• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
اختصاصی

حمله به زیباشهر شیراز؛ نظامیان پنهان‌شده در اقامتگاه مسافری هدف بمباران بودند

شاهد علوی
شاهد علوی

ایران‌اینترنشنال

۳ تیر ۱۴۰۵، ۱۴:۴۵ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۸:۴۴ (‎+۱ گرینویچ)

شامگاه ۱۴ اسفند ۱۴۰۴، ساختمانی بزرگ در اقامتگاه مسافری زیباشهر شیراز هدف موشک قرار گرفت و کاملا ویران شد؛ جایی که شماری از نیروهای سپاه از جمله نیروی هوافضایش، پنهان شده بودند. موج دوم این حمله، موجب کشته‌شدن ۹ غیرنظامی از جمله کارکنان پایگاه اورژانس ۱۱۵ مجاور این اقامتگاه شد.

بررسی تصاویر محل، داده‌های منبع‌باز، گزارش‌های رسانه‌های داخلی، ارزیابی یک مقام پیشین هدف‌گیری در نیروی هوایی آمریکا و روایت‌های شاهدان نشان می‌دهد آن‌چه در حمله به زیباشهر رخ داد، نه خطای ساده مهمات، بلکه هدف‌گرفتن ساختمانی مشخص در اقامتگاه اضطراری مسافری بود؛ ساختمانی که بر اساس شواهد موجود، محل پنهان‌شدن نیروهای سپاهی بود که از ترس بمباران مراکز نظامی، آن‌جا مخفی شده بودند.

اما همین هدف، در دل یک مجموعه با کاربری غیرنظامی، اقامتی، تفریحی و امدادی قرار داشت: اقامتگاه اضطراری مسافران زیباشهر، در کنار پایگاه اورژانس ۱۱۵، در مجاورت خانه‌های مسکونی و در فاصله کوتاهی از ساختمان‌هایی با کاربری خدماتی و عمومی.

نتیجه، پرونده‌ای است که در آن دو مسئولیت هم‌زمان دیده می‌شود: جمهوری اسلامی، به‌دلیل پنهان‌کردن نیروهای نظامی در یک محل غیرنظامی؛ و حمله‌کننده، به‌دلیل حمله به هدفی در کنار مرکز اورژانس و میان محوطه‌ای که ماهیت غیرنظامی آن از پیش قابل شناسایی بود.

100%

شب ۱۴ اسفند؛ ساختمان‌ها فروریختند

ساعت حدود ۸:۲۰ شامگاه، صدای موشک و سپس انفجاری مهیب آرامش زیباشهر شیراز را برهم زد. شماری از ساکنان خیابان سروناز دوم، هراسان از خانه‌ها بیرون آمدند؛ لحظاتی بعد، صدای موشکی دیگر آمد و انفجار دوم رُخ داد. چند نفر از همان مردمی که از خانه‌هایشان بیرون آمده بودند، جان‌شان را از دست دادند.

فردای حمله، استانداری فارس اعلام کرد ۲۰ نفر کشته و ۳۰ نفر زخمی شده‌اند. اما در مراسم رسمی یادبود کشته‌شدگان، که در مسجد امام محمدباقر زیباشهر برگزار شد، تنها نام و عکس ۱۶ نفر منتشر شد: هفت تن از آنان نیروهای کادر سپاه و بسیج بودند و ۹ غیرنظامی؛ دو تکنیسین اورژانس، یک کادر مرکز بهداشت، چهار کارمند و پیمانکار شهرداری و یک کاسب محلی.

ساختمان اورژانس ۱۱۵ زیباشهر، یک ساختمان مجاور آن و ساختمان بزرگ‌تری در شرق آن‌ها، که بخشی از اقامتگاه اضطراری مسافری شهرداری شیراز بود، کاملا ویران شدند. شماری از ساختمان‌های مسکونی روبه‌روی مرکز اورژانس هم آسیب دیدند.

علاوه بر این‌ها، آمبولانس اورژانس و چند خودروی دیگر هم منهدم شد و ترکش‌های انفجار، به بدنه تعدادی از خودروهای پارک‌شده خسارت زد. در تصاویر منتشرشده از روز بعد، بقایای یک آمبولانس سوخته و پوشیده از خاکستر در میان ویرانه‌ها دیده می‌شود؛ نشانه‌ای روشن از کاربری امدادی نقطه‌ای که هدف قرار گرفت یا در شعاع انفجار نابود شد.

100%

ساختمان بزرگ، مخفیگاه نیروهای سپاه بود

ساختمان بزرگ ویران‌شده در اقامتگاه مسافری زیباشهر، صرفا یک ساختمان مسافری خالی یا یک سازه ناشناس نبود. شواهد موجود نشان می‌دهد این ساختمان، شب حمله محل استقرار شماری از نیروهای سپاه و نیروهای مرتبط با آن بود.

خبرگزاری دانشجو، وابسته به بسیج دانشجویی، که پس از حمله گزارشی ویدیویی از محل منتشر کرد، نوشت موشک‌ها به «ساختمان‌های خوابگاه و بخش‌های اداری» اقامتگاه اصابت کردند، آتش‌سوزی گسترده‌ای رخ داد و «شماری از نیروهای نظامی کشته و شماری دیگر مجروح شدند». همین گزارش، اقامت نیروهای نظامی در این اقامتگاه غیرنظامی را به «دوره‌های آموزشی برای حفاظت از مرزها» نسبت داد.

اما این توضیح با شواهد محل نمی‌خواند. داده‌های منبع‌باز، از جمله نقشه گوگل و اپلیکیشن ایرانی «نشان»، این محل را به‌عنوان اقامتگاه اضطراری فاقد امکانات آموزشی نشان می‌دهند. تصاویر و ویدیوهای راستی‌آزمایی‌شده از محل نیز تابلوی همین اقامتگاه را در ورودی آن نشان می‌دهد.

100%

در منابع در دسترس، نشانه‌ای وجود ندارد که این اقامتگاه در سال‌های گذشته کاربری نظامی داشته باشد. شواهد موجود آن را مجموعه‌ای شناخته‌شده با کاربری غیرنظامی، اقامتی، تفریحی و امدادی نشان می‌دهد، نه یک مرکز آموزشی یا نظامی.

از سوی دیگر، اگر مساله این نیروها واقعا «آموزش برای حفاظت از مرزها» بود، مجتمع بزرگ دانشکده علوم و فنون زرهی نیروی زمینی سپاه، با امکانات آموزشی و نظامی، کمتر از ۲۰۰ متر آن‌سوتر قرار داشت؛ مجتمعی که کار آن روی کاغذ، همان آموزش و آماده‌سازی نیروهای زمینی است. به این ترتیب، ادعای آموزش نظامی در یک اقامتگاه مسافری فاقد امکانات در ۲۰۰ متری یک پادگان تجهیز‌شده برای آموزش، بی‌پایه به نظر می‌رسد.

در روزهای آغازین جنگ و هم‌زمان با حملات هوایی گسترده آمریکا و اسرائیل به مراکز نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی، گزارش‌های متعددی از انتقال نیروها، خودروها و تجهیزات نظامی و انتظامی به اماکن غیرنظامی منتشر شد.

بر اساس این گزارش‌ها، در شهرهای مختلف ایران، این نیروها در تلاش برای حفظ جان خود در مکان‌های غیرنظامی و فضاهای عمومی نظیر مدارس، دانشگاه‌ها، مساجد، بیمارستان‌ها، پارک‌ها و اقامتگاه‌های خصوصی مستقر شدند.

زنجیره شواهد به نتیجه‌ای روشن می‌رسد: در زیباشهر شیراز هم، نیروهای سپاه برای در امان ماندن از حملات، از مجتمع نظامی مجاور به اقامتگاه غیرنظامی منتقل شده بودند. حمله هوایی نیز به جای پادگان تخلیه‌شده سپاه در آن سوی بزرگراه، محل استقرار این نیروها در همین اقامتگاه را هدف گرفت.

100%

چرا مجتمع سپاه هدف گرفته نشد؟

تصاویر ماهواره‌ای و اطلاعات منبع باز، وجود دانشگاه و پادگان بزرگ نیروی زمینی سپاه در آن سوی زیباشهر را تائید می کند، داده‌های اوپن‌استریت‌مپ، این محدوده را همچنین به لشکر ۱۹ فجر سپاه و واحدی از نیروی هوافضای سپاه در شیراز پیوند می‌دهد. ادعایی که کشته‌شدن یکی از افسران لشکر ۱۹ فجر در همین حمله، احتمال درستی آن را بالا می‌برد. با این حال، در تصاویر پس از حمله نشانه‌ای از تخریب این مجتمع دیده نمی‌شود.

وست برایانت، رییس پیشین تیم هدف‌گیری ویژه نیروی هوایی آمریکا و مسئول سابق ارزیابی آسیب غیرنظامی در پنتاگون، پس از بررسی شواهد تصویری، با اشاره به این‌که در مجموع، نزدیک به ۱۳۵۰ کیلوگرم بمب در این حمله به کار رفته است، به نیولاینز گفت به ساختمان بزرگ‌تر شرقی، مهماتی در حد یک بمب ۹۰۰ کیلویی، و به دو سازه غربی، از جمله پایگاه اورژانس، مهماتی در حد بمب‌های ۲۲۰ کیلویی اصابت کرده است.

به باور این کارشناس، با مهمات دقیق امروزی، خطای ۲۰۰ متری تا آن سوی بزرگراه، آن هم نه در یک اصابت بلکه در چند اصابت جداگانه، بسیار نامحتمل است. اگر سه مهمات جداگانه به سه سازه مشخص در محوطه اقامتگاه اصابت کرده باشند، فرضیه «خطای ساده» یا «انحراف اتفاقی» ضعیف می‌شود.

این یعنی هدف حمله، با احتمال بسیار بالا، خود اقامتگاه مسافری زیباشهر یا دست‌کم ساختمان‌هایی درون آن بود؛ جایی که نیروهای سپاه در آن مستقر شده بودند. مجتمع اصلی سپاه آن سوی بزرگراه سالم ماند، چون هدف این حمله نبود.

عامل حمله چه کسی بود؟

حمله همزمان آمریکا و اسرائیل به ایران، ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد. در جریان جنگ مشخص شد که بازیگران منطقه‌ای نیز وارد عملیات نظامی علیه ایران شده‌اند و با هماهنگی آمریکا و اسرائیل به اهدافی عمدتا نفتی در ایران حمله کردند. وال‌استریت‌ ژورنال و بعدتر رویترز، از رسانه‌هایی بودند که گزارش‌هایی از این حملات منتشر کردند.

اما تا این لحظه هیچ کدام از طرفین درگیری مسئولیت حمله به زیباشهر را نپذیرفته است. یک مقام آمریکایی در پاسخ به پرسش ایران‌اینترنشنال درباره نقش آمریکا در این حمله گفت «ستاد فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) پیش‌تر ادعای نقش آمریکا در این حمله را بررسی کرده اما هیچ شواهدی در تایید دخالت نیروهای آمریکایی در آن نیافته است.»

وزارت دفاع اسرائیل و ارتش این کشور و همچنین وزارت دفاع و ستاد کل نیروهای مسلح ایران به پرسش‌های ایران‌اینترنشنال درباره این حمله پاسخی ندادند.

با این حال، الگوی عملیاتی جنگ، مهم‌ترین قرینه برای تشخیص عامل حمله است. بر اساس تحلیل موسسه‌ی بین‌المللی مطالعات راهبردی، در روزهای نخستین جنگ، نیروی هوادریای آمریکا پایگاه‌ها و سکوهای پرتاب موشک را در جنوب و مرکز ایران هدف می‌گرفت، در حالی که اسرائیل و هواپیماهای مستقر در اردن بر شمال و غرب کشور تمرکز داشتند.

بر پایه این الگو، شیراز، در جنوب ایران در حوزه‌ی مسئولیت عملیاتی آمریکا قرار می‌گرفت. ماهیت حمله نیز با این تصویر هم‌خوان است: حمله با مهمات سنگین هوایی و بمب‌های هدایت‌شونده انجام شده که با شیوه‌ی عملیات هوایی-دریایی آمریکا در جنوب ایران سازگار است.

شمار نظامیان کشته‌شده چقدر بود؟

حکومت تنها نام هفت نیروی سپاه و بسیج را در کنار ۹ قربانی غیرنظامی منتشر کرده است. اما این عدد لزوما همه تلفات نظامی حمله را نشان نمی‌دهد.

آن‌چنان‌که گفته شد به ساختمان بزرگ اقامتگاه مسافری بمبی ۹۰۰ کیلوگرمی اصابت کرده و ویدیوها نشان می‌دهد که این ساختمان ویران و به تلی از خاکستر بدل شده است. با توجه به این‌که دو ساختمان دیگر مورد هدف، اورژانس و ساختمان اداری اقامتگاه مسافری بود، می‌توان گفت که همین ساختمان بزرگ، یکی از محل‌های استقرار و خوابگاه نیروهای نظامی بوده که خبرگزاری دانشجو گزارش داده است.

چه تعداد نظامی در آن ساختمان حضور داشتند؟ احتمال دارد همه یا بخشی از نیروهای سپاه پادگان مجاور زیباشهر، از جمله افسران دانشکده نیروی زمینی سپاه که از نقاط مختلف کشور هستند، در ساختمان‌های اقامتگاه مسافری از جمله ساختمان بزرگ منهدم‌‌شده مستقر شده باشند.

با این حال هرچند مشخص نیست چه تعداد از این نیروها در این ساختمان جا داده شده بودند و حکومت هم فهرست کامل کشته‌های نظامی این حمله را منتشر نکرده، اما می‌توان انتظار داشت با توجه به بزرگی این ساختمان و ویرانی کامل آن، شمار کشته‌های نظامی حمله بیش از هفت نیروی بومی باشد که در مسجد زیباشهر از خانواده‌های آنان تقدیر شده است.

100%


اورژانس چگونه وارد خط آتش شد؟

حضور نظامیان در اقامتگاه مسافری، ماهیت غیرنظامی کل محوطه را از بین نمی‌برد. محل هدف، در کنار پایگاه اورژانس ۱۱۵ بود؛ ساختمانی درمانی که سال‌ها در همان نقطه فعال بود و در نقشه‌ها و تصاویر عمومی قابل شناسایی بود. در همان محدوده، تابلوی اقامتگاه اضطراری، ساختمان‌های خدماتی، آمبولانس، خودروهای غیرنظامی و ساختمان‌های مسکونی دیده می‌شدند.

بنابراین حتی اگر یکی از ساختمان‌های اقامتگاه، به‌دلیل حضور نظامیان، هدف نظامی تلقی شده باشد، پایگاه اورژانس ۱۱۵ در ۳۶ متری آن، و خانه‌های اطراف همچنان تحت حمایت حقوق بشردوستانه بودند.

در تحلیل نظامی، محدوده خطر بر اساس شعاع انفجار، موج انفجار، ترکش و احتمال خطای برخورد محاسبه می‌شود، نه فقط بر اساس فاصله روی نقشه. وقتی نیروهای نظامی در یک اقامتگاه غیرنظامی، در چند قدمی یک مرکز اورژانس و در دل یک محله مسکونی مستقر می‌شوند، مردم و تاسیسات غیرنظامی در معرض خطر مستقیم هر حمله احتمالی قرار می‌گیرند.

از طرف دیگر، همین واقعیت، مسئولیت مهاجم را هم سنگین می‌کند. اگر هدف، ساختمانی در یک محوطه غیرنظامی و کنار مرکز اورژانس بوده، مهاجم باید نشان دهد چه اقداماتی برای کاهش آسیب به غیرنظامیان انجام داده است: انتخاب زمان حمله، زاویه حمله، نوع مهمات، هشدار احتمالی و ارزیابی شعاع تخریب و ترکش.

100%


مسئولیت جمهوری اسلامی

جمهوری اسلامی در این پرونده دست‌کم از یک جهت مسئول است: انتقال و استقرار نیروهای نظامی در یک اقامتگاه غیرنظامی، کنار مرکز اورژانس و در دل منطقه مسکونی. همان زنجیره شواهدی که نشان می‌دهد ساختمان بزرگ اقامتگاه محل حضور نیروهای سپاه بود، هم‌زمان نشان می‌دهد حکومت با جابه‌جا کردن نیروهایش از فضای نظامی به یک محل اقامتی و امدادی، خطر جنگ را به میان مردم منتقل کرده است.

حقوق بین‌الملل بشردوستانه، طرف‌های درگیر را موظف می‌کند تا حد امکان از قرار دادن اهداف نظامی در نزدیکی مناطق پرجمعیت خودداری کنند و غیرنظامیان را از مجاورت اهداف نظامی دور نگه دارند. پنهان‌کردن نیروهای سپاه در اقامتگاه مسافری، آن هم در چند قدمی پایگاه اورژانس و خانه‌های مردم، خلاف این اصل است.

این کار، غیرنظامیان را به سپری ناخواسته برای نظامیان بدل کرد. لازم نیست حتما ثابت شود جمهوری اسلامی عامدانه قصد استفاده از مردم به‌عنوان «سپر انسانی» داشته است؛ حتی اگر هدف، صرفا حفظ جان نیروهای نظامی بوده باشد، نتیجه آن به خطر انداختن جان مردم عادی بود.

زیباشهر نشان می‌دهد سیاست پناه‌دادن نیروهای نظامی در اماکن غیرنظامی چه پیامدی دارد: جنگ از پادگان به کمپ مسافری، مرکز اورژانس و خانه‌های مردم منتقل می‌شود.

100%


مسئولیت مهاجم

مسئولیت جمهوری اسلامی، مسئولیت مهاجم را از میان نمی‌برد. حتی اگر اقامتگاه به‌دلیل حضور یا استفاده نیروهای نظامی هدفی نظامی تلقی شده باشد، مهاجم همچنان موظف بوده میان هدف نظامی و غیرنظامیان تمایز بگذارد، همه احتیاط‌های ممکن را برای کاهش آسیب به کار گیرد و از حمله‌ای نامتناسب با مزیت نظامی مستقیم و مشخص خودداری کند.

در این حمله، علاوه بر ساختمان محل استقرار نیروها، پایگاه اورژانس، خانه‌های مسکونی و خودروهای غیرنظامیان نیز آسیب دیدند یا از بین رفتند. همین موضوع، روش حمله، نوع مهمات و زمان‌بندی آن را از منظر اصول تمایز، احتیاط و تناسب محل پرسش می‌کند.

پایگاه اورژانس ۱۱۵ یک واحد درمانی بود و حضور نظامیان در ساختمانی مجاور، حمایت ویژه از آن را از بین نمی‌برد. این حمایت تنها زمانی که واحد درمانی، خارج از کارکرد غیرنظامی خود، برای اقدام زیان‌بار علیه دشمن استفاده شود، پس از اخطار و مهلت معقول از آن ساقط می‌شود. هیچ نشانه‌ای از چنین وضعیتی در دست نیست. همچنین حضور نیروهای نظامی در یک مکان غیرنظامی، کل محوطه، ساختمان‌های مجاور یا واحد درمانی نزدیک آن را خودبه‌خود به هدف مشروع تبدیل نمی‌کند.

بر پایه‌ی اصل تمایز، هدف‌ قراردادن چند نقطه‌ی مجزا در یک محوطه‌ی غیرنظامی، از جمله مرکز اورژانس مجاور خوابگاه موقت نیروها، پرسش جدی درباره‌ی محدودماندن حمله به اهداف نظامی ایجاد می‌کند.

بر پایه‌ی اصل احتیاط، استفاده از مهمات سنگین ۹۰۰ و ۲۲۰ کیلویی در چند متری یک مرکز اورژانس و خانه‌های مسکونی، آن هم در محلی که در نقشه‌های عمومی و تصاویر منبع‌باز قابل شناسایی بود، انتخاب روش، زاویه و نوع مهمات را زیر سوال می‌برد.

بر پایه‌ی اصل تناسب، ما نمی‌دانیم دقیقا چند نیروی سپاه و بسیج کشته شده‌اند، نقش عملیاتی آنان چه بوده و مهاجم در زمان حمله چه مزیت نظامی مشخص و مستقیمی را انتظار داشته است. اما می‌دانیم دست‌کم ۹ غیرنظامی جان باخته‌اند. اگر مزیت نظامی مورد انتظار محدود بوده باشد، این تلفات غیرنظامی به‌روشنی پرسش تناسب را پیش می‌کشد؛ و حتی اگر مزیت نظامی بیشتری مورد انتظار بوده باشد، نقض احتمالی اصول تمایز و احتیاط و حمایت از واحد درمانی همچنان به قوت خود باقی است.

سرانجام، اگر حمله‌ی دوم، چنان‌که شاهدان گفته‌اند، پس از حضور مردم و امدادگران رخ داده باشد، مسئولیت مهاجم سنگین‌تر می‌شود؛ هدف‌گیری یا بی‌اعتنایی به حضور امدادگران، یکی از روشن‌ترین موارد نقض حمایت از غیرنظامیان، امدادگران و ماموریت درمانی است.

100%


پرونده‌ای با دو مسئول

زیباشهر پرونده‌ای ساده با یک روایت تک‌خطی نیست. ساختمان بزرگ اقامتگاه، بنا بر شواهد موجود، محل پنهان‌شدن نیروهای سپاه بود و به همین دلیل هدف قرار گرفت. اما همین ساختمان در دل محوطه‌ای غیرنظامی قرار داشت.

جمهوری اسلامی، با انتقال نیروهایش به این محل، جان غیرنظامیان را به خطر انداخت. مهاجم هم با حمله به هدفی در کنار اورژانس و میان یک محوطه شناخته‌شده غیرنظامی، باید پاسخ دهد که چه احتیاط‌هایی برای جلوگیری از مرگ مردم و تخریب مرکز درمانی به‌کار گرفت.

هنوز پرسش‌های مهمی بی‌پاسخ مانده است: شمار دقیق نظامیان کشته‌شده چقدر بود؟ آیا ساختمان بزرگ اقامتگاه پیش از حمله به‌عنوان محل استقرار نظامیان شناسایی شده بود؟ آیا پایگاه اورژانس و آمبولانس‌ها در داده‌های پیش از حمله دیده شده بودند؟

اما هم اکنون هم یک واقعیت روشن است: جنگ در زیباشهر از پادگان بیرون آمد و به اقامتگاه مسافری، مرکز اورژانس و خانه‌های مردم رسید. نظامیانی که برای در امان ماندن در میان غیرنظامیان پنهان شده بودند، هدف قرار گرفتند؛ اما هزینه آن را کادر درمانی و مردمی هم پرداختند که تنها گناهشان همسایگی با همان پنهانگاه بود.

Banner

پربازدیدترین‌ها

یکی از بستگان خامنه‌ای آشکارا در پی جذب نیرو برای گذر از جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی است
۱

یکی از بستگان خامنه‌ای آشکارا در پی جذب نیرو برای گذر از جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی است

۲

لیست ممنوعه کریستیانو؛ ۱۰ چهره‌ای که در مراسم عروسی رونالدو و جورجینا جایی ندارند

۳

روایت فداکاری‌های محمد صلاح؛ از سفرهای ۹ ساعته تا خوابیدن زیر آسمان قاهره

۴

شاهزاده رضا پهلوی: حقوق ایران در دریای کاسپین قابل معامله نیست

۵
تحلیل

نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند

انتخاب سردبیر

  • سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس: حذف ارز دارو می‌تواند ۱۴۰۶ را به «سال کشتار بیماران» تبدیل کند

    سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس: حذف ارز دارو می‌تواند ۱۴۰۶ را به «سال کشتار بیماران» تبدیل کند

  • تهران با طولانی کردن جنگ در پی ضربه زدن به ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای است
    تحلیل

    تهران با طولانی کردن جنگ در پی ضربه زدن به ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای است

  • نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند
    تحلیل

    نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند

  • رییس‌جمهور تشریفات؛ پزشکیان در حاشیه روزهای جنگ
    تحلیل

    رییس‌جمهور تشریفات؛ پزشکیان در حاشیه روزهای جنگ

  • هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد
    تحلیل

    هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.