بازداشت ایلتای آخوندی، نوجوان ۱۴ساله مبتلا به آسم در گنبدکاووس
ایلتای آخوندی، نوجوان ۱۴ساله ترکمن، که جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴ در گنبدکاووس بازداشت و پس از سه روز نگهداری در بازداشتگاه اطلاعات سپاه به کانون اصلاح و تربیت گرگان منتقل شد، زیر فشار روحی است و علیرغم ابتلا به بیماری آسم، از دسترسی کامل و منظم به داروهایش محروم است.
بر اساس گزارشهای دریافتی، این نوجوان پس از بازداشت به بازداشتگاه سپاه نینوا در گرگان منتقل شده و به مدت سه روز در آن محل نگهداری شده است.
منابع نزدیک به خانواده میگویند او در این مدت تحت بازجوییهای مکرر قرار داشته و با فشارهای روحی و جسمی مواجه بوده است. همچنین او در زمان بازداشت از دسترسی به وکیل یا حمایت حقوقی محروم بوده است.
ایلتای پس از گذشت سه روز و با توجه به صغر سن به کانون اصلاح و تربیت گرگان منتقل شده است. با این حال، گزارشها حاکی از آن است که روند بازجوییها همچنان ادامه داشته و رفتار با برخی از نوجوانان بازداشتشده در این مرکز همراه با ارعاب و فشار روانی بوده است.
وضعیت جسمی این نوجوان نیز نگرانیهایی را برانگیخته است. با وجود ابتلا ایلتای به آسم و نیاز به مراقبت و مصرف منظم دارو، خانواده او اعلام کردهاند که تنها دو بار اجازه یافتهاند داروی آسم را به مسئولان مرکز تحویل دهند و مراقبتهای پزشکی ضروری هم به او ارائه نشده است.
به گفته منابع نزدیک به خانواده، در همین مدت بازداشت، داروهایی تحت عنوان «ویتامین» هم به او داده شده که ماهیت و کیفیت آنها برای خانواده مشخص نیست.
در بیش از یک ماهی که از بازداشت ایلتای می گذرد، به والدین او تنها هفتهای یکبار و در روزهای دوشنبه اجازه ملاقات حضوری بسیار کوتاه داده شده که نزدیک به ۲۰ دقیقه به طول انجامیده است. در همین زمان تماسهای تلفنی نیز بهصورت محدود برقرار شده است.
بر اساس همین اطلاعات، پرونده این نوجوان به شعبه سوم بازپرسی دادگاه گنبدکاووس و تحت نظارت قاضی سعیدی ارجاع شده است و مشخص نیست چه زمانی کیفرخواست صادر خواهد شد.
با این وجود، منابع نزدیک به خانواده ایلتای تاکید میکنند که با توجه به بیگناهی این نوجوان مشخص نیست چرا دادسرا و دستگاه امنیتی با آزادی او مخالفت میکنند.
جانباختن و بازداشت کودکان و نوجوانان
پیشتر گزارشهای زیادی از جانباختن کودکان و نوجوانان در جریان سرکوب انقلاب ملی ایرانیان منتشر شده است.
از جمله، والاستریت ژورنال در گزارشی به نسل زد پرداخت و با اشاره به اینکه این نسل در جریان انقلاب ملی ایرانیان به خیابانها آمد، اما با سرکوب خونین و حتی شلیک تیر خلاص مواجه شد.
هنوز آمار دقیقی از تعداد نوجوانان و دانشآموزان کشته شده در انقلاب ملی ایرانیان وجود ندارد، اما بر اساس روایتهای منتشر شده از سوی خانواده کشتهشدگان، بسیاری از افرادی که از سوی جمهوری اسلامی هدف مستقیم شلیک تیر جنگی قرار گرفتند، نوجوانانی بودند که در عرصههای مختلف ورزشی، علمی، فرهنگی و هنری نخبه محسوب میشدند.
رییس کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی ۱۰ بهمن بازداشت دانشآموزان را تایید کرد و علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش نیز گفت در جریان اعتراضات تعدادی از دانشآموزان و فرهنگیان کشته شدند اما از دادن آماری دقیق خودداری کرد.
وزیر دادگستری جمهوری اسلامی در گفتوگو با رسانهها گفته است دانشآموزان بازداشتی بعد از تکمیل تحقیقات آزاد میشوند، اما شواهد و روایات مختلف نشان میدهد که شمار قابل توجهی از دانشاموزان بازداشتی، حتی پس از پایان بازجوییها آزاد نشده و به زندان منتفل شدهاند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.