• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

اوکراین چگونه به مدرسه پهپادی کارتل‌های کلمبیایی تبدیل شد

علی رشید
علی رشید

ایران‌اینترنشنال

۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۰۲ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۲۳:۰۵ (‎+۱ گرینویچ)

آسمان کلمبیا، که برای دهه‌ها میدان بی‌رقیب نیروهای دولتی در نبرد با شورشیان و قاچاقچیان بود، اکنون صحنه رقابتی خطرناک شده است؛ رقابتی که ریشه آن را باید تا میدان‌های نبرد دوردست اوکراین دنبال کرد.

بر اساس گزارش تازه روزنامه فایننشال‌تایمز، شبکه‌های جنایی و شورشی کلمبیا افرادی را با پوشش داوطلبان جنگ علیه روسیه به اوکراین می‌فرستند تا در بازگشت، دانش جنگ پهپادی را علیه دولت خودشان به کار گیرند.

اما این داستان تنها گوشه‌ای از پازل بزرگ‌تری است که ریشه در نیم‌قرن جنگ داخلی کلمبیا، اقتصاد پرسود سربازان مزدور بین‌المللی این کشور، و یک تغییر قدرت سیاسی حساس دارد که امروز دقیقاً در کلمبیا رخ می‌دهد.

سرنخی که یک افسر اوکراینی را نگران کرد

تاراس پالیانیتسیا، افسر مرکز استخدام نیروهای خارجی وزارت دفاع اوکراین، به فایننشال‌تایمز گفته که برخی داوطلبان کلمبیایی که به صفوف ارتش اوکراین می‌پیوستند، در بررسی‌های بعدی معلوم شد ریشه در گروه‌های جنایی سازمان‌یافته کلمبیا دارند و پس از شناسایی «به کشورشان بازگردانده شدند».

یک سال پیش از این گزارش، پس از آنکه مرکز اطلاعات ملی مکزیک هشدار داد داوطلبانی از این کشور صرفا برای کسب مهارت پرواز پهپادهای دید اول‌شخص (اف‌پی‌وی) به اوکراین رفته‌اند، سرویس امنیتی اوکراین (اس‌بی‌یو) به همراه اطلاعات نظامی این کشور، تحقیقات مشترکی را درباره نفوذ اعضای کارتل‌های آمریکای لاتین به «لژیون بین‌المللی» اوکراین آغاز کرد.

این تحقیقات، که ابتدا از سوی رسانه فرانسوی اینتلیجنس آنلاین افشا شد، بعدتر دامنه‌اش به اتباع کلمبیایی نیز کشیده شد.

نمونه‌ای که در این پرونده برجسته شده، فردی مکزیکی با نام مستعار «آگیلا-۷» است که با اسناد جعلی سالوادوری در سال ۲۰۲۴ در لویف اوکراین ثبت‌نام کرد و در حالی که خود را داوطلب بشردوستانه معرفی می‌کرد، آموزش کامل پهپاد را گذراند؛ سطح تخصص فنی او، از جمله آشنایی با اقدامات ضدجنگ الکترونیک، بعدها مربیانش را به شک انداخت و ارتباط او با نیروی ویژه نخبه مکزیک (گافه) که برخی اعضای سابقش به کارتل زتاس پیوسته‌اند، کشف شد.

بازرسان اوکراینی همچنین دریافتند دست‌کم سه چریک سابق نیروهای مسلح انقلابی کلمبیا (فارک) با اسناد جعلی پاناما و ونزوئلا وارد لژیون بین‌المللی شده‌اند. گفته می‌شود جابه‌جایی آنان از سوی شبکه‌های وابسته به کارتل‌ها هماهنگ شده بود.

100%

از جنگل‌های کلمبیا تا میدان‌های نبرد یمن، سودان و اوکراین

صدور نیروی جنگی از کلمبیا به خارج پدیده تازه‌ای نیست. شان مک‌فیت، کارشناس سربازان مزدور، به گاردین گفته که استفاده از کهنه‌سربازان کلمبیایی از حدود سال ۲۰۱۰ برای محافظت از تسهیلات نفتی امارات آغاز شد و در جنگ یمن ادامه یافت؛ به‌گفته او، امارات تعداد زیادی مزدور کلمبیایی برای مقابله با شورشیان حوثی به یمن فرستاد که موفق هم بودند. روزنامه ال‌تیمپو در سال ۲۰۱۵ گزارش داده بود حدود ۱۰۰ کلمبیایی به‌عنوان بخشی از دسته بزرگ‌تری وارد یمن شده‌اند.

این الگو در سال‌های اخیر تکرار شده است. در سودان، گروهی به نام «گروه عملیاتی گرگ‌های صحرا»، متشکل از نیروهای بازنشسته ارتش کلمبیا، در کنار نیروهای واکنش سریع (آر‌اس‌اف) در جنگ داخلی این کشور می‌جنگند؛ تحقیقات رسانه بوگوتایی «لا سیا واسیا» نشان داد بیش از ۳۰۰ سرباز سابق کلمبیایی برای این ماموریت استخدام شده‌اند، افشاگری‌ای که به عذرخواهی بی‌سابقه وزارت امور خارجه کلمبیا منجر شد. برخی از این مزدوران بعدها گفتند با وعده حفاظت از تاسیسات نفتی فریب خورده و به میدان محاصره الفاشر کشیده شده‌اند.

اوکراین اکنون آخرین حلقه این زنجیره است. وزیر دفاع کلمبیا، پدرو سانچز، حضور این افراد در جبهه‌های دوردست را «واقعیتی تلخ» توصیف کرده که علتش تفاوت چشمگیر حقوق‌های پیشنهادی با مستمری بازنشستگی نظامیان کلمبیایی است.

به‌گفته فایننشال تایمز، تا ۵۰۰ کلمبیایی در چهار سال جنگ اوکراین با روسیه جان خود را از دست داده‌اند.

100%

آسمانی که دیگر در انحصار دولت نیست

نقطه عطف واقعی در کلمبیا به سال ۲۰۱۸ برمی‌گردد، وقتی نخستین گزارش‌های استفاده از پهپاد از سوی جبهه اولیور سینیسترا، یکی از انشعابات فارک، در منطقه توماکو ثبت شد.

آن زمان پهپادها صرفا ابزار دیده‌بانی بودندُ اما از ۲۰۲۲ به بعد، گروه‌های شورشی شروع به رهاسازی نارنجک از روی پهپادها بر ایستگاه‌های پلیس و پایگاه‌های ارتش کردند و تا سال ۲۰۲۴، فرمانده ارشد جناح منشعب از فارک با لقب «ایوان موردیسکو» این تاکتیک را چنان تکمیل کرد که حتی نخستین دوره آموزشی رسمی برای اپراتورهای پهپاد را در صفوف خود برگزار کرد.

کلان دل گلفو (گروه خلیج)، بزرگ‌ترین کارتل مواد مخدر کلمبیا با حدود ۷۵۰۰ عضو طبق برآورد اطلاعات نظامی، تا سال ۲۰۲۴ کاربرد پهپاد را به مشاهده محدود کرده بود، اما از سال ۲۰۲۵ به استفاده از پهپادهای مسلح به مواد منفجره در ایالت‌های بولیوار و کوردوبا روی آورد.

100%

نمونه هولناک این روند در ۲۱ اوت ۲۰۲۵ رقم خورد، زمانی که پهپادی مملو از مواد منفجره یک بالگرد نیروی هوافضای کلمبیا را که در عملیات ریشه‌کنی مزارع کوکا در آنتیوکیا فعالیت می‌کرد، سرنگون کرد و به کشته‌شدن دست‌کم ۱۲ نفر منجر شد؛ وزیر دفاع کلمبیا مستقیما این حمله را به کلان دل گلفو نسبت داد.

بر اساس تحقیقات مجله آرژانتینی پوکارا، تا اوت ۲۰۲۵ بیش از ۲۶۰ حمله پهپادی در کلمبیا ثبت شده بود که تنها در سال ۲۰۲۴، ۱۰۸ مورد از آن‌ها رخ داده و در همان سال ۱۲ نظامی و پلیس جان خود را از دست دادند و بیش از ۱۰۹ نفر دیگر زخمی شدند.

طبق گزارش فایننشال‌تایمز، وزارت دفاع کلمبیا میان سال‌های ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۵ رقم ۲۶۴ حمله پهپادی را ثبت کرده که بیشتر آن‌ها با پهپادهای مصرفی ارزان و مجهز به مواد منفجره صورت گرفته‌اند.

در ماه مه یک سرباز در منطقه‌ مزارع کوکا کشته و شش نفر زخمی شدند، در آوریل حملات پهپادی سه سرباز را نزدیک مرز اکوادور به کام مرگ کشاند و یک سامانه رادار نظامی را در استان کاوکا هدف قرار داد، و در دسامبر گذشته حمله‌ای به یک پایگاه هفت نظامی را کشت.

پدرو سانچز، که خود ژنرال نیروی هوایی است، وضعیت را چنین توصیف کرده است: «صنعت پهپاد به شکل انفجاری رشد کرده و جنایتکاران این فناوری را برای حملات خود تطبیق داده‌اند؛ این چالش بزرگی برای برتری هوایی در میدان نبرد است.»

او می‌گوید ارتش کلمبیا سال گذشته موفق شد ۹۶ درصد از حملات پهپادی را با اختلال فرکانس یا انهدام مستقیم دستگاه‌ها خنثی کند.

100%

چه چیزی در اوکراین یاد می‌گیرند؟

آنچه این پرونده را از یک درگیری داخلی صرف به یک نگرانی بین‌المللی تبدیل می‌کند، سطح دانش فنی‌ است که به‌گفته منابع فایننشال‌تایمز، شبکه‌های کلمبیایی به‌دنبال کسب آن در اوکراین هستند.

یک خلبان پهپاد کلمبیایی که در جبهه زاپوریژیا با این روزنامه گفت‌وگو کرده، توضیح داد که استخدام‌کنندگان کارتل‌ها به‌طور خاص به‌دنبال آموزش تجهیز و هدایت پهپادهای اف‌پی‌وی هستند، پهپادهایی که به‌دلیل مانورپذیری بالا سرنگون‌کردنشان دشوارتر است: «این پهپادها هم‌اکنون در کلمبیا به‌کار گرفته می‌شوند، اما چیزی که هنوز نمی‌دانند این است که چگونه ارتباط بین پهپاد و اپراتور را رمزگذاری کنند یا مواد منفجره را همان‌گونه که در اوکراین انجام می‌شود، نصب کنند.»

نگرانی دیگر، تلاش گروه‌های مسلح برای خرید پهپادهایی است که با کابل‌های فیبر نوری فوق‌نازک به سامانه‌های زمینی متصل می‌شوند تا بر اختلال فرکانس رادیویی ارتش کلمبیا غلبه کنند؛ تاکتیکی که پیش‌تر در جنگ روسیه-اوکراین ابداع شد و گروه حزب‌الله لبنان نیز آن را در درگیری با اسرائیل به‌کار گرفته است.

پالیانیتسیا، افسر استخدام اوکراینی، درباره کیفیت این نیروها می‌گوید: «کلمبیایی‌ها می‌توانند به‌سرعت یاد بگیرند و خود را با شرایط تطبیق دهند و شرایط سخت خدمت را تحمل کنند. آن‌ها خود را نزد فرماندهانی که واقعا این افراد را دوست دارند، اثبات کرده‌اند.»

یک مقام امنیتی اوکراینی ناشناس در گفت‌وگو با اینتلیجنس آنلاین این پارادوکس را تلخ‌تر بیان کرده بود: «ما داوطلبان را با حسن‌نیت پذیرفتیم، اما اکنون باید بپذیریم که اوکراین به پلتفرمی برای انتشار جهانی تاکتیک‌های اف‌پی‌وی تبدیل شده است. برخی برای یادگیری کشتن با پهپادی ۴۰۰ دلاری می‌آیند، سپس این دانش را به بالاترین خریدار می‌فروشند».

100%

سیاست «صلح کامل» و بازگشت به میدان جنگ

برای درک اینکه چرا این گروه‌های مسلح اکنون این‌قدر قدرتمند شده‌اند که بتوانند نیرو به اوکراین بفرستند، باید به تجربه پرمناقشه سیاست «صلح کامل» رییس‌جمهوری مستعفی گوستاوو پترو نگاه کرد.

پترو که در سال ۲۰۲۲ به‌عنوان نخستین رییس‌جمهوری چپ‌گرای تاریخ کلمبیا روی کار آمد، سه سال را صرف مذاکره هم‌زمان با تقریبا تمام گروه‌های مسلح کشور، از شورشیان چپ‌گرا مانند ارتش آزادی‌بخش ملی (ای‌ال‌ان) تا کارتل‌های جنایی مانند گروه خلیج، کرد.

اما به‌گفته تحلیلگران، این سیاست عملا به گروه‌های مسلح فضایی امنیتی‌ داد که در آن بدون هزینه چندانی رشد کنند؛ آتش‌بس‌های دوجانبه بدون مکانیسم راستی‌آزمایی یا محدودیت بر استخدام نیرو آغاز شدند و همین موضوع به گروه‌های مسلح اجازه داد ابتکار عمل را در دست بگیرند.

دیوان قانون اساسی کلمبیا در نوامبر ۲۰۲۳ نیز حکم داد دولت تنها می‌تواند با گروه‌های دارای «وضعیت سیاسی» مذاکره کند، نه سازمان‌های صرفا جنایی مانند گروه خلیج. همین حکم مسیر مذاکره را عملا مسدود کرد.

به این ترتیب در حالی که پترو کاخ ریاست‌جمهوری را ترک می‌کند، گروه خلیج همچنان بزرگ‌ترین گروه مسلح کلمبیا باقی مانده است. در روزهای پایانی دولت او، ارتش کلمبیا در چارچوب عملیاتی به نام «آونجر» نهمین حمله هوایی خود علیه این کارتل را در آنتیوکیا انجام داد؛ حمله‌ای که بخشی از مجموعه‌ای از ۲۵ بمباران هوایی بود که پترو در طول ریاست‌جمهوری‌اش دستور داده بود. این چرخش از مذاکره به رویکرد نظامی، نشانه شکست عملی طرح «صلح کامل» تلقی می‌شود.

۱۶ مرداد، دقیقا روزی است که آبلاردو د لا اسپریا، رییس‌جمهوری منتخب کلمبیا که در انتخاباتی نزدیک با نتیجه ۴۹.۶ درصد در برابر ۴۸.۷ درصد پیروز شد، کار خود را به‌طور رسمی از روز جمعه ۱۶ مرداد آغاز کرد.

او متعهد شده از همان روز نخست، تمام سیاست «صلح کامل» پترو را کنار بگذارد، دستورهای بازداشت معلق‌شده علیه اعضای گروه‌های مسلح غیرقانونی را دوباره فعال کند و تیم حقوقی ویژه‌ای برای پیگیری قضایی این گروه‌ها تشکیل دهد.

طرحی نیز به کنگره کلمبیا رسیده که عملا لغو قانونی سیاست صلح کامل را رسمیت می‌بخشد و تنها مسیر «تسلیم به قانون عادی» را برای گروه‌های مسلح باقی می‌گذارد.

کلمبیا، نه مکزیک، مرکز جدید جنگ پهپادی در آمریکای لاتین

آنچه این پرونده را از نمونه مشابه مکزیکی متمایز می‌کند، مقیاس آن است. بر اساس گزارش گروه نظارت بر درگیری‌ها (ACLED)، اگرچه گروه‌های جنایی مکزیکی از سال ۲۰۲۱ نخستین بار از پهپادهای مسلح استفاده کردند، اما کلمبیا اکنون به کانون اصلی جنگ پهپادی در قاره آمریکا تبدیل شده و حملات پهپادی مسلحانه در این کشور از هر جای دیگری در منطقه، از جمله مکزیک، بیشتر است.

این واقعیت اهمیت گزارش فایننشال‌تایمز را دوچندان می‌کند: آنچه در جبهه‌های اوکراین آموزش داده می‌شود، مستقیما به میدانی منتقل می‌شود که همین حالا هم پیشتاز جنگ پهپادی غیرمتعارف در نیم‌کره غربی است.

Banner

پربازدیدترین‌ها

یکی از بستگان خامنه‌ای آشکارا در پی جذب نیرو برای گذر از جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی است
۱

یکی از بستگان خامنه‌ای آشکارا در پی جذب نیرو برای گذر از جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی است

۲

لیست ممنوعه کریستیانو؛ ۱۰ چهره‌ای که در مراسم عروسی رونالدو و جورجینا جایی ندارند

۳

روایت فداکاری‌های محمد صلاح؛ از سفرهای ۹ ساعته تا خوابیدن زیر آسمان قاهره

۴

شاهزاده رضا پهلوی: حقوق ایران در دریای کاسپین قابل معامله نیست

۵

پیکر نیلوفر حدادی، دوبلور، که پیش‌تر با اتهام «جاسوسی» بازداشت شده بود، در خانه‌اش پیدا شد

انتخاب سردبیر

  • سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس: حذف ارز دارو می‌تواند ۱۴۰۶ را به «سال کشتار بیماران» تبدیل کند

    سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس: حذف ارز دارو می‌تواند ۱۴۰۶ را به «سال کشتار بیماران» تبدیل کند

  • تهران با طولانی کردن جنگ در پی ضربه زدن به ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای است
    تحلیل

    تهران با طولانی کردن جنگ در پی ضربه زدن به ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای است

  • نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند
    تحلیل

    نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند

  • رییس‌جمهور تشریفات؛ پزشکیان در حاشیه روزهای جنگ
    تحلیل

    رییس‌جمهور تشریفات؛ پزشکیان در حاشیه روزهای جنگ

  • هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد
    تحلیل

    هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

عربده‌کشی‌های اقتصاد سیاسی؛ پشت حملات محمدباقر خرازی چه منافعی قرار دارد؟

۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ۲۰:۴۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
فریبرز کلانتری
100%

محمدباقر خرازی، دبیرکل حزب‌الله ایران، بعد از کشته شدن عمویش، کمال خرازی، در جنگ ۴۰ روزه جرات یافته تا فیلم‌های بیشتری از خودش در فضای مجازی منتشر کند و ارکان مختلف نظام را زیر سوال ببرد.

بیشتر واکنش‌ها به سخنان تازه دبیرکل حزب‌الله ایران سیاسی بود. بعضی آن را نشانه شکاف میان دولت مسعود پزشکیان و حلقه نزدیک به رهبر جدید جمهوری اسلامی دانستند.

برخی دیگر گفتند خرازی مامور شده زمینه حذف رییس دولت، تضعیف محمدباقر قالیباف یا تغییر آرایش شورای عالی امنیت ملی را فراهم کند.

گروهی هم سخنان او را بخشی از دعوای قدیمی میان شبکه‌های امنیتی و سیاسی جمهوری اسلامی دیدند.

این تحلیل‌ها ممکن است بخشی از ماجرا را توضیح دهند، اما یک بخش مهم را نادیده می‌گیرند: اقتصاد سیاسی خانواده خرازی.

برای فهم رفتار چهره‌های نزدیک به هسته سخت قدرت نباید فقط به مواضع سیاسی آن‌ها نگاه کرد.

باید دید خودشان و خانواده‌شان چه منافع اقتصادی دارند، از چه شرکت‌هایی سود می‌برند، چه خسارت‌هایی دیده‌اند و برای جبران این خسارت‌ها به چه منابعی چشم دوخته‌اند.

  • یکی از بستگان خامنه‌ای آشکارا در پی جذب نیرو برای گذر از جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی است

    یکی از بستگان خامنه‌ای آشکارا در پی جذب نیرو برای گذر از جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی است

نمایش دسترسی به بیت

خرازی در سخنان تازه‌اش با لحنی آمرانه درباره پزشکیان، مجتبی خامنه‌ای، روسای پیشین دولت و چهره‌هایی مانند قالیباف حرف می‌زند.

او مدعی است از مناسبات درونی قدرت خبر دارد، نامه‌ها و استعفاهای رییس‌جمهور را می‌شناسد و از تصمیم‌هایی آگاه است که هنوز رسما اعلام نشده‌اند.

دفتر مجتبی خامنه‌ای ۱۳ مرداد بخشی از این ادعاها، از جمله نقل‌قول منتسب به واکنش او به نامه استعفای پزشکیان، را رسما تکذیب کرد و گفت مطالب خارج از مجاری رسمی دفتر رهبر جمهوری اسلامی سندیت ندارد.

خرازی تلاش می‌کند به مخاطب بقبولاند که یک تحلیلگر بیرون از ساختار نیست. او خود را کسی نشان می‌دهد که دهه‌ها با خانواده خامنه‌ای ارتباط سببی و نسبی داشته، با مجتبی خامنه‌ای رفاقت کرده و به اسرار پنهان بیت دسترسی دارد.

در یکی از روایت‌هایش حتی درباره برادر وحید حقانیان ادعا کرده که او با سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا ارتباط داشته است.

این ادعا تا امروز با سند قابل بررسی همراه نشده؛ نه مدرک مستقلی منتشر شده و نه منبعی معتبر آن را تایید کرده است.

اهمیت این ادعاها فقط در درستی یا نادرستی آن‌ها نیست. خرازی با طرح چنین موضوعاتی، برای خودش نوعی قدرت می‌سازد.

پیام او این است: «من از پرونده‌ها، روابط خانوادگی، اختلاف‌ها و اسرار درون حکومت خبر دارم. من کسی نیستم که بتوان به‌سادگی نادیده‌اش گرفت.»

این نمایش قدرت را باید کنار موقعیت اقتصادی خانواده او گذاشت.

  • نوبیتکس، یک استارت‌آپ ساده یا محلی برای دور زدن تحریم‌ها با مدیر تحریم‌شده؟

    نوبیتکس، یک استارت‌آپ ساده یا محلی برای دور زدن تحریم‌ها با مدیر تحریم‌شده؟

رد پول، نوبیتکس و شبکه آقامیر

بر اساس گزارش تحقیقی رویترز که اردیبهشت‌ماه منتشر شد، علی و محمد خرازی، دو پسر محمدباقر خرازی، با استفاده از نام خانوادگی «آقامیر» در تاسیس و اداره نوبیتکس نقش اصلی داشته‌اند؛ نهادی که به بزرگ‌ترین صرافی رمزارز ایران تبدیل شد.

نوبیتکس بیش از ۱۱ میلیون کاربر دارد و برآورد می‌شود حدود ۷۰ درصد معاملات رمزارزی کشور را در اختیار داشته باشد. رویترز حجم کل رمزارز پردازش‌شده در این صرافی را نزدیک به ۱۱ میلیارد دلار گزارش کرده است.

این رقم به معنی سود شخصی بنیان‌گذاران نیست، اما می‌توان با اطمینان گفت آن‌ها در راس یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین کسب‌وکارهای مالی ایران قرار گرفته‌اند.

این شرکت در اقتصاد تحریم‌زده کشور نقش کلیدی داشته و بخش بزرگی از مبادلات رمزارزی ایران را در اختیار گرفته است.

رویترز همچنین بر پایه داده‌های شرکت‌های تحلیل بلاک‌چین گزارش داد میلیون‌ها تا صدها میلیون دلار از منابع مرتبط با نهادهای تحریم‌شده، از جمله بانک مرکزی و سپاه پاسداران، از مسیر نوبیتکس عبور کرده است.

نوبیتکس ارتباط سازمان‌یافته با نهادهای حکومتی را رد کرده و گفته چنین انتقال‌هایی، اگر رخ داده، بدون اطلاع مدیریت بوده است.

یک ماه بعد، وزارت خزانه‌داری آمریکا نوبیتکس، مدیرعامل آن و برادران خرازی را تحریم کرد.

نوبیتکس پیش‌تر نیز در جریان یک حمله سایبری بزرگ، حدود ۹۰ تا ۱۰۰ میلیون دلار خسارت دیده بود.

مدیران شرکت گفتند زیان کاربران را از منابع داخلی شرکت و سرمایه سهام‌داران جبران کرده‌اند.

پس از این خسارت و تحریم، مدیرعامل نوبیتکس در نامه‌ای به وزیر ارتباطات خواستار پیگیری دریافت وام ارزی از منابع صندوق توسعه ملی شد.

نوبیتکس بعدتر اعلام کرد این نامه در پاسخ به فراخوان دولت برای معرفی کسب‌وکارهای آسیب‌دیده از جنگ ارسال شده است.

همین‌جاست که بحث از سیاست صرف خارج می‌شود.

صندوق توسعه ملی از منابع عمومی کشور تغذیه می‌شود. این صندوق برای نجات سهام‌داران یک شرکت خصوصی از پیامدهای هک، تحریم یا ضعف مدیریت ریسک ساخته نشده است.

اگر یک صرافی خصوصی در دوره رونق، درآمد و سود خود را میان مالکان و سهام‌داران تقسیم می‌کند، چرا در دوره خسارت باید منابع عمومی وارد ماجرا شود؟

می‌توان به آن گفت سیاست خصوصی‌سازی سود، اجتماعی‌سازی زیان.

  • فسادی که دیده می‌شد اما سیستمی نبود

    فسادی که دیده می‌شد اما سیستمی نبود

مرز میان واقعیت و فرضیه

اگرچه سندی در دست نیست که نشان دهد خرازی با انتقاد از پزشکیان، قالیباف یا دیگر مقام‌ها در پی وادار کردن دولت به پذیرش درخواست مالی پسرانش است، اما نبود چنین سندی نیز هم‌زمانی این رخدادها را بی‌اهمیت نمی‌کند.

این‌جاست که روزنامه‌نگار حق دارد بپرسد آیا منافع اقتصادی خانواده خرازی در مواضع سیاسی پدر هیچ نقشی ندارد؟ آیا حمله به دولت و نمایش نزدیکی به رهبر جدید می‌تواند ابزاری برای افزایش قدرت چانه‌زنی خانواده باشد؟

وقتی پدر خانواده‌ای بانفوذ هم‌زمان با مشکلات مالی و تحریمی شرکت پسرانش، رییس دولت را تحقیر می‌کند، درباره آینده مقامات تصمیم می‌گیرد و از رابطه ۴۰ ساله با رهبر جدید سخن می‌گوید، نمی‌توان منافع اقتصادی را کاملا نادیده گرفت.

نمایش دسترسی به بیت، حتی اگر بخشی از آن اغراق‌آمیز باشد، برای مدیران دولتی، بانک‌ها و نهادهای تصمیم‌گیر یک پیام دارد: با یک متقاضی عادی روبه‌رو نیستید.

خرازی ممکن است واقعا درگیر یک نزاع سیاسی باشد یا بخواهد جایگاه خود را در ساختار جدید قدرت تثبیت کند. اما تا وقتی شرکت متعلق به پسرانش از دولت درخواست استفاده از منابع عمومی دارد، سخنان سیاسی او را نمی‌توان بدون بررسی تعارض منافع تحلیل کرد.

برای فهم عربده‌های اقتصاد سیاسی خرازی، پرسش درست این نیست که او طرفدار کدام جناح است یا با کدام رییس دولت دشمنی دارد.

پرسش درست این است: خانواده او چه چیزی برای از دست دادن دارد و از دولت و مجتبی خامنه‌ای چه می‌خواهد؟

در جمهوری اسلامی، قدرت سیاسی اغلب مسیر دسترسی به منابع اقتصادی را باز می‌کند و این بار هم، پیش از شنیدن ادامه سخنرانی‌ها، شاید بهتر باشد رد پول را دنبال کرد.

نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند

۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ۱۸:۱۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
تهمینه رستمی
100%

رئالیتی‌شوهای ایرانی تولیدشده در ترکیه، فراتر از سرگرمی، تصویری فشرده از بخشی از جامعه مهاجر ایرانی ارائه می‌کنند؛ جوانانی که آزادی بیشتری در انتخاب ظاهر، روابط و سبک زندگی یافته‌اند، اما هم‌زمان با نااطمینانی شغلی، اقامتی و هویتی زندگی می‌کنند.

این برنامه‌ها که در سال‌های اخیر عمدتا در ترکیه تولید و از یوتیوب منتشر شده‌اند، در ظاهر درباره رابطه عاطفی، مد، رقابت و سرگرمی هستند، اما توجه گسترده‌ای که پیرامون آنها شکل گرفته، امکان دیگری برای نگاه کردن به این برنامه‌ها فراهم می‌کند.

پشت روابط، دعواها، پوشش‌ها، تتوها و حاشیه‌هایی که به شبکه‌های اجتماعی کشیده می‌شوند، بخشی از تحولات جامعه امروز ایران قابل مشاهده است: مهاجرت، تغییر روابط زن و مرد، بی‌ثباتی اقتصادی، بازتعریف بدن و هویت، شهرت اینترنتی و زندگی در فاصله میان رفتن و رسیدن.

شرکت‌کنندگان این برنامه‌ها نماینده همه جوانان ایرانی نیستند. ورود به چنین فضایی خود مستلزم نوعی گزینش است: امکان خروج از ایران، آمادگی برای نمایش زندگی شخصی، مهارت حضور مقابل دوربین و توانایی تبدیل خود به یک شخصیت رسانه‌ای.

اهمیت این گروه نه در نمایندگی آماری، بلکه در آن است که برخی تناقض‌های جامعه امروز ایران را با شدت و وضوح بیشتری مقابل چشم مخاطب قرار می‌دهد.

  • عشق ابدی؛ برنامه دوست‌یابی پربیننده ایرانی که محدودیت‌ها را به چالش کشیده است

    عشق ابدی؛ برنامه دوست‌یابی پربیننده ایرانی که محدودیت‌ها را به چالش کشیده است

ترکیه؛ مقصد یا ایستگاه؟

برای بخشی از ایرانیان، ترکیه نه مقصد نهایی مهاجرت، بلکه یکی از ایستگاه‌های نخست خروج از ایران است.

نزدیکی جغرافیایی، رفت‌وآمد نسبتا آسان‌تر و حضور شبکه گسترده‌ای از ایرانیان، این کشور را به فضایی میان مبدا و مقصد تبدیل کرده است.

بر اساس گزارش سازمان بین‌المللی مهاجرت، در پایان سال ۲۰۲۵ بیش از ۳.۶ میلیون تبعه خارجی در ترکیه حضور داشتند و یک میلیون و ۱۵۱ هزار و ۹۶۹ نفر از آنان دارای انواع اجازه اقامت بودند.

ایران نیز در کنار چند کشور دیگر، از مبداهای مهم متقاضیان و دارندگان حمایت بین‌المللی در ترکیه بوده است.

اما مساله اصلی فقط تعداد مهاجران نیست. برای بخشی از آنان، اقامتی که قرار بوده موقت باشد، به چند سال زندگی تبدیل می‌شود. فرد هنوز نمی‌داند در ترکیه خواهد ماند، راهی اروپا یا آمریکای شمالی خواهد شد یا در نهایت به ایران بازخواهد گشت.

در چنین شرایطی، موقت بودن دیگر تنها یک وضعیت حقوقی نیست؛ به شیوه زندگی تبدیل می‌شود. کسی که نمی‌داند چند سال بعد در کدام کشور خواهد بود، دشوارتر می‌تواند برای شغل، خانواده، رابطه عاطفی یا آینده مالی خود تصمیم بلندمدت بگیرد.

یکی از مهم‌ترین تناقض‌های این زندگی، فاصله میان آزادی فردی و ثبات است. خروج از ایران برای بسیاری آزادی بیشتری در پوشش، رابطه عاطفی، ظاهر و نحوه حضور در فضای عمومی ایجاد می‌کند، اما آزادی بیشتر لزوما به امنیت بیشتر منجر نمی‌شود.

اقامت ممکن است موقت باشد، درآمد ثابت نباشد و مقصد بعدی همچنان نامعلوم بماند.

این همان نقطه‌ای است که تصویر ساده مهاجرت به‌عنوان رهایی را پیچیده می‌کند: فرد ممکن است بر بدن و سبک زندگی خود اختیار بیشتری پیدا کرده باشد، اما هم‌زمان کنترل کمتری بر آینده اقتصادی و جغرافیایی خود داشته باشد.

100%

اقتصاد توجه؛ از تتو و رابطه تا درآمد تبلیغاتی

در این شرایط، حضور در یک برنامه پربیننده می‌تواند برای یک جوان مهاجر معنایی بسیار فراتر از سرگرمی داشته باشد. دیده‌شدن خود می‌تواند به سرمایه تبدیل شود.

شرکت‌کننده‌ای که پیش از برنامه مخاطب محدودی داشته، ممکن است در چند هفته هزاران دنبال‌کننده تازه به دست آورد.

پس از آن، صفحه شخصی او می‌تواند محل تبلیغ فروشگاه‌ها، خدمات زیبایی، پوشاک، رستوران‌ها و کسب‌وکارهای ایرانی باشد. بازدید و تعداد دنبال‌کننده در این فضا مستقیما ارزش اقتصادی پیدا می‌کند.

برای مهاجری که ممکن است شغل ثابت، سرمایه مالی یا دسترسی مناسبی به بازار کار نداشته باشد، مخاطب می‌تواند بخشی از این کمبود را جبران کند.

به همین دلیل، پایان برنامه لزوما پایان رقابت نیست. رقابت اصلی پس از خروج آغاز می‌شود: چه کسی می‌تواند توجه را حفظ کند و آن را به تبلیغ و درآمد تبدیل کند؟

این منطق بخشی از حاشیه‌های مداوم پیرامون شرکت‌کنندگان را توضیح می‌دهد. جدایی، اختلاف، رابطه تازه، پاسخ به دیگری یا افشاگری می‌تواند دوباره نام فرد را وارد گردش شبکه‌های اجتماعی کند.

این به معنای ساختگی بودن همه تنش‌ها نیست؛ مساله این است که پلتفرم‌ها به اتفاق غیرعادی و درگیری، توجه بیشتری می‌دهند.

در نتیجه، حتی زندگی خصوصی نیز وارد چرخه تولید محتوا می‌شود. رابطه عاطفی، شکست، حسادت، دوستی و بدن می‌توانند بازدید ایجاد کنند. آنچه زمانی خصوصی بود، بخشی از سرمایه حرفه‌ای فرد می‌شود.

تتوهای متعدد، پیرسینگ، پوشش و ظاهر متفاوت بسیاری از شرکت‌کنندگان در همین بستر معنای بیشتری پیدا می‌کند.

بدن فقط محل زیبایی‌آرایی نیست؛ برای فردی که اقامت، شغل و کشور آینده‌اش ممکن است در کنترل کامل او نباشد، بدن یکی از حوزه‌هایی است که همچنان می‌تواند درباره آن تصمیم بگیرد.

این موضوع برای مخاطب داخل ایران معنای دیگری هم دارد. بدن و پوشش در ایران دهه‌ها موضوع قانون‌گذاری و مداخله حکومت بوده‌اند. بنابراین نمایش آزادانه تتو یا پوشش متفاوت فقط یک انتخاب ظاهری نیست؛ نشانه‌ای از فاصله میان دو شکل زندگی است.

با این حال، تغییر جغرافیا الزاما نگرش‌ها را با همان سرعت تغییر نمی‌دهد. روابط زنان و مردان در این برنامه‌ها آزادانه‌تر از رسانه‌های رسمی ایران نمایش داده می‌شود، اما حسادت، کنترل‌گری، کلیشه‌های جنسیتی و الگوهای نابرابر نیز ممکن است در همان محیط بازتولید شوند.

فرد از مرز سیاسی عبور کرده، اما لزوما تمام مرزهای ذهنی و فرهنگی گذشته را پشت سر نگذاشته است.

  • کارنامه ۴۵ سال حکومت جمهوری اسلامی: از هر ۱۵ ایرانی، یک نفر کشور را ترک کرده است

    کارنامه ۴۵ سال حکومت جمهوری اسلامی: از هر ۱۵ ایرانی، یک نفر کشور را ترک کرده است

نسلی که هنوز به مقصد نرسیده است

تعلیق فقط به شرکت‌کنندگان جوان محدود نیست. در کنار آنان، گاه چهره‌هایی حضور دارند که سال‌ها پیش در ایران شهرت گسترده و موقعیت حرفه‌ای تثبیت‌شده‌ای داشته‌اند.

فاصله این دو گروه روشن است. یک گروه می‌خواهد تازه مشهور شود؛ گروه دیگر شهرت را تجربه کرده و اکنون می‌کوشد جایگاه خود را در محیطی تازه حفظ یا بازسازی کند.

اما مهاجرت میان آنها یک نقطه مشترک ایجاد می‌کند: هیچ‌کدام دقیقا نمی‌دانند مسیر بعدی به کجا ختم خواهد شد.

برای هنرمندی که زمانی در سینما یا تلویزیون ایران در مرکز توجه بوده، اجرای یک شوی اینترنتی می‌تواند قراردادی مناسب و راهی برای ادامه ارتباط با مخاطب باشد.

با این حال، پرسش درباره آینده باقی می‌ماند: آیا این آغاز فصل حرفه‌ای تازه‌ای است، یک توقف موقت است یا جایگزینی برای موقعیتی که دیگر در دسترس نیست؟

در یک سوی قاب کسانی قرار دارند که می‌خواهند مشهور شوند و در سوی دیگر کسانی که نمی‌خواهند فراموش شوند.

تعلیق مهاجرت زمانی روشن‌تر می‌شود که احتمال بازگشت را نیز جدی بگیریم. مهاجرت همیشه حرکتی یک‌طرفه نیست. کسی ممکن است امروز در ترکیه باشد، فردا برای رفتن به اروپا تلاش کند و چند سال بعد به دلایل خانوادگی، اقتصادی، شغلی یا شخصی به ایران بازگردد.

حتی در مواردی افرادی پس از دوره‌ای فعالیت در خارج از کشور به ایران بازگشته‌اند و در رسانه‌های رسمی جمهوری اسلامی از بخشی از فعالیت‌ها یا مواضع گذشته خود فاصله گرفته یا ابراز ندامت کرده‌اند.

چنین مواردی را نمی‌توان به همه مهاجران تعمیم داد، اما اهمیتشان در نشان دادن شکنندگی تصمیم به مهاجرت است. کسی که امروز تصور می‌کند برای همیشه رفته، لزوما نمی‌داند چند سال بعد کجا خواهد ایستاد و چه روایتی از گذشته خود ارائه خواهد کرد.

مخاطب داخل ایران نیز درست در همین نقطه وارد ماجرا می‌شود. او فقط زندگی چند جوان را تماشا نمی‌کند؛ چند امکان متفاوت برای آینده را می‌بیند.

آزادی بیشتر، درآمد اینترنتی، مهاجرت، ناامنی شغلی، رابطه عاطفی آزادتر، شهرت، شکست و حتی بازگشت، همه در یک قاب کنار هم قرار گرفته‌اند.

شاید به همین دلیل است که اهمیت این رئالیتی‌شوها از خود برنامه‌ها بیشتر می‌شود. آنها تصویری از بخشی از نسلی ارائه می‌کنند که دیگر نمی‌توان آن را به دو گروه ساده کسانی که رفته‌اند و کسانی که مانده‌اند تقسیم کرد.

گروهی در میانه این دو وضعیت زندگی می‌کنند؛ هنوز با ایران نسبت دارند، اما زندگی‌شان دیگر کاملا ایرانیِ داخل کشور نیست؛ خارج شده‌اند، اما هنوز در جامعه دیگری ریشه ندوانده‌اند.

برزخ اصلی این نسل شاید حتی میان ایران و ترکیه یا ایران و اروپا نباشد. مساله عمیق‌تر، از دست رفتن قطعیت است. خانه دیگر فقط جایی نیست که پشت سر گذاشته شده و مقصد هم لزوما جایی نیست که به آن رسیده‌اند.

گذشته همچنان در زبان، روابط، ترس‌ها و عادت‌هایشان حضور دارد و آینده هنوز آن‌قدر تثبیت نشده که بتوان بر اساس آن هویت تازه‌ای ساخت.

در چنین وضعیتی، حتی دیده شدن می‌تواند راهی برای اثبات وجود باشد؛ تلاشی برای ساختن جایگاهی در جهانی که بسیاری از نشانه‌های ثابت زندگی پیشین از آن حذف شده‌اند.

رئالیتی‌شوها این وضعیت را ایجاد نکرده‌اند و پاسخی هم برای آن ندارند. فقط چیزی را مقابل دوربین گذاشته‌اند که پیش از آن پراکنده و کمتر دیده می‌شد: نسلی که از جایی بیرون آمده، اما هنوز به جای دیگری تعلق پیدا نکرده است.

شاید مهم‌ترین پرسش این نسل دیگر انتخاب میان ماندن و بازگشت نباشد. پرسش اصلی این است که در جهانی با این همه امکان و در عین حال این همه بی‌ثباتی، کجا می‌توان احساس تعلق کرد و سرانجام به جایی «رسید».

عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان پیمان دفاعی مشترک امضا کردند

۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ۱۷:۵۳ (‎+۱ گرینویچ)
100%
Turkish President Tayyip Erdogan, Saudi Crown Prince Mohammed bin Salman, and Pakistan's Prime Minister Shehbaz Sharif pose after signing a joint defence agreement in Mecca, Saudi Arabia, August 7, 2026.

عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه توافق‌نامه دفاعی مشترکی امضا کردند؛ اقدامی که در بحبوحه تنش‌های خاورمیانه، سه متحد آمریکا را در برابر تهدیدهای امنیتی ناشی از حملات جمهوری اسلامی و گروه‌های نیابتی آن به یکدیگر نزدیک‌تر می‌کند.

این توافق جمعه ۱۶ مرداد در مکه به امضای محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، رجب طیب اردوغان، رییس‌جمهوری ترکیه و شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، رسید.

این سه کشور در بیانیه‌ای مشترک اعلام کردند «توافق‌نامه دفاعی مشترک مکه» با هدف «تقویت بازدارندگی جمعی در برابر هرگونه اقدام تجاوزکارانه» تنظیم شده و بر اساس آن، حمله مسلحانه به هر یک از اعضا، حمله به هر سه کشور تلقی خواهد شد.

خبرگزاری رویترز نوشت با این حال، در بیانیه جزییاتی درباره تعهدات عملی طرف‌ها ارائه نشده و مشخص نیست این توافق تا چه اندازه آنها را به اقدام نظامی برای دفاع از یکدیگر ملزم می‌کند.

جودت ییلماز، معاون رییس‌جمهوری ترکیه، اعلام کرد این توافق علیه هیچ کشور مشخصی تنظیم نشده است.

یک مقام دیگر ترکیه نیز تاکید کرد این توافق «صرفا ماهیتی دفاعی» دارد و هیچ‌یک از توافق‌های امنیتی سه کشور با سایر دولت‌ها را لغو یا نقض نمی‌کند.

به نوشته رویترز، آنکارا، ریاض و اسلام‌آباد نسبت به رویکردهای تهاجمی اسرائیل و جمهوری اسلامی نگرانی‌های مشترکی دارند.

ابراهیم رضایی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، توافق دفاعی مشترک ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان را «کاغذی» خواند و تهدید کرد این توافق برای ریاض امنیت به همراه نخواهد داشت.

او افزود ریاض باید سیاست‌های خود را اصلاح کند تا نیازی به «گدایی امنیت» از دیگران نداشته باشد.

هم‌گرایی سه قدرت مهم منطقه‌ای

عبدالعزیز صغر، تحلیلگر مقیم عربستان سعودی، گفت هم‌گرایی سه کشور اثرگذار جهان اسلام در شرایطی که خاورمیانه با بحران‌های فزاینده‌ای روبه‌رو است، نشان می‌دهد قدرت‌های منطقه‌ای بیش از گذشته به دنبال هماهنگی نزدیک‌تر در حوزه دفاع و امنیت هستند.

صغر افزود این چارچوب می‌تواند وزن دیپلماتیک و دفاعی مشترک سه کشور را افزایش دهد و هم‌زمان به ظهور یک ساختار امنیتی کمک کند که بیش از گذشته بر ابتکار عمل کشورهای منطقه استوار باشد.

ترکیه دومین ارتش بزرگ سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) را در اختیار دارد. عربستان سعودی میزبان اماکن مقدس اسلام و یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان نفت جهان است و پاکستان نیز تنها کشور مسلمان دارای سلاح هسته‌ای به شمار می‌رود.

راید کریملی، معاون وزیر دیپلماسی عمومی عربستان سعودی، تاکید کرد این توافق تلاشی برای ایجاد «یک محور نظامی یا بلوک فرقه‌ای» نیست.

او گفت: «این توافق همچنین هیچ ارتباطی با جاه‌طلبی‌های هسته‌ای یا رقابت تسلیحاتی ندارد.»

اگرچه اسلام‌آباد سال گذشته با ریاض پیمان دفاع متقابل امضا کرد، تاکنون به حملات جمهوری اسلامی علیه عربستان سعودی پاسخ نظامی نداده است.

پاکستان همچنین گمانه‌زنی‌ها درباره گسترش بازدارندگی هسته‌ای خود به متحدانش را کم‌اهمیت جلوه داده و پیش‌تر اعلام کرده بود سلاح‌های هسته‌ای «در دستور کار قرار ندارند».

توافق مکه در حالی امضا شد که پاکستان و ترکیه از ائتلاف دفاع دریایی پیشنهادی ریاض برای حفاظت از مسیرهای کشتیرانی و انتقال انرژی در منطقه حمایت کرده‌اند.

ائتلافی در سایه بحران‌های خاورمیانه

خاورمیانه از زمان حمله حماس به اسرائیل در هفتم اکتبر ۲۰۲۳، نزدیک به سه سال است که با جنگ‌ها و بحران‌های پی‌درپی روبه‌رو بوده است.

اسرائیل همچنان به عملیات خود در نوار غزه و لبنان ادامه می‌دهد، در بخش‌هایی از خاک سوریه حضور دارد و دو کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی انجام داده است.

در مقابل، حکومت ایران در ماه‌های اخیر عربستان سعودی، کویت، بحرین، قطر، امارات متحده عربی، عمان، اردن و اسرائیل را هدف خود قرار داده است.

گروه‌های نیابتی جمهوری اسلامی، از جمله حوثی‌های یمن و حشد شعبی عراق، نیز وارد این مناقشه شده‌اند.

اگرچه ترکیه و پاکستان هدف حملات مستقیم گسترده قرار نگرفته‌اند، اما با توجه به تهدیدهای موجود علیه امنیت و اقتصادشان، در پی کاهش تنش‌ها هستند.

  • عراق و عربستان سعودی برای مقابله با حملات گروه‌های حامی جمهوری اسلامی آماده می‌شوند

    عراق و عربستان سعودی برای مقابله با حملات گروه‌های حامی جمهوری اسلامی آماده می‌شوند

رویترز نوشت سه سال مناقشه منطقه‌ای، صادرات نفت و برنامه‌های بلندپروازانه توسعه‌ای عربستان سعودی را به خطر انداخته و هم‌زمان پرسش‌هایی جدی درباره میزان اتکاپذیری چتر امنیتی آمریکا برای ریاض ایجاد کرده است.

بورجو اوزچلیک، پژوهشگر امنیت خاورمیانه در اندیشکده «موسسه خدمات متحد سلطنتی»، گفت این توافق بیش از آنکه زمینه‌ساز رویارویی با تهران باشد، با هدف مهار نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی و تقویت بازدارندگی در برابر اسرائیل طراحی شده است.

پاکستان سال‌هاست که در زمینه آموزش و پشتیبانی فنی با نیروهای مسلح عربستان همکاری می‌کند. در همین حال، آنکارا و اسلام‌آباد به مبادله ناوهای جنگی و هواپیماهای آموزشی روی آورده‌اند و ریاض هم به یکی از مشتریان اصلی پهپادهای ترکیه‌ای تبدیل شده است.

علاوه بر این، پاکستان حدود هشت هزار نیروی نظامی، سامانه‌های پدافند هوایی، جنگنده و پهپاد در خاک عربستان مستقر کرده و برای ارائه خدمات امنیتی در ازای همکاری در حوزه انرژی و سرمایه‌گذاری، در حال مذاکره با کویت است.

رییس‌جمهور تشریفات؛ پزشکیان در حاشیه روزهای جنگ

۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ۱۶:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
سامان رحمتیان
100%

در میانه جنگ و بحران، موضوع استعفای مسعود پزشکیان بار دیگر به فضای سیاسی ایران بازگشته است؛ موضوعی که این پرسش را پیش می‌کشد: اگر رییس‌جمهور استعفا دهد، چه چیزی تغییر خواهد کرد؟

قانون سازوکار جانشینی را روشن کرده است. رییس‌جمهور استعفای خود را به رهبر جمهوری اسلامی تقدیم می‌کند و در صورت پذیرش، معاون اول به‌طور موقت اختیارات او را بر عهده می‌گیرد. انتخابات ریاست‌جمهوری نیز باید حداکثر ظرف ۵۰ روز برگزار شود.

اما برای سنجش پیامد کناره‌گیری پزشکیان، باید دید او در ماه‌های جنگ چه نقشی ایفا کرده و دفتر ریاست‌جمهوری چه تصویری از عملکردش برای افکار عمومی ثبت کرده است.

ایران‌اینترنشنال برای نزدیک شدن به پاسخ این پرسش، روایت رسمی دفتر ریاست‌جمهوری از عملکرد پزشکیان در یکی از بحرانی‌ترین دوره‌های ایران را بررسی کرده است؛ از ۹ اسفند ۱۴۰۴ و آغاز جنگ ۴۰ روزه تا ۳۱ تیر ۱۴۰۵ و روزهای پایانی دور دوم حملات آمریکا.

در این بررسی، ۳۷۱ خبر منتشرشده در وب‌سایت ریاست‌جمهوری بر اساس موضوع اصلی آنها در هشت گروه دسته‌بندی شده‌اند: تشریفات، جنگ و امنیت، دیپلماسی و تشریفات دیپلماتیک، اقتصاد، امور اجتماعی و علمی، زیرساخت، سیاست داخلی و رسانه.

نشست‌های محرمانه، تماس‌های غیرعلنی و اقداماتی که به هر دلیل منتشر نشده‌اند، از دل این آرشیو قابل ارزیابی نیستند.

با این حال، این همان روایتی است که دفتر ریاست‌جمهوری برای نمایش عمومی فعالیت‌های پزشکیان انتخاب و ثبت کرده است؛ روایت رسمی از فعالیت‌های علنی نهمین رییس دولت جمهوری اسلامی.

اهمیت این سنجش از آن‌جاست که رییس‌جمهور تنها مدیر دستگاه اجرایی نیست. بر اساس اصل ۱۷۶ قانون اساسی، او ریاست شورای عالی امنیت ملی را نیز بر عهده دارد؛ نهادی که مسئول تعیین سیاست‌های دفاعی و امنیتی و هماهنگی دستگاه‌ها برای مقابله با تهدیدها است.

روایتی که دفتر رییس‌جمهور ثبت کرد

مرور خبرهای این دوره نشان می‌دهد فعالیت‌های تشریفاتی پزشکیان، از حضور در مراسم، آیین‌ها و دیدارهای رسمی گرفته تا دریافت استوارنامه سفیران و انتشار پیام‌های تبریک و تسلیت، سهم پررنگ‌تری از دیگر فعالیت‌های او در روایت رسمی ریاست‌جمهوری داشته است.

از مجموع ۳۷۱ خبر، ۱۴۳ خبر، معادل ۳۸.۵ درصد، به برنامه‌های تشریفاتی اختصاص داشته است.

در مقابل، تنها ۳۳ خبر، معادل ۸.۶ درصد، به جنگ، امنیت و مدیریت بحران مربوط بوده است.

این فاصله فقط یک اختلاف آماری نیست. در دوره‌ای که جنگ بر امنیت، اقتصاد و زندگی روزمره مردم سایه انداخته بود، نزدیک به چهار خبر از هر ۱۰ خبر ریاست‌جمهوری به برنامه‌های تشریفاتی مربوط می‌شد.

این در حالی است که سهم جنگ و مدیریت بحران حتی به ۱۰ درصد اخبار هم نمی‌رسید.

۳۳ خبر جنگی؛ فقط ۸ اقدام مشخص

تفاوت فقط در شمار خبرها نبود. بررسی محتوای ۳۳ خبر مرتبط با جنگ حاکی از آن است که بخش بزرگی از آنها به تصمیم‌گیری‌های امنیتی، مدیریت مستقیم بحران یا اقدامات اجرایی رییس‌جمهور مربوط نبود.

بیشتر این خبرها به قدردانی از نیروهای امدادی، بازدیدها، پیام‌ها و اظهارنظرهای کلی اختصاص داشتند.

در این میان، تنها چهار خبر به دیدار با مقام‌های ارشد نظامی و امنیتی یا تغییر در راس وزارت دفاع مربوط بود و فقط سه نشست با محور مستقیم جنگ و مدیریت بحران ثبت شده است.

تنها هشت خبر نیز از تصمیم اجرایی، صدور دستور، امضای تفاهم‌نامه، انتصاب یا اقدامی مشخص برای مدیریت پیامدهای جنگ حکایت داشت.

  • شهروندان در واکنش به اظهارات پزشکیان درباره آمار جاویدنامان، او را از عاملان کشتار خواندند

    شهروندان در واکنش به اظهارات پزشکیان درباره آمار جاویدنامان، او را از عاملان کشتار خواندند

وقتی حرف رییس‌جمهور با میدان جنگ همخوان نبود

محدودیت نقش علنی پزشکیان در پایان هفته نخست جنگ آشکارتر شد. او اعلام کرد شورای موقت رهبری تصمیم گرفته است حملات به کشورهای همسایه متوقف شود و این تصمیم به نیروهای مسلح ابلاغ شده است.

با این حال، عملیات متوقف نشد و قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا ساعاتی بعد تاکید کرد حملات به پایگاه‌ها و منافع آمریکا و اسرائیل در کشورهای منطقه ادامه خواهد یافت.

ادامه عملیات و موضع بعدی قرارگاه نشان داد اظهارات علنی پزشکیان درباره توقف حملات به تغییر قابل مشاهده‌ای در روند عملیات نظامی منجر نشد.

دست‌کم در عرصه علنی، موضع رییس‌جمهور و رییس شورای عالی امنیت ملی با مسیر بعدی عملیات همخوانی نداشت.

در مجموع، روایت رسمی این دوره، پزشکیان را بیش از آنکه در جایگاه مدیر جنگ و بحران نشان دهد، در قاب مراسم، دیدارهای رسمی و اظهارنظرهایی ثبت کرده است که اثر عملی آنها بر روند جنگ روشن نیست.

  • جزییات اختصاصی ایران‌اینترنشنال از دیدار پزشکیان با مجتبی خامنه‌ای در صندلی عقب یک خودرو

    جزییات اختصاصی ایران‌اینترنشنال از دیدار پزشکیان با مجتبی خامنه‌ای در صندلی عقب یک خودرو

تیرماه؛ جنگ نزدیک‌تر شد، برنامه‌ها تشریفاتی باقی ماند

اگر این الگو فقط در آمار چند ماه دیده می‌شد، می‌توانست نتیجه میانگین‌گیری از دوره‌هایی با شرایط متفاوت باشد.

تیرماه اما آزمون روشن‌تری بود؛ ماهی که نشانه‌های ازسرگیری حملات افزایش یافت، تنش‌ها در تنگه هرمز بالا گرفت و حملات محدود دو طرف آغاز شد.

در این ماه، وب‌سایت ریاست‌جمهوری ۹۷ خبر منتشر کرد. از این تعداد، ۳۸ خبر تشریفاتی بود و تنها سه خبر به جنگ، امنیت و مدیریت بحران اختصاص داشت.

به این ترتیب، به ازای هر خبر جنگی، بیش از ۱۲ خبر تشریفاتی منتشر شد.

در همان روزهای بحرانی، پزشکیان به قم رفت؛ برای زیارت و دیدار با مراجع حکومتی و روحانیان.

بخش قابل توجهی از خروجی وب‌سایت نیز به مراسم و پیام‌های مربوط به تشییع جنازه علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، اختصاص یافت.

این فاصله در نیمه دوم تیرماه، هم‌زمان با تشدید درگیری‌ها، بیشتر شد. از ۳۹ خبر منتشرشده در این دوره، ۲۲ خبر تشریفاتی و تنها سه خبر مرتبط با جنگ و مسائل امنیتی بود.

در نتیجه، بیش از نیمی از اخبار نیمه دوم تیرماه به تشریفات اختصاص داشت، در حالی که سهم جنگ و مدیریت بحران به کمتر از هشت درصد رسید.

در همین بازه، هیچ گزارشی از سفر پزشکیان به مناطق هدف حملات یا اعلام بسته اضطراری برای کاهش پیامدهای احتمالی جنگ در وب‌سایت ریاست‌جمهوری منتشر نشد.

  • احتمال استعفای پزشکیان؛ نشانه‌ای از تشدید شکاف در ساختار قدرت جمهوری اسلامی

    احتمال استعفای پزشکیان؛ نشانه‌ای از تشدید شکاف در ساختار قدرت جمهوری اسلامی

بحران‌هایی که در حاشیه ماندند

غلبه تشریفات در روایت رسمی ریاست‌جمهوری فقط به جنگ محدود نبود. بررسی سایر حوزه‌های بحرانی نیز الگویی مشابه را نشان می‌دهد.

در دوره بررسی‌شده، اقتصاد ایران با جهش نرخ ارز، نوسان بازارها و افزایش فشارهای معیشتی بر مردم روبه‌رو بود.

با این حال، تنها ۳۱ خبر، معادل ۸.۴ درصد کل اخبار، به اقتصاد اختصاص داشت و از میان آنها، فقط ۱۸ خبر به‌طور مستقیم به مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم مربوط بود.

در حوزه سلامت نیز با وجود نگرانی‌ها درباره تامین دارو و تجهیزات پزشکی، تنها دو نشست تخصصی مرتبط با دارو در آرشیو ریاست‌جمهوری ثبت شده است.

در حوزه محیط زیست هم علی‌رغم آتش‌سوزی‌های گسترده در جنگل‌ها و مراتع، هیچ نشست اختصاصی با محور این بحران در آرشیو دیده نمی‌شود.

در کنار هم قرار دادن این داده‌ها نشان می‌دهد در روایت رسمی ریاست‌جمهوری، بحران‌های امنیتی، اقتصادی، درمانی و محیط‌زیستی سهم محدودی داشته‌اند؛ در مقابل، بخش بزرگی از اخبار به مراسم، دیدارها و مناسبت‌های رسمی اختصاص یافته است.

  • رسایی خواستار اعلام استعفای دوباره پزشکیان برای راستی‌آزمایی موافقت خامنه‌ای با آن شد

    رسایی خواستار اعلام استعفای دوباره پزشکیان برای راستی‌آزمایی موافقت خامنه‌ای با آن شد

اگر پزشکیان برود

استعفای پزشکیان، در صورت پذیرش، خلأ قانونی ایجاد نخواهد کرد. معاون اول به‌طور موقت اختیارات او را بر عهده می‌گیرد و انتخابات ریاست‌جمهوری باید حداکثر ظرف ۵۰ روز برگزار شود.

اما قانون فقط مشخص می‌کند چه کسی موقتا جای رییس‌جمهور می‌نشیند و انتخابات بعدی چه زمانی برگزار می‌شود. آنچه قانون نشان نمی‌دهد، وزن حضور رییس‌جمهور در روزهای بحران است.

روایت رسمی دفتر ریاست‌جمهوری از پنج ماه جنگ، بخشی از این تصویر را ثبت کرده است. در این روایت، پزشکیان با وجود ریاست بر شورای عالی امنیت ملی، بیش از آنکه در مرکز مدیریت جنگ و بحران دیده شود، در مراسم، دیدارها و برنامه‌های تشریفاتی حضور دارد.

بنابراین، پرسش درباره استعفای پزشکیان فقط این نیست که چه کسی جای او را خواهد گرفت.

داده‌های دفتر خود او پرسش دیگری را نیز پیش می‌کشد: در یکی از بحرانی‌ترین دوره‌های تاریخ ایران، رییس دولت تا چه اندازه در مرکز مدیریت بحران قرار داشت؟

هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد

۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ۱۴:۳۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
شروین شهرستانی
100%
صف مهاجران برای دریافت غذا، سئوتا، ۱۵ مرداد

معمر قذافی در اوت ۲۰۱۰ در کنار سیلویو برلوسکونی در رم، بهای دور نگه داشتن مهاجران آفریقایی از اروپا را اعلام کرد: دست‌کم پنج میلیارد یورو در سال.

بروکسل این رقم را غیرواقع‌بینانه دانست و در مقابل، برای سه سال تنها ۶۰ میلیون یورو پیشنهاد داد. سیاستمدارانی در ایتالیا و پارلمان اروپا نیز خواسته او را «باج‌خواهی» توصیف کردند.

۱۶ سال بعد، حدود ۷۵ هزار نفر راهی سئوتا (سبته) شدند و اروپا را بار دیگر غافلگیر کردند؛ با اینکه چنین صحنه‌هایی دهه‌هاست در مرزهای این قاره تکرار می‌شود.

به نظر می‌رسد منطق قذافی هنوز هم پابرجاست.

مهاجران از مرز آبی میان مراکش و قلمرو اسپانیایی سئوتا عبور کردند و با شنا خود را به این شهر با جمعیتی حدود ۸۴ هزار نفر رساندند. دست‌کم ۱۰۰ نفر در این مسیر جان باختند.

هنوز مشخص نیست چه کسی این موج را آغاز کرد و چرا نیروهای امنیتی مراکش برخلاف دفعات قبل، واکنشی نشان ندادند.

در سپتامبر ۲۰۲۴، زمانی که فراخوان‌هایی در شبکه‌های اجتماعی مردم را به حرکت به سمت همین شهر مرزی تشویق کرد، پلیس مراکش پیش از رسیدن آنها به خاک اسپانیا وارد عمل شد و ۶۰ نفر را به اتهام انتشار این فراخوان‌ها بازداشت کرد.

وزارت کشور مراکش اعلام کرد تنها در اوت همان سال، بیش از ۱۱ هزار و ۳۰۰ تلاش برای ورود به سئوتا را ناکام گذاشته است.

این بار اما نیروهای ضدشورش، خودروهای آب‌پاش و گاز اشک‌آور یک روز دیرتر وارد عمل شدند؛ زمانی که ده‌ها هزار نفر از مرز عبور کرده بودند.

همین تاخیر، یک هفته گمانه‌زنی درباره نقش رباط را به دنبال داشته است.

100%

سقوط قذافی و تداوم مهاجرت غیرقانونی

قذافی بر این باور بود که اروپا در ازای کنترل مسیر مهاجرت در مدیترانه، حکومت او را تحمل خواهد کرد؛ و برای این تصور، دلایل مشخصی هم داشت.

تونی بلر در مارس ۲۰۰۴ در چادری در حومه سرت با او دیدار کرد. سال‌های بعد نیز قراردادهای نفتی، سفرهای رسمی و روابطی نزدیک‌تر میان لیبی و ایتالیا شکل گرفت.

اما آنچه قذافی در محاسبات خود اشتباه کرده بود، دوام این تحمل بود. در اکتبر ۲۰۱۱، پس از آنکه جنگنده‌های ناتو کاروان او را در جاده خروجی سرت هدف قرار دادند، قذافی به دست شورشیان کشته شد.

مدیترانه‌ای که قذافی وعده کنترل آن را داده بود، در عمل به دست شبه‌نظامیانی افتاد که بخش‌هایی از سواحل لیبی را در اختیار گرفتند و این کشور به مهم‌ترین نقطه عزیمت مهاجران در مسیر مرکزی مدیترانه تبدیل شد.

تا نوامبر ۲۰۱۷، گزارش‌هایی از بازارهای برده در حومه طرابلس منتشر شد.

شمار مهاجرانی که از این مسیر وارد ایتالیا شدند، در سال ۲۰۱۶ از ۱۸۱ هزار نفر گذشت؛ همان سالی که بیش از ۴۵۰۰ نفر نیز در مسیر مرکزی مدیترانه جان خود را از دست دادند.

اروپا در فوریه سال بعد توافقی با طرابلس امضا کرد؛ ابتدا با اختصاص ۴۶ میلیون یورو برای تقویت کنترل مرزهای لیبی و سپس در مجموع نزدیک به ۷۰۰ میلیون یورو از سال ۲۰۱۵ به این سو.

در نتیجه، شمار ورودهای غیرقانونی به ایتالیا تا سال ۲۰۱۹ به ۱۱ هزار و ۴۷۱ نفر کاهش یافت.

ترکیه نیز نسخه بزرگ‌تری از همین توافق را با اروپا اجرا کرد. بر اساس بیانیه مارس ۲۰۱۶، اتحادیه اروپا شش میلیارد یورو برای حمایت از پناهندگان در ترکیه اختصاص داد؛ پولی که به گفته بروکسل قرار بود صرف خدمات به پناهندگان شود، نه اینکه مستقیما در اختیار دولت ترکیه قرار گیرد.

در پی این توافق، شمار ورودهای غیرقانونی به یونان از بیش از ۸۶۱ هزار نفر در سال ۲۰۱۵ به ۳۶ هزار نفر در سال ۲۰۱۷ کاهش یافت.

100%

استفاده ابزاری از مهاجرت غیرقانونی

با رسیدن این الگو به شرق اروپا، ادبیات سیاسی نیز دستخوش تغییر شد. مرزهای شمالی روسیه با نروژ و فنلاند در سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ با افزایش عبور غیرقانونی مهاجران روبه‌رو شد.

فیلیپ بریدلاو، فرمانده وقت نیروهای ناتو در اروپا، در مارس ۲۰۱۶ به سناتورهای آمریکایی گفت روسیه و حکومت بشار اسد عامدانه از مهاجرت به‌عنوان ابزاری برای تضعیف انسجام اروپا استفاده می‌کنند.

چند ماه پس از این اظهارات، بریتانیا در همه‌پرسی به خروج از اتحادیه اروپا رای داد؛ کارزاری که گروه‌های حامی برگزیت در آن به‌طور گسترده از تصاویر بحران مهاجرت اروپا استفاده کردند.

در سال ۲۰۲۱، بلاروس اتباع کشورهای ثالث را به سمت مرزهای لیتوانی، لتونی و لهستان روانه کرد.

اورزولا فون درلاین، رییس کمیسیون اروپا، در سپتامبر همان سال اقدامات بلاروس را «حمله‌ای ترکیبی» با هدف بی‌ثبات کردن اروپا توصیف کرد.

شورای اروپا یک ماه بعد «استفاده ابزاری از مهاجران» را محکوم کرد و کمیسیون اروپا نیز در نوامبر ۲۰۲۱ تدابیر اضطراری تازه‌ای را به تصویب رساند.

اکنون همین ادبیات درباره سئوتا هم به کار می‌رود؛ هرچند بیشتر در شبکه‌های اجتماعی تا در موضع‌گیری رسمی دولت‌ها.

ویدیوهایی که از هشتم مرداد در فضای مجازی منتشر شده، ظاهرا خودروهای مراکشی را در حال انتقال افراد به سمت مرز و نیروهای امنیتی این کشور را در برخورد با کسانی که از مرز بازمی‌گشتند، نشان می‌دهد.

با این حال، صحت این تصاویر به‌عنوان مدرکی دال بر هماهنگی مقام‌های مراکش، به‌طور مستقل تایید نشده است.

کریمه بنیعیش، سفیر مراکش در اسپانیا، گفت این وضعیت خواست دولت مراکش نبوده و رباط همچنان از مهاجرت قانونی و سامان‌مند حمایت می‌کند.

اروپا ۱۶ سال هزینه کرد تا دیگر غافلگیر نشود، اما باز هم غافلگیر شد.

به‌جای آنکه سئوتا با واکنش هماهنگ کشورهای اروپایی روبه‌رو شود، اختلاف‌ها میان اعضای اتحادیه اروپا دوباره آشکار شد.

ایتالیا کنترل مسافران ورودی از اسپانیا را از سر گرفت و فرانسه نیز بازرسی‌ها در مرز خود با اسپانیا را تشدید کرد.

۲۲ کشور از ۲۷ عضو اتحادیه اروپا در نامه‌ای مشترک به بروکسل، ضمن اعلام آمادگی برای کمک به اسپانیا در حفاظت از مرزها، هشدار دادند ورود غیرقانونی نباید به مسیری برای دریافت اقامت قانونی تبدیل شود.

تنها چند ماه پیش از آن، دولت پدرو سانچز به حدود نیم میلیون مهاجر ساکن اسپانیا وضعیت قانونی اعطا کرده بود.

سانچز در واکنش به تحولات سئوتا گفت برخی دولت‌های اروپایی «از روی تعصب، اخبار جعلی، بی‌اطلاعی یا منافع سیاسی» اسپانیا را هدف قرار داده‌اند.

او یادآور شد سبته بخشی از منطقه شنگن نیست و افزود آمارها نشان می‌دهد شمار مهاجران غیرقانونی که وارد ایتالیا می‌شوند، از اسپانیا بیشتر است.

  • قاچاق انسان؛ صنعتی که از بدن، کار و ترس آدم‌ها پول می‌سازد

    قاچاق انسان؛ صنعتی که از بدن، کار و ترس آدم‌ها پول می‌سازد

مهاجرت غیرقانونی در سایه روابط مادرید و رباط

سانچز تنها ۱۰ روز پیش از موج مهاجرت به سئوتا، به الجزایر سفر کرده بود؛ سفری که به بهبود روابط دو کشور پس از تنش‌های سال ۲۰۲۲ بر سر صحرای غربی کمک کرد.

این نخستین بار نیست که افزایش ناگهانی ورود مهاجران با تنش‌های سیاسی میان مادرید و رباط هم‌زمان می‌شود.

در مه ۲۰۲۱، اسپانیا ابراهیم غالی، رهبر جبهه پولیساریو را که از دهه ۱۹۷۰ برای استقلال صحرای غربی با مراکش می‌جنگد، برای درمان در بیمارستان پذیرفت.

چند هفته بعد، حدود هشت هزار نفر وارد سئوتا شدند. وزیر دفاع وقت اسپانیا مراکش را به باج‌خواهی متهم کرد و گفت رباط جان انسان‌ها را «برای هدفی که واقعا درکش نمی‌کنم»، به خطر انداخته است.

رباط این اتهام را رد می‌کند؛ همان‌گونه که در سال ۲۰۲۱ نیز نقش خود را رد کرده بود.

مراکش می‌گوید همکاری این کشور با اسپانیا در زمینه کنترل مهاجرت «نمونه‌ای موفق» بوده و قاچاقچیان انسان و اطلاعات نادرست منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی عامل اصلی این رویداد هستند.

با این حال، ارزیابی نهادهای اطلاعاتی اسپانیا میان این دو روایت قرار دارد.

روزنامه ال‌پائیس و رادیوی کادنا سر به نقل از مقام‌های آگاه گزارش دادند مراکش این موج گسترده را از پیش طراحی نکرده، اما پس از آنکه کنترل‌های مرزی به‌تدریج کاهش یافت، مانع ادامه آن هم نشد.

سایه قذافی همچنان بر سیاست مهاجرتی اروپا سنگینی می‌کند. بروکسل طی یک دهه گذشته کوشیده ادبیات خود را تغییر دهد؛ از «استفاده ابزاری از مهاجران» تا «حمله ترکیبی» و «بهره‌گیری از مهاجران به‌عنوان یک سلاح».

اما هیچ‌یک نتوانسته مانع تکرار چنین بحران‌هایی شود؛ تحولاتی که ناگهان شکل می‌گیرند، به بحرانی سیاسی برای اروپا تبدیل می‌شوند و در نهایت، بار دیگر با پول مهار می‌شوند.

هنوز مشخص نیست اسپانیا این بار چه رویکردی در قبال مراکش در پیش خواهد گرفت، اما تجربه سال‌های گذشته نشان می‌دهد در نهایت این رباط است که امتیاز می‌گیرد، نه مادرید.