شماری از شهروندان در پیامهایی به ایراناینترنشنال گفتند در نخستین لحظات پس از زلزله نسبتا شدیدی که شامگاه سهشنبه ۲۲ اردیبهشت تهران و مناطق اطراف آن را لرزاند، تصور کردند حملات آمریکا و اسرائیل دوباره آغاز شده است. احساسی که با پایان احساس تعلیق اما همراه ترس و اضطراب بوده است.
این زمینلرزهها ابتدا با زلزلهای به بزرگی ۳.۴ در ساعت ۲۰:۴۱ آغاز شد اما اوج آن در ساعت ۲۳:۴۶ با لرزهای به بزرگی ۴.۶ در عمق ۱۰ کیلومتری رخ داد.
تا ساعت ۳:۳۰ بامداد چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت، چندین پسلرزه دیگر هم اتفاق افتاد.
کانون اصلی زلزله پردیس بود اما در مناطق مختلف شهر و استان تهران، استان البرز و حتی بخشهایی از استان مازندران احساس شد.
برخی مخاطبان در واکنش به این زلزله و پسلرزههایش گفتند تجربه هفتههای جنگ، صدای انفجارها، پدافند و پهپادها، نوعی حساسیت دائمی ایجاد کرده است؛ بهطوری که حتی تشخیص زلزله از حمله نظامی هم برای چند ثانیه دشوار بوده است.
یکی از ساکنان شرق تهران و تهرانپارس در پیامی نوشت: «زلزله سهشنبه شب جوری بود که خانهمان به شدت لرزید و تکان خورد؛ طوری که فکر کردیم کنار خانهمان موشک خورده است.»
مخاطب دیگری زلزله را «ترسناک» توصیف کرد و گفت او و خانوادهاش برای چند ثانیه فکر کردند دوباره حملات شروع شده است.
برخی شهروندان همچنین به شباهت تجربه زلزله با روزهای جنگ اشاره کردند.
یک شهروند نوشت: «حدود ساعت ۹ شب سهشنبه زلزله در تهران حس شد، اما زلزلهای که ساعت ۱۱:۴۵ شب آمد بسیار شدید حس شد. خانه کاملا لرزید و لوسترها صدا دادند. شبیه تجربهای بود که در آن ۴۰ روز جنگ داشتیم.»
شماری از مخاطبان تاکید کردند احساس آنها صرفا «ترس» نبوده، بلکه ترکیبی از اضطراب، انتظار و بیثباتی روانی بوده است؛ بهویژه در شرایطی که بخشی از جامعه همچنان در انتظار ازسرگیری حملات نظامی علیه جمهوری اسلامی است.
شهروندی نوشت: «وقتی زلزله و بعد از آن صدای طوفان آمد، فکر کردیم دوباره حمله شده است. حس همزمان ترس و خوشحالی داشتیم.»
مخاطبی دیگر با اشاره به احساس ناامیدی و تعلیق گستردهای که در آتشبس شکل گرفته، گفت: «وضعیت ما داخل ایران اینگونه است که زلزله میآید و مادرم میگوید: کاش بمباران باشد؛ ثمره ۴۷ سال حکومت اسلامی.»
در میان پیامها، واکنشهای طنزآلود و کنایهآمیز هم دیده میشود.
شهروندی نوشت آنقدر دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، حمله دوباره را «کش داد» که «خدا دستبهکار شد».
برخی دیگر نیز به تاثیر مستقیم تجربه جنگ بر واکنشهای روزمره مردم اشاره کردند.
یک شهروند نوشت تجربه دو جنگ باعث شده بسیاری فرق پدافند، موشک و پهپاد را بهخوبی تشخیص بدهند یا از روی صدا و لرزش بفهمند انفجار چقدر به آنها نزدیک است.
او افزود: «اما باز هم وقتی زلزله شد، برای چند ثانیه تشخیص نمیدادیم حمله است یا چیز دیگری.»
قطع اینترنت و از دست رفتن دسترسی سریع به منابع خبری
قطع طولانیمدت و اختلال گسترده اینترنت در ایران، دسترسی بسیاری از کاربران به پیامرسانها، شبکههای اجتماعی و حتی منابع اطلاعرسانی فوری را مختل کرده است.
برخی مخاطبان گفتند در گذشته در چنین شرایطی مستقیما به سایتهای لرزهنگاری مراجعه یا اخبار را از طریق تلگرام و شبکههای اجتماعی دنبال میکردند، اما اکنون این امکان را از دست دادهاند و همین موضوع بر اضطراب عمومی افزوده است.
چند کاربر، رسانههای حکومتی را به پنهانکاری و تاخیر در اطلاعرسانی متهم کردند.
شهروندی در همین زمینه نوشت: «صداوسیما از ترس اینکه مردم به خیابانها بریزند و اعتراض دیگری شکل بگیرد، خبر زلزله را تا دقایقی طولانی پوشش نداد. جان آدمها آنقدر برایشان بیارزش است که تلاش میکنند از هر راهی که شده، اندکی بیشتر در قدرت بمانند.»
بیاعتمادی به نهادهای اطلاعرسانی حکومتی و فقدان دسترسی به کانالهای خبری امن و شناخته شده، باعث شد در ساعات پس از زلزله، شایعات و گمانهزنیهایی نیز شکل بگیرد.
در همین زمینه، یک مخاطب با اشاره به موقعیت کانون زلزله نوشت: «کانون زلزله تهران، نزدیک پارچین و نیروگاه اتمی بود؛ یعنی اصلا امکانش نیست که زلزلهای در کار نبوده و جمهوری اسلامی داشته آزمایش اتمی یا نظامی انجام میداده است؟»
شهروند دیگری نیز این پرسش را مطرح کرد که: «آیا زلزله نمیتواند ناشی از فعالیتهای زیرزمینی موشکی باشد؟»
او به قرارگیری تهران روی گسل و همچنین فعالیتهای زیرزمینی جمهوری اسلامی اشاره کرد.
نهادهای حکومتی به این گمانهزنیها واکنشی نشان ندادند اما برخی متخصصان درباره این ترس و نگرانی عمومی اظهار نظر کردند.
فریبرز ناطقیالهی، عضو هیات علمی پژوهشگاه زلزلهشناسی ایران، صبح چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت در سخنانی گفت زلزله تهران «در اثر انفجار مواد تسلیحاتی و نظامی نبوده» است.
تهران تا ساعتها پس از زلزله و پسلرزههایش فضایی ملتهب را تجربه کرد.
یکی از ساکنان پردیس گفت از حدود ساعت هشتونیم شب تا یک بامداد، مردم از ترس در خیابانها بودند، داخل خانه نرفتند و پمپبنزینها هم شلوغ بود.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.