سنگ مزار شماری از جاویدنامها را در رشت و تهران مخدوش و تخریب کردهاند
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد در روزهای اخیر، سنگ مزار شماری از جاویدنامان مخدوش یا با لایههایی از سیمان پوشانده شده است. این اقدام که در «باغ رضوان» رشت و بخشهایی از «بهشت زهرا» در تهران با فشار و تهدید رخ داده، در برخی موارد با واکنش خانوادهها همراه بوده است.
قطعه ۲۰ باغ رضوان رشت این روزها چهرهای متفاوت پیدا کرده است. لایههای ضخیم سیمان، بخشی از مزار کشتهشدگان اعتراضات دی ۱۴۰۴ را پوشانده و سطحی یکدست و بلندتر از سنگهای اطراف ساخته است.
در برخی نقاط، وسعت سیمان آنقدر زیاد است که مشخص نیست چند مزار کنار هم قرار داشتهاند.
بر برخی از این قبور نه نامی دیده میشود و نه نشانی از تاریخ تولد یا مرگ؛ تنها سطحی خاکستری که انگار قرار است هر رد و اثری را محو کند.
چند مزار دیگر سنگهایی کوچک در ابعاد تقریبی یک برگه آ۴ (A4) دارند که تنها نام و نامخانوادگی متوفی بهصورت ریز روی آن حک شده است.
به گفته شاهدان، مخدوش کردن و تخریب این مزارها با حضور ماموران لباس شخصی و حکومتی انجام شده است.
اما این اتفاق تنها محدود به رشت نبوده است. از بهشت زهرای تهران نیز گزارشهایی منتشر شده که نشان میدهند پس از برگزاری مراسم سوم، سطح برخی از مزار کشتهشدگان همسطح زمین و با سیمان پوشانده شده است.
به گفته منابع محلی، این اقدام باعث شده از فاصله دور نتوان تعداد دقیق قبور جدید را تخمین زد.
در قطعه ۳۲۹ نیز خانوادهها از تخریب یا شکستن برخی سنگها پس از ۲۲ بهمن خبر دادهاند.
بر اساس اطلاعات رسیده، تاکنون تنها شمار اندکی از خانوادههای جاویدنامان موفق به نصب سنگ مزار شدهاند.
همزمان با پوشاندن و مخدوش کردن قبور، گزارشهایی از فشار بر خانوادهها برای تغییر عبارات درجشده روی سنگها منتشر شده است.
در مواردی، درج واژه «جاویدنام» یا عباراتی چون «فرزند ایران» با اعتراض برخی نهادهای حکومتی مواجه شده و تهدید به شکستن سنگ را در پی داشته است.
در همین زمینه خبرهایی از تهدید به تخریب سنگ مزار مجتبی کرابی و عذرا بهادرینژاد در سبزوار، رنگپاشی به سنگ قبر آرمان گرجیان و مخدوش کردن پلاک فلزی در مزار مریم ابراهیمزاده منتشر شده است.
برخی خانوادهها برای جلوگیری از تخریب بیشتر، سنگ مزار را بهطور موقت برداشتهاند و گفتهاند تا زمان رفع محدودیتها، دوباره آن را نصب نخواهند کرد.
این موارد نشان میدهد روند مخدوشسازی تنها به پوشاندن مزار محدود نمیشود، بلکه در مواردی به تغییر یا حذف نشانههای هویتی نیز میانجامد.
بر اساس اطلاعات رسیده، سنگمزارفروشان به خانوادهها توصیه کردهاند سنگ را فقط برای چهلم نصب کنند و پس از مراسم آن را بردارند تا از تخریب جلوگیری شود، چرا که علاوه بر فشار روانی این اقدامات، بسیاری از خانوادهها توانایی مالی پرداخت دوباره هزینه ساخت و نصب سنگ را ندارند.
پیشتر نیز تصویری به ایراناینترنشنال رسیده بود که نشان میداد سنگ مزار بهنام درویشی، از جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان، شکسته شده است.
بهنام شامگاه ۱۸ دی بر اثر اصابت گلوله جنگی در بلوار خلیج فارس تهران کشته و در آرامستان نهاوند به خاک سپرده شد.
تخریب و مخدوشسازی مزار کشتهشدگان اعتراضات پیشتر نیز سابقه داشته است.
در سالهای گذشته، گزارشهایی از آسیب زدن به سنگ مزار مجیدرضا رهنورد، سیاوش محمودی، کیان پیرفلک، زکریا خیال و آیلار حقی منتشر شده بود.
در برخی موارد، سنگها شکسته شده بودند و در مواردی دیگر، عبارات درجشده، تغییر یافته یا حذف شدند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.