اسناد اپستین؛ از ارتباطاتش با جمهوریاسلامی چه میدانیم؟
در میان ایمیلهای منتشر شده از پرونده جفری اپستین، نامهای از رابرت تریورز، زیستشناس تکاملی برجسته آمریکایی، دیده میشود که خبر از ملاقات اپستین با محمود احمدینژاد، رییس دولت پیشین جمهوریاسلامی، میدهد. اما این تنها موردی نیست که نام ایران در این اسناد دیده میشود.
در این نامه که تاریخ ان ۴ فروردین ۱۳۹۷ است و در میان میلیونها سند منتشر شده از سوی وزارت دادگستری آمریکا دیده میشود، تریورز به دیداری میان اپستین و احمدینژاد اشاره کرده است.
تریورز در این نامه که خطاب به اپستین نوشته، یادآوری کرده که احمدینژاد پس از سخنرانیهای تند در مجمع عمومی سازمان ملل متحد علیه اسرائیل و صهیونیسم، در نیویورک با اپستین دیدار کرده است.
نویسنده در نامه خود تصریح کرده که اطلاعاتش درباره احمدینژاد محدود است و بخشی از آن را با جستوجوی اینترنتی به دست آورده؛ از جمله اینکه احمدینژاد از خانوادهای مستمند میآید و سابقه کار به عنوان مهندس و معلم را دارد.
او در این نامه در قالب یک پرسش غیرقطعی از اپستین پرسیده که آیا این پیشزمینه اجتماعی، نقطه اتکایی برای ارتباط میان آن دو بوده است یا نه.
تریورز در این نامه همچنین اپستین را فردی توصیف کرده که در ارتباطات سیاسی و اجتماعیاش «چندچهره» است و میتواند همزمان با شخصیتهایی از طیفهای کاملا متضاد ایدئولوژیک ارتباط داشته باشد.
تریورز در این چارچوب، دو مثال آورده است: فیدل کاسترو، رهبر کوبا، که در نگاه نویسنده نماد سوسیالیسم رادیکال است و احمدینژاد، که از نظر او نماینده اسلامگرایی رادیکال به شمار میرود.
علی اکبر جوانفکر مشاور رسانهای احمدینژاد ۱۳ بهمن در واکنش به افشای این اطلاعات نوشت: «ادعای مطرح شده در رسانهها، دایر بر ملاقات فردی به نام اپستین با دکتر احمدینژاد، کذب محض است و چنین ملاقاتی هرگز انجام نشده است. این ادعا چیزی جز خبرسازی برپایه دروغ و فریب نیست.»
سفرهای احمدی نژاد به نیویورک
احمدینژاد از مرداد ۸۴ تا تیر ۹۲ در دوران هشتساله حضورش در دولتهای نهم و دهم، در مجموع هشت بار برای شرکت و سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک سفر کرد.
نخستین سفر او با طرح ادعای «هاله نور» به یکی از جنجالیترین رویدادهای دولت او تبدیل شد. در آخرین سفر نیز همراه بردن هیاتی حدود ۱۲۰ نفره، که گفته میشد پسر، عروس و مادر عروس او هم در میانشان بودهاند، واکنشها و انتقادهای گستردهای برانگیخت.
علیرضا اتحادیه در اسناد اپستین
در دور پیشین انتشار اسناد مربوط به اپستین، نام یک ایرانی دیگر هم در میان مکاتبات او توجه رسانهها را به خود جلب کرد، علیرضا اتحادیه، تاجر ایرانی و مدیرعامل شرکت فروش جتهای شخصی فریاستریم.
به نظر میرسد شکلگیری ارتباط این دو پیش از هر چیز به دلیل استفاده اپستین از سرویس جتهای اختصاصی اتحادیه بوده است.
این دو بارها در فاصله سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸ با یکدیگر مکاتبه داشتهاند. موضوع مکاتبات اولیه بیشتر مربوط به هماهنگی پروازهای اختصاصی برای اپستین و مهمانان او بوده است. اما به مرور زمان مکاتبات این دو حول موضوعات مرتبط با ایران ادامه پیدا کرده است.
این مکاتبات شامل تبادل تحلیل و اطلاعات سیاسی درباره وضعیت داخلی ایران و سیاستهای آمریکا در قبال تهران نیز هست.
در خرداد ۱۳۹۶، (مه ۲۰۱۷) اتحادیه بخشهایی از گزارشی از نیویورکتایمز را برای اپستین ارسال کرده که به سخنرانی دونالد ترامپ، رییسجمهوری وقت آمریکا درباره ایران، تلاش او برای نزدیکی به کشورهای سنیمذهب منطقه بهویژه عربستان سعودی، و واکنشهای اجتماعی در ایران پس از شکست ابراهیم رییسی، رییس دولت سیزدهم پرداخته است.
در بخشی از این گزارش، نقلقولی از فاضل میبدی، فعال سیاسی، آمده که به چالشهای حسن روحانی، رییس دولتهای یازدهم و دوازدهم برای گسترش آزادیهای اجتماعی و شکستن انحصار تندروها بر رسانههایی مانند صداوسیما اشاره دارد.
اپستین در پاسخ به این ایمیل نوشته است: «به تو گفته بودم این اتفاق میافتد. قبل از آنکه اوضاع بهتر شود، بسیار بدتر خواهد شد.»
یک سال بعد از این ایمیل، ترامپ از توافق برجام خارج شد.
در ایمیلی مربوط به تیر ۱۳۹۷ (ژوئیه ۲۰۱۸)، لحن مکاتبات بین این دو تغییر کرده است. اینبار اپستین با درخواست اطلاعات فنی درباره یک جت بیزینس بویینگ وارد گفتوگو شده و از اتحادیه جزئیات فنی و برنامه بررسیهای دورهای هواپیما را میخواهد.
او در همان پیام، به اظهارات ترامپ درباره تمایل به توافق با ایران اشاره کرده و این رویکرد را «دیوانگی» توصیف کرده است.
اتحادیه در پاسخ به او نوشته است: «بیایید دوستیمان را حفظ کنیم و درباره سیاست حرف بزنیم. تو دنبال اطلاعات مفتی هستی و من دیگر مفتی اطلاعات نمیدهم.»
در ادامه مکاتبات، زمانی که اپستین درباره فروش جت پرسوجو میکند، اتحادیه پاسخ میدهد پیشنهاد دیگری دریافت شده و احتمال پذیرش همان پیشنهاد وجود دارد.
دیگر ارتباطات اپستین با ایران
در روزهای اخیر تصویری از متن یک کتاب در شبکههای اجتماعی با عنوان ارتباط اپستین با فروش سلاح به جمهوری اسلامی در دوره جنگ ایران و عراق منتشر شده است.
این تصویر صفحه ۲۰ و ۲۱ جلد دوم کتاب «یک ملت تحت اخاذی» است که در سال ۲۰۲۲ منتشر شده است.
بر اساس آنچه در این کتاب آمده است ارتباطات اپستین با ایران، نه به سالهای پایانی زندگی او، بلکه عمدتا به دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ و فعالیتهای پنهان در حوزه تجارت اسلحه، پولشویی و شبکههای اطلاعاتی بازمیگردد؛ دورهای که همزمان با جنگ ایران و عراق و پروندههای محرمانهای مانند ایران-کنترا بوده است.
بر اساس اظهارات استیون هافنبرگ، که از نزدیکان و همکاران پیشین اپستین بوده، او در اوایل دهه ۱۹۸۰ تحت آموزشهای سر داگلاس لیس قرار گرفت؛ فردی که هافنبرگ از او بهعنوان مربی اپستین در حوزه قاچاق اسلحه، ایجاد شرکتهای پوششی و پولشویی نام میبرد.
هافنبرگ گفته است که تا سال ۱۹۸۳، اپستین بهطور مستقیم در فروش تسلیحات چینی به ایران از طریق شرکت دولتی نورینکو مشارکت داشته است؛ معاملاتی که در اوج جنگ ایران و عراق انجام میشد.
عملیات موازی با ایران-کنترا و نقش بانک BCCI
به گفته هافنبرگ، این فعالیتها در قالب یک عملیات «موازی» با پرونده ایران-کنترا پیش میرفت؛ عملیاتی که در آن اپستین، داگلاس لیس و عدنان خاشقجی، دلال مشهور تسلیحات سعودی، با یکدیگر همکاری داشتند.
بنا بر این روایت، تامین مالی و انتقال پول در این معاملات بهشدت متکی بر خدمات بانک BCCI بوده؛ بانکی که بعدها به دلیل نقش گسترده در پولشویی، تامین مالی عملیات مخفی و ارتباط با دستگاههای اطلاعاتی چند کشور، منحل شد.
ارتباط با شبکههای اطلاعاتی اسرائیل
در روایتی دیگر، آری بن-مناشه، افسر پیشین اطلاعاتی اسرائیل، فاش کرده است که رابرت ماکسول، غول رسانهای بریتانیایی-چکتبار و مالک امپراتوری مطبوعاتی میرور گروپ، قصد داشته اپستین را در انتقال و فروش تجهیزات نظامی و تسلیحات از اسرائیل به ایران، در چارچوب عملیاتهای اطلاعاتی، درگیر کند.
به گفته بن-مناشه، اپستین در آن دوره بهطور مکرر در دفتر ماکسول در لندن حضور داشته و با این شبکه ارتباط نزدیک برقرار کرده بود؛ ارتباطی که در اسناد و روایتهای بعدی نیز تکرار شده است.
ملک مرتبط با ایران در قلب منهتن
در حوزه املاک نیز نام اپستین با ایران گره خورده است.
بر اساس اسناد موجود، او از سال ۱۹۹۲ عمارتی در خیابان ۶۹ شرقی منهتن را اجاره کرد که پیش از آن محل اقامت سرکنسول ایران در نیویورک بود.
این ملک که از آن بهعنوان «قلعهای کوچک» یاد شده، پس از انقلاب ۱۳۵۷ و قطع روابط دیپلماتیک میان ایران و آمریکا، در سال ۱۹۸۰ از سوی دولت آمریکا مصادره شد.
وزارت امور خارجه آمریکا، در دوره وزارت جیمز بیکر، این ساختمان را با اجاره ماهانه ۱۵ هزار دلار در اختیار اپستین قرار داد. بعدها وزارت خارجه آمریکا از اپستین به خاطر اجاره این عمارت به دیگران به قیمت ۲۰ هراز دلار در ماه شکایت کرد.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.