جوزف عون، رییسجمهوری لبنان، حملات اسرائیل در مناطق صیدا و بقاع را محکوم کرد و گفت ادامه این حملات «اقدامی خصمانه» است که تلاشهای دیپلماتیک لبنان با «کشورهای دوست و برادر»، بهویژه ایالات متحده آمریکا را برای تثبیت اوضاع و توقف حملات اسرائیل، خنثی میکند.
عون شنبه دوم اسفند اعلام کرد این حملات «نقض حاکمیت لبنان و تعهدات بینالمللی» و «بیاعتنایی به اراده جامعه جهانی»، بهویژه قطعنامههای سازمان ملل از جمله قطعنامه ۱۷۰۱، است.
قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت سازمان ملل، توافقی بینالمللی مربوط به سال ۲۰۰۶ است که بر اساس آن، بنا بوده است نیروهای سازمان ملل تا حد زیادی در مناطق مرزی جایگزین حزبالله شوند تا این منطقه را کنترل کنند.
رییسجمهوری لبنان از جامعه بینالمللی خواست مسئولیت خود را برای توقف فوری حملات اسرائیل بر عهده بگیرد و برای حفظ حاکمیت، امنیت و تمامیت ارضی لبنان و جلوگیری از تشدید تنش در منطقه، اقدام کند.
ارتش اسرائیل دوم اسفند اعلام کرد شامگاه اول اسفند در حملاتی، سه مرکز فرماندهی متعلق به حزبالله در منطقه بعلبک در شرق لبنان را هدف قرار داده و «تعداد زیادی» از نیروهای واحد موشکی این گروه کشته شدهاند.
در بیانیه ارتش آمده است این افراد در حال «تسریع روند آمادگی و تقویت توان نظامی» و برنامهریزی برای حمله به اسرائیل بودند و فعالیتهای آنان «نقض تفاهمهای آتشبس میان اسرائیل و لبنان» محسوب میشد.
بر اساس گزارش رسانههای لبنان، این حملات به کشته شدن ۱۰ نفر و زخمی شدن حدود ۳۰ نفر دیگر منجر شده است.
خبرگزاری فرانسه نیز به نقل از یک مقام حزبالله گزارش داد در حملات روز گذشته اسرائیل به شرق لبنان، هشت عضو این گروه کشته شدند.
این در حالی است که رسانههای عربی اول اسفند گزارش دادند تماسهای فشرده سیاسی و امنیتی با گروه حزبالله به رهبری رییس مجلس لبنان در جریان است تا هرگونه تلاش برای حمایت نظامی از جمهوری اسلامی در صورت حمله آمریکا به ایران مهار شود.
یک منبع رسمی به روزنامه نداء الوطن گفت لبنان در «هفتههایی سرنوشتساز» قرار دارد.
به گفته این منبع و بر اساس گزارش منتشر شده، تماسهای روسای سهگانه شامل نخستوزیر، رییسجمهوری و رییس مجلس با حزبالله، بر ضرورت وارد نشدن به هیچ جنگی در حمایت از جمهوری اسلامی - در صورت حمله به ایران - متمرکز است.
این منبع تاکید کرد حزبالله تاکنون پاسخ قاطعی در این باره ارائه نکرده و ترجیح داده است موضع خود را در چارچوب ابهام نگه دارد.
همزمان وبسایت خبری واینت گزارش داد حکومت ایران در آستانه هرگونه درگیری احتمالی با اسرائیل، فشار سنگینی بر حزبالله وارد کرده تا در صورت آغاز جنگ، در کنار تهران وارد میدان شود.
بر پایه این گزارش، در حالی که جمهوری اسلامی ظاهرا تمایلی به آغاز جنگ در شرایط کنونی ندارد، اما تلاش میکند اطمینان حاصل کند که اگر درگیری رخ دهد، حزبالله در حاشیه نماند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.