• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

رجزخوانی نظام؛ مغازه کوچک وحشت‌فروشی

حسین ذوقی
حسین ذوقی

روزنامه‌نگار

۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۶:۲۸ (‎+۱ گرینویچ)

جمهوری اسلامی در حالی که تقریبا در آستانه شکست در همه زمینه‌های داخلی و خارجی قرار دارد، تاکتیکش را بر یک سنت فقهی استوار کرده است: رجزخوانی.

سخنان تند مداحان در تجمعات شبانه، سخنان تلویزیونی مسئولان میان‌رده تا گفته‌های رسمی مسئولین بلندپایه در مذاکرات، رسانه‌های اجتماعی و در نهایت، پیام‌های مکتوب رهبر نادیده نظام، بر همین سنت استوار شده است.

ماجرای «آتیش زدم به مالم» را حتما شنیده‌اید: بزازی در بازار، در کسادی وضعیتش و وقتی که اجناسش روی دستش مانده بود و راهی برای فروش نداشت، شاگردش را با یک حلب نفت به میانه بازار می‌فرستد تا فریاد بزند که: «اوستایم عقلش را از دست داده، می‌خواهد همه جا را به آتش بکشد!»

مردم هم که ترسیده‌اند به طمع جنس مفت، سمت دکان بزاز هجوم می‌برند. اوستای بزاز پارچه‌هایش را میان دکان می‌اندازد و رجز می‌خواند که «آتش می‌زنم ...»

خلاصه که انبار بزاز خالی می‌شود و جنس‌هایش را با قیمت بالاتر می‌فروشد!

حالا جمهوری اسلامی هم انگار می‌خواهد با تهدید و رجزخوانی به آتش زدن دنیا، ایده‌هایش را به منطقه و جهان بفروشد.

مداحان از منبر، منتقدان داخلی را به مرگ تهدید می‌کنند. محمود نبویان، نایب‌رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، پادشاهان کشورهای عربی را تهدید می‌کند که «هیچ یک از کاخ‌هایشان سالم نخواهد ماند».

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در شبکه‌های اجتماعی از «پاسخ طولانی و دردناک» سخن می‌گوید.

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، حتی در نشست‌های دیپلماتیک، با لحنی رجزآلود حرف می‌زند.

غلامحسین محسنی اژه‌ای، رییس قوه قضاییه، از «تحمیل ناپذیری» می‌گوید؛ و حسین کنعانی‌مقدم، فرمانده پیشین سپاه پاسداران، اعتراف می‌کند که «رجزخوانی یکی از روش‌های مقابله با دشمن است».

لایه‌ها‌ی متفاوت نظام به یک زبان مشترک رسیده‌اند. این روش تصادفی نیست، شیوه جدید حکمرانی در جمهوری اسلامی است.

100%

سنت فقهی

پشت این رجزخوانی فراگیر یک نظریه‌ فقهی ایستاده است. حدیثی نبوی می‌گوید: «نُصِرْتُ بِالرُّعْب»، یعنی پیروزی در پس ایجاد رعب و وحشت!

مفهوم انداختن رعب در دل دشمن در چندین آیه‌ قرآن نیز آمده است. این، چارچوب فقهی-ایدئولوژیک رجزخوانی است: ترساندن دشمن، خود نوعی پیروزی محسوب می‌شود.

در جنگ هشت ساله، امثال صادق آهنگران و غلام‌علی سبزواری همین سنت را در پشت بلندگوهای جبهه احیا کردند و رجزخوان جنگ، جایگاه رسمی پیدا کرد.

آهنگران در کنار فرماندهان نظامی، جزیی از ساختار جنگ بود.

شاید در دهه‌ ۶۰، رجز یک کارکرد تعریف‌شده داشت: کنار جبهه، در پشت بلندگوهای عملیات، در منبرهای مذهبی. یا رجزخوانی برای ترساندن مخالفان داخلی. حالا اما رجز از این جایگاه بیرون آمده و به همه‌ نهادهای نظام سرایت کرده است.

وقتی وزیر امور خارجه به‌جای زبان دیپلماتیک، در ایکس تهدید می‌کند، رجز جای دیپلماسی را گرفته است.

وقتی نماینده‌ مجلس به‌جای سخن گفتن از قانون و بودجه، پادشاهان خارجی را تهدید می‌کند، رجز جای کار مجلس را گرفته است.

وقتی رییس قوه قضاییه به جای صحبت از پرونده‌ها و رای‌ها، با لحن رجزآلود از «تحمیل‌ناپذیری» می‌گوید، رجز جای کار قضایی را گرفته است.

حتی تیم مذاکره‌کننده در میز دیپلماسی با همان لحنی حرف می‌زند که مداح در منبر. این یعنی نظام به‌جای آن که از هر نهاد، کارکرد خاص آن را بطلبد، از همه‌ نهادهای خود می‌خواهد رجزخوانی کنند.

این تاکتیک برای نظام دو وجه دارد. یکی برای دشمن خارجی‌اش که زبان تهدید و دیوانگی نظامی آن‌ها را تماشا کند و دیگری، مردم داخل ایران که هر لحظه امکان طغیان دوباره‌شان وجود دارد.

تهدید به حمله بی‌مهابا به همسایگان خلیج فارس ایران، احضار بی‌مهابای فعالان فرهنگی و سیاسی و اقتصادی، تهدید روزنامه‌نگاران داخلی، توقیف اموال هنرمندان و روزنامه‌نگاران و مخالفان داخلی؛ همگی بخشی از این ایجاد ترس و در نهایت ارجاع به وضعیت «النصر بالرعب» مورد علاقه مسئولان جمهوری اسلامی است.

100%

خلأ پشت رجز

اما چرا نظام به این روش رسیده؟

پاسخ ساده است: چون چیز دیگری ندارد. ماجرا همان بزاز بازار است. مستاصل شده و در حال از دست دادن همه جبهه‌های خارجی و داخلی‌اش است.

نظامی که نتوانست در دیپلماسی موفق شود، نتوانست اقتصاد را سامان دهد، نتوانست در میدان نظامی برتر شود، نتوانست جامعه را با خود همراه کند، حالا وضعیتی در آستانه جنون پیدا کرده و تنها یک ابزار برایش باقی مانده است: رجزخوانی. آدم‌هایش را به همه جا می‌فرستد تا فریاد «اوستایم دیوانه شده!» سر بدهند.

نظام معتقد است با ترساندن «دشمن» می‌تواند ضعف‌های خود را پنهان کند، اما این منطق یک ضعف بنیادی دارد. ترس، مثل سکه، دو رو دارد. وقتی نظام مدام تهدید می‌کند، نه تنها دشمن، که خود مردم هم ترس را می‌بینند و این ترس را به ضعف نظام تعبیر می‌کنند، نه به قدرت آن.

در جمهوری اسلامی ۱۴۰۵، با تورم سه رقمی، با میلیون‌ها بیکار، با اینترنت قطع و اقتصاد در آستانه‌ فروپاشی، هر رجزخوانی جدید ایجاد وحشت نمی‌کند؛ کمدی سیاهی‌ست که مردم را به خنده می‌اندازد.

Banner

پربازدیدترین‌ها

لیست ممنوعه کریستیانو؛ ۱۰ چهره‌ای که در مراسم عروسی رونالدو و جورجینا جایی ندارند
۱

لیست ممنوعه کریستیانو؛ ۱۰ چهره‌ای که در مراسم عروسی رونالدو و جورجینا جایی ندارند

۲

روایت فداکاری‌های محمد صلاح؛ از سفرهای ۹ ساعته تا خوابیدن زیر آسمان قاهره

۳

حمیدرضا رجب‌زاده، مداح حکومتی، پس از ربایش به قتل رسید

۴

آمریکا صرافی‌های ارز دیجیتال مرتبط با شبکه قمار جمهوری اسلامی را تحریم کرد

۵
تحلیل

نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند

انتخاب سردبیر

  • سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس: حذف ارز دارو می‌تواند ۱۴۰۶ را به «سال کشتار بیماران» تبدیل کند

    سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس: حذف ارز دارو می‌تواند ۱۴۰۶ را به «سال کشتار بیماران» تبدیل کند

  • تهران با طولانی کردن جنگ در پی ضربه زدن به ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای است
    تحلیل

    تهران با طولانی کردن جنگ در پی ضربه زدن به ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای است

  • نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند
    تحلیل

    نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند

  • رییس‌جمهور تشریفات؛ پزشکیان در حاشیه روزهای جنگ
    تحلیل

    رییس‌جمهور تشریفات؛ پزشکیان در حاشیه روزهای جنگ

  • هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد
    تحلیل

    هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.