مذاکرات استانبول؛ دیپلماسی برای خرید زمان یا مقدمه تقابل؟

از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ به اینسو، نشانههای فزایندهای وجود دارد که ایالات متحده به یک جمعبندی راهبردی تازه درباره نظم امنیتی و سیاسی غرب آسیا رسیده است.

از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ به اینسو، نشانههای فزایندهای وجود دارد که ایالات متحده به یک جمعبندی راهبردی تازه درباره نظم امنیتی و سیاسی غرب آسیا رسیده است.
این جمعبندی، تفاوتی اساسی با رویکرد دوران باراک اوباما دارد؛ دورانی که واشینگتن میکوشید مسئولیت تامین امنیت منطقه را به بازیگران منطقهای واگذار کند. در مقابل، دولت ترامپ، در هماهنگی نزدیک با اسرائیل، بهدنبال تحمیل یک نظم جدید منطقهای است، نه مدیریت آن از راه توازن نیروها.
نخستین نشانههای این تغییر رویکرد را میتوان در واکنش کشورهای منطقه به جنگ غزه مشاهده کرد؛ جایی که همراهی عملی اغلب دولتهای عربی با سیاستهای آمریکا و اسرائیل، و سکوت آنها در برابر نابودی حماس، عملاً راه را برای تمرکز بعدی بر ایران هموار کرد.
پس از جنگ ۱۲ روزه و وارد آمدن ضربه جدی به زیرساختهای غنیسازی ایران و همچنین تضعیف محسوس شبکه نیروهای نیابتی تهران، به نظر میرسد واشینگتن وارد مرحله تازهای شده است: دیکته کردن شروط مستقیم به جمهوری اسلامی به منظور تمکین در برابر نظم جدید مورد نظر واشینگتن. بر اساس اطلاعات موجود، این شروط فراتر از پرونده هستهای است و مجموعهای از مطالبات امنیتی را در بر میگیرد؛ از برچیده شدن کامل تاسیسات هستهای و خروج مواد غنیشده از کشور گرفته تا محدودسازی شدید برنامه موشکی و پایان دادن به نقشآفرینی نیروهای نیابتی ایران در منطقه.
با این حال، شواهد سیاسی نشان میدهد که نه رهبر جمهوری اسلامی آمادگی پذیرش چنین شرایطی را دارد و نه دولتهای آمریکا و اسرائیل نشانهای از عقبنشینی بروز دادهاند. در چنین وضعیتی، تلاشهای دیپلماتیک از سوی ترکیه، مصر و قطر بیش از آنکه معطوف به حلوفصل اختلافات باشد، بهنظر میرسد با هدف مدیریت زمان و جلوگیری از تشدید فوری درگیری دنبال میشود.
در همین چارچوب، گفته میشود تهران از مذاکرات بهعنوان ابزاری برای خرید زمان استفاده میکند؛ از یک سو برای به تعویق انداختن احتمال اقدام نظامی و کاهش فشار خارجی، و از سوی دیگر برای کنترل فضای داخلی و مهار نارضایتی عمومی در شرایطی که گفتمان تغییر سیاسی بار دیگر در جامعه ایران برجسته شده است. اظهارات متناقض و واکنشی برخی مقامهای ارشد جمهوری اسلامی پس از طرح موضوع خروج مواد هستهای از کشور، نشانهای از وجود خطوط قرمز سخت و عدم آمادگی برای امتیازدهی واقعی است.
از این منظر، گفتوگوهای روز جمعه در استانبول - که نه چارچوب مشخصی برای آن اعلام شده و نه دستورکار شفافی دارد - بهاحتمال زیاد کوتاه و عمدتاً نمادین خواهد بود. تجربه مذاکرات پیشین، از جمله گفتوگوهای ماه مه ۲۰۲۵ در ایتالیا، نشان میدهد که این نوع نشستها بیشتر برای انتقال پیام و تثبیت مواضع طرفین برگزار میشود، نه دستیابی به توافق.
در این میان، نقش ترکیه بهعنوان میزبان و میانجی نیز قابل توجه است. آنکارا دلایل متعددی برای تلاش در جهت جلوگیری از درگیری مستقیم میان ایران و آمریکا دارد: از نگرانی نسبت به پیامدهای منطقهای سقوط احتمالی جمهوری اسلامی و شکلگیری یک نظام سکولار و دموکراتیک در ایران که رابطه خوبی با اسرائیل داشته باشد، گرفته تا بیم از سرریز تحولات داخلی ایران به ترکیه. افزون بر این، روابط خاص تهران و آنکارا پس از کودتای نافرجام ۲۰۱۶ و همچنین نگاه امنیتی اردوغان به آینده سیاسی منطقه، ترکیه را به بازیگری فعال در این معادله تبدیل کرده است.
در مجموع، تا زمانی که گشایشی بنیادین در مواضع تهران و واشینگتن ایجاد نشود، دیپلماسی بیش از آنکه مسیر حل بحران باشد، ابزاری برای کنترل زمان و مدیریت تنش خواهد بود. مسیر کنونی نه به سوی مصالحه پایدار، بلکه به سمت تقابل مدیریتشده با احتمال لغزش به درگیری گستردهتر حرکت میکند.