دیوید مکسول، سرهنگ بازنشسته نیروهای ویژه ارتش آمریکا و کارشناس مسائل امنیتی شرق آسیا، در یادداشتی که خبرگزاری بینالمللی یونایتدپرس منتشر کرده است، «جنگ ایران» را رویدادی دانست که پیامدهای آن فراتر از خاورمیانه خواهد بود و میتواند بر محاسبات راهبردی رهبران کره شمالی، چین و دیگر رقبای آمریکا تاثیر بگذارد.
به نوشته مکسول، نخستین و مهمترین درسی که کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، از جنگ ایران خواهد گرفت این است که سلاح هستهای همچنان مهمترین ابزار تضمین بقای رژیمها محسوب میشود. او استدلال میکند که رهبر کره شمالی احتمالاً آسیبپذیری حکومت ایران را ناشی از آن خواهد دانست که تهران هنوز به یک بازدارندگی هستهای کاملاً بقا پذیر و معتبر دست نیافته بود.
به گفته این تحلیلگر، کیم وضعیت ایران را با کشور خود مقایسه خواهد کرد؛ کشوری که اکنون به سلاح هستهای، موشکهای بالستیک، تاسیسات زیرزمینی مستحکم، توانمندیهای سایبری و ساختار سیاسی مقاوم در برابر فشارهای خارجی مجهز است. از این منظر، رهبر کره شمالی احتمالاً به این نتیجه خواهد رسید که سیاست هستهای پدر و پدربزرگش تصمیمی درست بوده است.
با این حال، مکسول تاکید میکند که جنگ ایران درس دیگری نیز دارد: تلاش برای دستیابی به توان هستهای لزوماً مانع اقدام نظامی علیه یک کشور نمیشود و حتی ممکن است احتمال چنین اقدامی را افزایش دهد.
او مینویسد ایالات متحده نشان داده است که اگر کشوری را در آستانه عبور از یک «خط قرمز راهبردی» ببیند، ممکن است به استفاده از نیروی نظامی متوسل شود. به باور او، کیم جونگ اون از این موضوع نتیجه خواهد گرفت که باید قابلیت بقا و مقاومت زرادخانه هستهای خود را افزایش دهد.
این تحلیلگر پیشبینی میکند که کره شمالی در آینده سرمایهگذاری بیشتری بر روی موشکهای سوخت جامد، پرتابگرهای متحرک، ساختارهای فرماندهی و کنترل مقاوم، عملیات سایبری، نیروهای ویژه و جنگ سیاسی برای ایجاد شکاف میان آمریکا و متحدانش انجام دهد.
دیپلماسی؛ ابزار تاکتیکی نه راهحل راهبردی
بخش مهمی از تحلیل مکسول به نگاه حکومتهای ایران و کره شمالی به دیپلماسی اختصاص دارد. او معتقد است که هر دو حکومت مذاکرات را نه به عنوان راهی برای مصالحه واقعی، بلکه به عنوان ابزاری راهبردی برای خرید زمان، کاهش فشارهای خارجی و ایجاد اختلاف میان مخالفان خود میبینند.
به نوشته او، تا زمانی که ساختارهای کنونی قدرت در تهران و پیونگیانگ پابرجا باشند، دستیابی به توافقی پایدار و قابل اجرا با این دو کشور دشوار خواهد بود؛ زیرا اهداف اصلی این حکومتها با چنین توافقهایی سازگار نیست.
مکسول میگوید حکومت ایران در پی حفظ بقا، افزایش نفوذ منطقهای، کسب مشروعیت ایدئولوژیک و حفظ اهرمهای فشار خود است. در مقابل، حکومت کره شمالی به دنبال بقای رژیم، تثبیت جایگاه خود به عنوان قدرت هستهای، رفع تحریمها، تضعیف ائتلاف آمریکا و کره جنوبی و در نهایت تسلط بر شبهجزیره کره بر اساس شرایط خود است.
او تاکید میکند که این اهداف بخشی از هویت سیاسی این حکومتها هستند و به همین دلیل نباید توافقهای دیپلماتیک را به عنوان نشانهای از تحول راهبردی تلقی کرد.
آتشبس و مذاکرات چه پیامی برای پیونگیانگ دارد؟
این کارشناس امنیتی معتقد است که تمدید احتمالی آتشبس و آغاز مذاکرات جدید درباره جنگ ایران نیز پیام مهمی برای کره شمالی خواهد داشت.
به گفته او، کیم جونگ اون ممکن است از این روند چنین برداشت کند که میتوان فشارهای شدید را تحمل کرد و سپس آنها را به فرصتی برای مذاکره و کسب امتیاز تبدیل کرد. این برداشت میتواند کره شمالی را به تکرار الگویی که طی دهههای گذشته بارها به کار گرفته، تشویق کند؛ الگویی که شامل تشدید تنش، توقف موقت، مطالبه امتیاز و سپس بازگشت دوباره به چرخه بحران است.
خاورمیانه، کره و تایوان به هم مرتبطاند
مکسول در ادامه استدلال میکند که جنگ ایران نباید صرفاً به عنوان یک بحران خاورمیانهای دیده شود.
او مینویسد خاورمیانه، شبهجزیره کره و تنگه تایوان از طریق اعتبار جهانی آمریکا، اعتماد متحدان واشینگتن، بازار انرژی، ظرفیت صنایع دفاعی و نحوه یادگیری و هماهنگی کشورهای رقیب به یکدیگر متصل هستند.
به باور او، چین، روسیه، ایران و کره شمالی رفتار یکدیگر را به دقت زیر نظر دارند و از تحریمها، حملات نظامی، آتشبسها و مذاکرات درس میگیرند. به همین دلیل، جنگ ایران میتواند بر محاسبات راهبردی در پکن و پیونگیانگ اثر بگذارد؛ همانطور که یک بحران در شرق آسیا میتواند بر تصمیمات تهران و مسکو تاثیرگذار باشد.
توصیه به آمریکا و متحدانش
این تحلیلگر در پایان هشدار میدهد که آمریکا نباید مرتکب دو اشتباه شود: نخست اینکه تصور کند صرفاً از طریق زور میتواند مسائل امنیتی را حل کند، و دوم اینکه گمان کند مذاکره به تنهایی کافی است.
او راهبرد مؤثر را ترکیبی از بازدارندگی نظامی، فشار سیاسی و اقتصادی، دیپلماسی، عملیات اطلاعاتی، هماهنگی با متحدان، اجرای تحریمها، حمایت از حقوق بشر و حفظ آمادگی نظامی میداند.
مکسول نتیجه میگیرد که توافقها با [حکومتهای] ایران و کره شمالی ممکن است خطرات را مدیریت یا به تعویق بیندازند، اما لزوماً آنها را از بین نمیبرند. به نوشته او، جنگ ایران نشان میدهد که چالش اصلی برای آمریکا و متحدانش نه صرفاً برنامههای هستهای، بلکه ماهیت و رفتار رژیمهایی است که از دیپلماسی به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف راهبردی خود استفاده میکنند.