب این است که از کار افتادهاند.
با وجود این خسارتها، سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده ایران همچنان نامعلوم است. آژانس برآورد میکند که ایران هنگام آغاز حملات، ۴۴۰٫۹ کیلوگرم اورانیوم با غنای تا ۶۰ درصد در اختیار داشت؛ سطحی که با غنای حدود ۹۰ درصد مورد نیاز برای ساخت سلاح هستهای فاصله اندکی دارد. بر اساس معیار آژانس، این مقدار اورانیوم در صورت غنیسازی بیشتر، برای ساخت ۱۰ سلاح هستهای کافی است. حکومت ایران همچنین ذخایری با غنای پایینتر داشت.
به گزارش رویترز، هیچ کشور دیگری بدون تولید سلاح هستهای، اورانیوم را تا چنین سطح بالایی غنیسازی نکرده است. آمریکا و متحدان اروپاییاش نیز میگویند غنیسازی در این سطح توجیه غیرنظامی ندارد.
جمهوری اسلامی از زمان حملات، به بازرسان آژانس اجازه نداده است به سایتهای بمبارانشده بازگردند و درباره مقدار اورانیوم باقیمانده و محل نگهداری آن نیز به این نهاد اطلاع نداده است. آژانس تا پیش از حملات به همه سایتهای هستهای اعلامشده ایران، از جمله تاسیسات غنیسازی، دسترسی داشت.
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، در ماه مارس گفته بود که برآورد این نهاد از باقی ماندن «اندکی بیش از ۲۰۰ کیلوگرم» اورانیوم با غنای تا ۶۰ درصد در مجموعه تونلهای اصفهان حکایت دارد. به گفته او، مقداری از این ذخایر نیز همچنان در نطنز است، هرچند احتمالاً بخشی از اورانیوم غنیشده ایران در حملات از بین رفته است.
ابهام درباره تاسیسات تازهای که جمهوری اسلامی پیش از حملات معرفی کرده بود نیز ادامه دارد. تهران یک روز پیش از حمله اسرائیل به آژانس اطلاع داد که در حال راهاندازی یک تاسیسات جدید غنیسازی در اصفهان است. دیپلماتها میگویند این تاسیسات در شبکهای از تونلها قرار دارد که به نظر میرسد تا حد زیادی از بمباران آمریکا مصون مانده است. آژانس میگوید از وضعیت این تاسیسات و اینکه آیا مواد هستهای در آن نگهداری میشود، اطلاعی ندارد.
به نوشته رویترز در حال حاضر، حتی اسرائیل نیز مدعی نیست که حکومت ایران مشغول غنیسازی اورانیوم است. با این حال، روشن نیست تهران برای ازسرگیری این فعالیت به چه مدت زمان نیاز دارد. تا زمانی که بخش قابلتوجهی از ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی باقی مانده باشد، حکومت ایران از نظر فنی میتواند با تلاش نسبتاً کم و شمار محدودی سانتریفیوژ، غنای آن را به سطح مورد نیاز برای ساخت سلاح هستهای برساند.
شمار سانتریفیوژهای موجود و محل نگهداری آنها نیز مشخص نیست. توافق هستهای سال ۲۰۱۵ میان حکومت ایران و قدرتهای بزرگ، اختیارات بیشتری برای بازرسی به آژانس داده بود که نظارت بر تعداد سانتریفیوژها و قطعات آنها را نیز شامل میشد. به نوشته رویترز، خروج ترامپ از این توافق در سال ۲۰۱۸ زمینه فروپاشی آن را فراهم کرد و آژانس امکان ردیابی این تجهیزات را از دست داد.
به گزارش رویترز، با توجه به نبود شواهد شناختهشده از غنیسازی کنونی در ایران، هرگونه کاهش احتمالا با ظرفیت قابلتوجه این کشور پیش از حملات سنجیده خواهد شد. این کاهش میتواند سطح خلوص اورانیوم، میزان تولید یا تعداد سایتهای غنیسازی را در بر بگیرد. اظهارات روبیو نیز روشن نکرد که آیا واشینگتن ادامه غنیسازی در سطحی محدود را میپذیرد یا خواهان توقف کامل آن است.
اطلاعات اختصاصی یک نهاد اطلاعاتی بینالمللی به ایراناینترنشنال نشان میدهد واحد عملیات خارجی حزبالله لبنان، موسوم به واحد ۹۱۰، با هماهنگی نیروی قدس سپاه پاسداران، از میان اتباع خارجی ساکن در ایران، بهویژه دانشجویان موسسه جامعهالمصطفی، جذب میکند.
بر اساس این اطلاعات، حزبالله دستکم چهار واحد مسکونی در قم و تهران را برای جذب، آموزش و حفاظت از نیروهای تازهجذبشده در اختیار دارد. آموزشها شامل کار با سلاح، عملیات خرابکارانه، حملات سایبری و جاسوسی است.
اطلاعات ارائهشده به ایراناینترنشنال حاکی از آن است که تماس حزبالله با دانشجویان خارجی جامعهالمصطفی و جذب نیرو از میان دانشجویان، دستکم از پنج سال پیش آغاز شده است.
مجموعه اطلاعات ارائهشده، مسئول جذب نیرو، یکی از همکاران او و چهار نفر از افراد جذبشده را معرفی میکند و جزییاتی از محلهای فعالیت این شبکه در ایران ارائه میدهد.
جامعه المصطفی العالمیه، یکی از مراکز آموزشی مذهبی در شهر قم است که حدود ۱۸ سال پیش به دستور علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، تاسیس شد. این نهاد، با شعبههایی در بیش از ۶۰ کشور دنیا، یکی از مهمترین نهادهای جمهوری اسلامی برای جذب نیرو به شاخه برونمرزی سپاه و ترویج ایدئولوژی مد نظر حاکمیت در خارج از مرزهای ایران است.
مسئول جذب نیرو و ارتباط با واحد ۹۱۰
یک منبع آگاه از این موضوع در گفتوگو با ایراناینترنشنال، مسئول پرونده عملیاتی حزبالله در ایران را فردی به نام محمد حسن، اهل اندونزی و فارغالتحصیل جامعهالمصطفی معرفی کرد. او زیر نظر فرماندهانی از نیروی قدس سپاه پاسداران، برای طلال حمیه، فرمانده یگان ۹۱۰ حزبالله، کار میکند.
بر اساس این اطلاعات، محمد حسن از یک واحد مسکونی در شهرک ولایت قم برای جذب و آموزش نیرو استفاده میکند.
وزارت خزانهداری آمریکا پیشتر، در سال ۲۰۱۲، طلال حمیه را به دلیل حمایت از فعالیتهای تروریستی حزبالله تحریم کرده بود. او در بیانیه وزارت خزانهداری «مسئول سازمان امنیت خارجی حزبالله» معرفی شده بود. وزارت خارجه آمریکا نیز برای اطلاعاتی که به شناسایی محل حضور، بازداشت یا محکومیت او منجر شود، تا ۷ میلیون دلار پاداش تعیین کرده است.
حمیه پس از کشتهشدن مصطفی بدرالدین، به فرماندهی یگان ۹۱۰ رسید و اکنون محمد حسن مشغول جذب نیرو برای او در شهر قم است.
بر اساس این اطلاعات، محمد حسن از یک خانه تیمی در برج کاشانه ۲ در شهرک ولایت، نزدیک بلوارهای حکیم و پیامبر اعظم در شهر قم، برای جذب نیرو و آموزش آنها استفاده میکند.
منابع ایراناینترنشنال همچنین، حبیب مصطفی زعتر، یک روحانی نسبتا جوان ساکن قم، را از همکاران محمد حسن در جذب نیرو معرفی کردهاند. به گفته این منابع، زعتر متولد جبل عامل لبنان، مقیم قم و شهروند آمریکاست و سالانه چند بار به این کشور سفر میکند.
زعتر در حوزه علمیه قم، شرح لمعه و بخش حدود را درس میدهد، بهعنوان مشاور در مرکز اسلامی نور فعال است و در آکادمی بینالمللی حکمت در شهر قم، مباحث دینی شیعه را به زبان انگلیسی درس میدهد.
افزون بر این، زعتر با حوزه علمیه نجف هم ارتباط نزدیکی دارد، مدرس و پژوهشگر آستان عباسی عراق است و شماری از کتابهای دینی مشهور شیعیان را به زبان انگلیسی برگردانده است.
به گفته منابع، تسلط زعتر به زبان انگلیسی، او را به مهره کلیدی جذب نیرو برای حزبالله از میان اتباع خارجی حاضر در حوزه علمیه و مرکز آموزشی جامعهالمصطفی تبدیل کرده است.
هویت چهار فرد معرفیشده به عنوان نیروهای جذب شده
ایران اینترنشنال همچنین توانسته هویت چهار نیروی جذبشده حزبالله را شناسایی کند؛ محمد زکی فطونی، احمد دزیلال مخلص، سید محمدمهدی علی العطاس و محمد صالح سالهاست در ایران آموزش میبینند.
محمد صالح، در تجمع حامیان حکومت
محمد زکی فطونی، رییس شورای رهبری منطقهای بنیاد اهلبیت اندونزی و عضو انجمن فارغالتحصیلان جامعهالمصطفی است. او در مهر ۱۴۰۴ بهعنوان نماینده اندونزی در چهارمین کنگره بینالمللی نهجالبلاغه و حکمرانی علوی در تهران شرکت کرد.
احمد دزیلال مخلص نیز در جامعهالمصطفی درس خوانده و اکنون عضو انجمن فارغالتحصیلان آن است.
سید محمدمهدی علی العطاس، تبعه اندونزی، ریاست انجمن دانشجویان اندونزیایی مشغول تحصیل در ایران را بر عهده دارد و عضو شورای اهلبیت اندونزی است. او در پادکست خود از جمهوری اسلامی حمایت میکند و مواضعی علیه اسرائیل و صهیونیسم دارد. چندی پیش، تصویری از او در راهپیمایی حکومتی و سازمانیافته موسوم به «روز قدس» در شهر قم منتشر شد.
علی العطاس در راهپیمایی روز قدس در شهر قم
چهارمین عضو جذبشده حزبالله در ایران محمد صالح، دانشجوی جامعهالمصطفی و عضو انجمن محصلان حوزه علمیه است که ۹ بهمن ۱۴۰۴، بهعنوان یکی از اعضای انجمنهای طلاب اندونزیایی، تایلندی و مالزیایی، با رضا رمضانی، دبیرکل مجمع جهانی اهلبیت، دیدار کرد.
واحدهای مسکونی مورد استفاده شبکه در قم و تهران
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، شبکه تحت هدایت محمد حسن، علاوه بر واحد مسکونی قم، از دستکم سه مکان در محلههای نفت، راهآهن و پونک تهران استفاده میکند.
این مکانها در اطلاعات ارائهشده «خانه عملیات» نامیده شدهاند و نیروی قدس و حزبالله از این واحدها برای آموزش و حفاظت از نیروهای تازهجذبشده استفاده میکنند.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، یکی از خانههای تیمی حزبالله در تهران در خیابان کیش هفتم در شهرک نفت قرار دارد. این گروه همچنین از ملکی در خیابان سروستان سوم غربی در محله راهآهن و ساختمانی در کوچه سرو در خیابان البرز در محله پونک بهعنوان خانه تیمی استفاده میکند.
تمام این فعالیتها در پوشش جامعهالمصطفی انجام میشود؛ بنیادی که در بودجه سالانه کشور یک ردیف بودجه اختصاصی دارد و در سال ۱۴۰۵، ۱۸۰۰ میلیارد تومان بودجه به آن اختصاص یافت.
وزارت خزانهداری آمریکا در آذر ۱۳۹۹ جامعهالمصطفی را به دلیل کمک به جذب نیرو برای نیروی قدس تحریم کرد. این وزارتخانه اعلام کرد نیروی قدس از دانشجویان خارجی این مرکز برای فعالیتهای اطلاعاتی و جذب نیرو برای گروههای شبهنظامی وابسته به خود استفاده میکند.
عرفان نبیان، معترض اصفهانی، که پس از بازداشت در اعتراضات دیماه به اعدام محکوم شد، میگوید بازجویان با صحنهسازی او را در سلول انفرادی اعدام نمایشی کردند و زیر شکنجه وادارش کردند تن به اعترافات اجباری بدهد.
«وصیتنامهات را بنویس.» این جملهای بود که به گفته نبیان، پیش از آنکه در سلول انفرادی برگهای به او بدهند و بپرسند پیش از اعدام برای آخرین وعده غذایی چه میخواهد، بازجویان به او گفتند.
نبیان، که نام شناسنامهایش عرفان حاجبیانی دهقانی است، معترضی ۲۶ساله از اصفهان است که پس از بازداشت در جریان اعتراضات سراسری دیماه در ایران، به اعدام محکوم شد.
نبیان در گفتوگو با ایراناینترنشنال از مکانی نامعلوم، از شکنجه، اعتراف اجباری، اعدام نمایشی و هم بند بودن با معترضانی گفت که بعدها اعدام شدند.
او گفت زمانی که انفرادی بود چند دقیقه پس از آنکه به او گفته شد وصیتنامهاش را بنویسد، چشمبسته به اتاق دیگری برده شد و از او خواستند روی چهارپایهای بایستد و سپس طنابی دور گردنش انداختند.
نبیان گفت: «همه خاطرات زندگیام از جلوی چشمم گذشت. فکر میکردم دیگر هیچوقت خانوادهام را نمیبینم.»
به گفته نبیان، در همان حالت و در حالیکه طناب نزدیک به ده دقیقه دور گردنش بود بازجویان به پرسش درباره اعتراضات، رمز تلفنش و اتهامهای مرتبط با پرونده میدان علیخانی ادامه دادند؛ پروندهای که از محاکمه گروهی پس از درگیریهای مرگبار در جریان اعتراضات ۱۸ دی ماه در اصفهان شکل گرفت.
اعتراف زیر فشار
نبیان گفت پس از آن او را مقابل دوربین نشاندند و وادار کردند بگوید کتک نخورده و از نظر جسمی آسیبی ندیده است.
او گفت اگر نگاهش را برمیگرداند یا پاسخهایی را که بازجویان میخواستند نمیداد، ضبط را متوقف میکردند، کتکش میزدند و دوباره فیلمبرداری را از سر میگرفتند.
نبیان گفت پس از فیلمبرداری، یکی از بازجویان به او گفت: «قرار است اعدامت کنند. حکم صادر شده است.»
نبیان خواست با خانوادهاش تماس بگیرد، اما اجازه ندادند. چند دقیقه بعد، در حالی که دستبند به نیمکت بسته شده بود، دوباره درخواستش را مطرح کرد.
«خواهش میکنم، میتوانید به آنها بگویید اجازه بدهند با خانوادهام صحبت کنم؟ میخواهم برای آخرینبار صدای خانوادهام را بشنوم.»
تازه آن زمان بازجویان به او گفتند که همان لحظه اعدام نمیشود و قرار است به زندان منتقل شود.
از میدان علیخانی تا بازداشت
نبیان که در اعتراضات آبان ۹۸ و ۱۴۰۱ هم حضور فعال داشت، ۱۸ دی ماه به اعتراضات اصفهان پیوست. به گفته نبیان، در میدان علیخانی نیروهای امنیتی با گلوله جنگی و ساچمهای به معترضان شلیک میکردند. در همین میدان چهار یا پنج ساچمه به پای راست او اصابت کرد.
نبیان که میترسید اگر برای درمان به بیمارستان برود بازداشت شود، خودش را به خانه رساند. او که نمیدانست چگونه ساچمهها را خارج کند، در حالی که خون زیادی از پایش میرفت، خودش زخم را تمیز کرد و بست.
عرفان نبیان پس از آنکه در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در اصفهان هدف گلوله قرار گرفت، ساچمهها را از بدنش خارج کرد.
او گفت بعدتر برای پیدا کردن دختر بچهای که از مادرش جدا شده بود دوباره به خیابان رفت و پیکر بیجان او را پیدا کرد.
نبیان با وجود آنچه دیده بود، روز بعد دوباره به خیابان رفت. او با اشاره به خشونتی که ۱۸ دیماه دیده بود و شلیک به معترضان، گفت: «نمیتوانستیم چشمهایمان را ببندیم.»
رویدادهای میدان علیخانی بعدها مبنای یکی از مهمترین پروندههای اعدام در جریان اعتراضات دیماه شد. به گفته وکیلی که با ایراناینترنشنال گفتوگو کرد، ۵۹ نفر بازداشت شدند و ۱۲ نفر به اعدام محکوم شدند.
کارشناسان سازمان ملل به سرپرستی مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، گفتند متهمان در یک جلسه غیرعلنی محاکمه شدند؛ جلسهای که معیارهای دادرسی عادلانه را نقض کرد و متکی به اعترافهای تلویزیونی اجباری است.
عفو بینالملل نیز جداگانه این روند را «محاکمهای جمعی و بهشدت ناعادلانه» توصیف کرد و شکنجه، اعترافهای اجباری و محرومیت متهمان از دسترسی به وکیل را مستند کرد.
«کشتارگاه الفتا»
نبیان گفت ۱۵ اسفند بازداشت و به کلانتری قائمیه منتقل شد. او گفت ماموران آنجا رمز تلفنش را خواستند و مادهای نامشخص را بهصورت وریدی به او تزریق کردند.
سپس او را به بازداشتگاهی منتقل کردند که به گفته خودش، الفتا در اصفهان بود.
نبیان این بازداشتگاه را ساختمانی حدودا ۱۰ طبقه توصیف کرد که برای حبس انفرادی و شکنجه استفاده میشد: «من به آن میگویم کشتارگاه الفتا.»
او گفت لباسهایش را از تنش درآوردند، روی او آب ریختند و با شلنگ و باتوم کتکش زدند. به گفته او، یکبار دستهایش را بالای سرش بستند و حدود یک ساعت کتکش زدند.
خالکوبی ستاره داوود و اتهام جاسوسی برای اسرائیل
نبیان گفت خالکوبیهایش به یکی از محورهای اصلی بازجوییها تبدیل شد. این خالکوبیها شامل نوشتههایی به زبان عبری، ستاره داوود در سمت راست گردنش و نمادهای ایران باستان، از جمله درفش کاویانی روی بازویش بود.
او گفت بازجویان بارها به قسمتهایی از بدنش که خالکوبی داشت، از جمله نوشته عبری روی پشتش، ضربه زدند.
عرفان نبیان در عکسی که آبان ۱۴۰۱ در شبکههای اجتماعی منتشر کرد، با خالکوبی ستاره داوود روی گردنش دیده میشود.
نبیان گفت: «یکی از آنها مدام میگفت: آنقدر میزنمت تا شروع کنی به عبری حرف زدن.»
او گفت بازجویان متهمش کردند که جاسوس اسرائیل است، از اسرائیل پول میگیرد و آموزش دیده است. نبیان این اتهامها را رد کرد.
زندان دستگرد و صدور حکم
نبیان ۲۹ اسفند به زندان دستگرد اصفهان منتقل شد اما کارکنان پذیرش زندان ابتدا بهدلیل جراحاتش، از جمله شکستگی انگشت و آسیب به زانوهایش، از پذیرش او خودداری کردند.
بر اساس حکمی که ایراناینترنشنال دیده است، نبیان در مرحله رسیدگی بدوی حکم اعدام گرفت اما حکم او در مرحله تجدیدنظر شکست و به ۱۱ سال زندان تبدیل شد.
نبیان به اتهام تبلغ علیه نظام به یک سال زندان و به اتهام نگهداری موادمخدر ۱۰ سال حکم گرفت. او اتهام مربوط به مواد مخدر را رد کرد و گفت مقامها درباره میزان آن هر بار چیزی گفتهاند.
استفاده مقامهای جمهوریاسلامی از اتهام موادمخدر برای محکوم کردن مخالفان سیاسی پیش از این هم سابقه دارد.
برای نمونه، سازمان حقوق بشر برای ایران مستقر در نروژ، پرونده زهرا بهرامی، معترض ایرانیهلندی را که پس از اعتراضات سال ۱۳۸۸ بازداشت و در سال ۱۳۹۰ اعدام شد، پروندهای ساختگی مرتبط با مواد مخدر توصیف کرده است که در آن او را شکنجه کردند تا اعتراف کند.
مرکز حقوق بشر در ایران، مستقر در آمریکا هم در آن زمان گفت نهادهای امنیتی ایران در چندین پرونده مواد مخدر جاسازی کرده و اتهامهای مربوط به مواد مخدر را به پرونده زندانیان سیاسی افزوده بودند.
همبندیهایی که بعدها در ارتباط با پرونده علیخانی اعدام شدند
نبیان در زندان دستگرد با دیگر متهمان پرونده علیخانی همبند بود. در میان آنها ساسان آزادوار و عرفان اسفندیاری بودند که هر دو بعدها اعدام شدند.
نبیان همچنین حدود دو روز با ابوالفضل سپاهی، یکی دیگر از متهمان پرونده علیخانی، همبند بود.
او گفت سپاهی برایش تعریف کرده بود که در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه از پشت هدف گلوله جنگی قرار گرفته و گلوله به لگنش اصابت کرده است. سپاهی همچنین از شکنجههایی گفته بود که در بازداشت تحمل کرده بود، از جمله اینکه مشعل بوتان را نزدیک چشمش گرفته بودند.
سپاهی بعدها همراه با امیرحسین صفری در میدان علیخانی در ملاءعام اعدام شد.
نبیان همچنین از شروین باقریان، یکی دیگر از متهمان پرونده علیخانی که در دستگرد با او دوست شده بود، بهعنوان فردی باهوش و خوشقلب یاد کرد. باقریان اغلب به اتاق او میآمد، شطرنج بازی میکرد و با همبندیهایش وقت میگذراند.
نبیان گفت تنها پس از آزادی بود که اعتراف اجباری باقریان را در تلویزیون حکومتی دید. او گفت: «دلم شکست. مدام فکر میکردم این بچه چه چیزهایی را باید از سر گذرانده باشد.»
عفو بینالملل گفت باقریان ۲۱ روز بهطور قهری ناپدید شده بود و زیر شکنجه تن به اعتراف اجباری داده بود و وکیل نداشت.
برای نبیان، نامهایی که در گزارشهای مربوط به اعدامها میدید، غریبه نبودند. آنها کسانی بودند که در زندان در کنارشان زندگی کرده، با آنها حرف زده و شناخته بود؛ کسانی که یک به یک اعدام میشوند.
حمله هوایی و سرکوب در داخل دستگرد
نبیان هنگام حمله هوایی ۱۰ فروردین به تاسیسات نظامی مجاور زندان، هنوز در دستگرد بود.
ایراناینترنشنال پیشتر گزارش داده بود که سه موشک به یک پایگاه نظامی و انبار مهمات پشت زندان دستگرد اصابت کرد و بخشهایی از زندان آسیب دید. یک سند قضایی حاکی است که شماری از زندانیان کشته شدند و عدهای دیگر در آتشسوزی پس از آن جان باختند.
نبیان گفت انفجارها برق، آب و دسترسی تلفنی را قطع کرد و آنقدر شدید بود که زندانیان را از تختهای طبقه بالا به زمین انداخت: «همه فریاد میزدند: بیایید نجاتمان دهید. درها را باز کنید تا بتوانیم بیرون برویم.»
او گفت برخی کارکنان زندان رفتند و زندانیان پشت درهای بسته بندها ماندند. بعدتر، بعضی از درها آسیب دید یا زمانی که زندانیان برای رسیدن به جای امن تلاش میکردند، باز شد.
نبیان گفت نیروهای امنیتی و نیروهای سپاه بعدتر وارد زندان شدند و تیراندازی کردند.
بند او همچنان قفل بود. به گفته او، زندانیان دیگر بعدها گفتند که در راهروها پیکرها و کیسههای سیاه اجساد را دیدهاند.
نبیان گفت روز بعد صدای کتکزدن و شکنجه زندانیان را میشنید. او همچنین از «تونل وحشت» گفت؛ مسیری که در آن زندانیان متهم به دست داشتن در ناآرامیها را مجبور میکردند از میان صفهای نگهبانان عبور کنند و نگهبانان با قنداق اسلحه، باتوم و شلنگ آنها را میزدند.
سندی قضایی که بعدها به دست ایراناینترنشنال رسید، نام ۷۵ زندانی را بهعنوان متهمان ناآرامیها و آتشسوزی ثبت کرده بود. دستکم ۲۶ نفر برای محاکمه به دادگاه ارجاع شدند و ۱۸ نفر با اتهامهایی روبهرو بودند که میتوانست مجازات اعدام داشته باشد.
نبیان ۱۸ فروردین با وثیقه آزاد شد. او گفت بهدلیل ترس از بازداشت دوباره، شکنجه بیشتر، محکومیت طولانیمدت یا صدور حکم اعدام دیگر، ایران را ترک کرد.
او گفت: «من کشورم را واقعا دوست دارم. همیشه باور داشتم ایران آزاد خواهد شد. هیچوقت فکر نمیکردم از ایران خارج شوم.»
منابع امنیت دریایی به رویترز گفتند شمار حملهها به نفتکشهای عبوری از تنگه هرمز در هفته گذشته به بالاترین میزان هفتگی از آغاز جنگ ایران رسید. این افزایش در شرایطی رخ داد که تولیدکنندگان خلیج فارس برای افزایش صادرات خود تلاش میکنند.
رویترز چهارشنبه ۱۵ مهر با استناد به گزارش مرکز مشترک اطلاعات دریایی، به رهبری نیروی دریایی آمریکا، که ۱۲ مهر منتشر شده بود، از ادامه حملهها، تلاش برای حمله و اقدامات ایذایی سپاه پاسداران در تنگه هرمز خبر داد.
این اقدامات شامل پرواز پهپادها بر فراز کشتیها، زیر نظر گرفتن شناورها و تماس با خدمه از طریق بیسیم دریایی است. این مرکز اعلام کرد: «این اقدامات همچنان نشاندهنده قصد [حکومت] ایران برای تثبیت حضور خود در مسیرهای اصلی کشتیرانی و حفظ فشار بر شناورهای عبوری است.»
بر اساس دادههای سه منبع امنیت دریایی که حوادث را با تکیه بر اطلاعات دریافتی از منطقه بررسی کردهاند، از شش تا ۱۳ مهر دستکم ۱۲ حمله به کشتیهای حامل نفت، گاز طبیعی مایعشده و گاز مایع در محدوده تنگه هرمز رخ داد.
به گفته این منابع، این بالاترین شمار حملهها در یک هفته از زمان آغاز جنگ ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴ است.
دادههای جداگانه سازمان بینالمللی دریانوردی، نهاد وابسته به سازمان ملل در امور کشتیرانی، از ثبت ۹ حادثه مرتبط با کشتیها در همین بازه حکایت دارد. منابع دریایی میگویند این سازمان معمولا برای راستیآزمایی و ثبت رسمی حوادث به زمان بیشتری نیاز دارد.
بر اساس آمار این سازمان، نزدیکترین آمار هفتگی به این رقم، مربوط به بازه ۲۲ تا ۲۸ تیر بود که در آن هشت حادثه ثبت شد.
افزایش صادرات در سایه ناامنی
دادههای کشتیرانی منتشرشده در ۱۳ مهر نشان داد صادرات نفت کشورهای خلیج فارس در حدود نیمی از روزهای سپتامبر از سطح پیش از جنگ فراتر رفت. با این حال، به نوشته رویترز، حملهها به نفتکشها و محدودیتهای لجستیکی، چشمانداز تداوم صادرات در این سطح را مبهم کرده است.
کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، نیز پنجم مهر میانگین انتقال روزانه نفت از تنگه هرمز را حدود ۱۳ میلیون بشکه اعلام کرد و گفت این میزان در یکی از روزهای هفته پیش از آن از ۲۰ میلیون بشکه، یعنی سطح پیش از جنگ، فراتر رفت.
با این حال، صادرات کلی نفت خلیج فارس و حجم نفت عبوری از هرمز دو شاخص متفاوتاند. فایننشال تایمز به نقل از دادههای شرکت کپلر نوشت جریان کلی نفت از خلیج فارس به سطح پیش از جنگ نزدیک شده، اما حجم عبوری از هرمز همچنان حدود یکسوم کمتر است و بخشی از صادرات به مسیرهای دیگر، از جمله خطوط لوله، منتقل شده است.
خطر حمله به کشتیها همچنان ادامه دارد. وزارت خارجه هند ۱۴ مهر اعلام کرد اصابت پرتابهای ناشناس به نفتکش «آن پیس» با پرچم پاناما، هنگام عبور از تنگه هرمز، ۱۲ خدمه آن را زخمی کرد.
فایننشال تایمز همچنین گزارش داد مالکان نفتکشها برای ترغیب خدمه به عبور از این مسیر، به ناخداها معادل ماهانه ۱۰۰ هزار دلار و برای هر سفر ۵۰ هزار دلار پاداش پرداخت میکنند.
بر اساس این گزارش، ملوانان عادی هنگام عبور از هرمز دستکم چهار تا شش برابر دستمزد معمول خود دریافت میکنند و بیشتر کشتیها شبانه و با تجهیزات ارسال سیگنال موقعیتیابی خاموش از تنگه میگذرند.
روایتهای متضاد تهران و واشینگتن از وضعیت هرمز
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، ۱۵ مهر در نشست خبری مشترک با همتای یونانی خود گفت تنگه هرمز باز است، میزان انتقال نفت از آن تقریبا به سطح پیش از جنگ رسیده و جمهوری اسلامی کنترل این آبراه را از دست داده است. او همچنین بر ضرورت تنوع مسیرهای تامین انرژی برای جلوگیری از تهدید امنیت جهان در پی اختلال در یک منطقه تاکید کرد.
در مقابل، محمدرضا نقدی، مشاور فرمانده کل سپاه پاسداران، بسته ماندن تنگه هرمز تا زمان برآورده شدن خواستههای جمهوری اسلامی را اعلام کرد. او گفت سپاه مسیرهایی را که «غیرقانونی» میخواند مسدود میکند و حجم نفت انتقالیافته با شناورهای کوچک به نفتکشها را «بسیار ناچیز» توصیف کرد.
محمد اکرمینیا، سخنگوی ارتش، نیز اظهارات ترامپ درباره باز بودن تنگه هرمز را «دروغ» خواند.
منوچهر متکی، نماینده تهران در مجلس، همان روز ازسرگیری تردد آزاد کشتیها را به تحقق شروط تهران، از جمله محکومیت حملهها علیه جمهوری اسلامی، رفع محاصره و برداشتن محدودیتهای هوانوردی غیرنظامی مشروط کرد.
اختلاف بر سر اولویت مذاکرات
تهران پیشتر نیز بازگشایی هرمز را به گرفتن امتیاز از واشینگتن پیوند زده بود. عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، سوم مهر طرحی هفتروزه برای رفع محاصره دریایی، اعطای معافیت تحریمی فروش نفت و برقراری آتشبسی شامل لبنان پیشنهاد کرد. طبق این طرح، تنگه در روز ششم بازگشایی میشد و مذاکرات با آمریکا روز هفتم آغاز میشد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، چهار مهر این پیشنهاد را رد کرد و گفت فشار اقتصادی ناشی از محاصره دریایی، تهران را به پیشنهاد بازگشایی تنگه واداشته است.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، نیز ۱۲ مهر گفت پاسخ آمریکا بر پرونده هستهای متمرکز است، در حالی که تهران در مقطع کنونی تنها درباره تنگه هرمز مذاکره میکند.
در تازهترین گزارش درباره این اختلاف، شبکه الحدث ۱۵ مهر به نقل از یک منبع ارشد از بهبنبست رسیدن تلاشهای میانجیگرانه خبر داد. این منبع گفت پیشرفت مذاکرات به پاسخ تهران به خواستههای هستهای ترامپ بستگی دارد و به گفته او، تنگه هرمز پس از از دست رفتن کنترل جمهوری اسلامی بر آن، دیگر اولویت واشینگتن نیست.