بنیاد دفاع از دموکراسیها: زمان «حمایت حداکثری» آمریکا از معترضان در ایران فرا رسیده است
مارک دوبوویتز، مدیرعامل بنیاد دفاع از دموکراسیها و بن کوهن، تحلیلگر ارشد این اندیشکده، در یادداشتی با اشاره به خیزش ملی ایرانیان نوشتند جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری شکننده است و آمریکا باید فراتر از سیاست فشار حداکثری، از تلاش معترضان برای سرنگونی حکومت حمایت کند.
نگارندگان در این مطلب که چهارشنبه ۱۷ دی منتشر شد، تاکید کردند ایران بار دیگر شاهد موجی از اعتراضات فراگیر است و این بار به نظر میرسد پایههای قدرت آیتاللهها بهطور جدی در حال فرو ریختن است.
در این مطلب آمده است پایان سرکوب، تمامیتخواهی و نقشآفرینی جمهوری اسلامی در تروریسم جهانی ممکن است بیش از هر زمان دیگری قابل تصور باشد.
به گفته دوبوویتز و کوهن، برای ایالات متحده، ماموریت امروز تنها ادامه سیاست «فشار حداکثری» علیه حکومت ایران نیست. اکنون زمان آن است که این فشار با یک راهبرد صریح و علنی تکمیل شود: تضعیف فلجکننده جمهوری اسلامی از راه «حمایت حداکثری» از ایرانیانی که با عزم راسخ در پی سرنگونی آن هستند
زمانی که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در فوریه ۲۰۲۵ سیاست فشار حداکثری و تحریمها را دوباره علیه جمهوری اسلامی اعمال کرد، به دنبال تحقق این اهداف بود: جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای، برچیدن شبکه نیروهای نیابتی و توقف برنامه موشکهای بالستیک.
حمله آمریکا به تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی در جنگ ۱۲ روزه سیاست ترامپ در قبال تهران را تقویت کرد.
این مسیر به معنای تکرار تجربه عراق یا افغانستان نیست
اعضای بنیاد دفاع از دموکراسیها تاکید کردند آنچه واشینگتن هنوز انجام نداده و اکنون باید انجام دهد، تعهدی صریح به در هم شکستن توانایی جمهوری اسلامی برای حکمرانی است: «این مسیر به معنای تکرار تجربه عراق یا افغانستان نیست. به معنای اعزام نیروهای آمریکایی، ملتسازی یا اشغال نظامی هم نیست.»
تغییر رژیم در ایران با حرکت ارتش آمریکا بهسوی تهران اتفاق نمیافتد؛ این تغییر از خیابانها و به دست خود ایرانیان رقم میخورد، با پشتیبانی قدرت ایالات متحده و اقدامات اسرائیل که بهطور مستقیم ماشین سرکوب حکومت را فلج میکنند.
مردم ایران پیشتر انتخاب خود را بهروشنی اعلام کردهاند. این موج تازه اعتراضات که ادامه خیزشهایی از سال ۲۰۰۹ (جنبش سبز) است، هیچ ابهامی درباره مطالبات مردم ایران باقی نمیگذارد.
در عین حال، موضع ترامپ نیز روشن است: او به رهبران جمهوری اسلامی هشدار داده اگر حکومت دوباره به کشتار گسترده متوسل شود، ایالات متحده «آماده اقدام» است.
لزوم «حمایت حداکثری» از مردم ایران
دوبوویتز و کوهن در ادامه مطلب خود هشدار دادند شجاعت بهتنهایی برای شکست یک دیکتاتوری بهشدت مسلح کافی نیست و دیکتاتورها همین حالا در حال کشتن، زندانی کردن و شکنجه ایرانیان هستند.
آنها افزودند اگر حمایت کافی از معترضان صورت نگیرد، شجاعت در برابر گلوله، زندان و اتاقهای شکنجه در هم شکسته میشود.
در اینجاست که اعلام یک سیاست صریح از سوی آمریکا و اجرای مشترک آن با اسرائیل میتواند نقشی تعیینکننده ایفا کند.
واشینگتن باید در راستای «حمایت حداکثری»، بهطور آشکار عملیاتهای نظامی و پنهان اسرائیل را مورد حمایت قرار دهد و با استفاده از ظرفیتهای سایبری و اطلاعاتی خود، ساختار سرکوب جمهوری اسلامی را تضعیف کند؛ از سپاه پاسداران و نیروهای امنیت داخلی گرفته تا نهادهای اطلاعاتی و سامانههای فرماندهی و کنترل که ستونهای بقای آیتاللهها هستند.
هدف اصلی از کار انداختن ماشین سرکوب جمهوری اسلامی است؛ یعنی هموار کردن مسیر برای شهروندان غیرمسلحی که در برابر یک حکومت مسلح ایستادهاند.
همزمان، ایالات متحده باید حمایتهای غیرنظامی خود را افزایش دهد؛ از جمله فراهم کردن ارتباطات امن، تامین مالی اعتصابهای کارگری و کمک به سازماندهی معترضان و حفظ شتاب اعتراضات.
عملیات سایبری نیز میتواند هماهنگی و انسجام حکومت ایران را مختل کند.
فشار روانی و کارزارهای نفوذ دیجیتال میتوانند وفاداری نخبگان را متزلزل کنند. مشوقها میتوانند به ریزش و جدایی در درون رژیم منجر شوند. شبکههای حمایتی رژیم، چه در داخل و چه در خارج از کشور، قابلیت فروپاشی دارند.
برقراری ارتباطات امن برای معترضان امری حیاتی است و برای تحقق آن، واشینگتن باید واکنش همیشگی جمهوری اسلامی، یعنی قطع اینترنت، را بیاثر کند.
دولت آمریکا باید دسترسی به ویپیانهای رایگان را گسترش دهد و با شرکتهای خصوصی، از جمله استارلینک، همکاری کند تا ارتباط ایرانیان حفظ شود. بدون امکان ارتباط، بسیج و سازماندهی امکانپذیر نیست.
نه مذاکره با جمهوری اسلامی، نه عقبنشینی
در ادامه مطلب دوبوویتز و کوهن آمده است:
امروز مخالفت با رژیم تمام لایههای جامعه ایران را در بر گرفته و اتحادیههای کارگری دست به اعتصاب زدهاند.
طبقه بازاری نیز به این حرکت پیوسته است؛ به گونهای که بازار بزرگ تهران که زمانی یکی از ستونهای حمایت از جمهوری اسلامی به شمار میرفت، در اعتراضات اخیر تعطیل شد.
زنان ایرانی همچنان در صف اول قرار دارند؛ با سرپیچی از حجاب اجباری و احیای روح جنبش «زن، زندگی، آزادی».
حمایت حداکثری آمریکا میتواند مانع از آن شود که این جنبشها زیر فشار ترس، فرسودگی و خشونت سرکوب شوند.
ایالات متحده همچنین باید فشارهای دیپلماتیک و اقتصادی را افزایش دهد. متحدان آمریکا باید سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار دهند و روابط دیپلماتیک خود را با تهران قطع کنند یا در سطح پایینتری ادامه دهند.
مقامهای حکومت در همه سطوح باید با تحریمهای هدفمند و مسدود شدن داراییها روبهرو شوند و داراییهای بلوکهشده جمهوری اسلامی در خارج از کشور نیز باید برای تامین مالی صندوقهای اعتصاب کارگری مورد استفاده قرار گیرد.
ترامپ باید از یک موضوع پرهیز کند: عقبنشینی یا تکرار تلاشهای بینتیجه برای مذاکره با حکومتی که گفتوگو را ابزاری برای خریدن زمان میداند.
فرصتهایی مانند اعتراضات اخیر بهندرت و شاید یکبار در هر نسل به وجود میآیند. از سال ۱۳۵۷ تاکنون، جمهوری اسلامی هرگز تا این حد آسیبپذیر نبوده است. پس از نزدیک به نیم قرن تاریکی ناشی از حاکمیت دینی، تاریخ روزنهای گشوده است. ترامپ باید به گشوده شدن کامل این دریچه کمک کند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.