ترامپ: شاید هرگز مشخص نشود چه کسی مسئول حمله به مدرسه دخترانه در میناب بود
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، گفت ممکن است هرگز مشخص نشود چه کسی مسئول حمله مرگبار به یک مدرسه دخترانه در میناب در نخستین روز جنگ با جمهوری اسلامی بوده است. او احتمال نقش آمریکا در این حمله را رد کرد و گفت مدرکی ندیده که نشان دهد موشک شلیکشده متعلق به آمریکا بوده است.
خبرگزاری رویترز پنجشنبه چهارم تیر گزارش داد ترامپ در تازهترین موضعگیری درباره حمله ۹ اسفند به مدرسه دخترانهای در میناب (مدرسه شجره طیبه) گفت در آن زمان «موشکها از همه طرف در حال پرواز بودند» و به همین دلیل شاید هیچوقت مشخص نشود مسئولیت این حمله با چه کسی بوده است.
رییسجمهوری آمریکا گفت: «بعضیها گفتند آن موشک متعلق به ما بوده، شاید هم نبوده باشد، اما من هیچ مدرکی ندیدهام که مرا به این نتیجه برساند که موشک ما بوده است. فکر نمیکنم کار ما بوده باشد.»
رویترز نخستین بار در اسفند ۱۴۰۴ گزارش داد یافتههای اولیه یک تحقیق داخلی ارتش آمریکا نشان میدهد «به احتمال زیاد» نیروهای آمریکایی مسئول این حمله بودهاند.
پنتاگون از آن زمان سطح تحقیقات را ارتقا داده، اما تاکنون هیچ یک از یافتههای اولیه را بهطور رسمی تایید نکرده است.
به گفته مقامهای جمهوری اسلامی، حمله ۹ اسفند ۱۴۰۴ که همزمان با آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی و کشته شدن علی خامنهای، دیکتاتور وقت ایران، رخ داد، به جان باختن بیش از ۱۷۵ دانشآموز و معلم انجامید.
منابع آگاه پیشتر به رویترز گفته بودند این حمله احتمالا در نتیجه استفاده ارتش آمریکا از اطلاعات قدیمی برای شناسایی هدف رخ داده است.
بر اساس حقوق بینالملل بشردوستانه، حمله عمدی به یک مدرسه میتواند جنایت جنگی محسوب شود. این حمله واکنشهای گسترده جهانی را برانگیخت و دفتر حقوق بشر سازمان ملل آن را «کاملا هولناک» توصیف کرد.
ترامپ در روزهای نخست پس از حمله، بدون ارائه مدرک، جمهوری اسلامی را مسئول آن دانست.
او از آن زمان گفته است درباره این حمله اطلاعات کافی ندارد، تحقیقات ادامه دارد، نتایج تحقیقات را خواهد پذیرفت و معتقد است «هیچکس» بهطور عمدی این مدرسه را هدف قرار نداده است.
موضعگیریها و گزارشهای پیشین
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، ۲۹ اردیبهشت سخنان برد کوپر، فرمانده سنتکام، درباره مدرسه شجره طیبه را «بیاساس و دروغی تکاندهنده» خواند.
کوپر ۲۹ اردیبهشت در کنگره آمریکا گفته بود تحقیقات نظامی درباره انفجار در این مدرسه «پیچیده» است، زیرا این مرکز آموزشی در محل یک سایت فعال موشکهای کروز جمهوری اسلامی قرار داشت.
فرمانده سنتکام ۲۵ اردیبهشت نیز احتمال کشته شدن غیرنظامیان در حمله هوایی به میناب را تایید کرده و گفته بود تخریب مدرسهای که مقامهای جمهوری اسلامی کشتههای آن را ۱۷۵ نفر اعلام کردهاند، ممکن است بر اثر اصابت یک بمب آمریکایی رخ داده باشد.
او تاکید کرده بود این حمله همچنان در دست بررسی است و ارتش آمریکا هنوز مسئولیت آن را نپذیرفته است.
ترامپ ۱۹ اردیبهشت در پاسخ به پرسش یک خبرنگار درباره اینکه آیا پس از ۱۰ هفته مشخص شده است کدام یک از طرفهای درگیری دبستان شجره طیبه در میناب را هدف قرار داده است، گفت: «این موضوع در حال بررسی است و وقتی نتیجه آماده شد، گزارش آن را ارائه خواهیم کرد.»
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، نیز ۲۰ اسفند ۱۴۰۴ در پاسخ به سوال خبرنگاران درباره حمله به مدرسه میناب گفت ارتش آمریکا هرگز اهداف غیرنظامی را هدف قرار نمیدهد و جمهوری اسلامی را مسئول چنین حملاتی دانست.
شبکه انبیسی نیوز ۱۶ اسفند به نقل از یک مقام آمریکایی و یک فرد آگاه گزارش داد که به احتمال زیاد در این حمله از یک مهمات آمریکایی استفاده شده است.
رویترز ۱۵ اسفند به نقل از منابع آگاه گزارش داد تحقیقات آمریکا نشان میدهد ایالات متحده احتمالا در حمله موشکی به یک مجتمع در میناب که مدرسه دخترانهای در آن قرار داشت نقش داشته است. حملهای که به کشته شدن شمار قابل توجهی کودک انجامید.
در مقابل، یک مقام اسرائیلی این روایت را رد کرد و گفت بر اساس اطلاعات موجود، این حادثه به احتمال زیاد ناشی از خطای شلیک موشکهای جمهوری اسلامی بوده است.
مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، ۱۴ اسفند حملات آمریکا و اسرائیل را «غیرقانونی» خواند و با اشاره به حمله به مدرسه میناب گفت بیش از ۱۶۰ دانشآموز جان باختند و بیمارستانها و مناطق پرجمعیت نیز هدف حملات قرار گرفتند.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، ۱۲ اسفند گفت اگر حمله از سوی آمریکا انجام شده باشد، وزارت جنگ آن را بررسی خواهد کرد و تاکید کرد ایالات متحده عمدا مدرسهای را هدف قرار نمیدهد.
دنی دانون، سفیر اسرائیل در سازمان ملل، نیز گفت گزارشهای متفاوتی درباره این حادثه دیده است؛ از جمله اینکه سپاه پاسداران مسئول آن بوده است.
حمله به مدرسه شجره طیبه در ماههای گذشته به یکی از مهمترین نمادهای تبلیغاتی جمهوری اسلامی درباره جنگ تبدیل شد.
حکومت با بهرهگیری از نام و تصاویر دانشآموزان کشتهشده، این رخداد را در کارزارهای رسانهای، برنامههای فرهنگی، دیوارنگارههای شهری، تولیدات آموزشی، مستندها، رویدادهای هنری و حتی نمادهای مرتبط با تیم ملی فوتبال ایران بازنمایی کرد و آن را به محور روایت رسمی خود از جنگ بدل ساخت.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.