• العربية
  • English
BrandBrand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

چرا برخی تحلیل‌ها قدرت جامعه ایران پس از آزادی را نمی‌بینند

کامیار بهرنگ
کامیار بهرنگ

ایران‌اینترنشنال

۱۳ اسفند ۱۴۰۴، ۲۲:۰۱ (‎+۰ گرینویچ)

در روزهای اخیر، با شدت گرفتن بحث‌ها درباره آینده ایران و سناریوهای مختلف پایان حکومت جمهوری اسلامی، یک روایت مشخص در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی تکرار می‌شود. روایتی که می‌گوید نتیجه هرگونه درگیری یا فشار خارجی، «کلنگی شدن ایران» خواهد بود.

در این روایت، ایران آینده به کشوری ویران، فروپاشیده و فاقد ظرفیت بازسازی تبدیل می‌شود.

این تصویر در نگاه اول ممکن است به عنوان هشداری درباره هزینه‌های جنگ یا بی‌ثباتی سیاسی مطرح شود. اما وقتی دقیق‌تر به آن نگاه کنیم، یک نقص جدی در آن دیده می‌شود: حذف مهم‌ترین عامل معادله یعنی مردم ایران.

در بسیاری از این تحلیل‌ها، ایران صرفا به‌عنوان یک جغرافیا دیده می‌شود. مجموعه‌ای از شهرها، زیرساخت‌ها و ساختمان‌هایی که ممکن است آسیب ببینند. اما ایران تنها یک سرزمین نیست. ایران یک جامعه زنده با ظرفیت عظیم انسانی است. جامعه‌ای که در چهار دهه گذشته تحت شدیدترین فشارهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی قرار داشته و با این حال توانسته خود را حفظ کند.

در واقع پرسش اصلی این است: چرا در برخی روایت‌ها، جامعه ایران به‌عنوان یک نیروی فعال در آینده کشور دیده نمی‌شود؟

تناقض پنهان در روایت «کلنگی شدن ایران»

بخش قابل توجهی از کسانی که امروز از «کلنگی شدن ایران» سخن می‌گویند، خود را در صف مخالفان جمهوری اسلامی معرفی می‌کنند. اما در عمل، تصویری از آینده ارائه می‌دهند که در آن هرگونه تغییر بنیادین با فاجعه و فروپاشی همراه است.

این همان نقطه‌ای است که تناقض آشکار می‌شود.

از یک سو گفته می‌شود که حکومت جمهوری اسلامی عامل اصلی بحران‌های ایران است. اما از سوی دیگر، هر سناریویی که بتواند به پایان آن حکومت منجر شود، با تصویری از نابودی کامل کشور توصیف می‌شود. نتیجه چنین روایتی این است که جامعه به این نتیجه می‌رسد که تغییر، حتی اگر ضروری باشد، ممکن است هزینه‌ای غیرقابل تحمل داشته باشد.

در واقع این نوع تحلیل‌ها اغلب بازتاب نوعی نگاه «ضد جنگ غیرصریح» هستند. نگاهی که نمی‌خواهد آشکارا در موقعیت یک گفتمان ضد جنگ قرار بگیرد، اما در عمل همان منطق را بازتولید می‌کند.

در این رویکرد، تمرکز نه بر ظرفیت‌های جامعه برای عبور از بحران، بلکه بر تصویر ویرانی متمرکز می‌شود.

حذف مردم از معادله

یکی از مهم‌ترین ضعف‌های این روایت، نادیده گرفتن قدرت اجتماعی جامعه ایران است.

ایران امروز یکی از تحصیل‌کرده‌ترین جوامع خاورمیانه را دارد. میلیون‌ها ایرانی در داخل کشور در حوزه‌های تخصصی مختلف فعال هستند. در کنار آن، یکی از بزرگ‌ترین و موفق‌ترین جوامع مهاجر در جهان شکل گرفته است.

شبکه گسترده ایرانیان خارج از کشور در حوزه‌های فناوری، اقتصاد، دانشگاهی، پزشکی و مدیریت حضور فعال دارد. این شبکه انسانی در صورت باز شدن فضای سیاسی ایران، می‌تواند به یکی از بزرگ‌ترین منابع بازسازی کشور تبدیل شود.

در کنار این سرمایه انسانی، ایران از نظر منابع طبیعی، موقعیت ژئوپولیتیکی و ظرفیت‌های اقتصادی نیز در موقعیتی قرار دارد که بسیاری از کشورها فاقد آن هستند.

بنابراین، این پرسش مطرح می‌شود که چرا در برخی تحلیل‌ها، همه این ظرفیت‌ها نادیده گرفته می‌شوند؟

درس‌های تاریخ: کشورها چگونه از ویرانی عبور می‌کنند

نگاهی به تجربه تاریخی کشورهای مختلف نشان می‌دهد که میزان تخریب یک کشور لزوما تعیین‌کننده آینده آن نیست.

اروپا پس از جنگ جهانی دوم نمونه‌ای روشن از این واقعیت است. بسیاری از شهرهای آلمان، فرانسه، لهستان و ایتالیا به طور کامل ویران شده بودند. اقتصادها فروپاشیده و میلیون‌ها نفر آواره شده بودند.

با این حال، تنها دو دهه بعد، همان اروپا به یکی از قدرتمندترین مناطق اقتصادی جهان تبدیل شد.

آنچه این تحول را ممکن کرد، نه صرفا کمک‌های مالی خارجی، بلکه آزاد شدن ظرفیت‌های اجتماعی و اقتصادی جوامع اروپایی بود. وقتی نظام‌های سیاسی بازسازی و اقتصادها به شبکه جهانی متصل شدند، انرژی اجتماعی جامعه‌ها آزاد شد.

نمونه‌های مشابه را می‌توان در کره جنوبی، تایوان و حتی در برخی کشورهای اروپای شرقی پس از فروپاشی بلوک شرق مشاهده کرد.

در همه این موارد، آنچه مسیر آینده را تعیین کرد، نه میزان خرابی بلکه کیفیت جامعه و ساختار سیاسی پس از تغییر بود.

ایران پس از آزادی: یک جهش ممکن

اگر روزی ایران از ساختار سیاسی بسته کنونی عبور کند و درهای کشور به روی جهان باز شود، شرایط می‌تواند به سرعت تغییر کند.

بازگشت سرمایه‌های انسانی، ورود سرمایه‌گذاری خارجی، اتصال اقتصاد ایران به بازارهای جهانی و فعال شدن ظرفیت‌های داخلی، می‌تواند مسیر بازسازی کشور را به سرعت تغییر دهد.

در چنین شرایطی، ایران نه تنها می‌تواند خود را بازسازی کند بلکه می‌تواند به یکی از اقتصادهای مهم منطقه تبدیل شود.

بسیاری از تحلیلگران اقتصادی معتقدند که اقتصاد ایران در صورت خروج از انزوای بین‌المللی، ظرفیت رشد بسیار بالایی دارد. ترکیب منابع طبیعی، بازار داخلی بزرگ و موقعیت جغرافیایی استراتژیک، ایران را در موقعیتی قرار می‌دهد که کمتر کشوری در منطقه از آن برخوردار است.

مساله اصلی: بی‌اعتمادی به جامعه

در نهایت شاید مساله اصلی در روایت «کلنگی شدن ایران» نه جنگ باشد و نه نگرانی از تخریب زیرساخت‌ها.

مساله اصلی نوعی بی‌اعتمادی عمیق به جامعه ایران است.

در این نگاه، مردم ایران نه به‌عنوان یک نیروی سازنده بلکه صرفا به‌عنوان قربانیان یک بحران دیده می‌شوند. گویی جامعه فاقد توان سازمان‌دهی و بازسازی آینده خود است.

این نگاه در بخش‌هایی از گفتمان روشنفکری ایران سابقه طولانی دارد. نگاهی که اغلب با نوعی بدبینی عمیق نسبت به توان جامعه همراه است.

اما تجربه تاریخی ایران بارها نشان داده است که جامعه ایرانی در لحظات بحرانی، ظرفیت‌های شگفت‌انگیزی برای بازسازی و سازمان‌دهی خود دارد.

آینده‌ای که هنوز دیده نمی‌شود

هیچ تحول سیاسی بزرگی بدون هزینه نیست. تاریخ هیچ کشوری چنین مسیری را بدون چالش و دشواری ثبت نکرده است.

اما تمرکز صرف بر تصویر ویرانی، بدون دیدن ظرفیت‌های بازسازی، نوعی نگاه ناقص به آینده است.

ایران آینده تنها با میزان تخریب احتمالی تعریف نخواهد شد. آنچه مسیر آینده را تعیین می‌کند، اراده جامعه‌ای است که دهه‌ها تحت فشار زندگی کرده و اکنون می‌خواهد کشور خود را دوباره بسازد.

به همین دلیل شاید مهم‌ترین خطای برخی تحلیل‌ها این باشد که فقط نیمه تاریک تصویر را می‌بینند. نیمه دیگر تصویر، نیروی یک ملت برای ساختن آینده‌ای متفاوت است.

Banner
Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

رونالدو سکوتش را شکست: «سرمربی به قولش عمل نکرد، اردو را ترک کردم»
۱

رونالدو سکوتش را شکست: «سرمربی به قولش عمل نکرد، اردو را ترک کردم»

۲

ونس: در حال مذاکره با عراقچی و پزشکیان هستیم، اما میزان اختیار آن‌ها روشن نیست

۳

از دی‌ماه تا کنون دست‌کم ۷۰ زندانی سیاسی اعدام شدند، ۱۹۴ نفر زیر حکم اعدام‌اند

۴

بریتانیا: جمهوری اسلامی برای جاسوسی از خبرنگاران ایران‌اینترنشنال ۳ نفر را اجیر کرده بود

۵

از موتورهای ضد انفجار تا الیاف کربن؛ تلاش جمهوری اسلامی در آلمان برای بازسازی توان موشکی

انتخاب سردبیر

  • صرافی بانک پارسیان با وجود تحریم این بانک، میلیون‌ها دلار جابه‌جا کرده است
    اختصاصی

    صرافی بانک پارسیان با وجود تحریم این بانک، میلیون‌ها دلار جابه‌جا کرده است

  • نجمه امینی از سوی دادگاهی در مشهد به اتهام «سب‌النبی» به اعدام محکوم شد

    نجمه امینی از سوی دادگاهی در مشهد به اتهام «سب‌النبی» به اعدام محکوم شد

  • یاشار سلطانی: مجتبی ذوالنوری، نماینده قم در مجلس، در حفاری غیرمجاز برای یافتن گنج دست دارد

    یاشار سلطانی: مجتبی ذوالنوری، نماینده قم در مجلس، در حفاری غیرمجاز برای یافتن گنج دست دارد

  • رکورددار بلندترین صدای حیات‌وحش کدام پرنده است؟

    رکورددار بلندترین صدای حیات‌وحش کدام پرنده است؟

  • بریتانیا: جمهوری اسلامی برای جاسوسی از خبرنگاران ایران‌اینترنشنال ۳ نفر را اجیر کرده بود

    بریتانیا: جمهوری اسلامی برای جاسوسی از خبرنگاران ایران‌اینترنشنال ۳ نفر را اجیر کرده بود

  • حملات آمریکا و اسرائیل آینده پروژه‌های شرکت‌های چینی در ایران را با ابهام روبه‌رو کرده است

    حملات آمریکا و اسرائیل آینده پروژه‌های شرکت‌های چینی در ایران را با ابهام روبه‌رو کرده است

  • پیام ترامپ پس از آغاز حمله به جمهوری اسلامی: مردم پرافتخار ایران، لحظه آزادی شما نزدیک است

    پیام ترامپ پس از آغاز حمله به جمهوری اسلامی: مردم پرافتخار ایران، لحظه آزادی شما نزدیک است

  • مرگ بی‌عزت خامنه‌ای و پایان حقارت‌بار جمهوری اسلامی

    مرگ بی‌عزت خامنه‌ای و پایان حقارت‌بار جمهوری اسلامی

  • چرا به هر حال جمهوری اسلامی دیگر وجود نخواهد داشت؟

    چرا به هر حال جمهوری اسلامی دیگر وجود نخواهد داشت؟