ایراناینترنشنال بر اساس بررسیها و راستیآزماییهای مستقل، از آغاز اعتراضات سراسری در ایران از هفتم دیماه تا شامگاه ۱۵ دیماه، هویت ۲۱ شهروند معترضی را که در جریان این اعتراضات در شهرهای مختلف جان خود را از دست دادهاند، شناسایی کرده است.
بر اساس این بررسیها، نام عرفان بزرگی، معترض کشتهشده در مرودشت، رضا کدیوریان، ۱۷ یا ۱۸ ساله و کارگر ساختمانی، رسول کدیوریان، ۲۰ ساله و کارگر ساختمانی و رضا قنبری، ۱۶ ساله و کارگر ساختمانی در کرمانشاه و یک معترض در ازنا بهنام رضا مرادی، ۱۷ ساله و شاگرد صافکاری، بهتازگی در فهرست جانباختگان قرار گرفته است.
در مورد بزرگی، کشته شده در مرودشت فارس، گزارش شده است او ۱۲ دیماه بر اثر شلیک گلوله به سر مجروح شد و در بیمارستان جان باخت.
طبق اطلاعات رسیده، رضا کدیوریان، رسول کدیوریان و قنبری در کرمانشاه و در خیابان ارتشِ محله جعفرآباد هدف تیراندازی قرار گرفتند. رضا کدیوریان در محل کشته شده و رسول کدیوریان روز بعد در بیمارستان طالقانی کرمانشاه جان خود را از دست داده است.
منابع ایراناینترنشنال گفتند رضا و رسول کدیوریان، دو برادر از اقلیت یارسان بودهاند.
درباره قنبری نیز گزارش شده است که او حوالی ساعت هفت عصر کشته شده و خانوادهاش برای خودداری از اطلاعرسانی، تحت فشار قرار گرفتهاند.
او در یکی از روستاهای کامیاران به خاک سپرده شد.
مرادی، اهل طایفه «عبدالوند»، ۱۱ دیماه در شهر ازنا در استان لرستان، روبهروی پاسگاه انتظامی، هدف دو گلوله، یکی به ناحیه سر و دیگری به پهلو قرار گرفت. او صبح ۱۵ دیماه در بیمارستان ولیان الیگودرز جانباخت.
یک منبع نزدیک به خانواده مرادی در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت: «خانواده رضا به نهادهای مختلف از جمله نیروی انتظامی و سپاه پاسداران، مراجعه کردهاند، اما این نهادها از تحویل پیکر رضا خودداری کردهاند و تاکنون پیکر او تحویل داده نشده است.»
این منبع مطلع افزود: «رضا فرزند اول خانواده بود و پدرش کارگر است. وضعیت مالی خانواده مناسب نیست. رضا تحصیل را ترک کرده و بهعنوان شاگرد صافکار و نقاش مشغول کار شده بود.»
او در پاسخ به این سوال که انگیزه مرادی از پیوستن به اعتراضات چه بود، گفت: «بدبختی، نداری و گرانی. رضا به ورزش علاقهمند بود؛ بهویژه کشتی. "پهلوان" بود و بسیار شجاع.»
نامهای کشتهشدگان دیگر
ایراناینترنشنال پیشتر نیز هویت شماری از معترضان جانباخته، از جمله امیرحسام خدایاریفرد، داریوش انصاری بختیاروند، شایان اسدالهی، احمدرضا امانی، خداداد شیروانی منفرد، احمد جلیل، سجاد والامنش زیلایی، احد ابراهیمپور عبدلی، امیرحسین بیاتی، علی عزیزی جعفرآبادی، حسین ربیعی، سروش (حافظ) سلیمانی، رضا عظیمزاده، فارس آقامحمدی، مهدی امامیپور و لطیف کریمی را تایید کرده بود.
بررسیهای ایراناینترنشنال نشان میدهد دهها تن دیگر از معترضان نیز در اثر شلیک گلولههای جنگی و ساچمهای نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی زخمی شدهاند.
برخی منابع شمار جانباختگان را بیش از این اعلام کردهاند، اما بررسیهای ایراناینترنشنال برای شناسایی هویت جانباختگان در شهرهای مختلف همچنان ادامه دارد و با توجه به فضای امنیتی، قطع یا اختلال اینترنت و دشواری دسترسی به منابع مستقل در برخی مناطق، انتظار میرود هویت شمار بیشتری از جانباختگان در روزهای آینده شناسایی شود.
سایت حقوق بشری هرانا نیز ۱۴ دیماه در گزارشی اعلام کرد تا هشتمین روز اعتراضات، دامنه آن به ۲۲۲ نقطه در ۷۸ شهر از ۲۶ استان رسید و همزمان شمار بازداشتشدگان به حدود هزار نفر افزایش یافت.
اخبار و اطلاعات مرتبط با اعتراضات سراسری در ایران، لحظهبهلحظه در پوشش زنده ایراناینترنشنال بهروزرسانی میشود.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.