بر اساس سوابق تحریمها و اسناد افشاشدهای که ایراناینترنشنال بررسی کرده، یک شبکه مالی خانوادگی متهم به پولشویی برای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، از لندن فعالیت و منابع مالی را از طریق شرکتهای صوری در چین و امارات جابهجا میکند.
دولت بریتانیا در ۱۱ مه چهار عضو خانواده زرینقلم را بهدلیل ارتباط با افرادی که فعالیتهایشان به بیثباتی در بریتانیا کمک میکند، تحریم کرد. گفته میشود دستکم سه نفر از آنها ساکن لندن هستند.
یکی از افراد تحریمشده فرهاد زرینقلم، ۴۴ ساله، است. او متخصص ارتباطات بیسیم و فناوری مالی است و مدرک کارشناسی و دکترای خود در رشته الکترونیک را از کینگز کالج لندن دریافت کرده است.
او که کارمند سابق نوکیا و دارای تابعیت بریتانیاست، عضو هیاتمدیره شرکت «پرگاس پترو ترید گروپ» در ایران است و یک شرکت در سنگاپور را نیز مدیریت میکند.
نشانی ثبتشده به نام فرهاد زرینقلم متعلق به شرکتی در برج سما در دبی است؛ هر دو مورد از سوی ایالات متحده بهدلیل پولشویی برای سپاه پاسداران تحریم شدهاند.
فرهاد زرینقلم به درخواستهای ایراناینترنشنال برای اظهار نظر پاسخ نداد، اما به روزنامه دیلی میل گفته است که تصمیم دولت بریتانیا را به چالش خواهد کشید.
خانواده زرینقلم مدتهاست با دور زدن تحریمها و شبکههای مالی مرتبط با جمهوری اسلامی در ارتباط بودهاند.
ناصر زرینقلم، ۶۶ ساله، مالک «صرافی برلیان» است. سه سال پیش، ایراناینترنشنال تصاویری اختصاصی از گفتوگوهای داخل دفتر این صرافی منتشر کرد که در آن او بهصراحت به دور زدن تحریمها اشاره میکند.
در ژوئن ۲۰۲۵، وزارت خزانهداری آمریکا ناصر زرینقلم و صرافیاش را بهدلیل نقش داشتن در تامین مالی تروریسم تحریم کرد.
اسناد منتشرشده در ویکیایران نشان میدهد ناصر زرینقلم و صرافیاش دستکم ۳۷ شرکت صوری در امارات و چین ثبت کرده و بیش از ۱۴۰ حساب بانکی در این کشورها برای دور زدن تحریمها در اختیار داشتهاند.
در یکی از اسناد، او از شرکت پتروشیمی زاگرس خواسته سه میلیون یورو به شرکت صوری «فانژیان اینترنشنال» در چین منتقل کند. این تراکنش از طریق بانک ژیشانک انجام شده است.
سهامدار اصلی پتروشیمی زاگرس، گروه نفت و گاز پارسیان است که به شرکت سرمایهگذاری غدیر، هلدینگ متعلق به سازمان تامین اجتماعی نیروهای مسلح، تعلق دارد. مدیرعامل گروه پارسیان نیز سرتیپ سپاه احمد وحیدی دستجردی، معاون پیشین وزیر دفاع، است.
یک سند افشاشده دیگر نشان میدهد ناصر زرینقلم از طریق صرافی خود در امارات به نام «مدریت جنرال تریدینگ» برای شرکت پتروشیمی شیراز پولشویی کرده است؛ شرکتی که آن نیز تحت تحریم آمریکا قرار دارد و سهامدار اصلی آن سازمان تامین اجتماعی نیروهای مسلح است.
سند دیگری نشان میدهد بیش از ۸۹۰ هزار یورو از طریق یک شرکت صوری به حسابی در چین منتقل و سپس به آلمان ارسال شده است.
بر اساس سوابق موجود، ناصر زرینقلم تابعیت جزیره سنتکیتس را دارد و مالک خانهای در منطقه فینچلی در شمال لندن است که جمعیت ایرانی قابلتوجهی در آن زندگی میکنند.
بریتانیا همچنین پسر ناصر، پوریا زرینقلم ۲۹ ساله را تحریم کرده است؛ فردی که تابعیت بریتانیا و سنتکیتس را دارد. طبق سوابق ثبت شهری، او در سالهای اخیر در فینچلی و کنری وارف زندگی کرده و مقامات بریتانیایی تایید کردهاند که ساکن لندن است. او در ایران عضو هیاتمدیره شرکت «مهر شبستان مازندران» است.
یکی دیگر از اعضای تحریمشده خانواده، منصور زرینقلم ۶۳ ساله، مالک شرکت «منصور زرینقلم و شرکا» است که با نام «صرافی GCM» نیز شناخته میشود. ایالات متحده سال گذشته او و صرافیاش را بهدلیل تامین مالی سپاه پاسداران تحریم کرد.
در یکی از اسناد افشاشده، منصور پس از پولشویی، وجوه متعلق به شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس را بهصورت نقدی تحویل داده و آن را به ایران بازگردانده است.
شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس، دومین شرکت بزرگ ایران از نظر درآمد، بهدلیل تامین مالی نیروی قدس سپاه تحریم شده و یکی از بازوهای اقتصادی مهم مرتبط با قرارگاه سازندگی خاتمالانبیاء محسوب میشود.
در قراردادی که ایراناینترنشنال بررسی کرده، منصور زرینقلم متعهد شده «ساختار مالی مناسبی» برای انتقال پول و دریافت ارز خارجی ایجاد کند. در بند دیگری نیز آمده است که او با ایجاد چنین شبکهای «با رعایت اصول امنیتی» ریسک انتقال را کاهش خواهد داد.
بریتانیا همچنین فضلالله زرینقلم ۷۴ ساله، برادر ناصر و منصور، را تحریم کرده است. فضلالله که تابعیت بریتانیا را نیز دارد، مالک «صرافی زرینقلم و شرکا» است و بنا بر اعلام خزانهداری بریتانیا در لندن زندگی میکند.
هشت سال پیش، یکی از پسران فضلالله به نام فرشاد که صاحب یک صرافی در تهران بود، به اتهام اخلال در نظام ارزی ایران به ۱۰ سال زندان محکوم شد. پسر دیگر او، بهزاد، نیز مالک یک صرافی در منطقه سعادتآباد تهران است.
در تهران، به نظر میرسد بخشی از فعالیتهای این شبکه توسط میترا زرینقلم، خواهر برادران زرینقلم، هماهنگ میشود. این زن ۵۳ ساله مالک شرکت سرمایهگذاری «زرین تهران» است و او و شرکتش نیز از سوی آمریکا بهدلیل تامین مالی تروریسم تحریم شدهاند.
این تحریمها در شرایطی اعمال شده که نظارتها بر فعالیتهای مرتبط با جمهوری اسلامی در بریتانیا افزایش یافته است؛ بهویژه پس از مجموعهای از حوادث در شمال لندن که اماکن یهودی و سازمانهای رسانهای مخالف جمهوری اسلامی را هدف قرار دادهاند.
گروه «حرکت اصحاب الیمین الاسلامیه» که به حکومت ایران نزدیک است، در شبکههای اجتماعی مسئولیت برخی از این حملات را بر عهده گرفته است.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.