اینترنت طبقاتی در آینه گوگل ترندز؛ سیمکارت سفیدها چه چیزهایی را در اینترنت میدیدند
بررسی دادههای گوگل ترندز در دوره قطع دسترسی عمومی مردم ایران به اینترنت جهانی در جریان جنگ اخیر، نشان میدهد الگوی جستوجوی کاربران ایرانی دارای سیمکارت سفید که به اینترنت دسترسی داشتهاند، همزمان با نگرانی برای بقای نظام سیاسی به سمت غرایز سرکوبشده میل کرده است.
در مقایسه با این مقطع، بررسی سه مقطع زمانی دیگر، دوره زمانی مشابه در سال گذشته، دوره یک ماهه پیش از شروع جنگ و دوره یک سال منتهی به جنگ، نشان میدهد که الگوی جستوجوی کاربران با آیپی ایران در این دورهها، بیشتر متمرکز بر دغدغههای عمومی بوده و کلماتی مانند فیلم، طلا، نوروز و رمضان (تقارن زمانی) بیشتر جستجو شدهاند.
این در حالی است که در ۳۵ روز اخیر که دسترسی عموم مردم در ایران به اینترنت قطع بود و تنها کارتسفیدها می توانستند به اینترنت جهانی وصل شوند، قیمت نفت، نهادهای قدرت، چهرههای سیاسی، اخبار جنگ و محتوای مستهجن بیشتر جستوجو شدهاند.
برای درک اهمیت این تغییر معنادار، باید به سازوکار ثبت دادهها در موتورهای جستوجو توجه کرد.
در شرایط عادی، شهروندان ایرانی برای دور زدن فیلترینگ از ابزارهای تغییر آیپی استفاده میکنند؛ در نتیجه، جستوجوی آنها برای محتوای فیلترشده در پایگاه داده گوگل به نام کشورهای دیگر ثبت میشود. اما در زمان قطعی کامل اینترنت، تنها مقامها، مدیران نهادهای خاص، رسانههای حکومتی و افراد دارای «سیمکارت سفید» مستقیما و بدون نیاز به فیلترشکن در فضای وب جستوجو میکنند. در این بازه زمانی، تمام ردپای دیجیتالی که با آیپی ایران ثبت شده، منحصرا رفتار همین طبقه خاص را بازتاب میدهد.
روزمرگی و اضطراب؛ دغدغه مردم پیش از خاموشی
بررسی دادههای یک سال گذشته (ژانویه ۲۰۲۵ تا ژانویه ۲۰۲۶) نشان میدهد که اینترنت برای شهروندان عادی، با وجود فیلترینگ گسترده، ابزاری برای دور زدن بحرانهای اقتصادی و پیگیری زندگی روزمره بوده است. در این دوره، واژههایی مانند «قیمت طلا»، «دلار»، «ثبتنام ماشین» و «دیوار» در صدر جستوجوها قرار داشتند.
همچنین مقایسه با بازه زمانی مشابه در سال گذشته (اسفند ۱۴۰۳ و فروردین ۱۴۰۴) نشان میدهد که جامعه در شرایط عادی بیشترین توجه را به مناسبتهای فرهنگی و مذهبی مانند «تبریک سال نو»، سریال مناسبتی «پایتخت ۷» و اعمال ماه رمضان داشته است.
با نزدیک شدن به سایه جنگ در یک ماه پیش از قطعی سراسری (فوریه ۲۰۲۶)، اضطراب و تقلای مردم برای دسترسی به اخبار آزاد به اوج رسید.
در این مقطع، عباراتی مانند «اینترنت کی وصل میشه» با رشد ۴۸۰۰ درصدی و جستوجوی نام انواع فیلترشکنها از جمله «npv tunnel» (با رشد ۳۸۵۰ درصدی)، «viva vpn» (با رشد ۲۱۰۰ درصدی) و «سایفون» (با رشد ۲۰۰۰ درصدی)، صدر جدول جستوجوهای گوگل را تسخیر کردند. این دادهها تصویر شفاف جامعهای تشنه اطلاعات در آستانه یک بحران بزرگ نظامی است.
سیمکارتهای سفید؛ از بیت رهبری تا محتوای مستهجن
با آغاز درگیریهای نظامی و قطع دسترسی دهها میلیون شهروند ایرانی به اینترنت جهانی، استخر دادههای گوگل در ایران از کاربران عادی خالی شد. دادههای بازه ۳۵ روزه جنگ (۹ اسفند ۱۴۰۴ تا تا ۱۸ فروردین ۱۴۰۵)، نشاندهنده دوگانه عجیبی در رفتار صاحبان سیمکارت سفید است: ترس برای بقای سیاسی و فوران غرایز جنسی.
در بخش دغدغههای حاکمیتی، در حالی که موشکها زیرساختهای کشور را تهدید میکردند، وابستگان حکومت در حال رصد اخبار حساس داخلی و درآمدهای ارزی بودند.
رشد خیرهکننده جستوجوی کلماتی مانند «قیمت نفت برنت» (با جهش ۲۵۰۰ درصدی) در کنار اسامی چهرههای کلیدی قدرت نظیر «مجتبی خامنهای» (با رشد ۱۷۰۰ درصدی)، «اعرافی» (با رشد ۲۲۵۰ درصدی)، «اژهای» (با رشد ۹۰۰ درصدی) و عباراتی چون «پاستور تهران» (با رشد ۱۳۵۰ درصدی) و «بیت رهبری» (با رشد ۱۰۰۰ درصد) نشان میدهد که در بحبوحه جنگ با آمریکا، پیگیری مناسبات قدرت و مساله جانشینی، دغدغه اصلی این طبقه بوده است.
افزون بر این، جستوجوی کلیدواژه «میناب» با رشد چشمگیر (ثبت جهش ۱۲۵۰ تا ۱۵۰۰ درصدی)، تایید میکند که این کاربران به دقت در حال رصد فاجعه اصابت موشک به مدرسه دخترانه این شهر بودند.
بخش قابلتوجه دیگر این دادهها، رفتار کاربران سیمکارت سفید در جستوجوی محتوای جنسی است. از آنجا که به نظر میرسد این کاربران برای وبگردی نیازی به ابزارهای دور زدن سانسور ندارند، برای نخستین بار در آمار گوگل، جستوجوهای مستهجن آنها مستقیما با آیپی ایران ثبت شده است.
در غیاب مردم عادی، عباراتی نظیر «سوپر» و «فیلم بدون سانسور» که هر دو مستقیما به لیست کلمات برتر و پرجستوجو یا TOP راه یافتهاند، «زناشویی» (با رشد ۱۳۵۰ درصدی)، «زگیل تناسلی» (با رشد ۷۵۰ تا ۹۰۰ درصدی) و «صیغه محرمیت» (با جهش ۱۰۰۰ درصدی و کلمه «صیغه» با رشد ۱۰۵۰ درصدی) در کنار صریحترین کلمات مربوط به آناتومی بدن (نظیر واژن/Vagina با رشد ۵۰۰ درصدی، بیضه/Testicle با رشد ۶۰۰ درصدی و مقعد/Anus با رشد ۴۰۰ درصدی)، به دو زبان انگلیسی و فارسی با رشدهای نجومی در صدر ترندهای گوگل و در کنار نام مقامهای ارشد جمهوری اسلامی قرار گرفتند.
«زناشویی»، «زگیل تناسلی» و «صیغه محرمیت» در کنار صریحترین کلمات مربوط به آناتومی بدن، به دو زبان انگلیسی و فارسی با رشدهای نجومی در صدر ترندهای گوگل و در کنار نام مقامهای ارشد جمهوری اسلامی قرار گرفتند.
ریاکاری دیجیتال در ساختار اینترنت طبقاتی
آمار گوگل ترندز در این مقطع بحرانی، سندی روشن از عملکرد «اینترنت طبقاتی» در جمهوری اسلامی است. هنگامی که دسترسی مردم عادی به جریان آزاد اطلاعات قطع شد، رفتار واقعی مالکان سیمکارتهای سفید عیان شد.
طبقهای که از یک سو محدودیت، فیلترینگ و پیامرسانهای داخلی را برای جامعه تجویز میکند و از سوی دیگر، در امنترین فضاهای خود با رانت اینترنت نامحدود، همزمان در حال رصد معادلات قدرت در «بیت رهبری» و جستوجوی آزادانه محتوای مستهجن و واژههایی چون «صیغه محرمیت» است.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.