• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

اینترنت، نابرابری و کنترل روانی در وضعیت بحران

صبا آلاله
صبا آلاله

روان‌تحلیل‌گر اجتماعی

۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۴:۲۱ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۹:۵۱ (‎+۱ گرینویچ)

اوایل ورود اینترنت، بسیاری آن را فقط یک فناوری تازه یا ابزار سرگرمی می‌دانستند؛ اما به‌تدریج اینترنت از یک امکان جانبی خارج شد و به بخشی از جریان اصلی زندگی تبدیل شد؛ تا جایی که امروز بخش بزرگی از کار، ارتباطات، آموزش و حتی تجربه ما از جهان بدون آن قابل تصور نیست.

امروزه برای میلیون‌ها نفر، اینترنت بخشی از زیرساخت زندگی روزمره و شرط حضور در جهان اجتماعی است. معیشت بخش بزرگی از جامعه نیز به اینترنت وابسته شده است؛ از فروشگاه‌های آنلاین و کسب‌وکارهای کوچک گرفته تا رانندگان تاکسی‌های اینترنتی، افراد شاغل به‌صورت دورکاری و پروژه‌ای، تولیدکنندگان محتوا و مشاغلی که شبکه‌های اجتماعی بستر اصلی فعالیت آن‌هاست.

به همین دلیل، قطع یا محدودسازی اینترنت فقط به معنای کند شدن ارتباطات نیست، بلکه می‌تواند مستقیما جریان زندگی، درآمد و احساس امنیت افراد را مختل کند.

شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها در سال‌های اخیر به بخشی از تجربه جمعی جامعه تبدیل شده‌اند؛ فضایی برای حرف زدن، دیده شدن، روایت کردن و شریک شدن در تجربه‌های مشترک. افراد بخش مهمی از احساس باهم‌بودن را در فضای دیجیتال تجربه می‌کنند.

در بحران‌ها، همین فضا می‌تواند به بستری برای همدلی، انتقال تجربه، شکل‌گیری حافظه جمعی و حتی سازماندهی اجتماعی تبدیل شود.

این فضا بخشی از تجربه روانی و اجتماعی انسان امروز شده است؛ جایی که افراد در آن خود را بیان می‌کنند، دیده می‌شوند و احساس می‌کنند به جهان پیرامون متصل‌اند. در چنین شرایطی، محرومیت از اینترنت فقط محرومیت از یک ابزار نیست، بلکه می‌تواند تجربه‌ای از حذف شدن، نادیده گرفته شدن و قطع ارتباط با جهان بیرون باشد؛ وضعیتی که افراد در آن نوعی محرومیت روانی و اجتماعی را تجربه می‌کنند.

اینترنت و کنترل ادارک

با توجه به اینکه اینترنت در جامعه ما همواره با نوسان، کندی و قطعی‌های دوره‌ای همراه بوده، در زمان‌های بحران این اختلال‌ها شدت بیشتری پیدا می‌کند.

این وضعیت نشان می‌دهد که دسترسی به اطلاعات و امکان اشتراک‌گذاری روایت‌ها در شرایط بحرانی به مسئله‌ای حساس تبدیل می‌شود؛ جایی که کنترل یا محدودسازی اینترنت می‌تواند بر آگاهی جمعی و شکل‌گیری روایت‌های عمومی اثر بگذارد. هرچه اینترنت بیشتر در زندگی روزمره ریشه دوانده، حساسیت نسبت به کنترل آن نیز بیشتر شده است.

در لحظه‌های بحران، قطع یا محدودسازی اینترنت فقط به کمبود اطلاعات منجر نمی‌شود، بلکه پیوستگی تجربه مشترک از واقعیت را دچار اختلال می‌کند. افراد به تصویر هم‌زمان و مشترکی از آنچه در حال رخ دادن است دسترسی ندارند؛ خبرها با تاخیر می‌رسند، روایت‌ها ناقص‌اند و منابع مختلف اطلاعاتی هم‌پوشانی ندارند. نتیجه این وضعیت، شکل‌گیری نوعی تعلیق ذهنی و ناامنی جمعی است؛ وضعیتی که در آن تشخیص واقعیت دشوارتر شده و احساس اطمینان نسبت به جهان پیرامون کاهش می‌یابد.

در چنین شرایطی، اختلال در اینترنت می‌تواند درک مشترک جامعه از واقعیت را دچار گسست و آشفتگی کند.

به همین دلیل، محدودسازی اینترنت در بحران‌ها بخشی از شیوه‌های مدیریت و کنترل افکار جمعی است؛ جایی که مساله فقط قطع ارتباط نیست، بلکه مدیریت سرعت انتشار اطلاعات، دیده‌شدن روایت‌ها و شکل‌گیری تصویر عمومی از رویدادهاست.

در این وضعیت، اینترنت از یک زیرساخت ارتباطی فراتر رفته و به بخشی از سازوکار تنظیم و مدیریت فضای اجتماعی تبدیل می‌شود.

در امتداد همین منطق، مساله اینترنت فقط به لحظه‌های بحران محدود نیست و در سطح دسترسی نیز نوعی نابرابری ساختاری وجود دارد. اگرچه این نابرابری پیش‌تر هم وجود داشت، اما در ماه‌های اخیر با شکل‌گیری انواعی از اینترنت طبقاتی و دسترسی‌های متفاوت، نمود روشن‌تری پیدا کرده است.

پدیده‌هایی مانند اینترنت ویژه، دسترسی‌های سازمانی یا عبور برخی گروه‌ها از محدودیت‌های عمومی نشان می‌دهند که همان ساختار محدودکننده، امکان عبور را نیز به‌صورت نابرابر توزیع می‌کند. به این ترتیب، اینترنت به‌تدریج از یک حق عمومی و شهروندی به نوعی امتیاز اجتماعی و سیاسی تبدیل می‌شود.

این وضعیت مستقیما بر تجربه روانی و اجتماعی افراد اثر می‌گذارد. وقتی بخشی از جامعه به امکانات ارتباطی و اطلاعاتی گسترده‌تر دسترسی دارد و بخش دیگر در محدودیت قرار می‌گیرد، احساس بی‌عدالتی، طردشدگی و شکاف اجتماعی تشدید می‌شود. فرد نه‌تنها از دسترسی به اطلاعات محروم می‌شود، بلکه ممکن است احساس کند از جریان کامل زندگی اجتماعی و امکان حضور برابر کنار گذاشته شده است.

در چنین فضایی، اعتماد اجتماعی نیز فرسوده می‌شود؛ زیرا شهروندان درمی‌یابند که حتی دسترسی به واقعیت و امکان ارتباط نیز به شکلی نابرابر توزیع شده است. در نتیجه، اینترنت به بخشی از سازوکار توزیع قدرت، مدیریت ادراک و بازتولید شکاف اجتماعی تبدیل می‌شود.

پیامدهای روانی و اجتماعی گسست دیجیتال در بحران

وقتی جریان اینترنت در دوره‌های بحران دچار قطع یا محدودیت می‌شود، اثر آن فقط در سطح نبود اطلاعات یا تغییر در ادراک جمعی باقی نمی‌ماند. این وضعیت به‌طور مستقیم وارد زندگی روزمره افراد می‌شود و خود را در روابط خانوادگی، کاری، آموزش و حتی شکل تعاملات ساده اجتماعی نشان می‌دهد.

در سطح خانواده، اینترنت به یکی از بسترهای اصلی ارتباط میان اعضا تبدیل شده است؛ به‌ویژه در شرایطی که فاصله‌های جغرافیایی یا شغلی وجود دارد. در لحظه‌های قطع یا اختلال، این ارتباط ناگهان دچار وقفه می‌شود. تماس‌های روزمره، پیام‌های فوری و اطلاع از وضعیت یکدیگر با تاخیر یا عدم امکان مواجه می‌شود و همین موضوع می‌تواند احساس نگرانی، بی‌خبری و تنش‌های عاطفی را افزایش دهد. حتی در روابط نزدیک، نوعی اضطراب ناشی از دسترسی نداشتن به دیگری شکل می‌گیرد.

در حوزه کاری، وابستگی به اینترنت در بسیاری از مشاغل به حدی است که اختلال در آن به معنای توقف واقعی کار است. کسب‌وکارهای آنلاین، مشاغل خدماتی و حتی بخش‌هایی از اقتصاد سنتی که به ارتباط دیجیتال وابسته شده‌اند، در این شرایط با وقفه ناگهانی مواجه می‌شوند. این وقفه مستقیماً به کاهش درآمد، ناامنی شغلی و فشار روانی ناشی از بی‌ثباتی اقتصادی منجر می‌شود.

در حوزه آموزش نیز این گسست به‌وضوح قابل مشاهده است. دانش‌آموزان و دانشجویان که بخش مهمی از فرآیند یادگیری آن ها به منابع آنلاین، کلاس‌های مجازی و ارتباط با استادان وابسته شده است، در زمان اختلال اینترنت با نوعی توقف اجباری مواجه می‌شوند. این توقف می‌تواند احساس عقب‌ماندگی، اضطراب تحصیلی و از بین رفتن پیوستگی یادگیری را به همراه داشته باشد.

در سطح اجتماعی گسترده‌تر، اختلال در اینترنت الگوی تعاملات روزمره را نیز تغییر می‌دهد. بسیاری از هماهنگی‌های ساده، از قرارهای کاری گرفته تا ارتباطات دوستانه و فعالیت‌های جمعی، به بسترهای دیجیتال وابسته شده‌اند. در نتیجه، قطع این بسترها باعث نوعی ناپیوستگی در زندگی اجتماعی می‌شود؛ جایی که ارتباطات نه کاملاً قطع می‌شوند، اما به‌شدت دشوار، کند و غیرقابل پیش‌بینی می‌گردند.

در سطح روانی، این وضعیت می‌تواند احساس کند شدن زندگی و از دست رفتن کنترل بر امور روزمره را تقویت کند. افراد در موقعیتی قرار می‌گیرند که بخشی از ابزارهای اصلی تنظیم زندگی روزمره از دسترس خارج شده است، بدون آنکه جایگزین فوری و پایدار برای آن وجود داشته باشد. این وضعیت به‌مرور می‌تواند احساس خستگی روانی، تنش و کاهش توان برنامه‌ریزی برای آینده را تشدید کند.

در شرایط بحران، انسان بیش از هر زمان دیگری به ارتباط، اطلاع از وضعیت دیگران و حفظ پیوندهای اجتماعی نیاز دارد. افراد می‌خواهند از حال خانواده، دوستان و اطرافیان خود باخبر شوند، اخبار را دنبال کنند و احساس کنند در مواجهه با بحران تنها نیستند. اما قطع یا محدودسازی اینترنت دقیقا همین شبکه ارتباطی را مختل می‌کند و بخشی از زندگی روزمره را از کار می‌اندازد؛ از ارتباط با خانواده و پیگیری اخبار گرفته تا کار، آموزش و حفظ احساس پیوند با دیگران. در نتیجه، اختلال در اینترنت مستقیماً بر تجربه روانی و اجتماعی افراد اثر می‌گذارد و می‌تواند احساس ابهام، اضطراب و بی‌ثباتی را تشدید کند.

صورت‌بندی نهایی

در چنین شرایطی، اینترنت برای جمهوری اسلامی به‌تدریج به یکی از مهم‌ترین میدان‌های تقابل میان جامعه و قدرت تبدیل شده است.

دلیل اصلی این مساله به تجربه‌ای بازمی‌گردد که ساختار قدرت طی سال‌های اخیر از نقش اینترنت در شکل‌گیری آگاهی جمعی، انتشار روایت‌های مستقل و سازماندهی اجتماعی به دست آورده است.

در گذشته، ساختارهای قدرت می‌توانستند تا حد زیادی جریان اطلاعات را کنترل کنند؛ روایت رسمی از طریق رسانه‌های حکومتی منتشر می‌شد و امکان دسترسی گسترده به روایت‌های جایگزین محدود بود. اما اینترنت این معادله را تغییر داد.

شبکه‌های اجتماعی و فضای دیجیتال باعث شدند مردم بتوانند تجربه‌های شخصی، تصاویر و روایت‌هایی را منتشر کنند که پیش‌تر امکان دیده‌شدن نداشتند. اینترنت به فضایی تبدیل شد که در آن شکاف میان روایت رسمی و واقعیت زیسته مردم آشکارتر شد. اعتراضات، خشونت‌ها، سرکوب‌ها و نارضایتی‌های اجتماعی دیگر صرفا در سطح فردی باقی نمی‌ماندند، بلکه به‌سرعت در سطح جمعی و حتی جهانی بازتاب پیدا می‌کردند.

به همین دلیل، اینترنت به بستری برای شکل‌گیری نوعی آگاهی جمعی تبدیل شد؛ آگاهی‌ای که می‌توانست احساس مشترک، خشم مشترک و امکان کنش جمعی را تقویت کند.

برای ساختاری که سال‌ها بر کنترل روایت و روان جمعی تکیه داشته، این تغییر به‌تدریج به یک مساله حساس و تهدیدکننده تبدیل شد. اینترنت نه‌تنها جریان اطلاعات را گسترش داد، بلکه انحصار قدرت بر تفسیر واقعیت را نیز به چالش کشید.

به بیان دیگر، مساله فقط دیده‌شدن اخبار نبود؛ بلکه این بود که مردم دیگر صرفا دریافت‌کننده روایت رسمی نبودند، بلکه خود به تولیدکننده روایت تبدیل شدند. از همین رو، اینترنت وارد حوزه امنیت و کنترل اجتماعی شد و کنترل آن به بخشی از مداخله در ادراک، احساس و واکنش اجتماعی تبدیل شد.

در این چارچوب، کنترل اینترنت را می‌توان بخشی از منطق سیاسی حفظ و بازتولید اقتدار دانست؛ به‌ویژه در شرایطی که ساختار قدرت با کاهش شدید اعتماد عمومی و افزایش نارضایتی اجتماعی مواجه می‌شود.

اما نکته اساسی اینجاست که هرچه سطح کنترل و محدودسازی اینترنت افزایش می‌یابد، این پیام نیز در سطح جامعه تقویت می‌شود که مسئله فقط امنیت یا مدیریت فنی نیست، بلکه ترس از آگاهی، ارتباط و دیده‌شدن نیز در میان است.

به همین دلیل، اینترنت در جامعه به نمادی از رابطه پیچیده میان قدرت، آگاهی جمعی، کنترل اجتماعی و بحران اعتماد تبدیل شده است.

Banner

پربازدیدترین‌ها

لیست ممنوعه کریستیانو؛ ۱۰ چهره‌ای که در مراسم عروسی رونالدو و جورجینا جایی ندارند
۱

لیست ممنوعه کریستیانو؛ ۱۰ چهره‌ای که در مراسم عروسی رونالدو و جورجینا جایی ندارند

۲

روایت فداکاری‌های محمد صلاح؛ از سفرهای ۹ ساعته تا خوابیدن زیر آسمان قاهره

۳

حمیدرضا رجب‌زاده، مداح حکومتی، پس از ربایش به قتل رسید

۴

آمریکا صرافی‌های ارز دیجیتال مرتبط با شبکه قمار جمهوری اسلامی را تحریم کرد

۵
تحلیل

نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند

انتخاب سردبیر

  • سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس: حذف ارز دارو می‌تواند ۱۴۰۶ را به «سال کشتار بیماران» تبدیل کند

    سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس: حذف ارز دارو می‌تواند ۱۴۰۶ را به «سال کشتار بیماران» تبدیل کند

  • تهران با طولانی کردن جنگ در پی ضربه زدن به ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای است
    تحلیل

    تهران با طولانی کردن جنگ در پی ضربه زدن به ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای است

  • نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند
    تحلیل

    نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند

  • رییس‌جمهور تشریفات؛ پزشکیان در حاشیه روزهای جنگ
    تحلیل

    رییس‌جمهور تشریفات؛ پزشکیان در حاشیه روزهای جنگ

  • هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد
    تحلیل

    هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد

  • نسخه جمهوری اسلامی برای اقتصاد دیجیتال: اینترنت را ببند، غرفه اجاره بده

    نسخه جمهوری اسلامی برای اقتصاد دیجیتال: اینترنت را ببند، غرفه اجاره بده

  • شکل تازه‌ای از مهاجرت؛ ایرانیانی که برای دسترسی به اینترنت به ارمنستان و ترکیه می‌روند

    شکل تازه‌ای از مهاجرت؛ ایرانیانی که برای دسترسی به اینترنت به ارمنستان و ترکیه می‌روند

  • «از هستی ساقط شده‌ایم»؛ شهروندان از پیامدهای بیش از ۷۰ روز خاموشی اینترنت می‌گویند

    «از هستی ساقط شده‌ایم»؛ شهروندان از پیامدهای بیش از ۷۰ روز خاموشی اینترنت می‌گویند

  • افزایش بازداشت‌ها و تشدید فشار امنیتی جمهوری اسلامی بر جامعه بهائی در سایه قطع اینترنت

    افزایش بازداشت‌ها و تشدید فشار امنیتی جمهوری اسلامی بر جامعه بهائی در سایه قطع اینترنت

  • شرط دسترسی به اینترنت: انتشار تصاویر خامنه‌ای، تعهد کتبی و معرفی ضامن

    شرط دسترسی به اینترنت: انتشار تصاویر خامنه‌ای، تعهد کتبی و معرفی ضامن

•
•
•

مطالب بیشتر

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.