افزایش قیمت اقلام خوراکی؛ آتیهآنلاین: جنگ و رکود، سفره کارگران را کوچکتر کرده است
افزایش قیمت اقلام خوراکی در ایران همچنان ادامه دارد. یک سایت خبری در این مورد نوشت که جنگ و رکود پس از آن، سفره کارگران را کوچکتر کرده است. یک اقتصاددان در ایران هم هشدار داده است که با ادامه این روند، زمینه برای تشدید نارضایتیهای اجتماعی و تنشهای خیابانی دوباره فراهم میشود.
روزنامه جهان صنعت شنبه دوم خرداد در مورد افزایش هزینه زندگی در ایران نوشت: « اگر تا پیش از این خانههای مجلل، عتیقه و کالاهای لوکس بهعنوان اسباب و اثاثیه و ماشینهای مدل بالا مصداق کلمه لاکچری بود، این روزها یکسفره معمولی برای خانوار نیز تبدیل به یک امر لاکچری شده است.»
این روزنامه در مورد افزایش هر کیلوگرم قیمت شیر خام که با مجوز دولت مسعود پزشکیان، ۶۰ هزار و ۵۰۰ تومان تعیین شده است، افزود: این موضوع «باعث حذف تدریجی لبنیات از سبد غذایی خانوار و تشدید فقر و مشکلات معیشتی شده است.»
مرتضی افقه، اقتصاددان، به جهان صنعت گفت: «افزایش قیمت شیر بدون شک باعث موج جدیدی از گرانی خواهد شد.»
او افزود: «در چنین شرایطی، حتی یک صبحانه معمولی شامل کره و پنیر نیز برای بخش بزرگی از مردم از دسترس خارج و عملا به کالایی گرانقیمت تبدیل شده است.»
او با تاکید براینکه چشمانداز روشنی دیده نمیشود، تاکید کرد: «اگر مساله جنگ هرچه سریعتر حل نشود و همان سهپیششرط اصلی یعنی پایان جنگ، رفع تحریمها و کاهش تنشها محقق نشود، زمینه برای تشدید نارضایتیهای اجتماعی و تنشهای خیابانی دوباره فراهم خواهد شد.»
این هشدار در شرایطی داده شده است کهبه نوشته سایت آفتاب نیوز حجتالله میرزایی، مدیر سابق صندوقهای بازنشستگی کشور، پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت گفت: «پیشبینی میشود سال جاری حدود ۴.۵ میلیون نفر دیگر به جمعیت زیر خط فقر اضافه شوند.»
در ارتباط با موج گرانی در ایران، سایت قلمرو رفاه ۲۷ اردیبهشت در گزارشی با طرح این پرسش که «با یک میلیون تومان چه میتوان خرید؟» نوشت:«میزان یارانه یک نفر از قیمت یک کیلو گوشت قرمز کمتر است و با مجموع یارانه دو نفر نمیتوان ۱۰ کیلو برنج در ماه خرید. همچنین دو لیتر روغن مایع بیش از یارانه یک نفر در ماه بوده و یارانه یک نفر معادل دو کیلو مرغ در ماه است.»
این سایت افزود: «اگر یک خانواده چهارنفره بخواهد فقط حداقل استاندارد کالری شامل یک عدد تخممرغ، نیم لیتر شیر و ۱۰۰ گرم برنج برای هر نفر را تامین کند، مبلغ ۵ میلیون تومان یارانه کل خانوار تنها ۱۰ تا ۱۲ روز از ماه را پوشش میدهد. برای ۱۸ روز باقیمانده، خانواده عملا هیچ پشتوانه یارانهای برای غذا ندارد.»
قلمرو رفاه اضافه کرد: «با توجه به تورم سه رقمی کالاهای اساسی و خوراکی طی دو ماه گذشته، اقلامی مثل گوشت قرمز عملا از سبد معیشت در عمل حذف شدهاند. یعنی خانوار مجبور است کل مبلغ یارانه را صرف نان، پنیر و روغن کند تا فقط سیر بماند و دیگر پولی برای پروتئین باکیفیت باقی نمیماند.»
در همین ارتباط، پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از شهرهای مختلف، حاکی از افزایش شدید قیمت کالاهای اساسی، خدمات، دارو و هزینههای زندگی است. بسیاری از شهروندان وضعیت اقتصادی کنونی را «له شدن زیر بار فقر و گرانی» توصیف کردند.
افزایش سریع قیمت اقلام خوراکی در شرایطی است که حداقل دستمزد برای کارگران مشمول قانون کار حدود ۱۶ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان است که برای کارگران متاهل و دارای فرزند به حدود ۲۵ میلیون تومان در ماه میرسد. این در شرایطی است که همین مبلغ به کارگران غیرمشمول قانون کار که شمار آنها صدها هزار نفر برآورد شدهاست و در کارگاههای کوچک کار می کنند، پرداخت نمیشود.
علاوه بر این، پس از جنگ ۴۰ روزه، گزارشهایی منتشر شده است مبنی بر اینکه برخی از کارفرمایان دستمزدها را همانند سال گذشته میپردازند و یا با اخراج نیروی کار قدیمی، نیروی جدید را با دستمزد کمتر استخدام میکنند.
سایت آتیهآنلاین جمعه اول خرداد نوشت: «جنگ و رکود پس از آن، سفره کارگران را کوچکتر کرده و بعضی از آنها در فروردین ماه در نتیجه توافق اجباری با کارفرما و ترس از بیکاری کمتر از نصف حداقل قانونی حقوق گرفتند.»
سایت «رویداد ۲۴» روز ۲۶ اردیبهشت نوشته بود: «در اقتصاد ایران، فقر دیگر فقط مختص حاشیهنشینان یا بیکاران نیست. امروز بسیاری از کسانی که شغل ثابت دارند، هر ماه بیشتر از قبل زیر فشار هزینهها خم میشوند. معلم، کارمند، راننده، فروشنده، کارگر و حتی بخشی از متخصصان و صاحبان مشاغل آزاد، حالا تجربه مشترکی دارند؛ اینکه درآمدشان به زندگی نمیرسد.»
به نوشته این سایت، «بسیاری از خانوادهها مصرف گوشت قرمز را به حداقل رساندهاند. لبنیات، میوه و حتی برخی اقلام ساده غذایی هم برای بخشی از جامعه به کالاهای مدیریتشده تبدیل شدهاند؛ یعنی خریدشان وابسته به زمان دریافت حقوق یا یارانه است.»
بحران اقتصادی موجود فقط به کارگران و بازنشستگان محدود نمیشود. سایت اقتصادنیوز جمعه نوشت: «در سال ۱۴۰۵، طبقه متوسط ایران با فشار بیسابقه اقتصادی روبروست؛ قدرت خرید به شدت کاهش یافته و بسیاری از خانوادهها مجبور شدهاند هزینههای روزمره خود را به اولویتهای ضروری محدود کنند.»
این سایت اشاره کرد: «کالاها و خدماتی که پیشتر نماد سبک زندگی و رفاه این طبقه بودند، مانند کلاسهای آموزشی و ورزشی، سفرهای داخلی و البته گاهی خارجی، تفریحات فرهنگی و ... حالا به شکل فزایندهای از سبد زندگی خانوارها حذف شدهاند.»
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.