• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

خانواده‌هایی که با هم به خیابان رفتند اما برنگشتند

فرناز داوری

ایران‌اینترنشنال

۲۱ بهمن ۱۴۰۴، ۱۴:۲۵ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۵:۳۹ (‎+۰ گرینویچ)

انقلاب ملی ایرانیان تنها به‌دلیل گستره جغرافیایی و عدد بالای کشته‌شدگان در حافظه جمعی ثبت نشد. از جمله مواردی که این رویداد را از دوره‌های پیشین متمایز کرده است، حضور گسترده اعضای خانواده‌ها در کنار یکدیگر در خیابان‌ها و در نتیجه، گاه کشته‌شدن هم‌زمان چند عضو یک خانواده بوده است.

در جریان سرکوب معترضان در انقلاب ملی ایرانیان، پدر و فرزند، خواهر و برادر، زوج‌ها و حتی سه عضو یک خانواده همزمان یا در فاصله چند ساعت هدف تیراندازی قرار گرفتند.

برخلاف اعتراضات گذشته که بسیاری از جوانان به‌تنهایی و گاه بدون اطلاع خانواده‌ها شرکت می‌کردند، این‌بار خانواده‌ها با هم به خیابان آمدند؛ پدر و دختر، مادر و فرزند، دو برادر، زوج‌ها و حتی چند نسل در کنار هم.

تصاویر منتشرشده نیز از حضور کودکان، زنان باردار، میانسالان و حتی افراد دارای معلولیت در تجمع‌ها حکایت دارند. اما شدت استفاده از سلاح گرم و تیراندازی مستقیم به سوی جمعیت، در موارد متعددی باعث شد چند عضو یک خانواده هم‌زمان هدف قرار گرفته و کشته شوند.

بر اساس اطلاعاتی که تاکنون از سوی ایران‌اینترنشنال تایید شده است، شمار قابل توجهی از خانواده‌ها بیش از یک عضو خود را در جریان سرکوب روزهای ۱۸، ۱۹ و ۲۰ دی‌ماه از دست داده‌اند.

با توجه به قطع ارتباطات، فشارهای امنیتی بر خانواده‌ها و دفن‌های پنهانی، برآورد می‌شود ابعاد واقعی این فاجعه بسیار گسترده‌تر از موارد تایید‌شده باشد.

در ادامه، روایت‌های مربوط به برخی خانواده‌ها آمده است که چند عضوشان در دی‌ماه ۱۴۰۴ کشته شدند.

دو برادر؛ رضا و رسول کدیوریان

در کرمانشاه، خانواده کدیوریان از اقلیت یارسان، در فاصله یک روز، هر دو فرزند خود را از دست داد. رضا کدیوریان، ۲۰ ساله، ۱۳ دی‌ماه در جریان تیراندازی نیروهای سپاه پاسداران در محل جان باخت.

برادرش رسول کدیوریان، ۱۷ ساله، در همان حادثه زخمی شد، اما شدت جراحات به حدی بود که روز بعد در بیمارستان طالقانی جان خود را از دست داد.

گفته می‌شود این دو برادر کارگر ساختمان بودند و برای تامین معاش خانواده کار می‌کردند.

100%
از راست به چپ: رسول کدیوریان، ۱۷ ساله، و رضا کدیوریان، ۲۰ ساله

وقتی کمک به برادر به مرگ انجامید؛ حمید و وحید ارزانلو

شامگاه ۱۹ دی در تهرانپارس، حمید و وحید ارزانلو، دو برادر و از فعالان شناخته‌شده صنعت مبلمان، هدف تیراندازی قرار گرفتند و حمید بر اثر اصابت گلوله به سر به‌شدت مجروح شد.

وحید که برای کمک به برادرش به محل حادثه رفته بود، با دو گلوله به ناحیه گردن هدف قرار گرفت و جان خود را از دست داد.

100%
از راست به چپ: وحید ارزانلو و حمید ارزانلو

دو پسرعمو در پاسداران؛ ماهان و امیررضا حیدری

در منطقه پاسداران تهران، امیررضا حیدری، ۱۹ ساله، و پسرعمویش ماهان حیدری، ۲۱ ساله، ۱۸ دی‌ماه کشته شدند.

ماهان دانشجوی رشته کامپیوتر و تکواندوکای حرفه‌ای بود.

خانواده او تا دو روز از سرنوشتش بی‌خبر بودند تا وقتی پدر و برادرش پیکر او را در کهریزک شناسایی کردند.

100%
از راست به چپ: ماهان حیدری و امیررضا حیدری

سه مرد از یک خانواده؛ پرونده تیموری‌راد

در فردیس کرج، ۱۹ دی‌ماه، سه عضو از یک خانواده هدف تیراندازی قرار گرفتند: امید تیموری‌راد، ۴۷ ساله، پسرش آرمین، ۱۹ ساله، و برادرش امیر، ۴۲ ساله.

هر سه این تیموری‌رادها در جریان سرکوب اعتراضات بر اثر اصابت گلوله کشته شدند و یک خانواده، در فاصله چند ساعت، سه عضو خود را از دست داد.

100%
از راست به چپ: آرمین تیموری‌راد، امیر تیموری‌راد و امید تیموری‌راد

پدر و پسر در اسلامشهر؛ مهدی و مانی شفیعی

مهدی شفیعی، ۴۱ ساله، و پسرش مانی شفیعی، در اسلامشهر هدف تیراندازی ماموران قرار گرفتند و جان خود را از دست دادند.

پیکر این پدر و پسر برای خاکسپاری به روستای چنارشیخ از توابع اسدآباد همدان منتقل شد.

100%
از راست به چپ: مهدی شفیعی و مانی شفیعی

زوج بوشهری؛ بهروز منصوری و منصوره حیدری

در بوشهر، بهروز منصوری، ۴۲ ساله و کارمند اداره فنی و حرفه‌ای، همراه همسرش منصوره حیدری، ۳۶ ساله، سرپرستار و مدیر بخش بحران بیمارستان سلمان فارسی، ۱۸ دی‌ماه هدف تیراندازی قرار گرفتند.

بهروز با اصابت گلوله به پیشانی و منصوره با اصابت گلوله به قلب جان باختند. این زوج دو فرزند ۹ و ۱۱ ساله داشتند و پیکر آن‌ها پس از چهار روز، همراه با هشدار به خانواده برای سکوت در مراسم، تحویل داده شد.

100%
از راست به چپ: بهروز منصوری و منصوره حیدری

خانواده سه‌نفره در کرج؛ بیژن، زهرا و دانیال مصطفوی

در کرج، ۱۹ دی‌ماه، بیژن مصطفوی، همسرش زهرا بنی‌عامریان و فرزندشان دانیال، هدف تیراندازی قرار گرفتند و هر سه جان خود را از دست دادند.

اعضای این خانواده در زمان وقوع حادثه داخل خودروی شخصی خود حضور داشتند و در جریان اعتراضات، خودروی آن‌ها از سوی ماموران حکومتی به رگبار گلوله بسته شد.

داود مصطفوی، پسر بزرگ‌تر خانواده، نیز هنگام تیراندازی در خودرو حضور داشت و با وجود اصابت گلوله، زنده ماند.

100%
از راست به چپ: دانیال مصطفوی، زهرا بنی‌عامریان و بیژن مصطفوی

پدر پس از پسر؛ بهزاد و حمیدرضا علیزاده

در فردیس کرج، حمیدرضا علیزاده، ۲۵ ساله، با شلیک مستقیم کشته شد.

پس از آن، پدرش بهزاد علیزاده، ۴۹ ساله، نیز هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت.

گزارش‌ها حاکی است پیکرها برای دفن به «بی‌بی سکینه» منتقل شد و برای تحویل آن‌ها از خانواده مبلغی دریافت کردند.

100%
از راست به چپ: بهزاد علیزاده و حمیدرضا علیزاده

زوج جوان تهرانپارس؛ مریم و مجید صالحی سیاوشانی

مریم و مجید صالحی سیاوشانی، زوج جوان، شب ۱۸ دی‌ماه در تهرانپارس هدف تیراندازی قرار گرفتند. مریم در محل جان باخت و همسرش مجید که برای محافظت از او خود را روی پیکرش انداخته بود، به‌شدت مجروح شد.

او یک روز بعد در بیمارستان بر اثر شدت جراحات جان خود را از دست داد. پیکر مجید از کهریزک تحویل خانواده شد و مراسم خاکسپاری این زوج ۲۱ دی‌ماه در «بهشت زهرا» برگزار شد.

100%
از راست به چپ: مریم صالحی و مجید صالحی

پدر و دختر مشهدی؛ علی و شیوا جاوید

علی جاوید، همراه دختر ۱۸ ساله‌اش شیوا جاوید در اعتراضات ۱۸ دی‌ماه منطقه هفت‌تیر مشهد حضور داشت. علی را با شلیک گلوله کشتند و شیوا در جریان اعتراضات ناپدید شد.

پس از ۱۰ روز، با خانواده تماس گرفتند و پیکر شیوا تحویل داده شد. علت مرگ، ضربه مغزی اعلام شد.

این پدر و دختر در آرامگاه «بهشت رضا» در کنار یکدیگر به خاک سپرده شدند.

شیوا به‌تازگی دیپلم گرفته و در رشته معماری ثبت‌نام کرده بود.

100%
از راست به چپ: علی جاوید و شیوا جاوید

دو برادر نوجوان؛ امیرحسین و آرین عشقی

امیرحسین عشقی، ۱۹ ساله، و برادرش آرین عشقی، ۱۴ ساله، در اعتراضات ۱۸ دی‌ماه حضور داشتند. امیرحسین در مقابل کلانتری یافت‌آباد هدف گلوله قرار گرفت و پس از آن نیز دو گلوله دیگر به قلبش شلیک شد.

پیکر او جمعه ۲۰ دی‌ماه در «بهشت زهرا» به خاک سپرده شد.

یک روز پس از خاکسپاری، به خانواده اطلاع داده شد که آرین نیز کشته شده است.

پیکر او پس از دو روز مفقودی در کهریزک پیدا و تحویل خانواده شد.

گفته شده است که تحویل پیکرها مشروط به اعلام بسیجی بودن آن‌ها بوده است.

100%
از راست به چپ: آرین عشقی و امیرحسین عشقی

پدر و پسر در کرمان؛ روح‌الله و امیرعلی احمدی

روح‌الله احمدی، ۴۰ ساله، و پسرش امیرعلی احمدی، ۱۸ ساله، شامگاه ۱۸ دی‌ماه در کرمان بر اثر شلیک گلوله ماموران حکومتی جان خود را از دست دادند.

بر اساس گزارش‌ها، امیرعلی ابتدا هدف تیراندازی قرار گرفت و دقایقی بعد به پدر او نیز شلیک شد.

روح‌الله احمدی به جز امیرعلی، پدر دو فرزند دیگر بود: یک دختر شش ساله و یک پسر ۱۰ ساله.

100%
از راست به چپ: امیرعلی احمدی و روح‌الله احمدی

پدری که برای کمک رفت؛ حسین و علی جوانبخت

حسین جوانبخت و پسرش علی جوانبخت، ۱۹ ساله، ۱۸ دی‌ماه در فرخ‌شهر استان چهارمحال و بختیاری هدف تیراندازی قرار گرفتند و جان خود را از دست دادند.

بر اساس گزارش‌ها، علی ابتدا هدف شلیک قرار گرفت و پدر او که برای کمک به فرزندش رفت، با شلیک مستقیم گلوله کشته شد.

100%
از راست به چپ: حسین جوانبخت و علی جوانبخت

زوج جوان؛ مرتضی ذوم‌پوش و سمیه رضایی

مرتضی ذوم‌پوش و سمیه رضایی، زوج همدانی بودند که شامگاه ۱۸ دی‌ماه، در میدان دانشگاه همدان با شلیک مستقیم و سپس باتون به‌ آن‌ها حمله می‌کنند.

از این زوج جوان، یک کودک پسر به جای مانده است.

100%
از راست به چپ: مرتضی ذوم‌پوش و سمیه رضایی

به همراه مادرش، نیامده رفت

زیبا دستجردی، ۳۳ ساله، در اعتراضات ۱۹ دی‌ماه در نیشابور در حالی که سه ماهه باردار بود، بر اثر شلیک ماموران کشته شد.

زیبا، مادر یک دختر هشت ساله نیز بود.

100%
زیبا دستجردی

دو داغ در دو اعتراض؛ خانواده شوش

عماد شوش، باریستا، ۱۸ دی‌ماه بر اثر اصابت مستقیم گلوله در لاهیجان جان خود را از دست داد.

پیش‌تر نیز برادر او، علی شوش، در جریان اعتراضات چهلم مهسا امینی در سال ۱۴۰۱ در اصفهان، بر اثر ضربات باتون کشته شده بود.

مادر این دو پس از کشته شدن علی گفته بود: «از خون پسرم نمی‌گذرم.»

100%
عماد شوش به همراه مادرش در مراسم بزرگداشت علی شوش
Banner

پربازدیدترین‌ها

لیست ممنوعه کریستیانو؛ ۱۰ چهره‌ای که در مراسم عروسی رونالدو و جورجینا جایی ندارند
۱

لیست ممنوعه کریستیانو؛ ۱۰ چهره‌ای که در مراسم عروسی رونالدو و جورجینا جایی ندارند

۲

روایت فداکاری‌های محمد صلاح؛ از سفرهای ۹ ساعته تا خوابیدن زیر آسمان قاهره

۳

حمیدرضا رجب‌زاده، مداح حکومتی، پس از ربایش به قتل رسید

۴

آمریکا صرافی‌های ارز دیجیتال مرتبط با شبکه قمار جمهوری اسلامی را تحریم کرد

۵
تحلیل

نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند

انتخاب سردبیر

  • سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس: حذف ارز دارو می‌تواند ۱۴۰۶ را به «سال کشتار بیماران» تبدیل کند

    سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس: حذف ارز دارو می‌تواند ۱۴۰۶ را به «سال کشتار بیماران» تبدیل کند

  • تهران با طولانی کردن جنگ در پی ضربه زدن به ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای است
    تحلیل

    تهران با طولانی کردن جنگ در پی ضربه زدن به ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای است

  • نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند
    تحلیل

    نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند

  • رییس‌جمهور تشریفات؛ پزشکیان در حاشیه روزهای جنگ
    تحلیل

    رییس‌جمهور تشریفات؛ پزشکیان در حاشیه روزهای جنگ

  • هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد
    تحلیل

    هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.