کارزارهای جمعآوری کمک مالی در سراسر کشمیر تحت کنترل هند پس از کشته شدن علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، نزدیک به دو میلیون دلار برای حکومت ایران جمعآوری کردهاند؛ موضوعی که عمق پیوندهای مذهبی و ایدئولوژیک میان جامعه شیعه این منطقه و جمهوری اسلامی را نشان میدهد.
این ارتباط آنقدر عمیق است که این منطقه از مدتها پیش «ایران کوچک» نامیده میشود.
در شهرها و روستاهای این منطقه، تصاویر خامنهای در مراسم جمعآوری کمکها دیده میشد، جایی که ساکنان هر آنچه میتوانستند اهدا میکردند: اسکناس، طلا و حتی ظروف مسی خود را.
این کارزارهای جمعآوری کمک مالی که در اواخر مارس در شهرهایی از جمله بودگام و سرینگر برگزار شد، امکان انتقال مستقیم مبالغ به سفارت جمهوری اسلامی در دهلینو را فراهم کرد. سفارت جمهوری اسلامی در هند نیز از ۲۳ مارس یک کد کیوآر برای دریافت کمکهای مالی در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرده است.
طبق گزارش رسانههای محلی، تنها در یک هفته نزدیک به ۱۸۰ میلیون روپیه (حدود دو میلیون دلار) در سراسر کشمیر جمعآوری شد، بدون احتساب مبالغی که بهطور مستقیم به حساب سفارت واریز شده است.
یکی از کمکهایی که ایراناینترنشنال مشاهده کرده، نشانمیدهد ۲۶ میلیون روپیه (حدود ۲۸ هزار دلار) به سفارت جمهوری اسلامی داده شده است.
چک پرداخت شده به سفارت جمهوری اسلامی در هند
جمعآوری کمکها چند هفته پس از آن صورت گرفت که در پی حمله هوایی آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند و کشته شدن خامنهای، اعتراضات گستردهای در کشمیر شکل گرفت.
تظاهرات در سرینگر و در برخی نقاط به خشونت کشیده شد و دستکم ۱۲ نفر، از جمله پنج پلیس، زخمی شدند. مقامها در واکنش از گاز اشکآور و باتوم استفاده کردند، مدارس تعطیل، اینترنت موبایل برای پنج روز محدود و دستکم ۵۰ نفر بازداشت شدند.
در میان این ابراز خشم، برخی معترضان خواستار انتقام شدند. یکی از معترضان در سرینگر در اول مارس به رویترز گفت: «ما کسانی را که به مسلمانان ظلم میکنند خواهیم کشت.»
این ناآرامیها باعث شد مقامها چند چهره سیاسی را که به انتشار محتوای تحریکآمیز در فضای آنلاین متهم شده بودند، مورد بازجویی قرار دهند. یکی از آنها آقا سید روحالله مهدی، نماینده سرینگر و روحانی شیعه بانفوذ با پایگاه فرقهای گسترده بود.
او در فیسبوک نوشت: «برخی احمقها در پلیس و دستگاه اداری جامو و کشمیر فکر میکنند با کاهش یا لغو محافظت من و تعلیق حساب فیسبوکم میتوانند مانع افشای اقداماتشان شوند. این خندهدار است.»
جُنید عظیم متو، شهردار سابق سرینگر، نیز پس از محکوم کردن کشته شدن خامنهای در ایکس، محافظت خود را از دست داد.
دنی سیترینوویچ، پژوهشگر موسسه مطالعات امنیت ملی در تلآویو و رییس پیشین بخش ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل، در گفتوگو با ایراناینترنشنال هشدار داد که این کمکها میتواند نشانهای باشد از اینکه جمهوری اسلامی پس از خامنهای، که احتمالا تحت سلطه سپاه پاسداران خواهد بود، ممکن است تهاجمیتر عمل کند.
او گفت: «کسانی که فکر میکنند این موضوع فقط در حد کمکهای مالی باقی میماند کاملا اشتباه میکنند.»
برای پژوهشگران اسلام در جنوب آسیا، واکنشها در کشمیر بازتابدهنده ارتباطی دیرینه، اما اغلب نادرست درکشده، میان این منطقه و ایران است.
جاستین جونز، متخصص اسلام معاصر در جنوب آسیا در دانشگاه آکسفورد، به ایراناینترنشنال گفت برای اکثر شیعیان هند، جمهوری اسلامی بیشتر بهعنوان یک نماد سیاسی عمل میکند تا یک مرجع دینی مستقیم.
او با اشاره به نظریه ولایت فقیه که پس از انقلاب ۱۳۵۷ از سوی روحالله خمینی مطرح شد، گفت: «اندیشه سیاسی ولایت فقیه در بخش زیادی از هند چندان نفوذ عمیقی ندارد.»
او افزود: «این بیشتر نوعی تصور از قدرت شیعی است که شاید تاثیری روانی و نه سیاسی داشته باشد.»
اما کشمیر متفاوت است.
جونز با اشاره به نقش موضوعاتی نظیر عدالت سیاسی و جریانهای ایدئولوژیک مرتبط با ولایت فقیه گفت: «کشمیر یکی از مناطقی است که بیشترین پذیرش نفوذ ایران را داشته است».
جاوید بیگ، فعال حقوق بشر در بودگام، به ایراناینترنشنال گفت: «در اینجا ایران بهعنوان نماینده جهان اسلام دیده میشود.»
او افزود: «هیچ رهبر مسلمانی به اندازه سید علی خامنهای بهعنوان مخالف سرسخت ایالات متحده و متحدانش شناخته نمیشد.»
او گفت این برداشت در میان برخی مسلمانان سنی در سراسر شبهقاره نیز، بهویژه در زمینه جنگ اسرائیل در غزه، بازتاب داشته است.
یک دانشجوی حقوق کشمیری که نخواست نامش فاش شود، از دو نوع واکنش در میان شیعیان جوان سخن گفت.
او به ایراناینترنشنال گفت یک گروه جمهوری اسلامی را نظامی سیاسی میداند که باید حفظ شود و فروپاشی آن را «تقریبا بهطور وجودی ویرانکننده» تلقی میکند. گروه دیگر انقلاب ۱۳۵۷ ایران را فرآیندی تاریخی میداند که حتی در صورت سقوط نظام کنونی نیز میتواند ادامه یابد.
او گفت: «آنها آن را چیزی در حال تحول میبینند. ممکن است موقتا شکست بخورد، اما باوری قوی به بازگشت و احیای آن در آینده دارند.»
سایمون ولفگانگ فوکس، استاد دانشگاه عبری اورشلیم، گفت نفوذ جمهوری اسلامی در این منطقه فراتر از سیاست است.
او گفت: «برای آنها، ایران یک فضای مذهبی است؛ جایی افسونشده که در آن یک دولت شیعی وجود دارد.»
او افزود: «سرمایه نمادین ایران تضعیف نشده است… برای شیعیان جنوب آسیا، ایران بهعنوان حامی و محافظ آنها دیده میشود.»
این ارتباط با بازگشت روحانیون آموزشدیده در ایران به جنوب آسیا و سفر زائران از طریق ایران به اماکن مقدس در عراق عمیقتر شده و ایران را به بخشی از یک جغرافیای مقدس گستردهتر تبدیل کرده است.
این دانشجو گفت بسیاری از شیعیان منطقه، این جغرافیا یعنی از ایران تا عراق را برای آینده جنبشهای سیاسی شیعه، حیاتی و مرکزی میدانند.
او گفت: «ایران و عراق نمادهای جغرافیای مقدس سنت شیعه را در خود دارند. اگر چنین جنبشی دوباره شکل بگیرد، باید در همین جغرافیا باشد، نه خارج از آن.»
او برآورد کرد حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد شیعیان کشمیری بر این باورند که هر احیای آینده این ایدئولوژی در خاورمیانه خواهد بود، نه در جنوب آسیا.
این پیوندها از سوی نهادهایی که مستقل از تهران فعالیت میکنند نیز تقویت میشود.
بر اساس تحقیقات «فروم خاورمیانه»، بنیاد یادبود خمینی، سازمانی مرتبط با جمهوری اسلامی در کشمیر، روحانیون محلی را آموزش میدهد و منابع مالی برای آموزش دینی را تامین میکند.
بر اساس تحقیقات «اتحاد علیه ایران هستهای»، دانشگاه بینالمللی المصطفی در قم، که بودجه آن مستقیما از سوی رهبر جمهوری اسلامی تامین میشود، حوزههای علمیه وابستهای در هند و پاکستان دارد که فارغالتحصیلان آن برای اداره نهادهای دینی بازمیگردند.
بیگ گفت: «بسیاری از مردم، حتی از روستای من، هنوز در ایران هستند. آنجا زندگی، تجارت و تحصیل میکنند. اینگونه است که پیوندی قوی میان دو جامعه شکل میگیرد.»
با این حال، برای برخی تحلیلگران امنیتی، این ارتباطات نگرانیهایی درباره رادیکالیزه شدن سیاسی ایجاد میکند.
ساجد یوسف شاه، تحلیلگر سیاسی در جامو و کشمیر و عضو حزب حاکم ملیگرای هندو در هند، به ایراناینترنشنال گفت وفاداری ایدئولوژیک به جمهوری اسلامی در میان جامعه شیعه منطقه عمیق است.
او گفت: «آنها مدرنیزاسیون نمیخواهند. غربیسازی نمیخواهند. هیچ تغییر رژیمی در ایران نمیخواهند.»
یوسفشاه افزود بسیاری از حامیان، خواهان بقای جمهوری اسلامی هستند نه تکرار آن در جایی دیگر.
ابهیناو پاندیا، مدیرعامل بنیاد اوسناس، نیز به ایراناینترنشنال گفت: «نفوذ ایدئولوژیک تهران یک وفاداریهای فراملی ایجاد کرده است.»
او گفت: «مسلمانان شیعه در هند بهشکل فزایندهای تحت تاثیر رژیم ایران قرار گرفتهاند. این بسیار مشکلساز است.»
پاندیا همچنین به ارتباط میان گروههای مسلح همسو با حکومت ایران مانند حماس و حزبالله با شبکههای شبهنظامی ضد دولت هند در منطقه اشاره و به گزارشهای رسانههای هندی در این زمینه استناد کرد.
سیترینوویچ نیز همین نگرانی را در گفتوگو با ایراناینترنشنال مطرح کرد و گفت شبکههای دانشجویی و مذهبی ایران در هند میتوانند به کانالهای جذب نیرو تبدیل شوند.
او گفت: «پلتفرمی که آنها ایجاد کردهاند، از طریق کنترل مراکز مذهبی، دانشگاهها و شبکههای اجتماعی، این مکانها را به بسترهایی مناسب برای جذب نیرو تبدیل کرده است.»
سیترینوویچ به سابقه جمهوری اسلامی در واکنشهای جهانی پس از کشته شدن مقامهای ارشد خود اشاره کرد و گفت پس از ترور قاسم سلیمانی و محسن فخریزاده در سال ۲۰۲۰، طرحهایی در آفریقا، اروپا و آسیا کشف و خنثی شدهاند.
او گفت: «نباید کسی تعجب کند اگر در هفتهها یا ماههای آینده دوباره ببینید حکومت ایران تلاش میکند اقدامی علیه هند انجام دهد.»
با این حال، مقامهای هندی آشنا با این موضوع میگویند این نگرانیها ممکن است اغراقآمیز باشد.
یک مقام پیشین شورای امنیت ملی هند گفت همبستگی پس از کشته شدن خامنهای بیشتر بازتاب احساسات مذهبی بوده تا بسیج سیاسی.
او این اعتراضات را نوعی سوگواری جمعی رایج در جوامع شیعه توصیف کرد و گفت: «این احترام بیشتر جنبه مذهبی دارد تا مبارزاتی.»
او افزود در حالی که مقامها کارزارهای جمعآوری کمک را زیر نظر دارند، آنها را آنقدر مهم نمیدانند که نیاز به مداخله داشته باشد. خود این کمکها نیز تصویر پیچیدهتری را نشان میدهد.
رسانههای محلی گزارش دادهاند برخی اهداکنندگان هندو که به روابط تاریخی ایران با شبهقاره علاقه دارند نیز در این کارزار مشارکت کردهاند.
فابریزیو اسپزیاله، استاد تاریخ هندو-ایرانی در پاریس، گفت ارتباطات فرهنگی میان ایران و جنوب آسیا همواره فراتر از مرزهای مذهبی بوده است.
او گفت فرهنگ فارسی بهطور تاریخی بهعنوان زبان مشترک فکری در سراسر منطقه عمل کرده و دانشمندان سنی، شیعه، هندو و حتی اروپایی را به هم پیوند داده است.
او افزود این میراث تفاوت قابل توجهی با ایدئولوژی سیاسی مدرن ولایت فقیه دارد.
اما برای بیگ، پیوند میان جامعه شیعه کشمیر و ایران فراتر از سیاست است. او گفت: «بیش از ۹۰ درصد از کارهایی که در زندگی روزمره انجام میدهیم مشابه آن چیزی است که شما در ایران انجام میدهید.»
او گفت حتی اگر جمهوری اسلامی فروبپاشد، این ارتباط باقی خواهد ماند. باید هر تغییری در ایران را پذیرفت، اما این پیوند باقی خواهد ماند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.