اعتراضات انقلاب ملی دیماه ۱۴۰۴ در آذربایجان غربی، تنها به خیابانهای ارومیه یا چند شهر بزرگ محدود نماند. گزارشها و ویدیوهای رسیده به ایران اینترنشنال نشان میدهد دامنه این اعتراضات از شهرهای ترکنشین شمال و مرکز استان تا شهرهای کردنشین جنوب و غرب آن گسترش یافت.
در دومین قسمت از برنامه «جغرافیای انقلاب ملی ایرانیان» به اعتراضات دیماه در استان آذربایجان غربی پرداخته شد.
در این اعتراضات آذربایجان غربی، شعارهای معترضان از مخالفت با جمهوری اسلامی تا حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و تأکید بر اتحاد ملی را دربر گرفت.
از سوی دیگر، روایتهای شاهدان و معترضان درباره سرکوب حاکی از استقرار گسترده نیروهای امنیتی، تیراندازی، ضربوشتم و حتی استفاده از مسجدی در مرکز ارومیه بهعنوان محل نگهداری موقت بازداشتشدگان است.
گستره انقلاب؛ از ارومیه تا شهرهای مرزی
آذربایجان غربی به دلیل موقعیت مرزی، تنوع قومی و پراکندگی مراکز جمعیتی، یکی از متفاوتترین استانهای ایران چه له لحاظ ترکیب جمعیتی و چه حساسیت سیاسی جمهوری اسلامی به شمار میرود.
بررسی دادههای رسیده نشان میدهد اعتراضات دستکم در ارومیه، خوی، سلماس، میاندوآب، بوکان، مهاباد، پیرانشهر و تکاب جریان داشته است؛ شهرهایی که در کنار هم بخش بزرگی از جمعیت استان را در خود جای دادهاند.
ویژگی قابل توجه این اعتراضات، عبور آن از مرزهای قومی و مذهبی بود. در شمال و مرکز استان، شهرهای عمدتا ترکنشین مانند ارومیه، خوی و سلماس شاهد تجمعهای خیابانی بودند و همزمان در جنوب و غرب استان، شهرهای کردنشین مانند مهاباد، بوکان و پیرانشهر با اعتصاب بازار به این موج اعتراضی پیوستند.
در ارومیه، تجمعها در خیابانهای اصلی از جمله خیابان امام، سرداران، استادان، خیام شمالی، فلکه ایالت و محدوده مسجد لطفعلیخان شکل گرفت. در خوی نیز خیابان امام به یکی از کانونهای اصلی اعتراض تبدیل شد.
در شهرهای جنوبی استان، علاوه بر تجمعهای خیابانی، اعتصاب بازار و تعطیلی واحدهای صنفی نیز بخش مهمی از اعتراضات را تشکیل میداد.
در بوکان، مهاباد، پیرانشهر و تکاب، گزارشهای متعددی از تعطیلی بازارها و همراهی اصناف با فراخوانهای اعتراضی منتشر شد؛ موضوعی که نشان میدهد اعتراضات در این شهرها تنها به حضور در خیابان محدود نبود و به نافرمانی مدنی و اقتصادی نیز گسترش پیدا کرد.
فریاد مخالفت با حکومت تا حمایت از پهلوی با شعار آذری
بررسی شعارهای مردم در صدها ویدیوی رسیده نشان میدهد اعتراضات آذربایجان غربی بر چند محور اصلی استوار بود. بخش مهمی از شعارها مستقیما جمهوری اسلامی و رهبر معدوم آن، علی خامنهای، را هدف قرار میداد تا اعتراضها فراتر از مطالبات اقتصادی یا صنفی، ساختار سیاسی حاکم را به چالش بکشد.
در کنار این شعارها، در شهرهای مختلف استان شعارهایی در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و بازگشت او نیز شنیده شد؛ از جمله «جاوید شاه»، «رضاشاه روحت شاد» و «پهلوی برمیگرده». بخشی از این شعارها به زبان ترکی آذری فریاد زده شد. این شعارها در شهرهای مختلف، از ارومیه و خوی تا برخی شهرهای جنوب استان، نشان داد معترضان علاوه بر اعتراض به وضعیت موجود، از یک آلترناتیو سیاسی نیز نام بردند.
همزمان، شعارهایی با مضمون همبستگی و اتحاد ملی نیز در میان معترضان شنیده میشد. این شعارها مطالبه مردم این استان با توجه به تنوع و ترکیب متفاوت قومی و مذهبی آن را نشان میدهد.
سرکوب؛ از کنترل ارتباطات تا خشونت خیابانی
همزمان با گسترش اعتراضات، گزارشهای متعددی از تشدید فضای امنیتی در شهرهای مختلف استان منتشر شد. بر اساس روایتهای مردمی، اختلال و قطع اینترنت در برخی مناطق، استقرار نیروهای امنیتی پیش از آغاز تجمعها، حضور یگان ویژه و نیروهای لباسشخصی و کنترل خیابانهای اصلی، بخشی از اقداماتی بود که هم پیش از اعتراضات و روزهای منتهی به ۱۸ دی و هم در اوج اعتراضات در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی انجام شد.
در بیشتر شهرهای محل اعتراضات، معترضان از استفاده نیروهای امنیتی از باتوم، گاز اشکآور و تیراندازی برای متفرق کردن جمعیت خبر دادند.
در بوکان، پیرانشهر، میاندوآب و سردشت نیز حضور پرشمار نیروهای امنیتی همزمان با اعتصابها و تجمعهای اعتراضی گزارش شد.
روایتهای میدانی همچنین از بازداشت معترضان و برخی عابران، انتقال بازداشتشدگان به مراکز موقت و ادامه حضور نیروهای امنیتی در سطح شهرها پس از پایان تجمعها حکایت دارد.
مسجد لطفعلیخان؛ روایت بازداشتهای خشونتآمیز
یکی از متفاوتترین روایتهای رسیده از اعتراضات آذربایجان غربی، به محدوده مسجد لطفعلیخان در مرکز ارومیه مربوط است. بر اساس گزارشهای مردمی، در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، این مسجد به محلی برای انتقال موقت برخی بازداشتشدگان تبدیل شده بود.
شاهدان میگویند نیروهای امنیتی، معترضان، مجروحان و در برخی موارد حتی عابران را پس از بازداشت به داخل مسجد منتقل میکردند و سپس آنها را به مراکز دیگر میبردند.
همچنین گزارشهایی از استقرار نیروهای مسلح در اطراف مسجد و حضور تکتیراندازان بر بام ساختمانهای اطراف مطرح شده است.
مانند سایر شهرها، فضاها و مراکز عمومی در روند کنترل و بازداشت معترضان مورد استفاده قرار گرفتند. تیراندازی و بازداشت خشونتآمیز معترضان در این استان در بسیاری از روایتهای شهروندان مورد اشاره قرار گرفت.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.