• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

سرکوب سازمان‌یافته و راه‌های پیگیری خانواده‌ها برای نجات معترضان بازداشت‌شده یا ناپدیدشده

رضا اکوانیان
رضا اکوانیان

ایران‌اینترنشنال

۱۳ بهمن ۱۴۰۴، ۲۱:۵۹ (‎+۰ گرینویچ)

بسیاری از خانواده‌های معترضان بازداشت‌شده در ایران با بی‌خبری از سرنوشت عزیزانشان روبه‌رو شده و گفته‌اند نام آن‌ها در فهرست بازداشت‌شدگان نیست و هیچ نهادی مسئولیت بازداشت‌شان را نمی‌پذیرد. این گزارش به الگوی ناپدیدسازی قهری و مسیرهای پیگیری برای نجات جان بازداشت‌شدگان می‌پردازد.

این گزارش با هدف ثبت الگوی سرکوب و ناپدیدسازی قهری و ارایه راهنمایی عملی به خانواده‌ها، فعالان و روزنامه‌نگاران در داخل و خارج ایران تهیه شده است.

آنچه در هفته‌های گذشته رخ داده، صرفا بازداشت گسترده یا خشونت خیابانی نیست، بلکه الگویی است که در آن فرد بازداشت می‌شود، نامش ثبت نمی‌شود و خانواده در چرخه سکوت، تهدید و پاس‌کاری اداری میان نهادهای امنیتی و دستگاه قضایی گرفتار می‌ماند.

در ادبیات حقوقی، این وضعیت «ناپدیدسازی قهری» نام دارد و خطر شکنجه، اعتراف اجباری، مرگ در بازداشت و صدور احکام سنگین را افزایش می‌دهد.

این گزارش نشان می‌دهد سکوت، امنیت نمی‌آورد و پیگیری هم‌زمان، مستندسازی دقیق و اطلاع‌رسانی حساب‌شده می‌تواند به یافتن رد فرد معترض ناپدیدشده، ایجاد فشار برای پاسخ‌گویی و کاهش خطر کمک کند.

ناپدیدسازی قهری و بازداشت غیرقانونی

در حقوق بین‌الملل، ناپدیدسازی قهری تعریف روشنی دارد؛ فردی به‌دست نهادهای حکومتی یا نیروهای وابسته بازداشت یا ربوده می‌شود، اما سپس مقام‌ها از اعلام سرنوشت یا محل نگهداری او خودداری می‌کنند و هیچ نهاد مشخصی مسئولیت بازداشت را نمی‌پذیرد.

آن‌چه در هفته‌های اخیر در ایران گزارش شده، با این تعریف هم‌خوانی دارد؛ بازداشتی که از همان ابتدا خارج از مسیرهای رسمی ثبت می‌شود و خانواده را در وضعیت بی‌خبری و بلاتکلیفی قرار می‌دهد.

100%

شهادت‌های خانواده‌ها، گزارش‌های حقوق‌بشری و داده‌های جمع‌آوری‌شده نشان می‌دهد شمار قابل‌توجهی از بازداشت‌شدگان به زندان‌های رسمی منتقل نشده‌اند و به مکان‌هایی برده شده‌اند که در چارچوب شناخته‌شده قضایی تعریف نمی‌شوند؛ از جمله پادگان‌ها، سوله‌ها، ساختمان‌های تغییرکاربری‌یافته یا مراکز بازداشت موقت و مخفی.

در چنین فضاهایی نه ثبت رسمی قابل‌اتکا وجود دارد، نه نظارت مستقل و نه امکان دسترسی خانواده یا وکیل و همین نامرئی‌شدن، ناپدیدسازی قهری را به یکی از پرخطرترین شکل‌های سرکوب تبدیل می‌کند.

تجربه سال‌های گذشته در ایران نشان داده هرچه مدت بی‌خبری طولانی‌تر شود، خطر شکنجه، اعتراف اجباری و مرگ در بازداشت افزایش می‌یابد.

هم‌زمان فشار امنیتی برای جلوگیری از اطلاع‌رسانی تشدید می‌شود؛ از تماس‌های تهدیدآمیز و احضار خانواده‌ها تا بازداشت افراد نزدیک و هشدار به روزنامه‌نگاران.

در عین حال، تجربه‌های اخیر نشان داده پیگیری رسمی نیز لزوما تضمینی برای حفظ جان بازداشت‌شدگان نیست.

در برخی پرونده‌ها، تعیین وثیقه‌های سنگین و طولانی‌کردن روند اداری به تعلیقی فرساینده می‌انجامد که نه مانع بازجویی خشن می‌شود و نه خطرهای جانی را کاهش می‌دهد.

امیر رئیسیان، حقوق‌دان و وکیل دادگستری، در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت شمار بازداشتی‌ها «خیلی زیاد» است و بسیاری از خانواده‌ها حتی از شماره پرونده، شعبه رسیدگی‌کننده یا محل نگهداری عزیزانشان بی‌اطلاع‌اند.

به گفته او، محدودیت‌های «تبصره ۴۸» و برگزاری جلسه بدون حضور وکیل، امکان اعلام وکالت را کاهش داده و بی‌خبری مطلق را به اصلی‌ترین مشکل خانواده‌ها تبدیل کرده است.

هم‌زمان با موج بازداشت‌ها، آمار دقیق بازداشت‌شدگان و احضارشده‌ها همچنان نامشخص است؛ وضعیتی که به‌گفته وکلا و فعالان حقوق بشر، نه ناشی از فقدان داده، بلکه نتیجه ثبت‌نشدن عامدانه پرونده‌ها، پاسخ‌ندادن رسمی نهادهای مسوول و سرگردان‌کردن خانواده‌ها در چرخه‌ای فرساینده از مراجعات اداری است.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده از سوی نهادها و سایت‌های حقوق بشری، ده‌ها هزار نفر در هفته‌های اخیر بازداشت شده‌اند و برخی منابع مستقل شمار واقعی احضار و بازداشت‌ها را نزدیک به ۱۰۰ هزار نفر یا حتی بیشتر برآورد می‌کنند.

بنا بر این گزارش‌ها، بخش قابل‌توجهی از بازداشت‌شدگان را نوجوانان، جوانان و شهروندان زیر ۳۰ سال تشکیل می‌دهند؛ نسلی که اغلب هیچ تجربه‌ای از مواجهه با بازجویی‌های امنیتی، بازداشت‌های طولانی‌مدت یا روندهای قضایی و امنیتی ندارد.

هم‌زمان، وزارت اطلاعات، سازمان اطلاعات سپاه و دیگر نهادهای امنیتی با احضار و تهدید فعالان مدنی، سیاسی و حقوق بشری، وکلا و حتی خانواده‌های بازداشت‌شدگان، تلاش کرده‌اند مسیر اطلاع‌رسانی عمومی را مسدود کنند.

طی روزهای گذشته، گزارش‌هایی از احضار یا بازداشت شماری از وکلا و فعالان مدنی و سیاسی منتشر شده و به فعالان هشدار داده شده که انتشار نام‌ها و روایت‌ها «هزینه سنگین» خواهد داشت؛ فشاری که خود بخشی از سازوکار ناپدیدسازی و کاهش هزینه سرکوب تلقی می‌شود.

خانواده‌ها چه باید بکند

ناپدیدشدن همیشه با یک صحنه روشن شروع نمی‌شود. گاهی فقط این است که فرد طبق روال همیشگی به خانه برنمی‌گردد. همین لحظه، «ساعت صفر» است؛ اگر جدی گرفته نشود، پیگیری دیر شکل می‌گیرد و هزینه بالا می‌رود.

در موج‌های گسترده سرکوب، یکی از خطاهای رایج، تعلل در آغاز پیگیری است. امید به آزادی سریع طبیعی است، اما تجربه نشان داده تاخیر چندساعته یا چندروزه همان زمانی است که نهادهای امنیتی برای فشار، اعتراف‌گیری اجباری یا پاک‌کردن ردها به آن نیاز دارند.

به همین دلیل، در ساعت‌های نخست، خانواده‌ها بهتر است هم‌زمان دو مسیر جمع‌آوری داده و سازمان‌دهی پیگیری را جلو ببرد.

جمع‌آوری داده یعنی ثبت جزییات، حتی اگر کوچک به نظر برسد؛ زمان دقیق آخرین تماس یا آخرین‌بار دیده‌شدن، مکان احتمالی بازداشت، مسیر تردد، نام افرادی که همراه بوده‌اند، وضعیت سلامتی، داروهای مصرفی و هر نشانه‌ای که بعدا بتواند به سند تبدیل شود.

این اطلاعات نباید در ذهن بماند؛ باید نوشته، ذخیره و در چند جای امن نگهداری شود. حافظه در شرایط اضطراب قابل‌اتکا نیست، اما یک یادداشت دقیق می‌تواند هفته‌ها و ماه‌ها بعد هم به کار بیاید.

هم‌زمان، خانواده باید از همان ابتدا وظایف را تقسیم کند. وقتی همه اعضا پراکنده و بدون هماهنگی پیگیری می‌کنند، روایت‌ها ناخواسته دچار تناقض می‌شود و همین تناقض می‌تواند بهانه‌ای برای انکار و بی‌اعتبارسازی شود.

بهتر است یک نفر مسئول تماس‌ها و پاسخ‌گویی باشد، یک نفر پیگیری حضوری را انجام دهد، یک نفر ثبت اطلاعات و نگهداری اسناد را به عهده بگیرد و یک نفر هم ارتباط با بیرون، از فعالان حقوق بشر و روزنامه‌نگاران تا شبکه‌های حمایتی را مدیریت کند. این تقسیم کار، پیگیری را منظم‌تر و فرسایش خانواده را کمتر می‌کند.

پیش از هر مراجعه، خانواده باید یک پرونده بسازد، حتی اگر یک پوشه ساده باشد؛ نام کامل، نام پدر، سن یا تاریخ تولد، عکس واضح، مشخصات ظاهری، بیماری زمینه‌ای و نیاز دارویی، شماره تماس‌ها، محل کار یا تحصیل و روایت دقیق لحظه ناپدیدشدن یا بازداشت‌شدن به‌دست ماموران سرکوب جمهوری اسلامی.

اگر شاهد، روایت، عکس یا ویدیو وجود دارد، همه باید همان روز در چند محل امن ذخیره شود.

این پرونده فقط برای روزهای اول نیست؛ بعدها وکیل، رسانه و نهادهای بین‌المللی به همین جزییات نیاز دارند و منسجم‌بودن آن، تناقض و فرسودگی را کم می‌کند.

در روزهای نخست، بسیاری از خانواده‌ها با پاسخی تکراری روبه‌رو می‌شوند: «چنین اسمی نداریم.» این پاسخ پایان کار نیست. هدف مراجعه رسمی فقط پیدا کردن فرد نیست؛ ثبت امتناع از پاسخ‌گویی نیز محسوب می‌شود.

این ثبت، بعدها می‌تواند در مسیر پیگیری حقوقی، رسانه‌ای و بین‌المللی به کار بیاید و نشان دهد خانواده از همان ابتدا مسیر پیگیری را آغاز کرده است.

از زندان و دادسرا تا بیمارستان و پزشکی قانونی

در تهران، به‌دلیل تعدد زندان‌ها، دادسراها و نهادهای امنیتی، بسیاری از خانواده‌ها ناچار می‌شوند میان چند نقطه در رفت‌وآمد باشند.

زندان اوین، زندان تهران بزرگ، قرچک برای زنان، بازداشتگاه‌های پلیس امنیت و آگاهی، دادسرای انقلاب و شعب امنیتی دادسراها از جمله جاهایی است که خانواده‌ها معمولا به آنها سر می‌زنند.

در موج‌های گسترده بازداشت، شماری از بازداشت‌شدگان ابتدا در مراکز موقت یا امنیتی نگهداری می‌شوند و روزها بعد به زندان‌های رسمی منتقل می‌شوند؛ بنابراین یک مراجعه به‌ندرت کافی است و پیگیری باید به‌صورت تلفنی یا حضوری تکرار و به‌طور منظم انجام شود.

هر مراجعه بهتر است ثبت شود؛ تاریخ و ساعت، نام بخش یا واحد، نام مسئول یا فرد پاسخ‌گو و مضمون پاسخ. اگر از ارایه پاسخ کتبی خودداری شد، همین خودداری باید نوشته شود.

حتی یک درخواست دست‌نویس ساده برای اعلام محل نگهداری یا وضعیت پرونده می‌تواند بعدها به‌عنوان سندی از پیگیری خانواده و امتناع از پاسخ‌گویی مورد استفاده قرار گیرد.

در شهرهای کوچک و مراکز استان، مسیرها معمولا محدودتر است و به زندان مرکزی، دادسرا و نیروی انتظامی ختم می‌شود؛ اما در مقابل، فشارها می‌تواند مستقیم‌تر و تهدیدآمیزتر باشد.

برخی خانواده‌ها گفته‌اند با تحقیر، تهدید یا هشدار درباره «عواقب پیگیری» روبه‌رو شده‌اند.

توصیه عملی این است که خانواده تنها مراجعه نکند، در صورت امکان همراه داشته باشد و از درگیری لفظی پرهیز کند؛ اما تهدیدها را دقیق ثبت کند. تهدید می‌تواند بخشی از مستندسازی پرونده باشد، نه موضوعی برای نادیده‌گرفتن.

در سرکوب‌هایی که با شلیک گلوله و ضرب‌وجرح همراه است، احتمال زخمی‌شدن و انتقال به بیمارستان وجود دارد.

در تجربه‌های پیشین، گزارش‌هایی منتشر شده که نیروهای امنیتی مجروحان را در بیمارستان بازداشت کرده‌اند یا از کادر درمان خواسته‌اند افراد زخمی را معرفی کنند. به همین دلیل، خانواده‌ها ممکن است ناچار شوند مسیر بیمارستان را نیز جدی بگیرند.

بررسی بیمارستان‌های نزدیک محل اعتراض، مراکز درمانی دولتی و حتی خصوصی می‌تواند سرنخ‌هایی به دست دهد. این پیگیری باید با احتیاط انجام شود؛ هدف ایجاد تنش نیست، بلکه یافتن ردی از فرد ناپدیدشده است.

در برخی موارد، ارتباط با کادر درمان یا افراد آشنا در بیمارستان اطلاعاتی به‌دست می‌دهد که از مسیرهای رسمی به دست نمی‌آید.

پزشکی قانونی و سردخانه‌ها مرحله‌ای است که بسیاری از خانواده‌ها از آن گریزان‌اند، اما تاخیر در این مسیر گاهی می‌تواند به دفن بی‌نام‌ونشان یا تحویل مشروط پیکر منجر شود. رفتن به این مرحله دشوار است، اما نادیده‌گرفتن آن ممکن است بی‌خبری را طولانی‌تر و جبران‌ناپذیرتر کند.

از پیگیری اداری تا اطلاع‌رسانی امن

اگر پس از چند روز هیچ نهادی مسئولیت بازداشت را نپذیرد، نام فرد در هیچ فهرستی ثبت نشود و خانواده فقط بین درهای نهادها و سازمان‌ها و ادارات پاس داده شود، باید یک احتمال جدی را در نظر گرفت؛ ناپدیدسازی قهری.

از این مرحله به بعد، پیگیری موثر معمولا دو مسیر هم‌زمان می‌خواهد؛ ادامه پیگیری رسمی و آغاز ارتباط هدفمند با رسانه‌ها و شبکه‌های حقوق‌بشری.

تجربه‌های پیشین نشان داده سکوت طولانی‌مدت لزوما امنیت نمی‌آورد و در برخی پرونده‌ها به تشدید فشار، اعتراف‌گیری اجباری و صدور احکام شتاب‌زده و سنگین از جمله اعدام و حبس‌های طولانی‌مدت منجر شده است.

در مقابل، اطلاع‌رسانی دقیق و حساب‌شده می‌تواند هزینه بی‌خبری را برای سیستم سرکوب بالا ببرد و امکان پاسخ‌گویی را افزایش دهد؛ نه به‌عنوان تضمین، بلکه به‌عنوان یک ابزار بازدارنده.

انتشار اطلاعات متناقض یا جزییات غیرضروری می‌تواند بهانه پرونده‌سازی ایجاد کند یا دست نهادهای امنیتی را برای تهدید و انکار بازتر کند.

به همین دلیل، توصیه می‌شود خانواده یک متن استاندارد کوتاه داشته باشد و همه اعضا و حامیان فقط همان را تکرار کنند؛ نام و مشخصات فرد، زمان و مکان ناپدیدشدن، نگرانی درباره سلامت و نیازهای پزشکی و مطالبه روشن برای اعلام محل نگهداری و حق تماس.

رسانه‌ها می‌توانند بازداشت ثبت‌نشده را از یک مساله پنهان به یک مطالبه عمومی تبدیل کنند. در بسیاری از پرونده‌ها، تکرار مستمر نام و روایت دقیق و به‌روز باعث شده امکان تماس فراهم شود، نگهداری طولانی در انفرادی متوقف شود یا روند پرونده کندتر شود.

ارتباط با رسانه بهتر است پس از مرتب‌کردن پرونده و با اطلاعات روشن و مستند انجام شود؛ مصاحبه‌ها کوتاه، دقیق و بدون اضافه‌گویی باشد. با این حال، خانواده‌ها بهتر است نکته‌ای را به‌دلیل کم‌اهمیت‌بودن کنار نگذارند، چون گاهی همان جزییات می‌تواند کلیدی، مهم و سرنوشت‌ساز باشد.

در کنار رسانه، شبکه‌های حقوق‌بشری زمانی می‌توانند موثر عمل کنند که داده‌های قابل‌اتکا داشته باشند. هر پرونده فردی اگر منظم ثبت شود، در کنار پرونده‌های مشابه می‌تواند به شناسایی الگو و پیگیری بین‌المللی کمک کند.

ارسال اطلاعات مرحله‌به‌مرحله و با به‌روزرسانی منظم معمولا نتیجه‌بخش‌تر از پیام‌های پراکنده و هیجانی است؛ حتی اگر پاسخ فوری دریافت نشود، ثبت اولیه اهمیت دارد.

در این میان، نقش وکیل فقط حضور در دادگاه نیست. حتی وقتی پرونده ثبت نشده یا اجازه دسترسی نمی‌دهند، وکیل می‌تواند به خانواده کمک کند تخلفات را ثبت کند، متن‌های درست بنویسد و مهم‌تر از همه، مسیر رد رسمی اعترافات اجباری یا امضاهای تحت فشار را در اولین فرصت ممکن پیگیری کند.

این ثبت رسمی، حتی اگر همان لحظه نتیجه ندهد، در مراحل بعدی دفاع و پیگیری حقوقی می‌تواند تعیین‌کننده باشد. هم‌زمان، فشار امنیتی بر خانواده‌ها واقعیتی تکرارشونده است؛ تماس‌های تهدیدآمیز، احضار، هشدار درباره اطلاع‌رسانی و تلاش برای قطع ارتباط با رسانه‌ها.

مدیریت این فشار به‌معنای سکوت مطلق یا رفتار هیجانی نیست، بلکه یعنی نظم‌دادن به پیگیری؛ داشتن یک سخنگوی مشخص، ترجیحا خارج از کشور برای حفظ امنیت، ثبت همه تهدیدها، پرهیز از پخش اطلاعات در جمع‌های ناامن و منتقل‌کردن مستندات به یک یا چند فرد یا نهاد قابل‌اعتماد بیرون از خانواده.

در برابر مرگ، اعدام یا بی‌خبری؛ چرا روایت خانواده باید فورا ثبت شود

نگرانی درباره اعدام‌های شتاب‌زده، مرگ در بازداشت، دفن بی‌نام‌ونشان یا جعل روایت مرگ در آینده، بدبینی نیست؛ حاصل تجربه‌های مستند سال‌های گذشته است.

در شماری از پرونده‌ها، ناتوانی خانواده‌ها در تامین فوری وثیقه با تحویل ناگهانی پیکر فرد بازداشت‌شده پایان یافته است؛ الگویی که نگرانی درباره استفاده از تعلیق‌های قضایی فرساینده به‌عنوان پوششی برای حذف فیزیکی را تقویت می‌کند.

در مواردی دیگر، مرگ بازداشت‌شدگان با برچسب‌هایی چون «خودکشی» یا «حادثه» ثبت شده است؛ روایت‌هایی که با شواهد موجود هم‌خوانی نداشته و عملا مسیر پاسخ‌گویی را مسدود کرده‌اند.

تجربه موج‌های پیشین سرکوب نشان می‌دهد این روایت‌سازی‌ها اغلب هم‌زمان با وعده‌های موقت، تعویق‌های اداری و بلاتکلیفی طولانی خانواده‌ها پیش می‌رود.

در چنین شرایطی، یکی از معدود راه‌های مقابله، جلوتر بودن از روایت رسمی است. یعنی پیش از آن‌که نهادهای مسئول داستان خود را بسازند، خانواده و شبکه‌های حمایتی روایت مستند، دقیق و قابل‌اتکای خود را ثبت و منتشر کرده باشند.

این اقدام دشوار و فرساینده است، اما می‌تواند مانع از محو کامل حقیقت شود و امکان پیگیری بعدی را حفظ کند. وقتی مسیرهای داخلی به بن‌بست می‌رسد، پیگیری حقوقی و بین‌المللی به یک ضرورت تبدیل می‌شود، نه یک اقدام نمادین.

تجربه نشان داده در موارد متعددی، همین فشارهای بیرونی باعث اعلام محل نگهداری، فراهم‌شدن امکان تماس، کندشدن روند پرونده یا تعویق اجرای حکم شده است.

مهم‌تر از همه، اقدام بین‌المللی مانع از آن می‌شود که فرد ناپدیدشده بی‌نام و بی‌رد باقی بماند. در سازوکارهای سازمان ملل، نهادهایی مشخص برای ثبت ناپدیدسازی قهری، بازداشت خودسرانه، شکنجه و خطر اعدام وجود دارد.

این نهادها حکم قضایی صادر نمی‌کنند، اما پرونده رسمی می‌سازند؛ پرونده‌هایی که بعدها مبنای فشار سیاسی، تحریم‌های هدفمند و حتی پیگرد قضایی در برخی کشورها می‌شوند.

ارتباط با گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران، کمیته حقیقت‌یاب شورای حقوق بشر سازمان ملل، گروه کاری ناپدیدسازی قهری، سازمان عفو بین‌الملل و سازمان دیده‌بان حقوق بشر، از مهم‌ترین این مسیرهاست.

هم‌زمان، ثبت دقیق، مستند و بدون اغراق اطلاعات نزد سازمان‌ها و نهادهای حقوق بشری ایرانی، اعتبار پرونده را حفظ می‌کند و امکان پیگیری را بالا می‌برد.

در کنار این موارد، پارلمان‌ها و نهادهای منطقه‌ای نیز می‌توانند به اهرم فشار تبدیل شوند. وقتی یک پرونده به سطح پارلمان‌های ملی یا کمیسیون‌های حقوق بشر می‌رسد، دیگر صرفا یک روایت فردی نیست، بلکه به مساله‌ای سیاسی بدل می‌شود که دولت‌ها ناچار به موضع‌گیری درباره آن هستند.

این مسیر اغلب با کمک شبکه‌های خارج از کشور، نامه‌های مستند و ارتباط هدفمند با نمایندگان پارلمان شکل می‌گیرد؛ مسیری که در موارد متعددی به جلب توجه رسانه‌ای و دیپلماتیک انجامیده است.

همچنین می‌توانید با استفاده از چت‌بات ایران‌اینترنشنال در تلگرام، اطلاعات مربوط به جان‌باختگان، بازداشت‌شدگان یا ناپدیدشدگان را به‌صورت کاملا امن برای ایران‌اینترنشنال ارسال کنید. کافی است روی این لینک کلیک کنید.

از مستندسازی امروز تا پاسخگویی فردا

یکی از مهم‌ترین درس‌های دهه‌های گذشته این است که پاسخگویی همیشه فوری نیست، اما پرونده‌هایی که ثبت و مستند شده‌اند، حتی اگر سال‌ها مسکوت بمانند، بسته نمی‌شوند.

اصل «صلاحیت جهانی» در برخی کشورها امکان پیگرد ناقضان جدی حقوق بشر را فراهم کرده است؛ حتی زمانی که جرم در خارج از مرزهای آن کشور رخ داده باشد.

در چنین مسیری، مستندسازی دقیق نقشی تعیین‌کننده دارد؛ ثبت نام‌ها، زمان‌ها، نقش آمران و عاملان و زنجیره تصمیم‌گیری. خانواده‌ها به‌تنهایی نمی‌توانند این مسیر پیچیده را طی کنند، اما همکاری با وکلای بین‌المللی، نهادهای مستندساز و شبکه‌های حقوق‌بشری می‌تواند پرونده‌های امروز را به ابزار پاسخگویی در آینده تبدیل کند.

هیچ پرونده ناپدیدسازی قهری بدون یک شبکه انسانی فعال زنده نمی‌ماند. خانواده در مرکز این پرونده است، اما بار پیگیری را به‌تنهایی نمی‌تواند به دوش بکشد.

در این نقطه، نقش فعالان حقوق بشر، روزنامه‌نگاران مستقل و شبکه‌های دیاسپورا اهمیت پیدا می‌کند.

فعالان حقوق بشر اغلب نخستین کسانی هستند که می‌توانند یک پرونده فردی را به الگویی گسترده‌تر پیوند بزنند.

کنار هم قرار گرفتن چند پرونده مشابه، از نظر زمان، مکان، شیوه بازداشت یا نهاد دخیل، تصویری می‌سازد که برای نهادهای بین‌المللی قابل‌فهم‌تر و پیگیری‌پذیرتر است.

روزنامه‌نگاران نیز نقشی کلیدی در انسانی‌کردن روایت دارند. گزارش دقیق، مستند و دور از زبان شعاری هم افکار عمومی را حساس می‌کند و هم امکان تحریف روایت را کاهش می‌دهد.

بسیاری از پرونده‌هایی که امروز به‌عنوان نمونه‌های شناخته‌شده نقض حقوق بشر مطرح‌اند، نخستین بار از مسیر گزارش‌های حرفه‌ای رسانه‌ای وارد حافظه عمومی شده‌اند.

شبکه‌های دیاسپورا پل میان داخل و خارج‌اند. آن‌ها می‌توانند روایت خانواده‌ها را به زبان‌های مختلف منتقل کنند، با رسانه‌ها و نهادهای سیاسی کشور محل اقامت ارتباط بگیرند و پرونده را در گردش نگه دارند.

شرط اثرگذاری، هماهنگی با خانواده و اتکا به اطلاعات تاییدشده است؛ اغراق و شایعه همان‌قدر آسیب‌زننده است که سکوت.

یکی از اهداف اصلی ناپدیدسازی قهری، منزوی‌کردن قربانی است. پرونده‌ای که بدون پیگیری بماند، آسان‌تر به حاشیه رانده می‌شود و فراموش می‌شود. به همین دلیل، تبدیل پرونده‌های فردی به پرونده‌های جمعی نه اقدامی نمادین، بلکه ضرورتی راهبردی است.

این فرایند با شناسایی شباهت‌ها آغاز می‌شود؛ زمان‌های نزدیک، مکان‌های مشترک، الگوی مشابه بازداشت یا نقش یک نهاد مشخص. کنار هم قرار گرفتن این داده‌ها نشان می‌دهد با رخدادهای موردی روبه‌رو نیستیم، بلکه با یک سیاست سازمان‌یافته مواجه‌ایم.

اختلاف میان آمارهای رسمی جمهوری اسلامی و برآوردهای رسانه‌ها و نهادهای مستقل درباره شمار کشته‌شدگان، بازداشت‌شدگان و ناپدیدشدگان، بخشی از یک جنگ روایت است.

ناپدیدشدگان بیشترین آسیب را از این وضعیت می‌بینند؛ کسانی که نام‌شان در آمار رسمی نیست، پرونده‌شان ثبت نشده و روایت مستقلی درباره آن‌ها وجود ندارد. در چنین بستری، هر پرونده فردی می‌تواند به‌سادگی از حافظه عمومی حذف شود.

بر اساس اعلام شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال، شمار کشته‌شدگان سرکوب هدفمند اعتراضات از دست‌کم ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر فراتر رفته است؛ آماری که نشان می‌دهد هر نام ثبت‌نشده، در دل آماری بزرگ‌تر ناپدید می‌شود.

از همین‌رو، مستندسازی هر پرونده فردی، حتی در حد یک نام و یک تاریخ، اهمیتی فراتر از همان پرونده دارد و خانواده‌ها نباید منتظر «قطعیت آماری» بمانند.

ناپدیدشدگان در فاصله میان «تاییدشده» و «در دست بررسی» گم می‌شوند و هرچه ثبت و روایت زودتر انجام شود، شانس دیده‌شدن و پیگیری بیشتر است.

ناپدیدسازی قهری جنگی با حافظه است و در برابر آن، مستندسازی و تکرار روایت شکلی از مقاومت. این گزارش وعده نجات قطعی نمی‌دهد، اما بر یک واقعیت تاکید می‌کند: در برابر ناپدیدسازی، بی‌عملی امن نیست.

پیگیری و اطلاع‌رسانی پرهزینه است، اما ناپدیدشدن بی‌صدا پرهزینه‌تر است و هر نام ثبت‌شده گامی است علیه فراموشی و تحریف، تا زمانی که پاسخگویی آمران و عاملان سرکوب مردم ایران، پس از پایان جمهوری اسلامی، ممکن شود.»

Banner

پربازدیدترین‌ها

لیست ممنوعه کریستیانو؛ ۱۰ چهره‌ای که در مراسم عروسی رونالدو و جورجینا جایی ندارند
۱

لیست ممنوعه کریستیانو؛ ۱۰ چهره‌ای که در مراسم عروسی رونالدو و جورجینا جایی ندارند

۲

روایت فداکاری‌های محمد صلاح؛ از سفرهای ۹ ساعته تا خوابیدن زیر آسمان قاهره

۳

شاهزاده رضا پهلوی: حقوق ایران در دریای کاسپین قابل معامله نیست

۴

آمریکا صرافی‌های ارز دیجیتال مرتبط با شبکه قمار جمهوری اسلامی را تحریم کرد

۵
تحلیل

نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند

انتخاب سردبیر

  • سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس: حذف ارز دارو می‌تواند ۱۴۰۶ را به «سال کشتار بیماران» تبدیل کند

    سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس: حذف ارز دارو می‌تواند ۱۴۰۶ را به «سال کشتار بیماران» تبدیل کند

  • تهران با طولانی کردن جنگ در پی ضربه زدن به ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای است
    تحلیل

    تهران با طولانی کردن جنگ در پی ضربه زدن به ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای است

  • نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند
    تحلیل

    نسل معلق؛ ایرانیانی که میان رفتن، دیده شدن و بازگشت زندگی می‌کنند

  • رییس‌جمهور تشریفات؛ پزشکیان در حاشیه روزهای جنگ
    تحلیل

    رییس‌جمهور تشریفات؛ پزشکیان در حاشیه روزهای جنگ

  • هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد
    تحلیل

    هجوم به سئوتا معامله مهاجرتی قذافی با اروپا را دوباره زنده کرد

  • خانواده معترضان بازداشت‌شده برای نجات جان عزیزانشان چه باید بکنند؟

    خانواده معترضان بازداشت‌شده برای نجات جان عزیزانشان چه باید بکنند؟

  • تزریق‌های مشکوک حین بازداشت، عامل احتمالی مرگ معترضان زندانی در ایران

    تزریق‌های مشکوک حین بازداشت، عامل احتمالی مرگ معترضان زندانی در ایران

  • آن‌ها به درمان هم شلیک می‌کنند؛ بازداشت و اتهام‌های سنگین به‌دلیل رسیدگی پزشکی به معترضان

    آن‌ها به درمان هم شلیک می‌کنند؛ بازداشت و اتهام‌های سنگین به‌دلیل رسیدگی پزشکی به معترضان

  • تهدید، احضار و بازداشت فعالان در ایران برای توقف اطلاع‌رسانی درباره جزییات سرکوب خونین

    تهدید، احضار و بازداشت فعالان در ایران برای توقف اطلاع‌رسانی درباره جزییات سرکوب خونین

  • وضعیت بحرانی زندان‌ها در ایران؛ تراکم چندبرابری و خطر جانی برای بازداشت‌شدگان

    وضعیت بحرانی زندان‌ها در ایران؛ تراکم چندبرابری و خطر جانی برای بازداشت‌شدگان

  • شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال: اسامی بیش از ۶ هزار تن از جاویدنامان را دریافت کرده‌ایم

    شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال: اسامی بیش از ۶ هزار تن از جاویدنامان را دریافت کرده‌ایم

•
•
•

مطالب بیشتر

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.