هاآرتص: تورم، تحریم و بنبست سیاسی؛ چرا ایران به نقطه انفجار رسیده است
در ادامه اعتراضات سراسری در ایران، فشار فزاینده اقتصادی، پیامدهای جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل و فروپاشی اعتماد عمومی، به نقطهای رسیده که وضعیت برای بخش بزرگی از جامعه «دیگر قابل تحمل نیست» و همین موضوع، موتور اصلی موج تازه اعتراضات را شکل داده است.
روزنامه هاآرتص چهارشنبه ۱۸ دیماه در گزارشی تحلیلی نوشت آنچه امروز در خیابانها و بازارهای ایران دیده میشود، صرفا واکنشی مقطعی به گرانی نیست، بلکه نتیجه انباشتهشدن سالها کسری بودجه، تحریم، سوءمدیریت و سیاستهای خارجی پرهزینهای است که زندگی روزمره مردم را به بنبست رسانده است.
هاآرتص با استناد به روایتهای شهروندان تهرانی مینویسد سقوط سریع ارزش ریال در ماههای اخیر، بهویژه پس از جنگ کوتاه اما شوکآور با اسرائیل، موجی از وحشت اقتصادی ایجاد کرده است.
بسیاری از کسبه و صاحبان مشاغل خرد، برای حفظ ارزش داراییهای خود، به خرید کالاهای بادوام یا ارز روی آوردهاند و همزمان فعالیت اقتصادی را متوقف کردهاند.
به گفته یکی از بازاریان، فروش کالا عملا بیمعنا شده، زیرا جایگزینی آن حتی یک روز بعد، با قیمتی بسیار بالاتر ممکن است.
این شرایط باعث شده بازار سنتی تهران، که معمولا نماد محافظهکاری و ثبات است، اینبار به یکی از کانونهای اعتراض تبدیل شود؛ اتفاقی که به باور تحلیلگران هاآرتص، از نظر تاریخی اهمیت ویژهای دارد.
در ادامه گزارش آمده است که اعتراضات بهسرعت از شهرهای بزرگ فراتر رفته و به مناطق مختلف کشور گسترش یافته است. شعارها نیز از مطالبات معیشتی عبور کرده و مستقیما مشروعیت کل نظام سیاسی را هدف گرفتهاند.
هاآرتص تاکید میکند حضور بازاریان در کنار اقشار کمدرآمد، کارگران و طبقه متوسط شهری، نشاندهنده شکلگیری نوعی همگرایی اجتماعی کمسابقه است؛ همگراییای که پیشتر تنها در بزنگاههای تاریخی مانند انقلاب ۱۳۵۷ مشاهده شده بود.
این روزنامه اسرائیلی بخش مهمی از بحران کنونی را به پیامدهای جنگ ۱۲روزه نسبت میدهد؛ جنگی که به گفته هاآرتص، نهتنها خسارات امنیتی و روانی بهجا گذاشت، بلکه ضربهای جدی به اعتماد عمومی وارد کرد.
پس از این جنگ، بازار سرمایه ایران شاهد خروج گسترده سرمایههای خرد بود و دخالتهای دولت، بورس را به فضایی «مصنوعی و غیرقابل پیشبینی» تبدیل کرد. همزمان، نگرانی از بازگشت تحریمهای شدیدتر، کمبود آب و برق و سهمیهبندی انرژی، فضای نااطمینانی را تشدید کرده است.
هاآرتص با اشاره به گزارشهای رسمی در داخل ایران مینویسد کسری ساختاری بودجه و اتکای دولت به استقراض از بانک مرکزی، تورم مزمن را به بخشی دائمی از زندگی مردم تبدیل کرده است.
افزایش مداوم مالیاتها در اقتصادی راکد، فشار مضاعفی بر کسبوکارها وارد کرده و چرخهای معیوب از تورم، کاهش قدرت خرید و هجوم به بازار ارز ایجاد کرده است.
به نوشته این روزنامه، دولت عملا گزینهای جز به تعویق انداختن بحران ندارد و این تعویق، هزینههای اجتماعی سنگینتری به همراه آورده است.
در بخش دیگری از گزارش، هاآرتص به افزایش شدید قیمت مواد غذایی اشاره میکند و مینویسد حتی اقلامی مانند تخممرغ، که زمانی غذای ارزان محسوب میشد، اکنون برای بسیاری از خانوادهها به کالایی لوکس تبدیل شده است.
با ثابت ماندن دستمزدها و جهش هفتگی قیمتها، بخش بزرگی از جامعه تنها در پی تامین حداقلهای معیشتی است.
به باور نویسنده هاآرتص، همین شکاف عمیق میان وعدههای رسمی و واقعیت زندگی روزمره، سوخت اصلی اعتراضاتی است که نشانهای از فروکش کردن آنها دیده نمیشود.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.